بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 2 / عبد الحلیم الغزی
عبد الحلیم الغِزّی :
برای شما درباره عنوان و موضوع برنامه و اهمیت زمان آن، یعنی ماه رمضان سخن گفتم. و درباره خط مشی ای که در این برنامه از آن پیروی خواهد شد صحبت کردم، و گفتم که امور از طریق متضادشان شناخته میشوند، برایتان از خط مشی طوسی بتری و خط مشی یمانیِ زهرایی سخن گفتم. به مهمترین ویژگیها و خصوصیات خط مشی یمانیِ زهرایی اشاره کردم. اول: فهم عمیق.
دوم: منظومه “روزهای خدا” در اعتقاد به معاد. “روزهای خدا” سه روزند: روز قائم، روز رجعت، و روز قیامت کبری. زیرا اعتقاد به معادِ محدود به قیامت کبری، اعتقادی بَتری است؛ که همان اعتقاد سقيفه بنیساعده است. سقیفه بنیطوسی نیز در این اعتقاد از آنان پیروی کرد، وقتی که “علم کلام” ناصبی را پایه و اساس اعتقادات خود قرار داد. بنابراین ویژگی اول فهم عمیق و دوم منظومه “روزهای خدا” است. سوم: “قانون آرزوها” است، چرا که شیعه با آرزوها تربیت شده و هنوز هم با آرزوها تربیت میشود. چهارم: زمینهسازی است. وقتی سخن از امام زمان باشد، مهم ترین عنوان برای ما زمینهسازی برای ظهور اوست، زمینهسازی اولین و آخرین وظیفهی اعتقادی و شرعی ماست؛ زمینهسازی برای برنامه بزرگ مهدوی، وظیفهای والاتر از همه وظایف است، هر کس به اندازهی خود. در این زمینه به آنچه در توقیع شریف آمده اشاره کردم، در توقیع اسحاق بن یعقوب. این بخش دوم از کتاب “کمال الدین و تمام النعمة” است.
“کمال الدین و تمام النعمة” و خوانشی دیگر از عنوان این کتاب، “کمال الدین و إتمام النعمة” است که معنایش یکی است، نوشتهی شیخ صدوق، متوفی در سال 381 هجری. این نسخه مؤسسهی شمس الضحی است. توقیع شریف، توقیع اسحاق بن یعقوب که آغازش در صفحهی 206 است. این توقیع چهارم است، در صفحهی 208، در آخرین عبارتهای این توقیع آمده: «و برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، که آن فرج شماست». این فرمانی است صادر شده از ناحیه مقدسه (امام زمان). امام زمان به ما دستور میدهد که بسیار دعا کنیم برای تعجیل فرج. و طبق فرهنگ اهل بیت: «همانا دعای بدون عمل مانند کمان بیزه است». دعا باید همراه باشد با عملی که از جنس همان دعا باشد، و عمل در موضوعی که اکنون در دست داریم، همان زمینهسازی است. زمینهسازی سطوح متعددی دارد بسته به سطح فکری شیعیان، تفاوت در درجات نیتها و تفاوت در امکانات موجود یا موانع وجود. همهی اینها باید در نظر گرفته شوند وقتی موضوع زمینهسازی مطرح است. مثالی کلی برایتان میزنم: زمینهسازیای هست که من دوست دارم آن را “زمینهسازی خراسانی” بنامم.
کتاب “غیبة النعمانی”، متوفی در سال 360 هجری. این نسخه از انتشارات “أنوار الهدی” است، چاپ اول، قم مقدس، در صفحهی 281، حدیث 50 “حدیث مشرقیها” با سند نعمانی از ابوخالد کابلی از امام باقر صلوات الله علیه: «گویی مردمی را میبینم که از مشرق بیرون آمدهاند و حق را طلب میکنند اما به آنان داده نمیشود، سپس دوباره آنرا طلب میکنند و باز هم به آنها داده نمیشود. پس چون چنین دیدند، شمشیرهایشان را بر دوش گذاشتند، و آنچه را خواستند به آنان داده می شود اما نمیپذیرند تا قیام کنند، و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند. کشتههایشان شهیدند».
این حدیث روشن و واضح و محکم است. بسیار دربارهاش سخن گفتهام. نمیخواهم در این قسمت دربارهی آن صحبت کنم. اما این حدیث درباره دو نوع زمینه سازی سخن گفته است: “زمینهسازی خراسانی” و “زمینهسازی یمانی”.
این است “زمینهسازی خراسانی”: «تا قیام کنند و زمام امور را جز به امام زمان نمی سپارند. کشتههایشان شهیدند».
“زمینهسازی یمانی” همان زمینهسازیای است که امام باقر صلوات الله علیه در اینجا از آن سخن میگوید: «آگاه باشید، اگر آن را درک میکردم (یعنی اگر زمان “زمینهسازی خراسانی” را درک میکردم) جان خود را برای امام زمان حفظ می کردم».
“حفظ کردن جان خود” فقط برای امام زمان، دعوتی یمانی و خالص برای امام زمان است. پس خط مشی یمانی، خط مشی ای است که فقط به امام زمان دعوت میکند نه برای چیزی دیگر. و این همان چیزی است که زمینهسازی بر أساس خط مشی یمانی را از دیگر مراتب زمینهسازی متمایز میسازد. پس “زمینهسازی خراسانی”، همانطور که گفتم، این اصطلاح را من برای تمایز بین این دو نوع زمینهسازی به کار میبرم «و زمام امور را جز به امام زمان نمی سپارند. کشتههایشان شهیدند» این همان “زمینهسازی خراسانی” است.
«آگاه باشید، اگر آن را درک میکردم، جان خود را برای امام زمان حفظ می کردم» این حفظی خالص برای امام زمان است. و این همان چیزی است که ابو خالد کابلی از امام سجاد صلوات الله علیه برای ما نقل کرده است. روایت کتاب “غیبة النعمانی” را نیز ابو خالد کابلی از امام باقر صلوات الله علیه نقل کرده است. و روایت دو نوع از انواع زمینهسازی را بیان کرده: “زمینهسازی خراسانی” و “زمینهسازی یمانی”.
این جلد اول از کتاب “کمال الدین و إتمام النعمة” اثر شیخ صدوق، چاپ مؤسسه شمسالضحی ایران است، در صفحه 479، حدیث دوم از باب 31 که حدیثی طولانی است با سند صدوق از ابو حمزه ثمالی از ابو خالد کابلی از امام سجاد صلوات الله علیه، تا آنجا که امام سجاد میفرماید: «ای ابو خالد، همانا اهل زمان غیبت او…».
«آگاه باش اگر آن زمان (زمان زمینهسازی خراسانی) را درک میکردم، جان خود را برای امام زمان حفظ می کردم» سخن درباره غیبت است
«ای ابو خالد، همانا اهل زمان غیبت او که به امامتش باور دارند و منتظر ظهورش هستند، برتر از اهل هر زماناند زیرا خداوند تبارک و تعالی به آنان عقل و فهم و معرفتی عطا کرده به طوری که غیبت برایشان به منزله مشاهده شده است و آنان را در آن زمان همچون مجاهدان شمشیر به دست تحت فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار داده است».
روایت درباره “زمینهسازی خراسانی” میگوید: «کشتههایشان شهیدند»، آنان «شمشیرهایشان را بلند کرده و بر شانههایشان نهادهاند».
اما روایت درباره “زمینهسازی یمانی” چنین گفته: «و آنان را در آن زمان همچون مجاهدان شمشیر به دست تحت فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار داده”، آنان با شمشیر جهاد نمیکنند اما منزلتشان همچون منزلت کسانی است که با شمشیر تحت فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله جهاد کردند. «همانا آنان مخلصان واقعیاند» این توصیف در روایت مشرقیها بهروشنی نیامده. و از همین رو امام باقر جان خود را بر اساس این خط مشی حفظ می کند. این خط مشی امام باقر است، خط مشی ای محمدی، علوی و فاطمی «آنان مخلصان واقعیاند و شیعیان راستین ما هستند» ویژگی بارز آنان این است: «و دعوتکنندگان به دین خداوند عزوجل در نهان و آشکارند»، آنان تقیه نمیکنند و حقایق را در برابر همگان نمایان می کنند. و از همین رو ما در شبکه “القمر” تلاش میکنیم که به این خط مشی نزدیک شویم، تلاش میکنیم تا در حد توان حقایق را فاش کنیم.
پس دو خط مشی وجود دارد: زمینهسازی خراسانی: «کشتههایشان شهیدند». و زمینهسازی یمانی: «آنان مخلصان واقعیاند و شیعیان راستین ما هستند و دعوتکنندگان به دین خداوند عزوجل در نهان و آشکارند» هیچ تقیهای نمی کنند، بلکه ندای حق را آشکارا سر می دهند و حقایق را بدون تعارف و سازش بیان می کنند.
آنان همان کسانی هستند که امام حسن عسکری در تفسیر شریفش دربارهشان سخن گفته است.
از “تفسیر امام عسکری” می خوانم، چاپ انتشارات “ذوی القربى” قم مقدس، چاپ اول، صفحه 313، حدیث شماره 225، امام حسن عسکری از پدرش امام هادی صلوات الله علیهم نقل می کند. امام هادی فرمود: «اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت می کردند» آن دسته از علمایی که مردم را به سوی خودشان دعوت نمیکنند و شب و روزشان را صرف ساختن مرجعیتهایشان نمیکنند، علمایی که هم و غمشان فقط این باشد، اصلا جایی در این روایت ندارند. همچنین کسانی که منبر را وسیلهای برای کسب درآمد و امرار معاش قرار دادهاند، آنان کاملاً با این روایت شریف بیگانهاند.
«اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند» این ویژگی بارز آنان است، اینطور نیست که این امر در زندگیشان جنبه فرعی داشته باشد، بلکه ویژگی بارز آنان است. و این ویژگی در هیچیک از مراجع نجف و کربلا وجود ندارد، نه در زمان ما، نه در زمانهای گذشته. پس بیایید درباره زمان خودمان صحبت کنیم.
«اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند و از دین او با حجتهای الهی دفاع می کردند» حجتهای الهی در قرآن امام زمان و در سخنان اولیای اوست. حجتهای الهی نه در علم اصول فقه هستند، نه در علم کلام و نه در هیچ چیز از خزعبلات حوزهی طوسی ملعون.
«اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند و از دین او با حجتهای الهی دفاع می کردند و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یارانش و از تلههای ناصبی ها نجات می دادند» منظور از ناصبی ها در اینجا ناصبی های “سقیفه بنی ساعده” نیست، بلکه منظور ناصبی های “سقیفه بنی وسی” است. و همین تفسیر این موضوع را برای ما روشن میسازد، “روایت تقلید” که امام حسن عسکری از امام صادق صلوات الله علیهم برای ما نقل کرده است، در صفحه 274، درباره “روایت تقلید” بارها صحبت کردهام، این روایت طولانی است. بخش مورد نظر اینجاست، زمانی که امام صادق درباره اکثر مراجع تقلید شیعه در دوران غیبت کبری سخن میگوید، و آنان را اینگونه توصیف میکند: «و آنان برای شیعیان ضعیف ما ضرر بیشتری دارند…» اینان در عقل و اعتقاد ضعیف هستند، همانهایی که امام هادی دربارهشان گفت: «و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یارانش و از تلههای ناصبی ها نجات می دادند».
پس امام صادق اینجا چه میفرماید؟ «و آنان برای شیعیان ضعیف ما ضرر بیشتری دارند» اینان اکثریت مراجع تقلید شیعه هستند در دوران غیبت طولانی. روایت به طور گسترده و واضح در تفسیر امام حسن عسکری آمده است: «و آنان برای شیعیان ضعیف ما ضرر بیشتری دارند» شیعیان کاری به وهابیها یا علمای الازهر یا غیر آنها ندارند. گمراهی شیعیان از آخوندهای نجف و کربلا سرچشمه گرفته است.
«و آنان برای شیعیان ضعیف ما ضرر بیشتری دارند تا لشکر یزید برای حسین بن علی و یارانش» تا اینکه امام صادق میفرماید: «و اینان علمای شرارت و بدی هستند، ناصبی هایی که خود را دوستدار ما نشان میدهند» آنان شما را فریب میدهند ای شیعیانِ فریبخورده، آنان شما را فریب میدهند «و اینان علمای شرارت و بدی هستند، ناصبی هایی که خود را دوستدار ما و دشمن دشمنانمان معرفی میکنند» آنان شما را فریب میدهند. چنین وانمود می کنند اما واقعیت ندارد. «و اینان علمای شرارت هستند، ناصبی هایی که خود را دوستدار ما و دشمن دشمنانمان معرفی میکنند، به دلهای شیعیان ضعیف ما شک و شبهه وارد میکنند» شیعیانی که راه نجاتی ندارند مگر بوسیله علمای دعوتکننده به امام زمان.
«…علمایی که مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند و از دین او با حجتهای الهی دفاع می کردند، و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یارانش و از تلههای ناصبی ها نجات می دادند»
اینان همان نواصب ملعون هستند؛ مراجع نجف و کربلا «و اینان علمای شرارت هستند، ناصبی هایی که خود را دوستدار ما و دشمن دشمنانمان معرفی میکنند، به دلهای شیعیان ضعیف ما شک و شبهه وارد میکنند و آنان را گمراه می کنند و از راه حق بازمیدارند» سپس امام صادق میفرماید: «بیشک، از میان عموم شیعه، آن که خداوند در دلش ببیند که جز حفظ دین خود و بزرگداشت ولی اش (امام زمان) را نمیخواهد، او را در دست این فریبکار کافر رها نمیکند» در دست مرجع اعلی، مرجع اعلم! همانطور که خود را با این اوصاف بیاساس توصیف میکنند.
«بیشک، از میان عموم شیعه، آن که خداوند در دلش ببیند که جز حفظ دین خود و بزرگداشت ولی اش را نمیخواهد، او را در دست این فریبکار کافر رها نمیکند، بلکه مؤمنی (فقیهی مؤمن) را برایش قرار میدهد تا او را به راه حق راهنمایی کند، سپس خداوند به او توفیق می دهد تا سخن آن فقیه مؤمن را بپذیرد، و اینگونه خیر دنیا و آخرت را برایش می آورد و بر آنکه او را گمراه کرده است…» یعنی مرجع اعلی، مرجع عادل تر، مرجع اعلم، مرجع کثیف تر «و بر آنکه او را گمراه کرده است، لعن دنیا و عذاب آخرت را وارد می کند» اینان گروهی ملعون هستند، امامان آنان را لعنت کردهاند، نه من.
این روایات واضح و روشن هستند. شما که میگویید شیعه هستید، به کجا میروید؟ جای تعجب نیست چون شما جماعتی مسخره و مضحکهاید «اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند و از دین او با حجتهای الهی دفاع می کردند و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یارانش و از تلههای ناصبی ها نجات می دادند» اینان همان نواصباند؛ مراجع نجف و کربلا.
روایات واضح اند. مرا تکذیب کنید، اگر توانستید! حقایق بسیار روشن هستند.
1- فهم عمیق.
2- منظومه “روزهای خدا”.
3- قانون “آرزوها”.
4- زمینهسازی برای برنامه بزرگ مهدوی.
اینها مهمترین ویژگیهای خط مشی یمانیِ زهرایی هستند که در این برنامه از آن پیروی خواهد شد. با توجه به سخنانی که درباره زمینه سازی یمانی و خراسانی گفته شد روشن است که زمینهسازی یمانی همان زمینهسازی حقایق است. زمینهسازی یمانی محل شکل گیری اندیشه ها، پایهگذار معرفت راستین و آشکار کننده حقایق است.
﴿همانا راه هدایت و گمراهی برای همه روشن شده؛ پس کسیکه به طاغوت کفر بورزد و به خدا ایمان آورد، به ریسمان محکمی چنگ زده که هرگز نخواهد گسست﴾.
«هرگز راه هدایت را نخواهید شناخت مگر آنکه کسی را که آن را ترک کرده بشناسید» این، همان خط مشی یمانی روشن و واضح است. نمیخواهم بیش از این به این موضوع بپردازم، چون در برنامههای پیشین بارها و بارها دربارهاش سخن گفتهام.
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi


أضف تعليقك