بحث مخصّص



مهمترین مطالب این قسمت :
– لیست اولویت‌ها در شناخت امام زمان و امور مربوط به او
– اهمیت شناخت و بررسی نشانه‌های ظهور امام زمان علیه السلام
– اگر امام زمان ناگهانی وبدون نشانه ظهور کند چه می شود؟
– نشانه‌های حتمی ظهور امام زمان

در تاریخ 27/اسفند/1402 – 17/3/2024م – 6/ماه رمضان/1445هـ
از شبکه ماهواره ای “القمر” به صورت زنده پخش شد

———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

www.instagram.com/alghezzi_farsi

www.t.me/alghezzi_farsi

متن این قسمت :

یا زهـــرا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر قائم آل محمد
سلام بر منتظران راستین او که دارای شناخت صادق و وفای به عهدند
سلام بر همه شما
پانورامای ظهور مهدوی، قسمت سوم
* * * * *
برنامه طلایی
این برنامه‌ی دهکده ظاهر و امن است که بر اساس مكتب یمانی می باشد.
– برگرفته از آیه 18 سوره سبأ ﴿ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ﴾ –
خلاصه طلائی: امام خود را بشناس، و او را به دیگران بشناسان
شناخت طلایی: امام تو دین تو، و دین تو امام توست
عبادت طلایی: مثل یک سرباز آزاده در خدمت امام زمانت باش
برائت طلائی: طلاق بده مکتب دارندگان عمامه‌های بزرگ ابلیسی در نجف وکربلا، طلاقی بائن بدون بازگشت، اگر برای امام خود ارادت داشتی.
* * * * *

قسمت اول این برنامه، مقدمه‌ای بود برای معرفی محتوای برنامه و سایر امور مربوط به آن، سپس قسمت دوم آمد که در آن مقدمه را کامل کردم و بعد از آن راجع
به حقیقتی مهم صحبت کردم، حقیقتی که به آن نیاز داریم و باید در طول برنامه همیشه به یاد داشته باشیم: مجموعه قوانینی که وقایع و جریان‌ها بر اساس آن‌ها رخ می‌دهند و رویدادها مطابق آن‌ها شکل می‌گیرند: قانون امهال، قانون بداء، قانون توفیق و عدم توفیق و سایر قوانینی که درباره‌شان با شما سخن گفتم.
سپس سخن درباره این قوانین به‌طور موقت قطع شد، و درباره “مرحله نشانه‌های عمومی” با شما سخن گفتم که عنوان اول از موضوعات مهم این برنامه است. و با این بحث، قسمت دوم به پایان رسید.
سپس برنامه برای چند روزی متوقف شد، بابت این توقف عذرخواهی می‌کنم. در ماه شعبان گذشته به شدت بیمار شدم، و آثار آن بیماری هنوز هست. به‌هرحال، این دنیا مادر ماست و ما فرزندان اوییم: روزی سلامتی، روزی بیماری، روزی آسایش، روزی رنج. این مسئله مهم نیست.
قسمت سوم: که اکنون تقدیم‌تان می‌کنم، به بررسی عنوان دوم از موضوعات مهم این پانوراما خواهد پرداخت یعنی “مرحله نشانه‌های حتمی” است. همان‌طور که در مقدمه در قسمت اول بیان کردم که من به‌طور خلاصه درباره مرحله نشانه‌های عمومی، مرحله نشانه‌های حتمی و مرحله مقدمات ظهور سخن خواهم گفت، زیرا می‌خواهم سخن را درباره خود مرحله ظهور گسترده‌تر کنم. پس همه این عناوین، مقدماتی هستند که ما را به صحبت درباره ظهور می‌رسانند، ظهوری که خواسته ماست، منتظر آن هستیم و در آن رهایی تحقق خواهد یافت؛ چه آن زمان را درک کنیم و چه آن زمان را درک نکنیم.
پس عنوان این قسمت: مرحله نشانه‌های حتمی است
نشانه‌ها، جمع نشانه است و نشانه باید واضح باشد؛ نیازی به نشانه‌ی دیگر برای شناخت آن نیست، نشانه خودش را آشکار می‌کند و موضوعی را که برای آن علامت است نیز آشکار می‌سازد پس نشانه هست و صاحب نشانه نیز هست، نشانه قطعاً باید واضح باشد، البته برای همه واضح نخواهد بود. نشانه‌ها برای کسانی که به آن‌ها توجه دارند و آگاهی دقیقی از وضعیت آن‌ها دارند، واضح و گویا خواهد بود. این مسئله محدود به دوستان نیست؛ این مسئله برای دوستان و دشمنان به‌طور یکسان است، اگر از علاقه‌مندان به علائم باشند و به امور، جزئیات، حدود و سایر جریان‌های آن توجه داشته باشند.
پس نشانه‌ها، اموری واضح هستند که خود را آشکار می‌کنند و صاحب نشانه را نیز آشکار می‌سازند. می‌توانیم آن‌ها را به‌راحتی حس کنیم اگر با داده‌های مرتبط با آن‌ها آشنا باشیم، امامان ما صلوات ‌الله ‌علیهم در این خصوص بسیار سخن گفته‌اند، و در برنامه‌های قبلی‌ام نیز بسیار درباره این موضوع سخن گفته‌ام، درباره نشانه‌های ظهور، به‌ویژه نشانه‌های حتمی ظهور. می‌توانید به برنامه‌های قبلی من مراجعه کنید تا شرح مفصل و توضیح روشنی درباره این نشانه‌ها بیابید.
بنابراین در اینجا سخن را خلاصه می‌کنم، این معنای نشانه‌ است. ما سه تقسیم‌بندی داریم: نشانه‌های حتمی، میعاد، نشانه‌هایی که نه حتمی‌اند و نه میعادند.
نشانه‌هایی که میعاد نیستند، یا حتمی‌اند و یا غیر حتمی‌اند. آیا در آن‌ها بداء (تغییر در تقدیر و سرنوشت) رخ می‌دهد؟ بله بداء در آن جاری می‌شود. بداء هم در نشانه‌های حتمی جاری می‌شود و هم در نشانه‌های غیر حتمی. پس تفاوت میان حتمی و غیر حتمی چیست؟ اگر بداء در هر دو جاری می‌شود، پس فرقشان چیست؟
احتمال وقوع بداء در نشانه‌های غیر حتمی زیاد است، و احتمال وقوع بداء در نشانه‌های حتمی بسیار ضعیف است. بداء در “میعاد” واقع نمی‌شود، زیرا ﴿خداوند در وعده‌اش تخلف نمی‌کند﴾.
من درباره این قوانین با شما سخن گفتم: درباره قانون امهال، قانون بداء، قانون توفیق و عدم توفیق، و قانون میعاد و همچنین قوانین دیگر، که رویدادها و جریان‌ها و وقایع در محدوده سلطه این قوانین رخ می‌دهند.
نمی‌خواهم سخن را تکرار کنم، اما به‌طور کلی وقتی می‌گوییم نشانه‌های حتمی، یعنی این نشانه‌ها ممکن است مشمول بداء شوند، ممکن است بداء در آن‌ها رخ دهد. ممکن است بداء در اصل وقوع آن‌ها رخ دهد که آن علامت اصلاً واقع نشود، ممکن است بداء در جزئیات آن‌ها رخ دهد؛ آن نشانه ها به وقوع بپیوندند، اما به شکلی متفاوت از آنچه در روایات آمده است. ممکن است بداء در زمان وقوع و تحقق آن‌ها رخ دهد.
اما آیا راهی برای دانستن وقوع بداء در نشانه‌های غیر حتمی و در نشانه‌های حتمی داریم؟
ما دانشی نسبت به آن نداریم. از این رو با این علائم به‌گونه‌ای برخورد می‌کنیم که گویی قرار است اتفاق بیفتند، با این نشانه‌ها طوری برخورد می‌کنیم که منتظرشان هستیم، اما احتمال وقوع بداء در آن‌ها باید در ذهن ما باقی بماند، ترجیحا این نشانه‌ها به وقوع خواهند پیوست.
اولین چیزی که به این اطمینان کمک می‌کند، نشانه‌هایی است که در روایات ذکر شد و آن‌ها از نشانه‌های حتمی نیستند، اکنون با چشمان خودمان شاهد تحقق آن‌ها هستیم، نشانه‌های عمومی از نشانه‌های حتمی نیستند، با این حال مرحله نشانه‌های عمومی از آغاز قرن بیستم میلادی تا این لحظه در حال تحقق بوده است. در برنامه‌های پیشین به‌تفصیل درباره نشانه‌های عمومی سخن گفته شد، و به‌طور کلی در قسمت دوم این برنامه نیز مطرح شد.
این دلیل اول بود: نشانه‌هایی که حتمی نبودند، تحقق یافته‌اند.
دوما: فراوانی احادیث و روایات از پیامبر خدا و اهل ‌بیت او در موضوع علائم حتمی. فراوانی احادیث، با اینکه ایشان به ما خبر دادند که بداء ممکن است نشانه‌های حتمی را نیز دربرگیرد، اما بسیار درباره آنها سخن گفتند. فراوانی سخن ایشان نشانه‌ای روشن است که نشانه‌ها تحقق خواهند یافت.
سوما: خوش گمانی ما به امام زمانمان که با لطفی وسیع و فراگیر، تحقق نشانه‌های حتمی را برای ما رقم خواهد زد. این لطفی از امام زمانمان به شیعیان، به امت، و به همه مردم است تا بدانند که فرج نزدیک است، و اینکه همه باید آماده شوند و خود را مهیا کنند.
مگر اینکه امت شایسته رحمت نباشد، و واقعاً شایسته نیست، اما ما به رحمت امام زمانمان و لطف او امید داریم، مگر اینکه امام صلوات ‌الله ‌علیه نخواهد با لطفش با ما رفتار کند، در آن صورت صفحه نشانه‌ها بسته خواهد شد. این تصویری کلی و نه تفصیلی از معنای این عنوان بود: نشانه‌های حتمی.
نکات مهمی وجود دارد که درباره آن‌ها با شما سخن خواهم گفت در خصوص نشانه‌های حتمی، نکته اول مربوط به اهمیت این نشانه‌ها است.
در فرهنگ شیعی، مشکلی بزرگ وجود دارد، آنچه شیعیان تصور می‌کنند که دین اهل بیت است، در واقع دین اهل بیت نیست، بلکه دین مراجع طوسی‌مسلک در نجف و کربلا است و آنچه تصور می‌کنند که فرهنگ مهدوی است، هیچ ارتباطی با حقیقت فرهنگ مهدوی ندارد.
در فضای شیعی کسانی هستند که دین خود را در نشانه‌های ظهور می‌بینند و میان آنچه در کتاب‌های شیعی اصیل قدیمی و کتاب‌های سقيفه بنی‌ساعده آمده، سردرگم هستند. کتاب‌های سقيفه بنی‌ساعده از اول تا آخر پر از دروغ و تحریف اند، حتی اگر در آن‌ها حدیث صحیحی باشد، تحریف بخشی از آن را دربر گرفته، به‌ویژه در احادیث مربوط به غیبت مهدوی و ظهور امام زمان.
این بدان معنا نیست که احادیث آن‌ها در موضوعات دیگر خالی از تحریف و دروغ است، اما من درباره احادیثی سخن می‌گویم که مرتبط با موضوع برنامه هستند.
برخی از شیعیان گمان می‌کنند که بحث درباره نشانه‌های ظهور، به‌گونه‌ای آشفته میان آنچه در کتاب‌های ما آمده و آنچه در کتاب‌های نواصب سقيفه بنی‌ساعده آمده، دین است. کتاب‌ها و دایرة ‌المعارف‌هایی نوشته‌اند، در حالی که نمی‌دانند دارند خودشان را گمراه می‌کنند و دیگران را نیز گمراه می‌سازند، کتابخانه شیعه پر است از کتاب‌هایی که بر اساس این روش نوشته شده‌اند. منبرها، شبکه‌های ماهواره‌ای، وب‌سایت‌ها در سال‌های اخیر بسیار درباره امام زمانمان سخن گفته‌اند، اما بر اساس چه ذائقه‌ای؟ بر اساس آن ذائقه طوسی‌مسلک کثیف. آن سخن‌گویان ابتدا خودشان را گمراه می‌کنند و سپس شنوندگان را نیز گمراه می‌سازند.
شناخت احادیث “نشانه های حتمی” و در کل، احادیث نشانه های ظهور، با این شرط که از اهل بیت نقل شده باشند، بخشی از شناخت امام زمان است. اما لیستی از اولویت‌ها وجود دارد که به آن اشاره خواهم کرد، البته در میان شیعیان کسانی هستند که توجه به علائم ظهور را رد می‌کنند و حرف‌هایی می‌زنند، من کاری به آن‌ها ندارم، نه آن‌هایی که توجه به علائم ظهور را رد می‌کنند هدایت شده اند و نه آن‌هایی که علائم ظهور را دین خود قرار داده‌اند و تمام توجه خود را به آن معطوف کرده‌اند.
لیستی از اولویت‌ها در شناخت امام زمان و شناخت امور مربوط به او وجود دارد:
اول باید اماممان را بشناسیم.
و دوم باید روش تعامل با امام زمان را در مسیر خدمت به ایشان بشناسیم.
اول باید بدانیم مخدوم ما کیست و باید روش خدمت‌مان را بشناسیم، با چه چیزی و چگونه به او خدمت کنیم. دوم باید امور مربوط به امام زمان را بشناسیم است، اول اینکه “رجعت اهل بیت” را بشناسیم، رجعت امری مهدوی است و بخشی از شناخت امام زمان است.
پس از شناخت امام زمان و منزلت او، البته در حد توان خود، و پس از شناخت چگونگی خدمت‌ به امام زمان و اینکه با چه چیزی به او خدمت کنیم، باید مسائل مربوط به رجعت را بشناسیم؛ مسائل مربوط به “رجعت شگفت‌انگیز” که همراه با ظهور امام زمان است و “رجعت عظیم” که بلا فاصله پس از عصر قائم رخ می‌دهد. دو رجعت وجود دارد: رجعت شگفت‌انگیز و رجعت عظیم.
باید مسائل مربوط به رجعت را بشناسیم، زیرا امامان ما فرموده‌اند: «کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد، از ما نیست» البته این سخن به‌طور کامل و دقیق درباره مراجع نجف و کربلا صدق می‌کند که به رجعت ایمان ندارند. فریبشان را نخورید وقتی در برخی کتاب‌ها یا برخی پاسخ‌ها می‌نویسند که به رجعت ایمان دارند، این رجعتی که درباره‌اش صحبت می‌کنند همان نیست که من درباره‌اش صحبت می‌کنم. آن‌ها درباره رجعت برخی مردگان صحبت می‌کنند و این رجعتی نیست که امامان فرموده‌اند: «کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد از ما نیست».
اهل بیت درباره رجعت عظیم محمد و آل محمد صلوات الله علیهم صحبت می‌کنند و این همان چیزی است که مراجع نجف و کربلا به آن ایمان ندارند، کتاب‌هایشان گواه این موضوع است، و من در این زمینه به طور مفصل صحبت کرده ام و از کتاب‌های سخیف‌شان و مقالات گمراه‌کننده و بی‌ارزش‌شان خوانده‌ام. می‌توانید به برنامه‌های مخصوص این موضوع مراجعه کنید تا به حقیقت کامل دست یابید.
پس، رجعت در اولویت قرار دارد، و پس از رجعت باید مسائل مربوط به خودِ ظهور را بشناسیم، و پس از آن مقدمات ظهور را بشناسیم، و پس از شناخت مقدمات ظهور باید تمام نشانه های ظهور را بشناسیم.
وقتی سخنم را با مرحله “نشانه ها” آغاز کردم، از پایین‌ترین بخش لیست شروع کردم. پس از مرحله “نشانه ها”، می رسیم به “نشانه های حتمی”. شناخت “نشانه های حتمی” موضوع مهمی است طبق این اولویت بندی.
“نشانه های حتمی ظهور” از امور مربوط به امام زمان است، از امور مربوط به برنامه مهدوی، و برنامه مهدوی مهم‌ترین موضوع برای ماست. نه برای امام زمان، امام زمان موضوعی مهم‌تر دارد که فقط خود او آن را می‌داند، نه من می‌دانم، نه شما می‌دانید.
برنامه مهدوی مهم‌ترین موضوع برای ماست، در زمینه رابطه و اعتقاد ما نسبت به امام زمان صلوات الله علیه، بنابراین مهم‌ترین موضوع برای امام زمان را نمی‌توانیم تصور کنیم و نمی‌توانیم آن را به هیچ وجه درک کنیم، این موضوعی است که فقط او به آن احاطه دارد. این لیست، عناوین مهم فرهنگ مهدوی را تشکیل می‌دهد.
نه آن‌هایی که توجه به علائم ظهور را رد می‌کنند درست عمل می کنند و نه آن‌هایی که توجه به علائم ظهور را اولویت اول قرار می دهند، از این رو به شما گفتم که فرهنگ شیعی در گمراهی و سرگردانی بسیار عمیقی گرفتار شده است.
بازمی‌گردم به اهمیت شناخت نشانه‌های ظهور، به‌ویژه نشانه‌های حتمی. در سوره ق، آیه 37 پس از بسم ‌الله می خوانیم:
﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد﴾ و منظور از قلب در اینجا عقل است. این را من نمی‌گویم بلکه اهل بیت وقتی قرآن خود را تفسیر کردند، این آیه را چنین معنا کردند. این تفسیر آنان از قرآن‌شان است. این قرآن، قرآن آنان است و ما در بیعت غدیر با آنان بیعت کردیم که تفسیر را از ایشان بگیریم.
لعنت بر تفسیر دو سقيفه: سقيفه بنی‌ساعده و سقيفه بنی‌طوسی. ﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی که شاهد باشد﴾ آیه در اینجا از انسان آگاه سخن می‌گوید، از انسان حکیم، انسان هدفمند، انسانی که تدبر می‌کند، تفکر می‌کند، فهم می‌کند و می‌آموزد، همان‌طور که امیر المؤمنین می‌فرماید: «آگاه باشید که دانشی که در آن فهم نباشد، فایده ای ندارد. آگاه باشید که قرائتی که در آن تدبر نباشد، فایده ای ندارد، آگاه باشید که عبادتی که در آن تفکر نباشد، فایده ای ندارد».
آیه در اینجا از شخص فهمیده سخن می‌گوید، کسی که تدبر و تفکر می کند ﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی که شاهد باشد﴾ همانا در “آن” یعنی در همه آیات سوره ق که تا اینجا آمده، یا آنچه در ادامه آیاتش خواهد آمد، بلکه در سراسر قرآن، و قرآن کتابی تدوینی است. بلکه در سراسر هستی، و هستی کتابی تکوینی است.
﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی که شاهد باشد﴾ و آیه ها ادامه می‌یابند تا آیه 41 پس از بسم‌ الله و آیه بعد از آن: ﴿و گوش فرا ده روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد﴾ طبق تفسیر اهل بیت از قرآن‌شان، آن “ندا” همان ندای آسمانی جبرئیل است که در سپیده‌دم روز جمعه در بیست ‌و سوم ماه رمضان، در سال نشانه‌های حتمی، که سالی هجری قمری زوج است، رخ می‌دهد، سالی که در ماه رجب آن نشانه های حتمی آغاز می شوند.
پس ندای آسمانی در ماه رمضان، در صبح روز قدر، در روز جمعه و هنگام سپیده ‌دم، در بیست ‌و سوم ماه رمضان، در سال نشانه‌ها، رخ می‌دهد، این تفسیر اهل بیت از قرآن‌شان است، جدای از مزخرفات مراجع نجف و کربلا.
﴿و گوش فرا ده روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد، روزی که ندای حق را می‌شنوند، آن روز خروج است﴾ روز خروج یعنی روز ظهور، روز رهایی، روز گشایش، روز فتح، روز پیروزی. آن روز، روز قائم آل محمد است صلوات الله علیه، نمی‌خواهم درباره آیات قبل و بعد از این آیه صحبت کنم.
باید بدانید که تفسیر آیات قرآن دارای افق‌های متعددی است، این آیه ها، در افقی از ظهور مهدوی سخن می گویند، در افقی از رجعت عظیم، و در افقی دیگر از روز قیامت. روزهای خدا سه تا هستند، و این همان اعتقاد به معاد در دین اهل بیت است.
اما اعتقاد به معاد در دین مراجع نجف و کربلا، همان اعتقاد سقيفه بنی‌ساعده است که آن را فقط به روز قیامت محدود می کنند. روز قیامت در هیچ جای قرآن از روز رجعت و از روز ظهور مهدوی جدا نمی شود، ارتباطی ذاتی و پایه ای میان این روزها وجود دارد. روزهای خدا سه تا هستند: روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت
سخن در اینجا درباره اهمیت شناخت نشانه‌های ظهور است، همان‌طور که سوره ق گفته: ﴿همانا در آن یادآوری است
برای کسی که قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی که شاهد باشد﴾ ای صاحبان دل‌های آگاه، ای صاحبان بصیرت، شما هستید که باید این حقایق را درک کنید، نشانه‌های ظهور را بشناسید و جزئیات و اسرار آن را بدانید.
این یک امر روشن است. ﴿و گوش فرا ده روزی که منادی ندا دهد﴾ گوش فرا ده، آیه نگفت بشنو، بلکه گفت ﴿گوش فرا ده روزی که منادی ندا دهد﴾ تا اطلاعات قبلی‌ات را بررسی کنی و ببینی که آیا این‌ نشانه های تحقق یافته، همان‌ نشانه هایی اند که یاد گرفته بودی.
﴿و گوش فرا ده روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد، روزی که ندای حق را می‌شنوند﴾ آن حق، امام زمان است، آن حق محمد و آل محمد است. ﴿روزی که ندای حق را می‌شنوند، آن روز خروج است﴾ این صحنه یک نمونه است، وگرنه اگر بخواهم این مضامین را دنبال کنم، آیات زیادی در قرآن وجود دارد که طبق تفسیر اهل بیت ارتباط مستقیم با نشانه‌های ظهور و به ویژه نشانه‌های حتمی دارد.
کتاب “غیبت” نوشته نعمانی، متوفی در سال 360 هجری، این چاپ اول انتشارات انوار الهدی در قم مقدس است، در صفحه 288، حدیث 67 با سند نعمانی از جابر جعفی از امام باقر صلوات الله علیه.
امام باقر با جابر جعفی سخن می‌گوید: «ای جابر…» این حدیث مربوط به دوران بنی‌امیه است، لعنت خدا بر آنان از اولشان تا آخرشان «ای جابر، در جای خود بمان و خودت را درگیر هیچ جریانی نکن تا نشانه‌هایی را ببینی که برایت ذکر می‌کنم، اگر زمان آن ها را درک کردی» آیا نمی‌بینید که امام باقر هنگام صحبت با جابر و تبیین وظیفه شرعی اش،‌ نشانه‌ها را محور قرار داده است.
«ای جابر، در جای خود بمان و خودت را درگیر هیچ جریانی نکن تا نشانه‌هایی را ببینی که برایت ذکر می‌کنم، اگر زمان آن ها را درک کردی نخستین آن‌ها اختلاف بنی‌عباس است» و این از نشانه های عمومی است نه از نشانه‌های حتمی «و می دانم که زمان آن را درک نمی کنی. اما پس از من آن را به دیگران منتقل کن» امام به او دستور می‌دهد که احادیثی که درمورد نشانه‌های ظهور سخن می گویند را برای شیعیان نقل کند. آیا امام باقر به جابر به چیز بی‌اهمیتی توصیه می‌کند؟
امام فضایی برای جابر فراهم می‌کند تا اهمیت موضوع نشانه‌ها را درک کند «ای جابر، در جای خود بمان و خودت را درگیر هیچ جریانی نکن» تو قبل از این نشانه ها هیچ تکلیفی نداری، تکلیف تو این است که خودت را درگیر هیچ جریانی نکنی «تا نشانه‌هایی را ببینی که برایت ذکر می‌کنم، اگر زمان آنها را درک کردی» سپس امام چه می‌گوید؟ «نخستین آن‌ها» نخستین این نشانه‌ها که از نشانه‌های حتمی نیستند، بلکه از نشانه های عمومی اند که پیش از نشانه‌های حتمی رخ می‌دهند، اما به زمان تحقق نشانه‌های حتمی نزدیک‌اند.
«نخستین آن‌ها اختلاف بنی‌عباس است، و می دانم که زمان آن را درک نمی کنی» چرا؟ چون اختلاف بنی‌عباس در زمان بسیار دوری رخ می‌دهد، در اواخر غیبت کبری «نخستین آن‌ها اختلاف بنی‌عباس است، و می دانم که آن را درک نمی کنی، اما پس از من آن را به دیگران منتقل کن» برای شیعیان نقل کن «و ندایی از آسمان شنیده می‌شود…» تا پایان روایت. روایت طولانی است.
امام باقر در این روایت با جابر درباره مجموعه‌ای از نشانه های عمومی و همچنین نشانه‌های حتمی سخن گفت. این روایت طولانی است، در آن هم درباره نشانه های عمومی و هم درباره نشانه‌های حتمی سخن گفته شده. فرصتی برای خواندن روایت ندارم. مضامین این روایت در برنامه‌های پیشین شرح داده شده‌اند، می‌توانید به آن برنامه‌ها مراجعه کنید.
کاملاً روشن است که امامان، ما را به شناخت نشانه‌ها راهنمایی می‌کنند، چون مهم‌اند، اما به شرطی که به اولویت‌ها پایبند باشیم. مشکل شیعیان در طول تاریخ‌، آشفتگی در اولویت‌ بندی بوده، به خاطر آن حوزه کثیف و پلید منظورم حوزه طوسی در نجف و کربلاست که در سال ۴۴۸ هجری تأسیس شد، زمانی که شیعیان وارد تونل گمراهی شدند و از آن زمان تا امروز، شیعیان روز به روز گمراه‌تر می شوند. همان‌طور که امیر المؤمنین فرمود که «گمراهی شیعیان چند برابر گمراهی بنی‌اسرائیل خواهد بود» سخن امیر المؤمنین در همین کتاب است، در جلد هشتم “کافی”، فرصتی برای خواندنش ندارم.
از جلد هشتم “کافی” اثر کلینی متوفی در سال 328 هجری، این چاپ دار التعارف، بیروت – لبنان است، در صفحه 210، حدیث 381، با سند کلینی از عیص بن القاسم، از امام صادق صلوات الله علیه، حدیث طولانی است، به بخش مورد نیاز می‌پردازم: «هنگامی که ماه رجب فرا رسد…» امام درباره “رجب نشانه‌ها” سخن می‌گوید؛ ماهی که در آن سفیانی خروج می کند. آن سال، سال نشانه‌های حتمی است، سالی هجری قمری زوج.
«هنگامی که ماه رجب فرا رسد…» اگر آن سال را به واسطه “رجب نشانه‌ها”، مشخص کردیم، پس مقدمات فعالیت سفیانی در ماه محرم همان سال زوج آغاز می‌شود. ممکن است برای همه آشکار نباشد، اما برای دنبال کنندگان اخبار سفیانی روشن است. خروج سفیانی در آغاز ماه رجب خواهد بود.
امام صادق اینجا می‌فرماید: «هنگامی که ماه رجب فرا رسد، به نام خدا روی آورید» یعنی به سوی پرچم ما اهل بیت بشتابید؛ پرچم اهل بیت همان پرچم یمانی است. پرچم خراسانی هم از پرچم‌های آنان است اما امام صادق شیعیان را به سوی پرچم برتر هدایت می‌کند که همان پرچم یمانی است.
«هنگامی که ماه رجب فرا رسد، به نام خدا روی آورید، و اگر خواستید تا ماه شعبان صبر کنید، اشکالی ندارد – هنوز فرصت هست – و اگر خواستید در ماه رمضان در خانه‌هایتان روزه بگیرید، شاید این کار بهتر باشد. نشانه‌ سفیانی، برای شما کافی است» من نمی‌خواهم روایت را توضیح دهم، چون الآن زمان شرح نشانه ها نیست، بلکه سخن اجمالی است.
«هنگامی که ماه رجب فرا رسد، به نام خدا روی آورید، و اگر خواستید تا ماه شعبان صبر کنید، اشکالی ندارد، و اگر خواستید در ماه رمضان در خانه‌هایتان روزه بگیرید، شاید این کار بهتر باشد. نشانه‌ سفیانی، برای شما کافی است» سفیانی بارزترین نشانه‌ است.
سفیانی در آغاز ماه رجب خروج می کند، ماهی که امامان آن را “رجب نشانه‌ها” می‌نامند «نشانه‌ سفیانی، برای شما کافی است» چگونه می‌توانیم از وقوع نشانه سفیانی مطلع شویم، اگر از نشانه‌های حتمی و نشانه های عمومی و جزئیاتشان آگاه نباشیم؟
پس آن‌هایی که به نشانه‌ها اهمیت نمی‌دهند، گمراه اند و به خیر راه نمی‌یابند، و آن‌هایی که نشانه‌ها را دین خود قرار داده اند و حق اهل بیت را با باطل سقيفه بنی‌ساعده و باطل سقيفه بنی‌طوسی درهم آمیختند، هرگز هدایت نمی شوند بلکه در گمراهی و سرگردانی بی انتها فرو خواهند رفت.
حق اینجاست، حق در قرآن اهل بیت است که با تفسیر خودشان تفسیر شده، و در حدیثشان که با فهم خودشان فهمانده شده.
حدیثی دیگر، حدیث 383 از همان منبع است، با سند کلینی از سدیر صیرفی، سدیر گفت: امام صادق صلوات الله علیه فرمود: «ای سدیر، در خانه‌ات بمان و چون حِلسی (زیرفرشی) از احلاس آن باش».
«حِلسی از احلاس خانه‌ات باش» معنای «حِلس» چیست؟ حلس یعنی زیرفرشی «ای سدیر، در خانه‌ات بمان و چون حِلسی از احلاس آن باش، و آرام بگیر تا زمانی که شب و روز آرامند».
«و آرام بگیر تا زمانی که شب و روز آرامند» منظور از آن؛ تا زمانی که نشانه‌ها تحقق یابند «پس اگر به تو خبر رسید که سفیانی خروج کرده است، به سوی ما بشتاب، حتی اگر با پای پیاده باشد» حتی اگر هیچ وسیله‌ای برای سفر و جابه‌جایی نداشتی.
پس اطلاع داشتن از نشانه سفیانی بسیار مهم است، اما طبق آنچه در احادیث اهل بیت آمده، نه طبق آنچه در احادیث سقيفه بنی‌ساعده آمده که همه آنها دروغ و افتراست. مراجع تقلید در نجف و کربلا و آخوندها، وقتی درباره نشانه‌ها سخن می‌گویند، احادیث اهل بیت را با احادیث سقیفه بنی‌ساعده ملعون درهم می آمیزند.
حال مراجع نجف و کربلا تعجب آور است، تفسیر قرآن اهل بیت و اخبار ظهور امام زمان را از ناصبی های سقيفه بنی‌ساعده نقل می‌کنند، و وقتی به بررسی سند احادیث اهل بیت می‌پردازند، سندهای آن را ضعیف می‌شمارند!
چه خفت و خواری ای! چه گمراهی‌ای! چه بی عرضگی ای! رویشان سیاه. از قرن های گذشته تا به امروز ما را گمراه می کنند و با دین مان بازی می کنند.
«ای سدیر، در خانه‌ات بمان و چون یکی از زیرفرشی‌های آن باش؛ آرام بگیر تا زمانی که شب و روز آرام‌اند – تا زمانی که نشانه‌های حتمی تحقق یابند – پس اگر به تو خبر رسید که سفیانی خروج کرده است – در رجب نشانه ها – به سوی ما بشتاب، حتی اگر با پای پیاده باشد».
و حدیثی دیگر از همان منبع، از جلد هشتم “کافی” صفحه 219، حدیث شماره 412 با سند کلینی از فضل کاتب، از امام صادق صلوات الله علیه.
امام صادق این سخن را زمانی که نامه ابومسلم خراسانی به او رسید، بیان کرد. این داستان مفصل است، به بخش مورد نظر می روم. فضل کاتب از امام صادق می‌پرسد: نشانه بین ما شیعیان و شما اهل بیت چیست؟ چون امام صادق نامه ابومسلم خراسانی را رد کرد. نمی‌خواهم وارد این موضوع شوم، چون وقت کم است.
فضل کاتب به امام صادق می‌گوید: نشانه بین ما شیعیان و شما اهل بیت چیست؟ یعنی نشانه ظهور امام زمان چیست؟ امام فرمود: «ای فضل، در جای خود بمان» همانطور که امام باقر به جابر جعفی فرمود: «در جایی که هستی بمان و خودت را درگیر چیزی نکن».
«در جای خود بمان ای فضل، تا زمانی که سفیانی خروج کند. پس اگر سفیانی خروج کرد، به سوی ما بیایید» امام این را سه بار تکرار می‌کند: به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید. این تکرار نشان‌دهنده اهمیت شناخت نشانه‌هاست. اما باید این شناخت بر اساس قرآن اهل بیت باشد که با تفسیر خودشان تفسیر شده و بر اساس احادیث آنان باشد که با فهم خودشان فهمانده شده.
باید به منابع اصلی مان رجوع کنیم، به “کافی” و امثال آن، از اینجا باید فرهنگ اهل بیت را بگیریم، نه از یاوه‌گویی‌های این عمامه‌داران که عمامه‌های عباسی ابلیسی ملعون بر سر دارند. در احادیث “کافی”، این عمامه‌ به عنوان عمامه‌ ابلیس توصیف شده‌. این سخن را من از خودم نیاورده ام، احادیث کافی هستند که “عمامه‌ طابقی” مراجع شما را عمامه‌ ابلیس نامیده‌اند، چون از نوع عمامه‌های عباسی‌اند.
«پس اگر سفیانی خروج کرد، به سوی ما بیایید» امام این را سه بار تکرار می‌کند: به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید. سپس می‌فرماید: «و او از نشانه‌های حتمی است» نشانه سفیانی حتمی است. او بی شک خواهد آمد، اما در چارچوب فرهنگی که در آغاز این برنامه برایتان توضیح دادم. این است فرهنگ اهل بیت صلوات الله علیهم.
در کتاب «غیبت نعمانی» در همان منبعی که لحظاتی پیش به آن اشاره کردم، در صفحه 274، حدیث 31 با سند نعمانی از هشام بن سالم، که از چهره‌های برجسته اصحاب امام صادق صلوات‌ الله ‌علیه است، نقل شده. او گفت: شنیدم که امام صادق علیه‌ السلام می‌فرماید: «دو ندا خواهد بود، یکی در آغاز شب و دیگری در پایان شب دوم» ممکن است در این روایت تصحیف رخ داده باشد.
بر اساس آنچه در احادیث ندا آمده، ندای دوم در غروب همان روزی واقع می‌شود که ندای حق در سپیده‌دم آن روز سر زده است، مگر اینکه روایت به احتمال دیگری اشاره داشته باشد، اینکه بداء در آن امر رخ دهد. سخن من درباره ندا و جزئیات آن نیست، این موضوع را در جای خود بررسی خواهم کرد، اکنون فقط می‌خواهم به نکته‌ای مهم اشاره کنم که مربوط به بحث ما در این برنامه است.
امام صادق فرمود: «دو ندا خواهد بود، یکی در آغاز شب و دیگری در پایان شب دوم»
هشام گفت: چگونه چنین چیزی ممکن است؟
امام صادق فرمود: «یکی از آسمان و دیگری از ابلیس».
گفتم: چگونه می‌توان این دو را از هم تشخیص داد؟
فرمود: «کسی که پیش از وقوع آن‌ها، درباره‌شان شنیده باشد، آن‌ها را می‌شناسد».
به‌نظر من این حدیث بسیار روشن است، و اهمیت شناخت نشانه‌های ظهور را بیان می‌کند. این فتنه‌ای بزرگ است، همان‌طور که امام صادق صلوات ‌الله‌ علیه فرمود، کسی در این فتنه نجات می یابد که پیش‌تر درباره آن شنیده باشد.
در کتاب شریف “کافی” جلد هشتم، از همان چاپی که لحظاتی پیش به آن اشاره کردم، در صفحه 172، حدیث 252 با سند کلینی از عبد الرحمن بن مسلمه الجریری نقل شده، او گفت: به امام صادق صلوات ‌الله‌ علیه عرض کردم: مردم ما را سرزنش و تکذیب می‌کنند وقتی می‌گوییم دو ندا خواهد بود، می‌گویند: از کجا می‌توان ندای حق را از ندای باطل تشخیص داد؟
امام فرمود: پس چه پاسخی به آن‌ها می‌دهید؟
گفتم: چیزی پاسخ نمی‌دهیم.
فرمود: بگویید کسی که پیش‌تر به آن ایمان داشته باشد، وقتی ندا واقع شود، آن را تصدیق می‌کند.
یعنی کسی که احادیث را درباره آن شنیده و از جزئیات اطلاع داشته و به صحیح بودن آن‌ها یقین داشته است، و این اشاره‌ای روشن دارد به گمراهی مراجع نجف و کربلا در پیروی از علم رجال و آنچه آن را علم حدیث می‌نامند، زیرا ایمان چگونه تحقق می‌یابد، مگر اینکه بر پایه علم باشد؟
همان‌طور که امام صادق صلوات ‌الله‌ علیه فرمود: «کسی که پیش‌تر به آن ایمان داشته باشد، تصدیق می‌کند» این احادیثی که باعث ایمان‌اند، منبع علمی‌اند. اگر به احادیث غیبت و ظهور رجوع کنیم و بخواهیم بر اساس معیارهای مراجع نجف و کربلا با آن‌ها برخورد کنیم، بیشتر این احادیث صحیح نخواهند بود.
در حالی که امام صادق صلوات ‌الله‌ علیه چنین می‌فرماید، وقتی عبد الرحمن الجریری از امام درباره سخن مخالفان اهل ‌بیت در موضوع دو ندا پرسید.
امام فرمود: چه پاسخی به آن‌ها می‌دهید؟
گفتم: چیزی نمی‌گوییم.
فرمود: بگویید کسی که پیش‌تر به آن ایمان داشته باشد، تصدیق می‌کند.
ایمان بر اساس علم است، و این علم از حدیث اهل بیت حاصل می‌شود، درحالی‌که حدیث اهل بیت در این موضوعات، بر اساس معیارهای کثیف مراجع نجف و کربلا، ضعیف شمرده می‌شود!
پس سخن امام صادق به‌روشنی و با قاطعیت به گمراهی مراجع نجف و کربلا اشاره دارد، زیرا آن‌ها بسیاری از احادیث غیبت و ظهور را تضعیف می‌کنند.
حدیث دیگری در کتاب «غیبت نعمانی» در صفحه 272 آمده است، حدیث 28، به بخش مورد نیاز آن در صفحه 273 مراجعه کنید، این حدیث از زراره بن أعین از امام صادق صلوات ‌الله‌ علیه نقل شده، گفتم: چگونه می‌توان راست از دروغ دو ندا را تشخیص داد؟ امام چه فرمود؟
فرمود: «کسانی آن را می‌شناسند که حدیث ما را روایت می‌کردند»
حدیث ما را روایت می‌کردند و به صحت آن ایمان داشتند و باور داشتند که این علم است. به‌دور از تقسیم احادیث به متواتر و آحاد، این تقسیم‌بندی را نواصب سقيفه بنی‌ساعده آورده‌اند. احادیث اهل ‌بیت، چه منفرد باشند و چه متعدد، سبب علم‌اند و علم تولید می‌کنند، و این، خط مشی مراجع نجف و کربلا را در هم می‌کوبد، و گمراهی و کفر و بطلان آن را آشکار می‌سازد.
امام صادق: «کسانی که حدیث ما را روایت می‌کردند، و قبل از وقوع آن می‌دانستند که اتفاق خواهد افتاد، و می‌دانستند که خودشان اهل حق و صداقت‌اند» زیرا حدیث اهل ‌بیت سبب علم است، نه گمان، بر خلاف آنچه با علم اصول فقه شما را فریب می‌دهند. آن به اصطلاح علم اصول فقه یک کثافت‌ ناصبی است که هیچ ارتباطی با دین اهل بیت ندارد، نه از نزدیک و نه از دور.
زراره از امام صادق صلوات ‌الله ‌علیه پرسید: چگونه می‌توان راست از دروغ آن را تشخیص داد؟
امام فرمود: «کسانی آن را می‌شناسند که حدیث ما را روایت می‌کردند، و قبل از وقوع آن می‌دانستند که اتفاق خواهد افتاد، و می‌دانستند که خودشان اهل حق و صداقت‌اند».
به‌نظر من این احادیث بسیار بسیار روشن‌اند. مثالی برایتان می‌زنم از احادیث نشانه‌ها: حدیث مشرقی‌ها، از همان منبع، کتاب «غیبت نعمانی» در صفحه 281، حدیث 50 با سند نعمانی از ابوخالد کابلی، از امام باقر صلوات‌ الله ‌علیه فرمود:
«گویا می‌بینم گروهی از مشرق قیام کرده‌اند و حق را طلب می‌کنند، اما به آن‌ها داده نمی‌شود، سپس دوباره طلب می‌کنند و باز هم داده نمی‌شود، وقتی چنین دیدند، شمشیرهایشان را بر دوش می‌گذارند، آنگاه آنچه خواسته‌اند به آن‌ها داده می‌شود، اما نمی‌پذیرند تا قیام کنند، و زمام امور را جز به صاحب الزمان نمی‌سپارند، کشته‌هایشان شهیدند، آگاه باشید، اگر آن زمان را درک می‌کردم، جانم را برای صاحب این امر حفظ می‌کردم».
چگونه تکلیف صحیح شیعه بدون شناخت این نشانه‌ها و جزئیات آن مشخص می‌شود؟ آیا گمان می‌کنید شناخت تکلیف شرعی از طریق رساله‌های عملی که بر اساس روش شافعی استخراج شده‌اند، حاصل می‌شود؟!
این چه جهالتی است که در آن زندگی می‌کنید؟ و چه گمراهی‌ای است که در آن گرفتارید؟ شما مایه تمسخرید. ای شیعیان شما مسخره‌اید.
«آگاه باشید، اگر آن زمان را درک می‌کردم، جانم را برای صاحب این امر حفظ می‌کردم» شناخت نشانه‌های حتمی و شناخت نشانه‌های عمومی نیز امری بسیار ضروری است.
خلاصه اینکه: ناآگاهی از نشانه‌های عمومی و نشانه‌های حتمی، انسان را به گمراهی و سرگردانی می‌کشاند. و اینکه شناخت نشانه‌ها را تبدیل به دین کنیم، این گمراهی و سرگردانی دیگری است، امور باید بر اساس معیارهای اهل بیت باشد و اولویت‌بندی باید بر اساس فقه مهدوی اصیل تنظیم شود، همان‌طور که در این قسمت برایتان توضیح دادم.
این نکته اول درباره نشانه‌های حتمی بود.
سخن را با قرآن آغاز کردم، از آیات سوره ق، سپس با احادیث اهل بیت ادامه دادم. این روش ما در شبکه “القمر” است: قرآنی با تفسیر خودشان و حدیثی با توضیح خودشان. قرآن با احادیث ایشان تفسیر می‌شود، و احادیث‌شان، احادیث دیگر را شرح می‌دهند.
لعنت بر خط مشی حوزه نجف و کربلا، لعنت بر حوزه طوسی‌مسلک کثیف.
نکته دوم: عنوان “بغتة” (ناگهان) است، و این واژه در قرآن کریم نیز آمده است. در سوره زخرف، آیه 66 پس از بسم الله آمده: «آیا منتظرهمینند که زمان مقرر ناگهانی به سروقتشان آید بدون اینکه متوجه شوند؟».
این آیه 66 از سوره زخرف است. موضوع به این آیه محدود نمی‌شود، بلکه آیات متعددی در قرآن به مسئله “ناگهانی بودن” پرداخته‌اند. اینکه ظهور امام زمان به ‌صورت ناگهانی خواهد بود. «آیا منتظرهمینند که زمان مقرر…» زمان مقرر در قرآن از یک نظر به معنای ساعت ظهور، از نظری دیگر ساعت رجعت، و از نظری دیگر ساعت قیامت کبری، و این همان اعتقاد معاد در دین اهل بیت است.
من قرآن را بر اساس احادیث شان تفسیر می‌کنم، کاری به تفسیر سقيفه بنی‌ساعده و کثافت های مراجع سقيفه بنی‌طوسی ندارم.
«آیا منتظرهمینند که زمان مقرر ناگهانی به سروقتشان آید بدون اینکه متوجه شوند؟» تفسیر اهل بیت از این آیه چیست؟
در جلد دوم کتاب «تأویل الآیات الظاهرة في فضائل العترة الطاهره» نوشته محدث شرف‌الدین استرآبادی نجفی از بزرگان قرن دهم هجری، و این چاپ مؤسسه امام مهدی در قم مقدس است، صفحه 571، حدیث 46 با سندش از زراره بن اعین، گفت: از امام باقر صلوات الله علیه درباره گفته خداوند عزوجل پرسیدم: «آیا منتظرهمینند که زمان مقرر ناگهانی به سروقتشان آید؟».
امام باقر صلوات الله علیه فرمود: «آن زمان مقرر، زمان ظهور قائم علیه ‌السلام است که ناگهان بر آنان می‌آید». آیات قرآن و احادیث به وضوح «زمان مقرر» در این آیه را به عنوان روز ظهور امام زمان می داند.
در نامه اولی که از ناحیه مقدسه (امام زمان) در سال 410 هجری به شیخ مفید رسید. شیخ مفید در اوایل ماه رمضان سال 413 هجری درگذشت. منبعی که از آن می‌خوانم قدیمی‌ترین منبعی است که این نامه را نقل کرده. این منبع کتاب “احتجاج” نوشته طبرسی است، چاپ مؤسسه الاعلمی، بیروت – لبنان، نسخه ای تک‌ جلدی، در صفحه 498 در پایان نامه اول، امام زمان از طریق مفید چنین به شیعیان نوشت: «پس هر یک از شما باید آنچه را که او را به محبت ما نزدیک می‌کند، انجام دهد و از آنچه او را به خشم و نارضایتی ما نزدیک می‌کند، دوری کند، زیرا امر ما ناگهانی و غافلگیرانه است، زمانی که توبه سودی ندارد و پشیمانی از گناه او را از عذاب ما نجات نمی‌دهد».
«زیرا امر ما ناگهانی و غافلگیرانه است» این همان چیزی است که در آغاز این قسمت گفتم، اینکه اگر امام بخواهد با لطفش با ما رفتار کند، آن سعادت است، زمانی که نشانه ها تحقق یابند تا فرصتی برای آمادگی و آماده‌سازی داشته باشیم، اما اگر امام بخواهد با ما با لطف رفتار نکند، لطفی که ما شایسته آن نیستیم، فاجعه همین‌جاست!!
«پس هر یک از شما باید آنچه را که او را به محبت ما نزدیک می‌کند، انجام دهد» یعنی باید آماده باشد، نه اینکه منتظر نشانه ها باشد.
«پس هر یک از شما باید آنچه را که او را به محبت ما نزدیک می‌کند، انجام دهد و از آنچه او را به خشم و نارضایتی ما نزدیک می‌کند، دوری کند زیرا امر ما ناگهانی و غافلگیرانه است، زمانی که توبه سودی ندارد و پشیمانی از گناه او را از عذاب ما نجات نمی‌دهد» این همان مضمون آیه‌ای است که از سوره زخرف برایتان خواندم: «آیا منتظرهمینند که زمان مقرر ناگهانی به سروقتشان آید بدون اینکه متوجه شوند؟».
قرآن شان و احادیث شان یکدیگر را تأیید می‌کنند، این منطق دین اهل بیت است، و این فرهنگ اهل بیت است.
برایتان از کتاب مقدس مسیحیان در روزگار ما می‌خوانم، کتاب عهد جدید که به نام انجیل شناخته می‌شود، در نخستین انجیل از انجیل های آنان، انجیل متّی، در فصل 24 از آیه 37 به بعد «همان‌طور که در روزگار نوح بود، چنین خواهد بود هنگام آمدن پسر انسان» البته اگر از مسیحیان معنای اصطلاح “پسر انسان” را بپرسیم، می‌گویند منظور از آن عیسی مسیح است.
اگر کسی انصاف داشته باشد و به همه انجیل ها در کتاب عهد جدید مراجعه کند، خواهد دید که وقتی عیسی مسیح درباره “پسر انسان” سخن می‌گوید، تمام قرائن نشان می‌دهد که عیسی درباره خودش سخن نمی‌گوید، چون او “پسر خداست” طبق آنچه از دین تحریف کرده‌اند.
آنچه در کتاب‌هایشان آمده، نشان می‌دهد که عیسی مسیح وقتی از “پسر انسان” سخن می‌گوید، درباره شخصی در آینده سخن می‌گوید، او درباره خودش سخن نمی‌گوید.
به‌هرحال، آنان می‌گویند که منظور از “پسر انسان” همان عیسی مسیح است، قطعاً کسانی که این را می‌گویند، نهادهای دینی و روحانیون هستند. مگر گمراهی در جهان جز از سوی روحانیون گسترش می‌یابد؟! در همه ادیان، هم در فضای شیعی و هم در ادیان دیگر.
«و همان‌طور که در روزگار نوح بود» این جمله به حادثه طوفان اشاره دارد و اینکه چگونه طوفان به‌طور ناگهانی رخ داد «و همان‌طور که در روزگار نوح بود، چنین خواهد بود، هنگام آمدن پسر انسان، همان‌طور که مردم در روزهای پیش از طوفان، می‌خوردند و می‌نوشیدند و ازدواج می‌کردند و دخترانشان را شوهر می‌دادند، تا روزی که نوح وارد کشتی شد هیچ انتظاری نداشتند، تا اینکه طوفان آمد و همه را با خود برد».
تا لحظه‌ای که نوح وارد کشتی شد، آنان او را مسخره می‌کردند «همان‌طور که مردم در روزهای پیش از طوفان می‌خوردند و می‌نوشیدند و ازدواج می‌کردند و دخترانشان را شوهر می‌دادند، تا روزی که نوح وارد کشتی شد هیچ انتظاری نداشتند، تا اینکه طوفان آمد و همه را با خود برد چنین خواهد بود آمدن پسر انسان در آن هنگام دو مرد در مزرعه خواهند بود، یکی ملحق می‌شود و دیگری رها می‌شود، و دو زن در حال آسیاب کردن با آسیاب دستی‌اند، یکی ملحق می‌شود و دیگری رها می‌شود» یعنی به پسر انسان ملحق می‌شود.
«کسانی که از بسترهایشان ناپدید می‌شوند» مردان و زنان به امام زمان ملحق می‌شوند و رجعت‌کنندگان به زندگی نیز چه مرد و چه زن به او ملحق می شوند.
«در آن هنگام دو مرد در مزرعه‌اند، یکی ملحق می‌شود و دیگری رها می‌شود، و دو زن در حال آسیاب کردن‌اند، یکی ملحق می‌شود و دیگری رها می‌شود، پس بیدار بمانید» زیرا امر ناگهانی می‌آید، شاید در شب بیاید «پس بیدار بمانید، زیرا شما نمی‌دانید در چه روزی پروردگارتان می‌آید».
آیه 69 از سوره زمر «و زمین با نور پروردگارش روشن شد» در تفسیرشان: یعنی با نور قائم آل محمد روشن شد.
«زیرا شما نمی‌دانید در چه روزی پروردگارتان می‌آید، و می‌دانید که اگر صاحب خانه بداند در چه ساعتی از شب دزد می‌آید، بیدار می‌ماند و نمی‌گذارد خانه‌اش سرقت شود، پس شما نیز آماده باشید، زیرا در ساعتی که انتظارش را ندارید، پسر انسان خواهد آمد».
ای کاش غایب ما به خانواده‌اش بازگردد تا بگوییم: خوش آمدی ای محبوب، خوش آمدی.
این در انجیل متّی بود، و اما در انجیل مرقس، در فصل 13، آیه 28، از کتاب عهد جدید می‌خوانم، این نسخه چاپ دارالمشرق، بیروت – لبنان، انجمن‌های کتاب مقدس در مشرق «از درخت انجیر عبرت بگیرید» یعنی از درخت انجیر و میوه‌اش «از درخت انجیر عبرت بگیرید وقتی شاخه‌هایش نرم شد و برگ‌هایش سبز شد، می‌دانید که تابستان نزدیک است» نشانه نزدیک شدن تابستان در درخت انجیر ظاهر می‌شود.
«از درخت انجیر عبرت بگیرید وقتی شاخه‌هایش نرم شد و برگ‌هایش سبز شد، می‌دانید که تابستان نزدیک است، همچنین شما وقتی این امور را ببینید که رخ می‌دهند…» سخن پیشین درباره مجموعه‌ای از وقایع و نشانه‌ها بود، من نمی‌خواهم همه چیز را بخوانم، بلکه فقط به بخش مورد نیاز می‌روم.
«از درخت انجیر عبرت بگیرید؛ وقتی شاخه‌هایش نرم شد و برگ‌هایش سبز شد، می‌دانید که تابستان نزدیک است همچنین شما، وقتی این امور را ببینید که رخ می‌دهد» یعنی نشانه‌های عمومی، نشانه‌های ظهور حتمی «پس بدانید که آمدن پسر انسان نزدیک است، به‌راستی به شما می‌گویم، این نسل از میان نمی‌رود تا اینکه همه این امور رخ دهد» این است حدیث نشانه‌، و این است حدیث ناگهانی بودن، از آنچه از حقایق در کتاب‌های مسیحیان و یهودیان باقی مانده است.
آیات روشن‌اند، و برایتان مثالی آوردم از آنچه در آیه 66 پس از بسم ‌الله در سوره زخرف آمده است، و برایتان حدیث امام باقر صلوات ‌الله‌ علیه در تفسیر آن را خواندم، تا سایر جزئیاتی که به آن‌ها اشاره کردم.
«بغتة» یا ناگهانی دو معنا دارد: یا اینکه نشانه ها تحقق نمی‌یابند و ظهور بدون نشانه خواهد بود و این مشکل بزرگی برای شیعیان خواهد بود. شیعیان حتی با وجود نشانه ها با امام زمان صلوات الله علیه خواهند جنگید، من درباره شیعیان عراق صحبت می‌کنم. شاید وضعیت شیعیان در کشورهای دیگر تا حدی بهتر باشد، اما شیعیان عراق در صف مراجع نجف و کربلا قرار خواهند گرفت، از سفیانی حمایت خواهند کرد و با امام زمان خواهند جنگید. این حرف من نیست، بلکه این احادیث و روایات اهل بیت است.
تمام گمراهی از سوی مراجع نجف و کربلاست، از سوی این گروه‌های بَتریِ مُرجئی گمراه و ملعون، با وجود نشانه ها چنین وضعی خواهد بود، حال اگر نشانه ها نباشند چه خواهد شد؟! با وجود نشانه ها شاید اندکی نجات یابند اما بدون نشانه ها، سرنوشت شیعیان عراق چه خواهد بود؟ این مسئله به خودشان بستگی دارد، زیرا قانون “بداء” در میان ما جاری است، از طریق قانون بداء (تغییر تقدیر و سرنوشت) می‌توانیم رویدادهای آینده را تغییر دهیم.
می‌توانید به قسمت‌های مربوط به این موضوع در برنامه‌های قبلی من مراجعه کنید. نمی‌خواهم راجع به این موضوع بیشتر از این بگویم.
پس معنای اول “مباغتة” و “بغتة” این است: اینکه نشانه ها تحقق نمی‌یابند و ظهور امام زمان بدون “نشانه های حتمی” خواهد بود.
به امام زمان توسل می‌جوییم که چنین نباشد به حق مادرش زهرا، زیرا “نشانه های حتمی” به ما فرصت می‌دهند تا در مسیر هدایت اهل بیت قرار گیریم، به شیعیان فرصت می‌دهند تا از دین مراجع ملعون نجف و کربلا برائت جویند و به دین امامانشان بازگردند. این معنای اول “بغتة” است.
معنای دوم آن: اینکه نشانه ها تحقق می‌یابند اما مردم به آن‌ها توجهی نمی‌کنند و هیچ ترتیب اثری نمی دهند.
مثالی می‌زنم:
خیلی ها برنامه‌های من را دنبال می‌کنند و مطالبی که مطرح می کنم را باور می کنند اما از یک گوش می‌شنوند و از گوش دیگر بیرون می‌آورند و هیچ ترتیب اثری نمی دهند. من به ‌ویژه درباره آخوندها در نجف، کربلا و قم صحبت می‌کنم که برنامه‌هایم را دنبال می‌کنند و هیچ اعتراضی بر آنها ندارند، اما از یک گوش می‌شنوند و از گوش دیگر بیرون می‌آورند.
عمامه داران شیعه بندگان لقمه‌اند، بندگان شکم و شهوت‌اند، این سخن تحلیل و نتیجه گیری نیست، بلکه اطلاعات واقعی و بسیار دقیق است.
پس نشانه ها تحقق می‌یابند اما شیعیانی که باید ترتیب اثر بدهند، هیچ کاری نمی کنند. حوزه طوسی آنان را این‌گونه تربیت کرده، تسلیم باطل و دروغ‌اند، و حقایق را رد می‌کنند، حتی اگر حقایق را باور کنند، باز هم هیچ کاری نمی کنند. این تربیتی است که شیعه طوسی بر آن پرورش یافته‌اند، این‌گونه آموزش دیده‌اند و این‌گونه تربیت شده‌اند، واقعیت همین است.
من از یک سو برایشان تأسف می‌خورم و از سوی دیگر خوشحال می‌شوم. تأسف می‌خورم چون می‌توانند راه درست را بیابند و می‌توانند از دین گمراهی، دین مراجع نجف و کربلا برائت جویند و به دین اهل بیت تمسک جویند. فرصت هنوز فراهم است.
از این جهت برایشان تأسف می‌خورم و از جهت دیگر خوشحال می‌شوم؛ خوشحال می‌شوم چون از دین اهل بیت روی‌گردان‌اند، از امامانشان صلوات الله علیهم روی‌گردان‌اند و آن حیوانات (مراجع نجف و کربلا) را جایگزین کرده‌اند، قرآن آنان را سگ و الاغ توصیف کرده. آن سگ‌ها و الاغ‌ها را جایگزین امامان کرده‌اند. من خوشحال می‌شوم از عاقبت زشتی که خواهند داشت، کسانی که امامان پاک را با سگ‌ها و الاغ‌ها جایگزین می‌کنند، چرا خوشحال نشوم از عاقبت زشتی که خواهند داشت؟
این حقیقتی است واضح و روشن، بی ‌پرده و بی تعارف. من در سخنانم ملاحظه کسی را نمی‌کنم، کسی را استثنا نمی‌کنم و به کسی اعتنا ندارم، زندگی این‌گونه به من آموخته و تجربه‌ها مرا به این نتیجه رسانده‌اند، افزون بر حقایقی که از معارف قرآن و عترت در ذهنم تثبیت شده‌اند.
از قرآن اهل بیت که با تفسیر آنها تفسیر شده، و از حدیث آنها که با فهم آنها فهمیده شده. سلام بر خاکی که با قدم‌های پاک و مبارکشان بر آن گام می‌نهند. این نکته دوم بود.
نکته اول: مربوط بود به اهمیت شناخت نشانه‌های حتمی.
نکته دوم: مربوط است به معنای ناگهانی بودن و غافل‌گیر شدن.
نکته سوم: نشانه های حتمی معروف و شناخته‌شده ظهور امام زمان در فرهنگ اهل بیت عبارتند از: نشانه خروج سفیانی و همراهی آن با خروج یمانی و خراسانی و نشانه ندای آسمانی در ماه رمضان، و نشانه کشته شدن نفس زکیه در ماه ذی‌الحجه، و همچنین فرو رفتن ارتش سفیانی در صحرای مدینه.
این‌ها نشانه های حتمی معروف در احادیث اهل بیت اند، ممکن است در برخی احادیث نشانه حتمی دیگری نیز ذکر شده باشد، اما تاکید احادیث اهل بیت بر همین نشانه هایی است که ذکر شد:
اول: خروج سفیانی و یمانی و خراسانی، که هم‌زمان اتفاق می افتد. سفیانی در دمشق، پایتخت سوریه ظهور می‌کند، اخبار او در رسانه ها منتشر خواهد شد، زمانی که حکومت را در دمشق به دست می گیرد، و ظهور او در اوایل ماه رجب خواهد بود، ماهی که “رجب نشانه ها” نامیده می‌شود. در “سال نشانه ها”، در سال قمری زوج که پیش از سال ظهور است، و سال ظهور از نظر عددی فرد است.
پس سفیانی نخستین و مهم ترین نشانه است، و همراه او یمانی که طبق روایات از یمن خروج می‌کند، و خراسانی که طبق روایات از خراسان (ایران) خروج می‌کند.
«سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال خروج می‌کنند» روایات چنین می‌گویند «در یک ماه» همان “سال نشانه ها”، همان “رجب نشانه ها” «در یک روز» در اوایل ماه رجب. این سه نفر هم‌زمان خروج می‌کنند.
و این مهم ترین نشانه است، زمانی که سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز خروج می‌کنند.
دوم: پس از آن ندای آسمانی در روز جمعه در روز 23 ماه رمضان هنگام سحر خواهد بود، آن ندای جبرائیل است. ندای ابلیس هیچ اهمیتی ندارد.
ما حقیقت را از طریق فرهنگ اهل بیت می‌شناسیم، پس بگذارید کسانی که به فرهنگ اهل بیت بی‌اعتنا هستند، تحت تأثیر ندای ابلیس قرار بگیرند، کاری با آن‌ها نداریم. ندایی که ما انتظارش را می کشیم، ندای حق است، در سحرگاه روز 23 ماه رمضان از “سال نشانه ها”.
سوم: در روز 25 ماه ذی‌الحجه از “سال نشانه ها”، نفس زکیه در مسجد الحرام بین رکن و مقام کشته می‌شود، او فرستاده‌ای است که امام زمان، به سوی اهل مکه می‌فرستد، و آن‌ها او را می‌کشند.
چهارم: اما فرو رفتن ارتش سفیانی در صحرای مدینه، در زمان ظهور امام زمان رخ می‌دهد. اگر به این نشانه های حتمی دقیق نگاه کنیم، می‌بینیم که یکی از آنها پس از ظهور رخ می‌دهد، نه پیش از آن، این همان نشانه فرو رفتن ارتش سفیانی است. خبر آن به امام زمان می رسد در حالی که او ظهور خود را در مکه در مسجد الحرام اعلام کرده است، و بیانیه ظهور را بین رکن و مقام خوانده است.
کسی به امام خبر می‌دهد که ارتش سفیانی در صحرای مدینه فرو رفته است. پس نشانه فرو رفتن ارتش سفیانی در صحرای مدینه پس از ظهور تحقق می‌یابد، و این نشانه، برای برخی از مردم تاکیدی بر ظهور است، و این لطفی است از سوی امام برای کسانی که از نشانه های پیش از ظهور بهره‌ای نبرده‌اند. چه رحمتی و چه رأفتی دارند محمد و آل محمد.
کشته شدن نفس زکیه از نشانه های ظهور نیست، اگرچه در میان نشانه های ظهور ذکر شده، اما در حقیقت از مقدمات ظهور” است، زیرا امام زمان صلوات الله علیه، فرستاده‌اش را به‌عنوان مقدمه‌ای برای ظهورش به سوی اهل مکه می‌فرستد، و این در روز 25 ماه ذی‌الحجه رخ می‌دهد، و امام ظهور خود را در روز دهم ماه محرم اعلام خواهد کرد.
فاصله‌ای کوتاه است بین رسیدن فرستاده امام به اهل مکه و ظهور امام زمان (15 روز)، پس این نشانه در حقیقت در “مقدمات ظهور” مهدوی قرار می‌گیرد، و این نیز لطفی دیگر از الطاف امام زمان برای این امت است.
از این‌رو می‌گویم که نشانه های ظهور ان‌ شاء الله تحقق خواهند یافت، زیرا ما به لطف امام زمان صلوات الله علیه حسن ظن داریم.
دیگر چه می ماند؟ نشانه سفیانی، یمانی، خراسانی و علامت ندای آسمانی جبرائیل باقی مانده‌اند.
بنابراین تأکید آشکار در احادیث اهل بیت و حتی در نامه های امام زمان در زمان غیبت صغری بر نشانه سفیانی، یمانی، خراسانی و بر نشانه ندای آسمانی، به این دلیل است که نشانه ها به ما فرصتی می‌دهند تا خود را برای ظهور امام زمان آماده کنیم.
پس برخی از “نشانه های حتمی” پس از ظهور رخ می‌دهند؛ مانند فرو رفتن ارتش سفیانی، و برخی دیگر مقدمه‌ای برای ظهور هستند، زمانی که امام، فرستاده‌اش را به سوی اهل مکه می‌فرستد و آن‌ها او را در مسجد الحرام به قتل می‌رسانند.
آنچه امام صادق صلوات الله علیه فرمودند و آنچه از کتاب “کافی” برای شما خواندم: «نشانه سفیانی برای شما کافی است» این اصلی ترین و مهم ترین نشانه است.
فردا دیدار خواهیم کرد، ان‌ شاء الله تعالی، به امید آن‌که دل‌هایمان سرشار از شور و اشتیاق برای خدمت به امام زمان صلوات ‌الله‌ علیه باشد، با حکمتی یمانی و معرفتی زهرایی.
ما زهرایی هستیم، و عشق‌مان زهرایی است
از همگی التماس دعا دارم
خداحافظ