بحث مخصّص



مهمترین مطالب این قسمت :
– بدون اعتقاد صحیح چه چیزی را از دست خواهیم داد؟

در تاریخ 26/فروردین/1400 – 15/4/2021م – 2/شهر رمضان/1442هـ
از شبکه ماهواره ای “القمر” به صورت زنده پخش شد

———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

www.instagram.com/alghezzi_farsi

www.t.me/alghezzi_farsi

متن این قسمت :

یا زهرا
بسم الله الرحمن الرحیم
رو به سوی تو آوردم، ای بقیة ‌الله درود خدا بر تو باد
مرا به خودت وصل کن، از خودت قطعم نکن
به حق مادرت فاطمه، به تو توسل می‌جویم
و این تلاش من است، تلاش ناتوان در برابر تو
تمام امیدم نگاهی است از لطف چشمانت
و کشیدن دستت بر عقل و قلبم تا با پاکی دستانت پاک شوند
سلام بر تو، سلام بر تو، سلام بر تو
تا زمانی که نفسم قطع شود ومن لبیک می‌گویم
سلام بر همه شما
این قسمت 103 برنامه “خاتمه” است؛ بخش چهارم از مجموعه بزرگ “کتاب و عترت” و این قسمت هایی با عنوان “امام خود را بشناس”.
پس از یک میان برنامه، سخن گرم خواهد شد


به نقل از امیر المؤمنین علیه السلام، در برخی از خطبه‌های شریفش:
«بدانید که حق را نخواهید شناخت تا آن‌که کسی را بشناسید که آن را ترک کرده، و هرگز به پيمان قرآن وفا نخواهيد كرد تا کسی را بشناسید که آن را نقض کرده، و هرگز به قرآن چنگ نخواهيد زد، تا كسى را بشناسید كه آن را كنار زده است».
و به نقل از امام صادق علیه‌ السلام خطاب به یونس بن ظبیان: «ای یونس، علم صحیح نزد ما اهل بیت است، زیرا ما آن را به ارث برده‌ایم و به ما شریعت حکمت و فصل‌ الخطاب داده شده».
و همچنین به نقل از امام زمان صلوات الله علیه: «طلب علم و معرفت بجز از طریق ما اهل بیت، مساوی است با انکار ما، و خداوند مرا امام منصوب کرده، و من حجت بن الحسن هستم»


سه مقدمه برای این برنامه وجود دارد که همچون وضو برای نماز هستند، به‌ویژه مجموعه قسمت‌های “امام خود را بشناس”. در قسمت گذشته، مقدمه اول را خدمت شما ارائه دادم که، عنوان آن «هویت برنامه، میان خط مشی و روش ارائه» بود.
در این قسمت، مقدمه دوم را خدمت شما ارائه می‌دهم که عنوان آن چنین است: “اعتقاد صحیح” بدون آن، چه بر سر ما خواهد آمد؟ و با آن، چه به دست خواهیم آورد؟ در آغاز، اجازه دهید از این نقطه شروع کنم: بدون اعتقاد صحیح، در زندگی دنیوی و اخروی با چه مواجه خواهیم شد؟ من از دیدگاه دینی و اعتقادی سخن می‌گویم بر اساس فرهنگ اهل بیت صلوات الله علیهم. نکات و بیاناتی که برایتان ذکر می‌کنم، خلاصه‌ای است از یک بررسی جامع و کلی از متون فرهنگ اهل بیت، از قرآنشان با تفسیر خودشان و حدیثشان با فهم خودشان.
این نکات را برای صرفه‌جویی در وقت نوشته‌ام.
اول: بدون اعتقاد صحیح، انسان نه مسلمان شمرده می‌شود و نه شیعه، و مسلمان، بر اساس سطح تأویل نزد آل محمد، کسی است که به دین اسلام گرویده باشد. و اسلام، بر اساس فرهنگ آل محمد، تسلیم بودن در برابر علی و آل علی است، و به‌عبارت دقیق‌تر: برای ما اسلام یعنی تسلیم در برابر ولایت حجت بن الحسن صلوات الله و سلامه علیه.
بدون اعتقاد صحیح، انسان نه مسلمان شمرده می‌شود و نه شیعه، آنچه در این نکات برایتان می‌گویم، خلاصه‌ای است از فرهنگ کتاب و عترت است، تمام این مطالب را قبلاً در برنامه‌های مفصل و طولانی مطرح کرده‌ام، شرح داده‌ام و متون آن را به‌صورت واضح و با بیانی فصیح روایت کردم. می‌توانید به آن برنامه‌ها مراجعه کنید، بسیارند و فراوان و در شبکه اینترنت در دسترس‌اند، و آنچه بتوانیم از آن‌ها مجددا در این شبکه “القمر” پخش خواهیم کرد.
پس بدون اعتقاد صحیح، انسان نه مسلمان شمرده می‌شود و نه شیعه، این حقیقتی روشن است در آیات کتاب که با تفسیر ایشان تفسیر شده و در حدیثشان که با فهم ایشان فهمیده شده، صلوات الله علیهم.
بدون اعتقاد صحیح، انسان نه مسلمان شمرده می‌شود و نه شیعه. آیا این برایتان خوشایند است؟ کسی که اعتقادش صحیح نیست، بر اساس فرهنگ اهل بیت به او مسلمان نمی گویند. من کاری به آنچه حوزه نجف می گوید ندارم، کاری به آنچه مراجع شیعه، چه مرده و چه زنده، می‌گویند ندارم، هیچ ارتباطی با آن‌ها ندارم. در مقدمه گذشته، در قسمت قبلی، برایتان روشن کردم که خط مشی مورد استفاده در این برنامه و در تمام برنامه‌هایم، هیچ ارتباطی با خط مشی‌های مدارس شیعه ندارد. این را برایتان توضیح دادم، نمی‌خواهم دوباره تکرار کنم.
اول: بدون اعتقاد صحیح، انسان نه مسلمان شمرده می‌شود و نه شیعه.
دوم: بدون اعتقاد صحیح تمام جزئیات فرهنگ دینی فاسد و باطل خواهد بود. چرا؟ چون چیزی که بر پایه فساد و بطلان بنا شود، خودش نیز فاسد و باطل خواهد بود. اعتقاد، اساسی است که تمام جزئیات فرهنگ، معرفت و اندیشه دینی بر آن بنا می‌شود. من درباره دین علی و آل علی سخن می‌گویم، درباره دین حجت بن الحسن صلوات الله علیه سخن می‌گویم.
بدون اعتقاد و فرهنگ صحیح، تمام جزئیات معرفت دینی فاسد و باطل خواهد بود. خوشا به حال حوزه نجف! خوشا به حال حوزه نجف با اعتقادات باطلش و با تمام جزئیات دین باطلش!!
سوم: بدون اعتقاد صحیح استفاده انسان از امکانات دنیا مباح نخواهد بود. من درباره اباحه خاص صحبت می‌کنم. اباحه عام که وجود دارد، اباحه عام برای حیوانات، برای الاغ‌ها، گاوها و انسان‌ها نیز وجود دارد. درباره اباحه عام صحبت نمی‌کنم.
آیات و روایاتی وجود دارد که درباره اباحه عام سخن گفته‌اند. زمین با نعمت‌هایش برای کِرم‌ها، حشرات، الاغ‌ها، قاطرها و انسان‌ها نیز مباح است. آن اباحه عام است. اما اینجا درباره اباحه خاص صحبت می‌کنم که بر اساس آن حکم به طهارت یا عدم طهارت انسان داده می‌شود. این موضوع جزئیات فراوانی دارد که در برنامه‌های گذشته‌ام درباره‌شان صحبت کرده‌ام. نمی‌خواهم دوباره تکرار کنم.
در صحیفه سجادیه می خوانیم، این دعای اول از دعاهای صحیفه سجادیه کامل است. این همان صحیفه‌ای است که از امام سجاد صلوات الله و سلامه علیه روایت شده، و اساساً با دستخط ایشان نوشته شده بود. چه آمده است در دعای اول از دعاهای صحیفه سجادیه؟ «همه ستایش‌ها مخصوص خداست که اگر بندگانش را از شناختِ سپاس‌گزاری‌اش» سخن از شناخت است، این همان اعتقاد است، این همان اعتقاد و شناخت صحیح است.
«همۀ ستایش‌ها مخصوص خداست که اگر بندگانش را از شناختِ سپاس‌گزاری‌اش بر آنچه که از عطایای پیاپی‌اش و نعمت‌های پیوسته‌ای که به آنان عنایت کرد، محروم می کرد. در عطایا و نعمت‌هایش، دخل و تصرّف می‌کردند و او را سپاس نمی‌گزاردند، و روزیش را به فراوانی هزینه می‌کردند و به شکر عنایاتش برنمی‌خاستند، و اگر چنین بودند، از مرز انسانیت خارج می‌شدند و به مرز حیوانیت می‌رسیدند، و همان‌گونه که در قرآن توصیف شده‌اند: ﴿آنان جز مانند چهارپایان نیستند بلکه آنان گمراه ترند﴾» این جملات و این کلمات نیازمند شرح و تبیین‌اند، پیش‌تر آن‌ها را شرح داده‌ام، و اکنون وقت کافی برای ورود به جزئیات آن‌ها ندارم، زیرا مطالب بسیاری دارم که می‌خواهم خلاصه و فشرده کنم تا در این مقدمه، مقدمه دوم که عنوانش “اعتقاد صحیح” است، برایتان گردآوری کنم.
اباحه عامی وجود دارد که در آن الاغ، قاطر، فیل و انسان شریک‌اند، من درباره این اباحه صحبت نمی‌کنم، بلکه درباره اباحه خاصی سخن می‌گویم که امام سجاد در این فراز به آن اشاره کرده‌است. من درباره حلال پاک سخن می‌گویم، و سخنم درباره حلال پاک تنها مربوط به غذا یا نوشیدنی نیست. من درباره تمام تصرفات انسان بر روی زمین سخن می‌گویم، از هوایی که تنفس می‌کند، تا فضایی که امواج صدایش در آن حرکت می‌کند، تا مسافت‌هایی که در سفر و جابجایی بین مکان‌ها طی می‌کند، تا جاهایی که برای مدت طولانی یا کوتاه در آن‌ها اقامت دارد، تا ازدواجش، فرزندانش، خانواده‌اش و…
بدون اعتقاد صحیح، تصرف انسان بر روی زمین مباح نخواهد بود. پس ای عمامه داران، شما که به نام امام زمان، شیعه را غارت می‌کنید، وقتی از شما می‌پرسد: بر اساس کدام اباحه خاص چنین کرده‌اید؟ چه جوابی خواهید داد؟ از خودتان بپرسید. این سخن نیازمند تفصیل است، اما در اینجا فرصت آن را ندارم.
پس بدون اعتقاد صحیح:
اول: انسان نه مسلمان شمرده می‌شود و نه شیعه.
دوم: بدون اعتقاد صحیح تمام جزئیات فرهنگ دینی، معارف و اندیشه‌ها فاسد و باطل خواهند بود. زیرا اعتقاد غیر صحیح، ستون استواری نیست که بر آن چیزی بنا شود.
سوم: بدون اعتقاد صحیح، تصرف انسان بر روی زمین مباح نخواهد بود. من درباره اباحه خاص سخن می‌گویم، در این صورت، انسان از مرز انسانیت خارج شده و وارد مرز حیوانیت می‌شود، بر اساس اباحه عام عمل خواهد کرد. و در آن هنگام آثار تصرفاتش بر او منعکس می‌شود تا تبدیل شود به موجودی حیوانی.
پس چگونه انتظار داریم موجودی حیوانی، بصیرت روشن داشته باشد؟ این همان چیزی است که شما به آن مبتلا شده‌اید،ای عمامه داران، از مرجع اعلی تا مرجع ادنی. این فاجعه و مصیبت شماست، ای روحانیون، من خطابم به آخوندها در فضای شیعی ما هستند. کاری ندارم به دیگر مؤسسات دینی که مؤسسات گمراه، فاسد و باطل‌اند، مانند مؤسسه دینی در نجف و غیر نجف. کاری ندارم به آن‌ها. سخنم درباره علما در فضای شیعی ماست.
بدون اباحه خاص، انسان از مرز انسانیت خارج می‌شود و وارد مرز حیوانیت می‌گردد، و آنچه از دعای صحیفه سجادیه برایتان خواندم، تنها یک نمونه بود. وگرنه متون قرآن روشن‌اند و خود دعا به آیه‌ای از آیات قرآن اشاره دارد که می‌گوید آنان از چهارپایان گمراه‌ترند، از الاغ‌ها گمراه‌ترند، از قاطرها گمراه‌ترند.
این معانی از بدیهیات روشن در قرآن اهل بیت است، قرآنی که با تفسیر ایشان تفسیر شده، نه با تفسیر ناصبی‌ها، نه با تفسیر مراجع نجف؛ آن هم تفسیر ناصبی است. کاری با آن نداریم.
چهارم: بدون اعتقاد صحیح، عبادات و سایر اعمال باطل خواهند بود. نمازتان بدون اعتقاد صحیح باطل است.
قرآن در آیه 67 پس از بسم ‌الله از سوره مائده می گوید، خطاب به محمد صلی‌ الله‌ علیه‌ وآله است: ﴿و اگر انجام ندهی﴾ چه چیزی را؟ موضوع آیه بیعت غدیر است. بیعت غدیر دروازه اعتقاد ماست ﴿و اگر انجام ندهی، رسالتت را نرسانده‌ای﴾ آیا عبادتی هست که از رساندن رسالت محمد برتر باشد؟ بگویید، بگویید ای مراجع نجف، آیا عبادتی هست که از رساندن رسالت الهی محمد برتر باشد؟
قرآن صریح است: ﴿و اگر انجام ندهی – ای محمد – رسالتت را نرسانده‌ای﴾ این قاعده‌ای روشن و واضح است. ای احمق‌هایی که می‌گویید فروع دین بر امامت و ولایت مقدم‌اند، این چه حماقتی است؟! ﴿و اگر انجام ندهی، رسالتت را نرسانده‌ای﴾ یعنی همه عبادات و سایر اعمال، همه مناسک، همه سنت‌ها، همه احکام، بلکه همه چیز در فضای دینی ما بدون اعتقاد صحیح باطل است.
اهمیت اعتقاد صحیح را می‌بینید؟ مراجع نجف اساساً به اعتقاد اهمیت نمی‌دهند، خودشان هم اعتقاداتشان را درست نمی‌فهمند، کتابخانه شیعه پیش روی شماست. مراجع شیعه در طول تاریخ در باب اعتقادات چند کتاب و در باب احکام چند کتاب تألیف کرده‌اند؟ و وقتی در باب اعتقادات تألیف کردند، چقدر از ناصبی ها گرفتند و چقدر از آل محمد؟ چقدر از عقاید اصیل دین اهل بیت را حذف کردند؟ و چقدر از زمان تأسیس حوزه نحس نجف توسط طوسی تا امروز اعتقادات را تحریف کردند؟
کتاب‌های اعتقادات در حوزه نجف از زمان طوسی تا امروز کتاب‌های گمراهی‌اند. با تمام وجودم می‌گویم، و با دلایل روشن در برنامه‌هایم بحث کرده‌ام، اگر به دنبال حقیقت هستید، به آن جزئیات مراجعه کنید. وقت کافی نیست که همه چیز را در یک زمان بررسی کنم.
چهارم: بدون اعتقاد صحیح، عباداتتان باطل است. این نمازی که با آن مردم را فریب می‌دهید و میگویید که دین همان است، باطل است. نمازتان باطل است. من همه شیعیان را خطاب قرار می‌دهم. روزه‌تان بدون اعتقاد صحیح باطل است. آیا مطمئنید که اعتقاد‌اتتان صحیح است؟ مطمئنید؟ یا اعتقاد‌اتتان را از این بی‌خردان نجف گرفته‌اید که خودشان اعتقاد‌اتشان را از معتزلی‌ها و دشمنان آل محمد گرفته‌اند؟
بدون اعتقاد‌ صحیح، عباداتتان باطل است. عبادات و سایر اعمال قطعاً باطل‌اند. شما این را تکرار می‌کنید که ناصبی‌ها فرقی ندارد نماز بخوانند یا زنا کنند. چرا؟ چون اعتقاد‌شان فاسد است، اعتقاد‌ شما هم فاسد است، موضوع یکی است. بدون اعتقاد‌ صحیح، عبادات باطل‌اند و اعمال باطل‌اند.
نمازتان باطل است، روزه‌تان باطل است، حج‌تان باطل است، همه عباداتتان باطل‌اند. شاید امام زمان بر عموم شیعیان به‌خاطر نادانی‌شان، حماقت‌شان، و اینکه الاغ‌هایی در نزد مراجع‌اند، رحم کند، چون فریب خورده‌اند و افتخارمی‌کنند که الاغ مراجع شیعه‌اند. اما امام زمان، مراجع شیعه را به‌خاطر آنچه با خود و با شیعه کرده‌اند، نخواهد بخشید.
احادیث شریف روشن‌اند که جاهل هفتاد گناهش بخشیده می‌شود، اما عالم حتی یک گناهش هم بخشیده نمی‌شود. بر شیعیان واجب است که در پی اعتقاد صحیح خود باشد، و این همان چیزی است که من در این برنامه تلاش می‌کنم در آن به شما کمک کنم.
بدون اعتقاد صحیح، نمازتان باطل است، روزه‌تان باطل است، حج‌تان باطل است، هر آنچه انجام می‌دهید باطل است. به قرآن بازگردید، به آیه 67 پس از بسم ‌الله از به سوره مائده و در آن تدبر کنید. این ماه رمضان است، ماه قرآن ﴿و اگر انجام ندهی، رسالتت را نرسانده ای﴾ خطاب به محمد صلی‌ الله‌ علیه ‌وآله است، همان کسی که فرمود: «هیچ پیامبری به اندازه من در رساندن رسالتش اذیت نشد» با این حال، خطاب قرآن روشن است: ﴿و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده ای﴾ و شما می‌خواهید عباداتتان پذیرفته شود، نمازتان پذیرفته شود، روزه‌تان پذیرفته شود، در حالی که سرتان پر است از اعتقاداتی که بیعت غدیر را نقض می‌کند.
خطاب امام زمانمان به بیشتر مراجع شیعه در نامه‌اش به شیخ مفید در سال 410 هجری است: «بسیاری از آنها – مراجع شیعه – از آنچه گذشتگان صالح بر آن بودند، بسیار دور شده‌اند. و عهد گرفته‌شده از آنها – یعنی عهد غدیر – را پشت سر انداخته‌اند، انگار که نمی‌دانند» و شما برایشان کف می‌زنید. شما بر دین آن‌هایید، ای شیعیان. بر دین کسانی که «عهد گرفته‌شده را پشت سر انداختند، انگار که نمی‌دانند».
این سخن امام زمانمان است، نه سخن من. این را از خانه خاله‌ام نیاورده‌ام. این حدیث امام زمان شماست صلوات الله و سلامه علیه. می‌خواهید نمازتان پذیرفته شود، روزه‌تان پذیرفته شود، در حالی که قرآن به محمد می‌گوید: ﴿و اگر انجام ندهی، رسالت خدا را نرسانده ای﴾؟ اعتقاد صحیح، تضمین پذیرش اعمال است. بدون اعتقاد صحیح، من به شما تضمین می‌دهم که نمازتان باطل است، روزه‌تان باطل است، حج‌تان باطل است، تمام شئون دینی‌تان باطل است. من این تضمین را می‌دهم. اما این تضمین از من نیست، بلکه حقایق قرآن و معارف عترت است، این دین محمد و آل محمد است
شما این‌گونه با امام زمان صلوات الله علیه سخن می‌گویید. از مفاتیح‌الجنان برایتان می‌خوانم، زیارتی که با این جمله آغاز می‌شود: «سلام بر تو اى خليفه خدا و جانشين پدران خود كه همه، رهبران خلق بسوى خدا بودند».
«گواهی می‌دهم که با ولایت تو» این همان اعتقاد صحیح است «گواهی می‌دهم که با ولایت تو (با اعتقاد صحیح به ولایت تو ای بقیة‌ الله) اعمال پذیرفته می شوند» پس اگر اعتقاد صحیح نباشد، اعمال باطل خواهند بود. این کدام ولایت است؟ همان ولایتی که پیمان آن در غدیر گرفته شد، و مراجع شیعه آن بیعت را نقض کردند، آن‌گاه که قرآن را بر اساس روش عُمری تفسیر کردند، و تفسیر علی و آل علی را رها کردند، این نمونه‌ای است از نقض آن‌ها بر بیعت غدیر. داستان طولانی است.
«گواهی می‌دهم که با ولایت تو – ای بقیة ‌الله – اعمال پذیرفته می شود و رفتارها نیکو می گردد» حتی اگر ناقص باشند، حتی اگر معیوب باشند. این رازِ نیاز ما به امام زمان است. رازِ نیاز ما به اعتقاد صحیح همین است. «گواهی می‌دهم که با ولایت تو اعمال پذیرفته می شود و رفتارها نیکو می گردد، و اعمال نیکو مضاعف و زياد و اعمال بد محو و آمرزيده مى ‏شود. پس هر كس اعتقاد به ولايت تو داشته باشد» آیا این اعتقاد صحیح است یا نه؟ نظر شما چیست؟
«پس هر كس اعتقاد به ولايتت و اقرار به امامتت داشته باشد، اعمالش پذیرفته می شود، سخنانش تصدیق می شود، اعمال نیکویش چند برابر می شود، و اعمال بدش محو می شود».
«و هر كس به ولايتت پشت کند و به شناختت جاهل باشد» این همان اعتقاد غیر صحیح است «و دیگری را جایگزین تو کند، خدا او را در آتش دوزخ می افکند، و هیچ عملی را از او نمی پذیرد» او عمل می‌کند، اما اعمالش پذیرفته نمی‌شود.
«خدا هیچ عملی از او نمی‌پذیرد، و در روز قیامت برای اعمالش ارزشی قائل نمی‌شود. گواهی می‌دهم به خدا و فرشتگانش، و گواهی می‌دهم به تو ای مولای من بر این عهد که ظاهرش همچون باطنش، و باطنش همچون ظاهرش است، و تو شاهد بر آنی. این عهد من با توست، و پیمان من نزد توست» این را کجا قرار می‌دهید در برابر فتواهای سیستانی و دیگران، که میان پیروان علی و دشمنان علی مساوات قائل‌اند؟ این همان حوزه‌ای است که بیعت غدیر و عهد امامت با امام زمانش را نقض کرده است. این ها همان مراجعی هستند که از زمان تأسیس حوزه نجف به‌دست طوسی تا امروز، ما را بیچاره کرده اند.
به این عبارات و جملات بازگردید، در آن‌ها تأمل کنید. وقت کافی ندارم که درباره آن‌ها مفصلا صحبت کنم.
پس بدون اعتقاد صحیح، عبادات و سایر اعمال باطل‌اند. خودتان را در ماه رمضان دریابید، در این روزها، خودتان را دریابید و در پی اعتقاد صحیح باشید. نمی‌گویم سخنان مرا باور کنید، اما حقایق را پیش رویتان می‌گذارم، و شما خودتان تحقیق کنید. چرا روزه‌ای باطل می‌گیرید؟ چرا نمازی باطل می‌خوانید؟
پنجم: بدون اعتقاد صحیح، انسان برای توبه صادقانه و اصلاح مسیرش موفق نخواهد شد. حتی اگر توبه کند، خودش را فریب می‌دهد. پذیرش توبه در حریم امام زمان ماست و بودن در حریم امام زمان شرطش این است که بر اعتقاد صحیح باشیم.
پس بدون اعتقاد صحیح، یا دست‌کم بدون نیت خالص برای جستجوی اعتقاد صحیح، که وقتی انسان آن را یافت، به آن تمسک جوید، نه اینکه همچنان مرجع‌پرست و الاغ باقی بماند و گوساله‌های کثیف انسان نما، یعنی مراجع و آخوندها را عبادت کند، کسانی که به ریش شما می خندند.
بدون اعتقاد صحیح، انسان برای توبه صادقانه و اصلاح مسیرش مطابق خواست امام زمانش موفق نخواهد شد، و ما همگی نیازمند تجدید توبه‌ایم، اگر نه هر روز، دست‌کم هر از گاهی. خطاها و گناهان از همه جهات ما را احاطه کرده‌اند، پس ما نیازمند توبه‌ای دائمی، پایدار و مستمر هستیم. همه‌مان، از اولین‌ نفرمان تا آخری، نیازمند تجدید توبه‌ایم.
بدون اعتقاد صحیح، برای توبه صادقانه موفق نخواهیم شد، و برای اصلاح مسیرمان مطابق خواست امام زمان‌ صلوات الله علیه، موفق نخواهیم شد.
ششم: بدون اعتقاد صحیح انسان از محبت و ولایت اهل بیت محروم می شود. اعتقاد صحیح، ضمانتی است برای ایمان ثابت، برای ایمانی پایدار. بدون اعتقاد صحیح محبت علی و آل علی بی ثبات، ناپایدار و موقتی خواهد بود.
در چنین شب‌هایی در دعای ابوحمزه ثمالی، که دعایی منقول از امام سجاد صلوات الله علیه است، این‌گونه می‌خوانیم. از مفاتیح الجنان برایتان می‌خوانم: «اى خدا از تو ايمان ثابتى درخواست مى‏ كنم كه تا روز دیدار تو باقى بماند» از تو ایمان می‌طلبم، و ایمان یعنی ولایت علی و آل علی، ایمان یعنی ولایت حجت بن الحسن.
«اى خدا از تو ايمان ثابتى درخواست مى‏ كنم كه تا روز دیدار تو باقى بماند» پس ایستگاه‌های زیادی وجود دارد که در آن‌ها ایمان خواهد مُرد، پایانش فرا خواهد رسید، و دعا در اینجا، خواستار حیاتی پایدار برای این ایمان است: «اى خدا از تو ايمان ثابتى درخواست مى‏ كنم كه تا روز دیدار تو باقى بماند».
دیدار با خدا چه زمانی است؟ دیدار با خدا پس از ورود انسان به بهشت تحقق می باید. حتی ورود به بهشت، طبق فرهنگ اهل بیت، به‌طور دقیق و حقیقی “دیدار با خدا” نامیده نمی‌شود، شاید به‌طور مجازی چنین نامیده شود، اما دیدار حقیقی با خداوند پس از ورود اهل بهشت به بهشت تحقق می‌یابد و پس از اینکه امام علی ازدواج اهل بهشت را ترتیب می دهد، و هرکدام در منزلت خودش قرار می دهد. او تقسیم‌کننده بهشت و جهنم است، و پس از آن، درهای آن را می‌بندد.
همه‌ی این‌ها نمادند، علی عظیم‌تر از همه‌ی این‌هاست. سخن از ولایت علی است که حد و مرز ندارد. در زیارت جامعه کبیره چنین می‌خوانیم: «بازگشت مردم، به سوى شماست – ای آل علی – و حسابشان، برعهده شماست، و همه چیز برای شما خوار است» مگر این‌گونه در زیارت جامعه کبیره با ایشان سخن نمی گوییم؟ این زیارت، قانون‌نامه‌ی عقیدتی شیعیِ بلیغ و کامل ماست.
دیدار با خداوند چه زمانی است؟ پس از آنکه علی ندا دهد: «ای اهل بهشت جاودانگی جاودانگی» این سخن من نیست، این روایت‌های اهل بیت است. «و ای اهل جهنم جاودانگی جاودانگی» زمانی که حکم ابدی صادر شود از سوی علی صلوات الله علیه، آن‌جا این عنوان محقق می‌شود؛ یعنی “دیدار با خداوند”.
«اى خدا از تو ايمان ثابتى درخواست مى‏ كنم كه تا روز دیدار تو باقى بماند» ممکن است ایمان حتی در نزدیکی بهشت از انسان گرفته شود، و این سخن از من نیست. من در برنامه‌های پیشین روایاتی برایتان خوانده‌ام که به این معنا اشاره دارند.
«اى خدا از تو ايمان ثابتى درخواست مى‏ كنم كه تا روز دیدار تو باقى بماند، و بر آن ايمان تا زنده‏ ام مرا باقى دار» چرا که شاید در همین زندگی دنیوی ایمان از من گرفته شود «و مرا بر آن بميران» چرا که شاید هنگام مرگ از من گرفته شود، همان انحراف وعدیله هنگام مرگ است «و بر آن ايمان مرا در قيامت برانگيز» چرا که شاید در مرحله‌ی برزخ یا در مرحله‌ی بعث یا حتی پس از آن از من گرفته شود.
دعا به حالت‌ها و صحنه‌هایی اشاره دارد که ممکن است بر انسان بگذرد. وگرنه عبارت کاملاً روشن است «اى خدا از تو ايمان ثابتى درخواست مى‏ كنم كه تا روز دیدار تو باقى بماند» و این دیدار زمانی تحقق می‌یابد که حکم ابدی از سوی حاکم ابدی صادر شود، و آن حاکم، علی است، هنگامی که ندا می‌دهد: «جاودانگی جاودانگی» و من به شما گفتم، این‌ها نمادند. موضوع از همه‌ی این‌ها بزرگ‌تر و عظیم‌تر است، این‌ها نمادند و این‌ها ابزارهای توضیح‌اند برای نزدیک کردن مفهوم. اهل بیت در سخنان و احادیث شریف‌شان این‌ها را برای ما بیان کرده‌اند.
«اى خدا از تو ايمان ثابتى درخواست مى‏ كنم كه تا روز دیدار تو باقى بماند. مرا تا زمانی که زنده‌ام بر آن زنده بدار، و اگر مرا میراندی، بر همان ایمان بمیران، و در قیامت مرا بر همان ایمان برانگیز».
برای اینکه ایمان در دل‌های ما ثابت بماند، نیازمند اعتقاد صحیح هستیم. بدون اعتقاد صحیح، هیچ ضمانتی وجود ندارد، زیرا ممکن است ایمان در همین زندگی از ما گرفته شود، یا در لحظات پایانی زندگی‌مان، زمانی که از این دنیا می‌رویم، و ممکن است این اتفاق در مرحله‌ی برزخ رخ دهد. جزئیات زیادی وجود دارد که فرصتی برای صحبت درباره‌ی آن‌ها ندارم.
پس ششم: بدون اعتقاد صحیح، ممکن است ایمان انسان و محبت به محمد و آل محمد از او گرفته شود، و باید به یاد بیاورید و بدانید که این از بدیهیات عقاید محمدی علوی ماست که دشمنی نسبت به محمد و آل محمد مانع ورود به بهشت است. محال است که دشمن محمد و آل محمد وارد بهشت شود، و نجات‌دهنده از جاودانگی در آتش جهنم، عشق به محمد و آل محمد است.
برخی از کسانی که محمد و آل محمد را دوست دارند، وارد جهنم خواهند شد. اهل بیت خودشان این را گفته‌اند، آن‌ها “شیعیان کثیف” هستند. این نام‌گذاری از من نیست، بلکه از سوی آل محمد، از رسول خداست. او آنان را “شیعیان کثیف” نامیده است، و این کثیفی، کثیفی فکر است، کثیفی عقل است.
این توصیف کاملاً منطبق است بر صاحبان عمامه‌های عباسی، منظورم نویسندگان کتاب‌هایی است که در آن‌ها از شأن محمد و آل محمد کاسته‌اند، آنان مراجع شیعه‌اند، آنان همان مراجع بزرگ‌اند. این‌ها همان شیعیان کثیف اند. البته اگر توفیق یابند که در شمار “شیعیان کثیف” قرار گیرند، وارد جهنم می‌شوند تا از کثافت های ناصبی که در خود دارند و با آن‌ها شیعه را آلوده کرده‌اند، پاک شوند. این را من نمی‌گویم، احادیث اهل بیت چنین می‌گویند، و من آنها را برایتان خواهم خواند. پیش‌تر نیز در برنامه‌های گذشته آن‌ها را خوانده‌ام.
پس دشمنی با علی و آل علی مانع ورود به بهشت است، و محبت علی و آل علی نجات‌دهنده از جاودانگی در آتش جهنم است.
در سطحی از سطوح، نجات‌دهنده از ورود به جهنم است، و در سطحی دیگر، نجات‌دهنده از جاودانگی در جهنم. وارد جهنم می‌شوند، و سپس با شفاعت اهل بیت از آتش جهنم بیرون می‌آیند. خود اهل بیت این را گفته‌اند، این حدیث غیب است، و من آن را از سروران غیب برایتان نقل می‌کنم؛ از خزانه‌داران غیب، از نگهدارندگان غیب و از حقایق غیب‌ الغيوب که در محمد و آل محمد صلوات الله علیهم تجلی یافته و ظاهر شده‌اند.
هفتم: بدون اعتقاد صحیح، انسان برای خدمت به امام زمان توفیق نخواهد یافت، همان‌گونه که امام صادق صلوات الله علیه درباره‌ی قائم فرمود: «اگر او را درک می‌کردم، تمام روزهای عمرم را در خدمتش می‌گذراندم».
چگونه انسان برای خدمت به امام زمانش موفق می‌شود، در حالی که اعتقادش اعتقادی غیر صحیح است؟ قانون توفیق و عدم توفیق شبانه‌روز در حال فعالیت است، در هر ثانیه از ثانیه‌های زندگی ما، و مهم‌ترین پایه‌ای که اثر این قانون در زندگی ما در آن فعال می‌شود، اعتقادی است که به آن باور داریم.
پس اگر اعتقادمان صحیح باشد، آن اعتقاد توفیق را به سوی خود می‌کشد. و اگر اعتقادمان صحیح نباشد، مانند آنچه مراجع نجف از زمان طوسی تا امروز به ما آموخته‌اند، آن اعتقاد فاسد، عدم توفیق را به سوی خود می‌کشد.
آیا نمی‌بینید که عدم توفیق همواره همراه شیعه بوده، در سراسر تاریخ‌شان تا امروز؟ پس توفیق کجاست؟ و موفقیت کجاست؟ ما مانند حاکمان عرب و مسلمانان هستیم، همواره در شکست، زندگی می‌کنند اما به ریش ملت‌هایشان می‌خندند، که گویی از این پیروزی به آن پیروزی حرکت می‌کنند.
صدام شکست پشت شکست را تجربه می‌کرد، و در عین حال با مردم حرف از پیروزی‌های پیاپی می زد. و این وضعیت، همان وضعیت حاکمان عرب، حاکمان مسلمان چه شیعه و چه سنی، وهمچنین احزاب دینی شیعه و سنی است. این واقعیت ماست. واقعیت شکست و فروپاشی، و در عین حال به خودمان می‌خندیم که گویی در حالت عزت، شکوه و پیروزی هستیم.
اعتقاد صحیح، توفیق را با سرعت زیاد به سوی خود می‌کشد، اعتقاد صحیح، قانون توفیق را مجبور می‌کند که در کنار آن باشد.
همچنین عقیده باطل و فاسد، عدم توفیق را با سرعت زیاد به سوی خود می‌کشد، و قانون عدم توفیق را مجبور می‌کند که بر اساس بیهودگی و گمراهی آن اعتقاد فاسد عمل کند. و این همان چیزی است که در واقعیت دینی ما جریان دارد از زمانی که حوزه‌ی طوسی در سال 448 هجری تأسیس شد، تا همین لحظه، از شومی به شومی، و از شکستی به شکست، و به تعبیر عامیانه‌ی عراقی ما: از این بدبختی به آن بدبختی و از این خواری به آن خواری.
همان‌گونه که در نامه‌ی امام زمانمان به شیخ مفید آمده است: «و شناخت ما از ذلتی که شما را فرا گرفته»، و در نسخه‌ای دیگر آمده: «از لغزشی که شما را فرا گرفته» و معنای هر دو یکی است، این همان ذلتِ لغزش است. «و شناخت ما از ذلتی که شما را فرا گرفته، و از لغزشی که شما را فرا گرفته، از زمانی که بسیاری از آنها از آنچه گذشتگان صالح بر آن بودند، بسیار دور شده‌اند، و عهد گرفته‌شده از آنها را پشت سر انداخته‌اند، انگار که نمی‌دانند».
پس بدون اعتقاد صحیح، موفق به خدمت به امام زمان نخواهیم شد. نمی‌خواهم دوباره ویدئویی را نمایش دهم که یکی از مراجع معاصر نجف، علی حسنی بغدادی، در آن درباره بزرگان مراجع نجف سخن می‌گوید مانند طه نجف که آنان از ظهور امام زمان بیزارند، از ترس سرپیچی از فرمان های او. این یک حقیقت است. این ویدیو را بارها نمایش داده‌ام، و گمان می‌کنم کسانی که برنامه‌هایم را دنبال می‌کنند، آن را خوب می‌شناسند. پس نیازی به نمایش آن در این قسمت نیست.
این‌ها چگونه موفق به خدمت به امام زمانشان می‌شوند، در حالی که حالشان به بدی حال همه‌ی شیعیان است، از زمان تأسیس حوزه‌ی نجف تا امروز.
اگر مراجع شما، ای شیعیان، موفق به خدمت به امام زمانشان نمی‌شوند و خواهان عدم ظهور او هستند، پس شما چگونه موفق می‌شوید، در حالی که بر دین و عقیده‌ی آنان هستید؟ «و مردم بر دین پادشاهانشان‌اند» گاهی این پادشاهان، پادشاهان دنیوی‌اند، و گاهی پادشاهان دینی.
پس بدون اعتقاد صحیح، موفق به خدمت به امام زمانمان نخواهیم شد، همان خدمتی که امام صادق صلوات الله علیه درباره‌اش فرمود: «اگر او را درک می‌کردم، تمام روزهای عمرم را در خدمتش می‌گذراندم» به خدا سوگند، اگر تمام عمرمان را در خدمت او بگذرانیم، نمی‌توانیم حتی به ثانیه‌ای از ثانیه‌های خدمت امام صادق به امام زمان نزدیک شویم، همان‌گونه که او آرزو دارد و درباره‌اش سخن می‌گوید، ما نمی‌توانیم حتی به یک ثانیه از آن ثانیه‌ها نزدیک شویم، بر اساس آنچه امام صادق صلوات الله علیه آرزو دارد. بدون اعتقاد صحیح، از ورود به این محدوده محروم خواهیم بود.
هشتم: بدون اعتقاد صحیح، هیچ تضمینی برای مرگ با حسن عاقبت وجود ندارد. حسن عاقبت یعنی اینکه انسان بر ولایت حجت بن الحسن بمیرد. اینکه شیعه بر ولایت امام زمانش از دنیا برود. شیعه‌ای که در زمان امام رضا صلوات الله علیه زندگی می‌کرد، اگر با حسن عاقبت از دنیا رفت، یعنی بر ولایت امامش، امام رضا مرده است، و این موضوع درباره‌ی سایر ائمه نیز صدق می‌کند «آنچه برای اولین‌شان بود، برای آخرین‌شان نیز هست، و آنچه برای آخرین‌شان بود، برای اولین‌شان نیز هست».
مرگ با حسن عاقبت یعنی مرگ بر ولایت امام زمان است. بدون اعتقاد صحیح، هیچ تضمینی برای مرگ با حسن عاقبت وجود ندارد. و به یاد داشته باشید: فتنه‌ی انحراف وعدیله هنگام مرگ در پیش است، شیطان در لحظات پایانی زندگی انسان، زمانی که در آستانه‌ی ورود به عالم قبر است، به عقیده‌اش حمله می‌کند.
سلاحی که شیطان را دفع می‌کند، اعتقاد صحیح است. کسی که اعتقادی صحیح دارد، از ایمنی بالایی برخوردار است که شیطان نمی‌تواند به آن نفوذ کند.
اعتقاد صحیح، تضمینی برای نجات از انحراف وعدیله هنگام مرگ است. اگر اعتقاد صحیح نباشد، هیچ تضمینی وجود ندارد، هیچ تضمینی نیست که انسانی که شیعه بوده پیش از رسیدن به این مرحله از زندگی‌اش، با حسن عاقبت از دنیا برود. موضوع بسیار مهم است.
آیا نمی‌بینید که من همیشه در برنامه‌ها و سخنانم بر اعتقاد صحیح تأکید می‌کنم؟ این از روی میل شخصی من نیست، این‌ها حقایق فرهنگ قرآن و عترت‌اند. این موضوع سلیقه‌ای یا چیزی که خوشم بیاید نیست، این‌ها حقایق دین‌اند، این‌ها حقایق فرهنگ اهل بیت‌اند.
پس بدون اعتقاد صحیح، هیچ تضمینی برای مرگ با حسن عاقبت وجود ندارد. این هشتمین نکته است.
نهم: بدون اعتقاد صحیح، انسان پس از ترک این دنیا، در عالم قبر، در عالم برزخ و حتی پس از آن، در معرض خطرهای هولناک خواهد بود.
آرزو دارم کسانی که برنامه “راهنمای مسافر” را ندیده‌اند، آن را از دست ندهند؛ این برنامه سفری از لحظات پیش از مرگ تا دیدار با خداوند را به تصویر می کشد، از عمق فرهنگ قرآن و عترت، برنامه‌ای طولانی و مفصل است. در طول این برنامه بارها تکرار کرده‌ام که نجات با اعتقاد صحیح حاصل می‌شود. این منطق اهل بیت است، نه منطق شخصی یا سلیقه‌ای من.
نهم: همان‌طور که گفتم، بدون اعتقاد صحیح، انسان در معرض خطرهای هولناک قرار می‌گیرد، و ترس پس از ترس، و وحشتی پس از وحشت. علت نجات، اعتقاد صحیح است. بدون آن، انسان در معرض چیزهایی قرار می‌گیرد که واژه‌ها از توصیف و بیان شدت آن ناتوان‌اند. بازگردید به برنامه “دلیل المسافر” اگر فرصتی برای پخش کامل یا جزئی آن فراهم شود، این کار را انجام خواهیم داد.
دهم: بدون اعتقاد صحیح، شیعه برای رجعت با امام زمانش توفیق نمی‌یابد، این در بهترین حالت است زیرا ممکن است با دشمنان محمد و خاندانش بازگردد. این‌گونه در قوانین رجعت می‌خوانیم: «کسانی بازمی‌گردند که ایمان خالص داشته‌اند» و این همان اعتقاد صحیح است، و در سوی دیگر، کسانی هستند که کفر خالص دارند.
بدون اعتقاد صحیح، شیعه برای رجعت با محمد و آل محمد موفق نمی‌شود، و این در بهترین حالت است، چرا که ممکن است با دشمنان محمد و آل محمد بازگردد و با آنها بجنگد. تنها تضمین رهایی از همه‌ی این‌ها، اعتقاد صحیح است. از این رو همواره تأکید بر معرفت و شناخت اهل بیت می‌شود.
امام کاظم صلوات الله علیه می فرماید: «بهترین عبادت پس از معرفت، انتظار فرج است» انتظار فرج بخشی از اعتقاد صحیح است. اینجا سخن از مناسک یا رکوع یا سجود نیست. امام کاظم می‌فرماید: «بهترین عبادت پس از معرفت» معرفت یعنی اعتقاد صحیح. «انتظار فرج است» انتظار فرج نیز بخشی از اعتقاد صحیح است.
یازدهم: بدون اعتقاد صحیح، حساب انسان در روز قیامت طولانی خواهد شد. ایستگاه‌های روز قیامت بسیارند، توقف ما در ایستگاه حساب طولانی خواهد شد. این یکی از خطرناک‌ترین ایستگاه‌های روز قیامت است.
بدون اعتقاد صحیح، توقف ما در هنگام حساب طولانی خواهد شد، همچنین در هنگام پراکنده شدن نامه های اعمال، در هنگام سنجش اعمال، در هنگام عبور از صراط و در هنگام توقفگاه های دیگر.
سخن اهل بیت روشن است، از همان لحظه‌ی نخست، برنامه آغاز می‌شود: ﴿روزی که هر گروه از مردم با امامشان محشور می شوند﴾ کسی که اعتقاد صحیح ندارد، رابطه‌اش با امامش بد خواهد بود.
عنوان نامه‌ی اعمال مؤمن چیست؟ آیا رکوع و سجود است؟ خیر، بلکه عشق علی بن ابی طالب است. در هنگام حساب، پراکنده شدن نامه‌های اعمال، گشایش کتاب‌ها، سنجش اعمال، عبور از صراط و دیگر توقفگاه‌ها. هیچ‌کس از صراط به سوی جایگاه امن عبور نمی‌کند، مگر کسی که از علی برائت نامه دارد، کسی که از علی اجازه دارد، اوست که از صراط عبور می‌کند، فقط سند ولایت علی است..
آیا سخنی از رکوع، سجود، روزه، تقلید از مراجع، و عبادت این گوساله‌ها آمده است؟ سخن از اعتقاد صحیح است. وقتی روایات می‌گوید: «عنوان نامه‌ی اعمال مؤمن، عشقِ علی است» عشقِ علی بر اساس اعتقاد صحیح نه بر اساس عقیده‌ای که با آن بیعت غدیر را نقض می‌کنیم، همان‌گونه که مراجع شیعه در نجف چنین می‌کنند با خط مشی حوزه‌ی گمراه‌شان.
بدون اعتقاد صحیح، جایگاه انسان در توقفگاه های روز قیامت طولانی خواهد شد، در هنگام حساب، در هنگام گشایش کتاب‌ها، در هنگام پراکنده شدن نامه‌های اعمال، در هنگام سنجش اعمال، و در هنگام عبور از صراط، و در هنگام تجمع شیعیان پس از صراط مقابل درهای بهشت. فرایند پالایش همچنان ادامه خواهد داشت، تا دیدار با خداوند.
همان‌گونه که در دعای ابوحمزه ثمالی خواندیم، دعاکننده از خداوند، ایمانی می‌طلبد که پیش از دیدار با او پایانی نداشته باشد. انسان، بدون اعتقاد صحیح، در توقفگاه های روز قیامت به حال خود واگذار خواهد شد، با همان دوستانی محشور خواهد شد که عقیده‌اش را گمراه کردند، در همان گروه‌.
به عقیده‌اش و به اعمال باطلش واگذار خواهد شد، به سبب باطل بودن اعتقادش. این حقایق از بدیهیات واضح در قرآن علی و آل علی است، که با تفسیر غدیری ایشان تفسیر شده، و در احادیثی که با قواعد فهم غدیری ایشان فهمیده می‌شوند.
همان‌گونه که رسول خدا در بیعت غدیر فرمود: «این علی است که پس از من شما را تفهیم خواهد کرد. و این علی است که از او تفسیر قرآن‌تان را بگیرید» این خلاصه‌ی خطبه‌ی پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر است، و بر همین اساس با او بیعت کردیم.
پس کسی که در روز قیامت بدون اعتقاد صحیح بیاید، به حال خود واگذار می‌شود، به اعتقاد گمراهش واگذار می‌شود، و اعمالش باطل خواهند بود، هرچه کرده باشد، معیار پذیرش عبادات و اعمال، اعتقاد صحیح است.
﴿روزی که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشند، مگر کسی که با قلبی سلیم نزد خدا آید﴾ قلب سلیم، قلبی است که اعتقاد صحیح در آن باشد. از همین‌جا عنوان “اعتقاد صحیح” را برایتان برگرفتم، از همین‌جا آن را اقتباس کردم. به این نکته در قسمت آینده بازخواهم گشت، گمان نمی‌کنم زمان باقی‌مانده کافی باشد تا سخنم را در این مقدمه به پایان برسانم.
﴿روزی که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشند﴾ آن روز، روز قیامت است ﴿مگر کسی که با قلبی سلیم نزد خدا آید﴾ قلب سلیم، قلبی است که اعتقاد صحیح در آن باشد.
دوازدهم: بدون اعتقاد صحیح انسان به شفاعت دست نمی‌یابد. و شفاعت دو رتبه دارد: شفاعتی که انسان را به‌کلی از آتش جهنم نجات می‌دهد و اصلاً وارد آن نمی‌شود. و شفاعتی که برای شیعیان کثیف است؛ مانند مراجع بزرگ ما! آنان مصداقی روشن از شیعیان کثیف‌اند، البته اگر با این عنوان محشور شوند. وگرنه شاید با این عنوان محشور نشوند، بلکه با عنوان دشمنان محمد و آل محمد محشور شوند، در قیافه‌ای که در برابر آن، قیافه‌ی میمون‌ها و خوک‌ها زیبا جلوه می‌کنند. این را روایات برایمان گفته‌اند، این‌ها سخنان من نیستند بلکه سخنان محمد و آل محمدند.
بدون اعتقاد صحیح، انسان به شفاعت دست نمی‌یابد، و همان‌طور که برایتان گفتم، شفاعت دو گونه است: شفاعتی که با آن به بهشت می‌رسیم، در بهشت جاودانه می‌شویم، و از آتش جهنم نجات می‌یابیم، و شفاعتی برای شیعیان کثیفی که مصداق روشن آنان: مراجع شیعه، از مرجع اعلی تا مرجع کوچک. می‌پرسید چگونه چنین چیزی ممکن است؟
این تفسیر امام حسن عسکری صلوات الله علیه است و این نسخه، چاپ “ذوی القربى” است چاپ اول، قم مقدس، صفحه 279، حدیث شماره 149، حدیثی طولانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله، فرصت خواندن کامل حدیث را ندارم، بخشی از آن را که مرتبط با موضوع است، نقل می‌کنم.
از پیامبر خدا، صلی الله علیه و آله، می‌پرسند: «آیا کسی از دوستداران تو و دوستداران علی وارد جهنم می‌شود؟» پیامبر درباره‌ی شیعیان و ورودشان به بهشت سخن می‌گفت. و در اینجا، پرسشی به او مطرح می‌شود: «آیا کسی از دوستداران تو و علی وارد جهنم می‌شود؟»
پیامبرخدا چه فرمود؟ «کسی که خود را کثیف کرده باشد» از همین‌جا این اصطلاح را به‌کار می‌برم، وقتی سخن از اعتقادات گمراه باشد، آن را اعتقادات کثیف می‌نامم و خط مشی حوزه‌ی نجف را خط مشی کثیف می‌دانم. این نام را از همین‌جا برگرفته‌ام، نه اینکه از خانه‌ی خاله‌ام آورده باشم!
پس رسول خدا چه فرمود وقتی از او پرسیدند: «آیا کسی از دوستداران تو و علی وارد جهنم می‌شود؟» فرمود: «کسی که خود را کثیف کرده باشد با مخالفت با محمد وعلی، با ارتکاب محرمات، و با ظلم به مؤمنان و مؤمنات» قطعاً شدیدترین نوع ظلم به مؤمنان و مؤمنات، آن ظلمی است که در زمینه اعتقادشان به محمد و علی صورت گیرد، سخن درباره‌ی این نوع ظلم است.
مؤمنان ممکن است در امور دنیوی به یکدیگر ظلم کنند، و این ظلمی زشت است، اما ظلم شدیدتر، همان است که رسول خدا در اینجا بدان اشاره دارد: ظلم به مؤمنان و مؤمنات در زمینه عقیده‌شان است. پس آن‌که از دوستداران محمد و علی است و وارد جهنم می‌شود: «کسی است که خود را با مخالفت با محمد و علی، با ارتکاب محرمات و ظلم به مؤمنان و مؤمنات کثیف کرده و از مسیر شرع تعیین‌شده برایش منحرف شده» به سوی مسیر دیگر رفته است، و شرع در درجه‌ی نخست، مربوط به عقیده‌ی صحیح است، مربوط به تفسیر قرآن و فهم آن، و مربوط به فهم احادیث‌شان «این علی است که پس از من شما را تفهیم خواهد داد».
«و از آنچه برایش از شرع تعیین شده بود، روی‌گردان شد» این از روشن‌ترین مضامین است که درباره مراجع شیعه صدق می کند، از مرجع اعلی تا مرجع کوچک. آنان با نقض بیعت غدیر، با محمد و علی مخالفت کردند.
در بیعت غدیر، شیعیان با محمد و علی بیعت کردند، پس هنگامی که از تفسیر علی و آل علی برای قرآن روی‌گردان شدند، و از قواعد فهم علوی برای فهم احادیث و دینشان فاصله گرفتند، بیعت غدیر را نقض کردند، و با محمد و علی مخالفت ورزیدند، و مصداق روشن این افراد، مراجع شیعه‌اند، از مرجع اعلی تا مرجع کوچک، از مردگان تا زندگان، تا آنانی که در صف مرجعیت ایستاده‌اند تا سوار بر شیعیان شوند، همچون اُلاغ.
لطفاً “سند خریّت شیعیان” را نمایش دهید، تا محتوایش را به یاد آوریم، محتوایی که با این مطالب هماهنگ است:


(سید کمال حیدری یک مرجع تقلید در قم، در جلسه درس می گوید:)
من نمی‌خواهم نام‌ کسی را بیاورم، یکی از مراجع بزرگ تقلید به من گفت: برای چه عجله داری؟
گفتم: نوبت مرجع شدن به من نخواهد رسید.
گفت: «به تو می رسد، عجله نکن. مطمئنا سوار شیعیان می شوی و می گویی “هُش”».
به خدا قسم پنج سال پیش یکی از مراجع بزرگ دقیقا با همین الفاظ به من گفت: «عجله نکن، ببین دارم به تو چه می گویم، مطمئن باش که سوار شیعیان خواهی شد» یعنی الاغه آقا می شینی، این مردم الاغن آقا می‌شینی چی می گی به الاغ که حرکت بکنه؟ “هُش”
“هُش” در عربی می شود “دیخ”
دقیقا همین را گفت. همه شما آن مرجع را می شناسید، نمی خواهم اسمش را بیاورم.
به عربی گفت: «سوار شیعیان می شوی همانطور که فلان مرجع بزرگ سوار آنها شد و به آنها گفت: “هُش”»
یکی از طلبه گفت: «دانش کلی دارد؟»
کمال حیدری: «نه، دانش کلی نیست، این واقعیت شیعیان است، دارم می گویم به خدا قسم این واقعیت شیعیان است»


«ای رسول خدا، آیا کسی از دوست‌داران تو و دوست‌داران علی وارد جهنم می‌شود؟» فرمود: «کسی که خود را با مخالفت با محمد و علی، با ارتکاب محرمات و با ظلم به مؤمنان و مؤمنات کثیف کرده باشد، و از آنچه محمد و علی برایش تعیین کرده‌اند روی‌گردان شده باشد»
و مهم‌ترین آن بیعت غدیر است «و از شرعی محمد و علی برایش تعیین کرده‌اند، روی‌گردان شده باشد. در روز قیامت» با چه صورتی خواهد آمد؟ «در روز قیامت با صورتی کثیف و طَفِس خواهد آمد» طفس کسی است که کثیفی ‌اش از هر کثیفی دیگری زشت‌تر است.
ممکن است کسی را کثیف بنامند، و مردم از او بیزار شوند، اما خودش از کثافتش بیزار نیست. اما طفس کسی است که مردم به‌طور مضاعف از کثیفی‌اش بیزارند، و خودش نیز از کثیفی‌اش بیزار است.
کثیفی مضاعف «در روز قیامت، کثیف و طفس خواهد آمد» این‌ها اوصاف مراجع بزرگ ما هستند، آنان که از آنچه محمد و علی برای دین تعیین کرده بودند، روی‌گردان شدند، آنان بیعت غدیر را نقض کردند. خداوند روی شان را سیاه کند، آنان با چنین صورتی خواهند آمد، کثیف و طَفِس.
محمد و علی به این فرد کثیف و طفس می‌گویند: ای فلان! ای آیت ‌الله العظمی! ای عالی جناب «ای فلان! تو کثیف و طفس هستی؛ نه شایسته‌ی همراهی با امامانت، و نه شایسته‌ی در آغوش گرفتن حورهای زیبا» تو کثیف هستی. «و نه شایسته‌ی همراهی با فرشتگان مقرب خدا هستی. و به آنجا نمی‌رسی، مگر اینکه گناهانت پاک شود. پس وارد می‌شود – یا برده می‌شود – به بالاترین طبقه‌ی جهنم، و به خاطر برخی از گناهانش عذاب می‌شود» تا مدتی طولانی.
و سپس شفاعت به سراغش می‌آید. وقتی بیرون می‌آید، در میان اهل بهشت، به‌عنوان “جهنمی‌” شناخته می‌شود. نشانه‌ای سیاه بر چهره‌هایشان هست تا آنان را از دیگر اهل بهشت متمایز کند، و حتی وقتی این نشانه بعداً برداشته شود، آنان در بهشتی سکونت خواهند داشت که ویژه‌ی خودشان است، در پایین‌ترین مراتب نسبت به همه‌ی مراتب بهشت. اینان همان شیعیان کثیف، طفس‌ و جهنمی هستند‌.
این سخن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است ‌که در صفحه‌ 280 آمده: «اینان شیعیان نامیده نمی‌شوند»
از همین‌رو همیشه اینگونه شیعیان را دسته بندی می کنم: شیعه مهدوی و زهرایی داریم، و شیعه سبروتی و مرجعی. این مضامین را از خودم نیاورده‌ام. احادیث اهل بیت به‌صراحت به این مطالب اشاره دارند. و این حقایق به‌ویژه در تفسیر امام حسن عسکری به وضوح دیده می شوند. از همین‌رو مراجع نجف با این تفسیر مقابله کردند و آن را انکار نمودند.
در آینده ان‌ شاء الله تعالی، قسمت‌هایی از این برنامه را به بررسی تفسیر امام حسن عسکری اختصاص خواهم داد.
پیامبر خدا می‌فرماید: «این‌ها شیعیان نامیده نمی‌شوند» با این حال نجات خواهند یافت. اما اعتقادات فاسد، ممکن است به انسان اجازه ندهد که در شمار آن شیعیان کثیف قرار گیرد، بلکه ممکن است او را به جاودانگی در جهنم بکشاند.
پس شفاعت، شفاعتی است برای شیعیانی که در سطح پاکی و طهارت‌اند. آنان بدون ورود به جهنم، مستقیما به بهشت می‌روند، و آنان صاحبان اعتقادات صحیح‌اند، و از میان کسانی که اعتقادات فاسد دارند، اگر در شمار شیعیان قرار گیرند، همان شیعیان کثیف، طفس، و نجس و جهنمی‌اند. اینان باید وارد جهنم شوند تا از کثیفی و طفس بودن‌شان پاک گردند.
و کثیف ترین کثافت، داشتن اعتقادات گمراه است، چون بر پایه همان اعتقادات است که اعمال پذیرفته یا رد می‌شوند، همان‌طور که لحظاتی پیش خواندیم: «شهادت می‌دهم که با ولایت تو، ای بقیة ‌الله، اعمال پذیرفته می‌شوند، کردارها تزکیه می‌گردند، حسنات چند برابر می‌شوند و گناهان پاک می‌شوند. پس کسی که با ولایت تو بیاید و به امامتت اقرار کند، اعمالش پذیرفته می‌شود و سخنانش تصدیق می‌گردد».
این همان منطقی است که به‌وضوح در فرهنگ اهل بیت دیده می شود. ببینید حوزه‌ی نجف چه مصیبت‌هایی بر ما وارد کرده است. چه بلاهایی!
زمان برنامه به پایان رسید، ولی سخنم به پایان نرسید. ادامه‌ی بحث را در قسمت بعدی خواهیم داشت، ان ‌شاء الله تعالی.


لطفاً «هشدار بستن کمربندها» را پخش کنید، چرا که هنوز در همان مناطق خطرناک هستیم:
لطفاً کمربندهایتان را محکم ببندید، ما هنوز در منطقه دست‌اندازهای خطرناک مرجعیت هستیم


یادآوری برنامه ﴿و یادآوری کن﴾:
برنامه طلایی
این برنامه‌ی دهکده ظاهر و امن است که بر اساس مكتب یمانی می باشد.

  • برگرفته از آیه 18 سوره سبأ ﴿ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ﴾ –
    خلاصه طلائی:
    امام خود را بشناس، و او را به دیگران بشناسان
    شناخت طلایی:
    امام تو دین تو، و دین تو امام توست
    عبادت طلایی:
    مثل یک سرباز آزاده در خدمت امام زمانت باش
    برائت طلائی :
    طلاق بده مکتب دارندگان عمامه‌های بزرگ ابلیسی در نجف وکربلا، طلاقی بائن بدون بازگشت اگر برای امام خود اردات داشتی


به امید دیداری دوباره با قلب‌های آکنده از عشق به حضرت زهرا صلوات الله علیها.
از همگی التماس دعا دارم
خداحافظ