بحث مخصّص


بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 3 / عبد الحلیم الغزی

عبد الحلیم الغِزّی :
بازمی‌گردم به اهمیت شناخت نشانه‌های ظهور، به‌ویژه نشانه‌های حتمی. در سوره ق، آیه 37 پس از بسم ‌الله می خوانیم: ﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد﴾ و منظور از قلب در اینجا عقل است. این را من نمی‌گویم بلکه اهل بیت وقتی قرآن خود را تفسیر کردند، این آیه را چنین معنا کردند. این تفسیر آنان از قرآن‌شان است. این قرآن، قرآن آنان است، و ما در بیعت غدیر با آنان بیعت کردیم که تفسیر را از ایشان بگیریم. لعنت بر تفسیر دو سقيفه: سقيفه بنی‌ساعده و سقيفه بنی‌طوسی.
﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی که شاهد باشد﴾ آیه در اینجا از انسان آگاه سخن می‌گوید، از انسان حکیم، انسان هدفمند، انسانی که تدبر می‌کند، تفکر می‌کند، فهم می‌کند و می‌آموزد.
همان‌طور که امیر المؤمنین می‌فرماید: «آگاه باشید که دانشی که در آن فهم نباشد، فایده ای ندارد. آگاه باشید که قرائتی که در آن تدبر نباشد، فایده ای ندارد آگاه باشید که عبادتی که در آن تفکر نباشد، فایده ای ندارد».
آیه در اینجا از شخص فهمیده سخن می‌گوید، کسی که تدبر و تفکر می کند ﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی که شاهد باشد﴾ همانا در “آن” یعنی در همه آیات سوره ق که تا اینجا آمده یا آنچه در ادامه آیاتش خواهد آمد، بلکه در سراسر قرآن، و قرآن کتابی تدوینی است. بلکه در سراسر هستی، و هستی کتابی تکوینی است.
﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی که شاهد باشد﴾ و آیه ها ادامه می‌یابند تا آیه 41 پس از بسم‌ الله و آیه بعد از آن: ﴿و گوش فرا ده روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد﴾ طبق تفسیر اهل بیت از قرآن‌شان، آن “ندا” همان ندای آسمانی جبرئیل است که در سپیده‌دم روز جمعه در بیست ‌و سوم ماه رمضان، در سال نشانه‌های حتمی، که سالی هجری قمری زوج است، رخ می‌دهد. سالی که در ماه رجب آن نشانه های حتمی آغاز می شوند.
پس ندای آسمانی در ماه رمضان، در صبح روز قدر، در روز جمعه و هنگام سپیده ‌دم، در بیست ‌و سوم ماه رمضان، در سال نشانه‌ها، رخ می‌دهد. این تفسیر اهل بیت از قرآن‌شان است، جدای از مزخرفات مراجع نجف و کربلا.
﴿و گوش فرا ده روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد، روزی که ندای حق را می‌شنوند، آن روز خروج است﴾ روز خروج یعنی روز ظهور، روز رهایی، روز گشایش، روز فتح، روز پیروزی. آن روز، روز قائم آل محمد است صلوات الله علیه. نمی‌خواهم درباره آیات قبل و بعد از این آیه صحبت کنم.
باید بدانید که تفسیر آیات قرآن دارای افق‌های متعددی است. این آیه ها، در افقی از ظهور مهدوی سخن می گویند، در افقی از رجعت عظیم، و در افقی دیگر از روز قیامت. روزهای خدا سه تا هستند، و این همان اعتقاد به معاد در دین اهل بیت است. اما اعتقاد به معاد در دین مراجع نجف و کربلا، همان اعتقاد سقيفه بنی‌ساعده است که آن را فقط به روز قیامت محدود می کنند. روز قیامت در هیچ جای قرآن از روز رجعت و از روز ظهور مهدوی جدا نمی شود. ارتباطی ذاتی و پایه ای میان این روزها وجود دارد.
روزهای خدا سه تا هستند: روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت. سخن در اینجا درباره اهمیت شناخت نشانه‌های ظهور است، همان‌طور که سوره ق گفته: ﴿همانا در آن یادآوری است برای کسی که قلب دارد یا گوش فرا دهد در حالی که شاهد باشد﴾.
ای صاحبان دل‌های آگاه، ای صاحبان بصیرت، شما هستید که باید این حقایق را درک کنید، نشانه‌های ظهور را بشناسید و جزئیات و اسرار آن را بدانید، این یک امر روشن است. ﴿و گوش فرا ده روزی که منادی ندا دهد﴾ گوش فرا ده، آیه نگفت بشنو، بلکه گفت ﴿گوش فرا ده روزی که منادی ندا دهد﴾ تا اطلاعات قبلی‌ات را بررسی کنی، و ببینی که آیا این‌ نشانه های تحقق یافته، همان‌ نشانه هایی اند که یاد گرفته بودی.
﴿و گوش فرا ده روزی که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد، روزی که ندای حق را می‌شنوند﴾ آن حق امام زمان است، آن حق محمد و آل محمد است. ﴿روزی که ندای حق را می‌شنوند، آن روز خروج است﴾ این صحنه یک نمونه است، وگرنه اگر بخواهم این مضامین را دنبال کنم، آیات زیادی در قرآن وجود دارد که طبق تفسیر اهل بیت، ارتباط مستقیم با نشانه‌های ظهور و به ویژه نشانه‌های حتمی دارد.
کتاب “غیبت” نوشته نعمانی، متوفی در سال 360 هجری، این چاپ اول انتشارات انوار الهدی در قم مقدس است، در صفحه 288، حدیث 67 با سند نعمانی از جابر جعفی، از امام باقر صلوات الله علیه. امام باقر با جابر جعفی سخن می‌گوید: «ای جابر…» این حدیث مربوط به دوران بنی‌امیه است، لعنت خدا بر آنان از اولشان تا آخرشان. «ای جابر، در جای خود بمان و خودت را درگیر هیچ جریانی نکن تا نشانه‌هایی را ببینی که برایت ذکر می‌کنم، اگر زمان آن ها را درک کردی».
آیا نمی‌بینید که امام باقر هنگام صحبت با جابر و تبیین وظیفه شرعی اش،‌ نشانه‌ها را محور قرار داده است؟ «ای جابر، در جای خود بمان و خودت را درگیر هیچ جریانی نکن تا نشانه‌هایی را ببینی که برایت ذکر می‌کنم، اگر زمان آن ها را درک کردی، نخستین آن‌ها اختلاف بنی‌عباس است» و این از نشانه های عمومی است نه از نشانه‌های حتمی «و می دانم که زمان آن را درک نمی کنی. اما پس از من آن را به دیگران منتقل کن».
امام به او دستور می‌دهد که احادیثی که درمورد نشانه‌های ظهور سخن می گویند را برای شیعیان نقل کند. آیا امام باقر به جابر به چیز بی‌اهمیتی توصیه می‌کند؟. امام فضایی برای جابر فراهم می‌کند تا اهمیت موضوع نشانه‌ها را درک کند «ای جابر، در جای خود بمان و خودت را درگیر هیچ جریانی نکن» تو قبل از این نشانه ها هیچ تکلیفی نداری، تکلیف تو این است که خودت را درگیر هیچ جریانی نکنی «تا نشانه‌هایی را ببینی که برایت ذکر می‌کنم، اگر زمان آنها را درک کردی».
سپس امام چه می‌گوید؟ «نخستین آن‌ها» نخستین این نشانه‌ها که از نشانه‌های حتمی نیستند، بلکه از نشانه های عمومی اند که پیش از نشانه‌های حتمی رخ می‌دهند، اما به زمان تحقق نشانه‌های حتمی نزدیک‌اند «نخستین آن‌ها اختلاف بنی‌عباس است، و می دانم که زمان آن را درک نمی کنی» چرا؟ چون اختلاف بنی‌عباس در زمان بسیار دوری رخ می‌دهد، در اواخر غیبت کبری.
«نخستین آن‌ها اختلاف بنی‌عباس است، و می دانم که آن را درک نمی کنی. اما پس از من آن را به دیگران منتقل کن» برای شیعیان نقل کن. «و ندایی از آسمان شنیده می‌شود…» تا پایان روایت. روایت طولانی است.
امام باقر در این روایت با جابر درباره مجموعه‌ای از نشانه های عمومی و همچنین نشانه‌های حتمی سخن گفت. این روایت طولانی است، در آن هم درباره نشانه های عمومی و هم درباره نشانه‌های حتمی سخن گفته شده. فرصتی برای خواندن روایت ندارم. مضامین این روایت در برنامه‌های پیشین شرح داده شده‌اند. می‌توانید به آن برنامه‌ها مراجعه کنید.
کاملاً روشن است که امامان ما را به شناخت نشانه‌ها راهنمایی می‌کنند، چون مهم‌اند، اما به شرطی که به اولویت‌ها پایبند باشیم، مشکل شیعیان در طول تاریخ‌، آشفتگی در اولویت‌ بندی بوده، به خاطر آن حوزه کثیف و پلید، منظورم حوزه طوسی در نجف و کربلاست که در سال ۴۴۸ هجری تأسیس شد، زمانی که شیعیان وارد تونل گمراهی شدند، و از آن زمان تا امروز، شیعیان روز به روز گمراه‌تر می شوند. همان‌طور که امیر المؤمنین فرمود که «گمراهی شیعیان چند برابر گمراهی بنی‌اسرائیل خواهد بود» و سخن امیر المؤمنین در همین کتاب است، در جلد هشتم “کافی”. فرصتی برای خواندنش ندارم.
از جلد هشتم “کافی” اثر کلینی متوفی در سال 328 هجری، این چاپ دار التعارف، بیروت – لبنان است، در صفحه 210، حدیث 381، با سند کلینی از عیص بن القاسم، از امام صادق صلوات الله علیه، حدیث طولانی است، به بخش مورد نیاز می‌پردازم:
«هنگامی که ماه رجب فرا رسد…» امام درباره “رجب نشانه‌ها” سخن می‌گوید؛ ماهی که در آن سفیانی خروج می کند. آن سال، سال نشانه‌های حتمی است، سالی هجری قمری زوج. «هنگامی که ماه رجب فرا رسد…» اگر آن سال را به واسطه “رجب نشانه‌ها”، مشخص کردیم، پس مقدمات فعالیت سفیانی در ماه محرم همان سال زوج آغاز می‌شود، ممکن است برای همه آشکار نباشد، اما برای دنبال کنندگان اخبار سفیانی روشن است. خروج سفیانی در آغاز ماه رجب خواهد بود.
امام صادق اینجا می‌فرماید: «هنگامی که ماه رجب فرا رسد، به نام خدا روی آورید» یعنی به سوی پرچم ما اهل بیت بشتابید، پرچم اهل بیت همان پرچم یمانی است. پرچم خراسانی هم از پرچم‌های آنان است اما امام صادق شیعیان را به سوی پرچم برتر هدایت می‌کند که همان پرچم یمانی است.
«هنگامی که ماه رجب فرا رسد، به نام خدا روی آورید، و اگر خواستید تا ماه شعبان صبر کنید، اشکالی ندارد – هنوز فرصت هست – و اگر خواستید در ماه رمضان در خانه‌هایتان روزه بگیرید، شاید این کار بهتر باشد. نشانه‌ سفیانی، برای شما کافی است».
من نمی‌خواهم روایت را توضیح دهم، چون الآن زمان شرح نشانه ها نیست، بلکه سخن اجمالی است. «هنگامی که ماه رجب فرا رسد، به نام خدا روی آورید، و اگر خواستید تا ماه شعبان صبر کنید، اشکالی ندارد و اگر خواستید در ماه رمضان در خانه‌هایتان روزه بگیرید، شاید این کار بهتر باشد. نشانه‌ سفیانی، برای شما کافی است» سفیانی بارزترین نشانه‌ است، سفیانی در آغاز ماه رجب خروج می کند، ماهی که امامان آن را “رجب نشانه‌ها” می‌نامند «نشانه‌ سفیانی، برای شما کافی است».
چگونه می‌توانیم از وقوع نشانه سفیانی مطلع شویم، اگر از نشانه‌های حتمی و نشانه های عمومی و جزئیاتشان آگاه نباشیم؟. پس آن‌هایی که به نشانه‌ها اهمیت نمی‌دهند، گمراه اند و به خیر راه نمی‌یابند. و آن‌هایی که نشانه‌ها را دین خود قرار داده اند، و حق اهل بیت را با باطل سقيفه بنی‌ساعده و باطل سقيفه بنی‌طوسی درهم آمیختند، هرگز هدایت نمی شوند بلکه در گمراهی و سرگردانی بی انتها فرو خواهند رفت. حق اینجاست، حق در قرآن اهل بیت است که با تفسیر خودشان تفسیر شده، و در حدیثشان که با فهم خودشان فهمانده شده.
حدیثی دیگر، حدیث 383 از همان منبع است، با سند کلینی از سدیر صیرفی، سدیر گفت: امام صادق صلوات الله علیه فرمود: «ای سدیر، در خانه‌ات بمان و چون یکی از زیرفرشی‌های آن باش؛ آرام بگیر
تا زمانی که شب و روز آرام‌اند – تا زمانی که نشانه‌های حتمی تحقق یابند – پس اگر به تو خبر رسید که سفیانی خروج کرده است، به سوی ما بشتاب، حتی اگر با پای پیاده باشد» حتی اگر هیچ وسیله‌ای برای سفر و جابه‌جایی نداشتی.
پس اطلاع داشتن از نشانه سفیانی بسیار مهم است، اما طبق آنچه در احادیث اهل بیت آمده، نه طبق آنچه در احادیث سقيفه بنی‌ساعده آمده که همه آنها دروغ و افتراست. مراجع تقلید در نجف و کربلا و آخوندها، وقتی درباره نشانه‌ها سخن می‌گویند، احادیث اهل بیت را با احادیث سقیفه بنی‌ساعده ملعون درهم می آمیزند. حال مراجع نجف و کربلا تعجب آور است، تفسیر قرآن اهل بیت و اخبار ظهور امام زمان را از ناصبی های سقيفه بنی‌ساعده نقل می‌کنند، و وقتی به بررسی سند احادیث اهل بیت می‌پردازند، سندهای آن را ضعیف می‌شمارند!. چه خفت و خواری ای! چه گمراهی‌ای! چه بی عرضگی ای! رویشان سیاه، از قرن های گذشته تا به امروز ما را گمراه می کنند و با دین مان بازی می کنند.
«ای سدیر، در خانه‌ات بمان و چون یکی از زیرفرشی‌های آن باش؛ آرام بگیر تا زمانی که شب و روز آرام‌اند – تا زمانی که نشانه‌های حتمی تحقق یابند – پس اگر به تو خبر رسید که سفیانی خروج کرده است – در رجب نشانه ها – به سوی ما بشتاب، حتی اگر با پای پیاده باشد».
و حدیثی دیگر از همان منبع، از جلد هشتم “کافی” صفحه 219، حدیث شماره 412 با سند کلینی از فضل کاتب، از امام صادق صلوات الله علیه. امام صادق این سخن را زمانی که نامه ابومسلم خراسانی به او رسید، بیان کرد. این داستان مفصل است، به بخش مورد نظر می روم. فضل کاتب از امام صادق می‌پرسد: نشانه بین ما شیعیان و شما اهل بیت چیست؟
چون امام صادق نامه ابومسلم خراسانی را رد کرد. نمی‌خواهم وارد این موضوع شوم، چون وقت کم است. فضل کاتب به امام صادق می‌گوید: نشانه بین ما شیعیان و شما اهل بیت چیست؟
یعنی نشانه ظهور امام زمان چیست؟ امام فرمود: «ای فضل، در جای خود بمان» همانطور که امام باقر به جابر جعفی فرمود: «در جایی که هستی بمان و خودت را درگیر چیزی نکن».
«در جای خود بمان ای فضل، تا زمانی که سفیانی خروج کند. پس اگر سفیانی خروج کرد، به سوی ما بیایید» امام این را سه بار تکرار می‌کند: به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید، این تکرار نشان‌دهنده اهمیت شناخت نشانه‌هاست. اما باید این شناخت بر اساس قرآن اهل بیت باشد که با تفسیر خودشان تفسیر شده و بر اساس احادیث آنان باشد که با فهم خودشان فهمانده شده. باید به منابع اصلی مان رجوع کنیم، به “کافی” و امثال آن، از اینجا باید فرهنگ اهل بیت را بگیریم، نه از یاوه‌گویی‌های این عمامه‌داران که عمامه‌های عباسی ابلیسی ملعون بر سر دارند. در احادیث “کافی”، این عمامه‌ به عنوان عمامه‌ ابلیس توصیف شده‌. این سخن را من از خودم نیاورده ام، احادیث کافی هستند که “عمامه‌ طابقی” مراجع شما را عمامه‌ ابلیس نامیده‌اند، چون از نوع عمامه‌های عباسی‌اند.
«پس اگر سفیانی خروج کرد، به سوی ما بیایید» امام این را سه بار تکرار می‌کند: به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید. سپس می‌فرماید: «و او از نشانه‌های حتمی است» نشانه سفیانی حتمی است. او بی شک خواهد آمد اما در چارچوب فرهنگی که در آغاز این برنامه برایتان توضیح دادم. این است فرهنگ اهل بیت صلوات الله علیهم.

———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

www.instagram.com/alghezzi_farsi

www.t.me/alghezzi_farsi