بحث مخصّص


بخشی از برنامه تلویزیونی ” ورقة عمل زهرائية ” / عبد الحلیم الغزی

* دانلود فایل PDF جهت چاپ از تلگرام:
https://t.me/alghezzi_farsi/337

عبد الحلیم الغِزّی :
یا زهرا
بسم الله الرحمن الرحیم
در روز شادی حضرت زهرا، سلام بر تو ای قائم آل محمد.
سلام بر یاران مخلص تو.
سخنی خطاب به زهرایی‌ها، در هر کجای زمین که باشند در شرق یا غرب، به‌ ویژه آنان که به تازگی به جمع زهرایی های یمانی پیوسته اند چه در عراق باشند چه در ایران. سخنی که مهم ترین مطالب مربوط به ظهور امام زمان را خلاصه می کند، با این عنوان: دستور العمل زهرایی جهت تعیین تکلیف شرعی مهدوی در شرایط کنونی. تا شیعه زهرایی بتواند، موضع اعتقادی و شرعی‌اش را در برابر امام زمانش تشخیص دهد.
آغاز سخنم از اینجا است، سؤالی به ‌طور جدی مطرح می‌شود درباره آنچه در بیانیه‌های اخیر بیان کردم و یا آنچه در تمام برنامه های پیشین ارائه کرده ام: آیا اصرار من بر نزدیک بودن زمان ظهور، یک تعیین وقت به شمار نمی رود، ولی به شکلی پنهان؟ به‌عبارت دیگر، آیا این یک تعیین وقت، همراه با نوعی پوشش لفظی است؟
برای من و شما بدیهی است که آل محمد صلوات الله علیهم تعیین ‌کنندگان وقت را تکذیب کردند و به ما دستور دادند اگر کسی وقت تعیین کرد، او را تکذیب کنیم. این موضوع روشن است. اما آنچه من مطرح می کنم به هیچ وجه تعیین وقت به شمار نمی رود زیرا ما به‌صورت تئوری و عملی در چارچوب‌ این احادیث حرکت می‌کنیم.
این روایات را با دقت بررسی کنید:
آنچه در توقیع اسحاق بن یعقوب آمده. از کتاب “کمال ‌الدین” برایتان می‌خوانم، اثر شیخ صدوق، متوفی در سال 381 هجری، فقط به بخش مورد نیاز می پردازم، امام زمان در این توقیع شریف با دستخط خود نوشت: «برای تعجیل فرج زیاد دعا کنید، زیرا آن فرج شماست»
این دستور آشکار امام است که برای تعجیل فرج زیاد دعا کنیم. امام زمان به ما دستور می‌دهد که دعایی بکنیم که امکان استجابت آن وجود داشته باشد، نه دعایی که فاقد شرایط استجابت باشد. مهم‌ترین شرط دعای صحیح این است که به استجابت آن ایمان داشته باشیم. پس وقتی امام به ما دستور می‌دهد که برای تعجیل فرج زیاد دعا کنیم، در واقع به ما دستور می‌دهد که به استجابت دعایمان ایمان داشته باشیم.
پس وقتی برای تعجیل فرج دعا می‌کنیم انتظار داریم در همان لحظه رخ دهد. آیا این تعیین وقت است؟ این تعیین وقت نیست؛ همان‌طور که گفتم، ما به‌ صورت تئوری و عملی در میان این چارچوب‌ها حرکت می‌کنیم. این یکی از آن چارچوب‌هاست.
پس دعای زیاد برای تعجیل فرج طبق دستور امام زمان باید دعایی صحیح باشد. و مهم‌ترین شرط دعای صحیح این است که به استجابتش ایمان داشته باشیم. نمی‌خواهم درباره این موضوع بیش از این صحبت کنم.
توجه شما را به زیارت عاشورا جلب می کنم. آیا ما زیارت عاشورا را فقط در روز عاشورا می‌خوانیم؟ خیر، بلکه زیارت عاشورا هر روز با همان شور و همان مضمون خوانده می شود، و این چیزی است که امامان به ما آموخته‌اند.
در دو مقطع از زیارت عاشورا برای گرفتن انتقام امام حسین دعا می‌کنیم. در زیارت عاشورا می‌خوانیم: «از خداوندی که مقام تو را گرامی داشت و مرا به ‌واسطه تو کرامت بخشید، می‌خواهم که خون خواهی تو را همراه با امامی پیروز از اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله، روزی من کند».
و همچنین در مقطعی دیگر از همان زیارت می‌خوانیم: «و از او می‌خواهم که مرا به مقام والای شما نزد خدا برساند و روزی‌ام کند خون خواهی مرا – که همان خون خواهی امام حسین است – همراه با امامی مهدی، ظاهر و ناطق به حق»، این زیارت، همان‌طور که گفتم، در روز عاشورا خوانده می‌شود – همان روز عاشورایی که پر از ویژگی های خاص است – و طبق فرهنگ اهل بیت در هر روز از زندگی‌مان نیز باید با همان شور و مضمون و اعتقاد خوانده ‌شود. آیا این تعیین وقت است؟ خیر، زیرا دعای صحیح باید با باور به استجابت همراه باشد و استجابت باید بلافاصله پس از دعا رخ دهد، این است معنای دعا و این است فرهنگ اهل بیت. این تعیین وقت نیست بلکه این‌ها قوانین دعا هستند. این فضای فکری است که امامان ما صلوات الله علیهم می‌خواهند در آن زندگی کنیم.
ما در هر نماز واجب روزانه‌ مان و همچنین در نمازهای مستحب به رسول خدا صلی الله علیه و آله سلام می‌دهیم. در نمازهای واجب روزانه ‌مان به رسول خدا سلام می‌دهیم. طبق احادیث اهل بیت، سلام بر رسول خدا یعنی: تجدید پیمان با اعتقاد به ظهور امام زمان و اعتقاد به رجعت اهل بیت. این مضمون در احادیث و روایات روشن است. نمی‌خواهم آنها را برایتان بخوانم چون سعی دارم تا حد امکان خلاصه‌وار صحبت کنم.
در نمازهایمان و زیاراتمان و همچنین در بسیاری از موقعیت‌های زندگی‌مان به رسول خدا و اهل بیت سلام می‌دهیم. آیا در اینجا تعیین وقت کرده‌ایم چون با هر سلام، پیمان خود را با محمد و آل محمد صلوات الله علیهم تجدید می‌کنیم؟. با هر سلام، پیمان خود را به باور به ظهور امام زمان و رجعت محمد و آل محمد صلوات الله علیهم تجدید می‌کنیم، و در همان لحظه باور داریم که ظهور می‌تواند در هر لحظه از زندگی‌مان رخ دهد. پس آیا این تعیین وقت است؟.
ما در زیارت روز جمعه که با آن امام زمان را زیارت می‌کنیم، چنین او را خطاب می‌کنیم: «این روز جمعه است، روزی که ظهور تو در آن انتظار می‌رود و فرج مؤمنان به دست تو در آن روز است» در هر جمعه. پس آیا این تعیین وقت است؟.
دعای ندبه که در هر جمعه خوانده می‌شود، شامل این مضمون بسیار روشن است اما من وقت ندارم که به آنچه در این دعای شریف آمده اشاره کنم. شما خودتان به عبارات آن رجوع کنید و در آن‌ها تأمل کنید.
و دیگر چه؟ اهل بیت در احادیث شان به ما دستور داده‌اند که صبح و شب منتظر فرج باشیم. برای مثال از کتاب “غيبة النعمانی” می خوانم، اثر نعمانی، متوفی در سال 360 هجری. این نسخه چاپ اول انتشارات أنوار الهدى، قم مقدس است، در صفحه 165، حدیث دوم از مفضل بن عمر از امام صادق صلوات الله علیه: «نزدیکترین حالت بندگان به خدا و رضایت ‌بخش ‌ترین حالت برای خداوند، زمانی است که حجت خدا (امام زمان) غیبت کند و برایشان ظاهر نباشد و از مکانش بی‌خبر باشند و با این حال می‌دانند که حجت خدا و عهد او باطل نشده در این حالت، صبح و شب منتظر فرج باشید» که ما در چنین شرایطی قرار داریم. امام صادق به ما دستور داده‌ که صبح و شب منتظر فرج باشیم، اگر در چنین شرایطی باشیم (زمان غیبت). نمی‌خواهم احادیث بیشتری برایتان بخوانم، موضوع بسیار روشن است؛ اهل بیت از ما می‌خواهند که صبح و شب منتظر فرج امام زمان باشیم.
در قرآن چه می‌خوانیم؟ در آیه 66 پس از بسم‌ الله از سوره زخرف آمده: ﴿آیا جز ساعت (روز ظهور) را انتظار می‌کشند؟…﴾ آنان منتظر آن هستند. ﴿آیا جز ساعت (روز ظهور) را انتظار می‌کشند که ناگهان رخ دهد در حالی که آنان غافل اند؟﴾. در تفسیر اهل بیت برای قرآنشان چه می خوانیم؟. برای شما از جلد دوم کتاب “تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة” می خوانم، اثر “محدث شرف‌الدین استرآبادی نجفی” از بزرگان شیعه در قرن دهم هجری، صفحه 571، حدیث 46، زراره بن أعین گفت: از امام باقر صلوات الله علیه درباره این آیه پرسیدم: ﴿آیا جز ساعت (روز ظهور) را انتظار می‌کشند که ناگهان رخ دهد در حالی که آنان غافل اند؟﴾.
فرمود: «آن ساعت، ساعت قیام قائم علیه ‌السلام است که ناگهان رخ می دهد» انتظار باید در هر ثانیه باشد، نه فقط محدود به صبح و شب؛ اهل بیت گفتند صبح و شب منتظر فرج باشیم اما قرآن حقیقتی روشن را بیان می‌کند که ظهور می‌تواند ناگهانی باشد، در هر لحظه، در هر ثانیه. و این را امام زمان صلوات الله علیه در نامه ‌اش بیان کرده است. در نخستین نامه‌ او که در سال 410 هجری قمری به شیخ مفید رسید. برای شما از کتاب “الاحتجاج” اثر طبرسی می‌خوانم: «پس هر یک از شما باید آنچه او را به محبت ما نزدیک می‌کند، انجام دهد و از آنچه او را به خشم و نارضایتی ما نزدیک می‌سازد، دوری کند زیرا امر ما ناگهانی و بی‌مقدمه خواهد آمد، در لحظه‌ای که توبه سودی ندارد و پشیمانی از گناه نجات ‌بخش نیست».
سخن امام بسیار روشن است. به این کلمات دقت کنید: «هر کس باید آنچه او را به محبت ما نزدیک می‌کند، انجام دهد و از آنچه او را به خشم و نارضایتی ما نزدیک می‌سازد، دوری کند، زیرا امر ما ناگهانی و بی‌مقدمه خواهد بود»، امر ظهور باید در هر ثانیه انتظار رود، همین لحظه، همین فردا. آیا این تعیین وقت است؟ خیر، بلکه این فرهنگ اهل بیت است.
پس آنچه در تمام برنامه‌های شبکه تلویزیونی “القمر” و بیانیه‌های اخیر درباره نزدیکی زمان ظهور ارائه کردم، در واقع هماهنگ سازی ای است میان جنبه تئوری و عملی این حقایق که ما در آن‌ها به‌صورت اعتقادی و معرفتی حرکت می‌کنیم بر اساس قواعد و قوانینی که برایمان روشن شده است. فکر می‌کنم تصویر روشن شده باشد.
همچنین یادآوری می‌کنم که امامان در تربیت و آموزش ما بر اساس “قانون آرزوها” رفتار کردند، زیرا شیعه با “آرزوها” تربیت می‌شود و این در احادیث اهل بیت به‌روشنی آمده. فرصتی برای ذکر همه احادیث و روایات نیست، این مطالب را بارها در برنامه‌هایم مطرح کرده‌ام. ما با “آرزوها” تربیت می‌شویم، و اگر “آرزوها” نبودند، شیعه پراکنده می‌شدند، با این حال، با اینکه با “آرزوها” تربیت شده‌ایم و هنوز هم با “آرزوها” تربیت می‌شویم، شیعه از امام زمان روی‌گردان شده اند. حتی آن‌هایی که به سوی امام زمان روی آورده اند، روی آوردنشان بر اساس فرهنگ بیعت غدیر و پیمان‌هایش نبوده است بلکه بر اساس فرهنگی آلوده به یاوه‌گویی های ناصبی و غیر از آن بوده است. نمی‌خواهم درباره این نکته بیش از این صحبت کنم.
مهمتر از همه، ما به “قانون بداء” (امکان تغییر تقدیر و سرنوشت) اعتقاد داریم. “قانون بداء”، برترین قانون در تکوین و تشریع است. تنها قانون بالاتر از “بداء”، ولایت امام معصوم است؛ «و همه چیز برای شما (اهل بیت) تسلیم و مطیع گردید» همان‌طور که در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم.
در کتاب “کافی” اثر کلینی، متوفی در سال 328 هجری چنین می خوانیم، چاپ دار الأسوة، تهران – ایران، جلد اول، صفحه 166، بخش “بداء”، حدیث اول از امام صادق صلوات الله علیه: «بالاترین نوع عظیم شمردن خدا از طریق اعتقاد به “بداء” است». و نیز از ایشان روایت شده: «بالاترین نوع عبادت خدا از طریق اعتقاد به “بداء” است».
پس وقتی به “بداء” (امکان تغییر تقدیر و سرنوشت) اعتقاد پیدا می کنیم، یکی از کاربردهای آن این است که در هر لحظه منتظر ظهور امام زمان خواهیم بود. این فرهنگ ماست، این اعتقاد ماست. پس آنچه که درباره نزدیک بودن زمان ظهور در بیانیه‌ها و برنامه‌های پیشین گفته شد، همه در همین چارچوب بود.
و بالاتر از همه، چارچوب هایی وجود دارد که در میان آن‌ها حرکت می‌کنیم. این چارچوب ها همان روایاتی هستند که درباره “نشانه ها” صحبت می کنند. پس هر آنچه درباره نزدیک بودن زمان ظهور شریف گفته شد، در چارچوب این احادیث و روایات بود. من درباره مجموعه‌ای از نشانه های تحقق یافته سخن می‌گویم. نشانه هایی که شاهد آنها بودیم و هنوز هم شاهد آنها هستیم، نشانه هایی که کم کم آشکار شده و در افق نمایان است.
به مجموعه‌ای از این نشانه های فعلی اشاره می‌کنم:
برتری دوم اسرائیل؛ این برتری که اکنون با آن مواجهیم. تمام شواهد و قرائن نشان می‌دهند که برتری کنونی اسرائیل همان برتری دوم است. ما در سوره اسراء می‌خوانیم؛ نمی‌خواهم وارد همه جزئیات شوم، بلکه فقط به دو نکته اشاره می‌کنم:
در آیه 104 سوره اسراء: ﴿و گفتیم پس از او (پس از به هلاکت رسیدن فرعون) به بنی‌اسرائیل: در زمین ساکن شوید، و چون وعده دوم فرا رسد…﴾. “وعده دوم” همان برتری دوم اسرائیل است، زیرا این سوره، در آیات اولش به‌ روشنی به آن اشاره کرده است.
در آیه هفتم پس از بسم ‌الله آمده: ﴿وقتی وعده دوم فرا رسد…﴾، نمی‌خواهم همه آیات را بخوانم، ﴿وقتی وعده دوم فرا رسد، شما را از همه جا گرد می‌آوریم﴾ این رویداد در طول تاریخ تحقق نیافته است، به جز در قرن بیستم زمانی که دولت اسرائیل تأسیس شد. این یک واقعیت است که شاهد آن بودیم و هنوز هم شاهد آن هستیم.
نکته دیگر در آیه ششم پس از بسم ‌الله از سوره اسراء است: ﴿سپس شما را بر آنان چیره ساختیم، و شما را با مال و فرزند یاری دادیم و پشتیبانان شما را بیشتر کردیم﴾، آیه بسیار دقیق است. درباره جنبه اقتصادی سخن گفته است. برجسته‌ترین ویژگی دولت یهودی، جنبه اقتصادی آن است، و برجسته‌ترین ویژگی قوم یهود، قدرت اقتصادی‌شان است، چه در اسرائیل چه در جهان. این لفظ بسیار دقیق است: ﴿و پشتیبانان شما را بیشتر کردیم﴾ یعنی تمام جهان پشتیبان اسرائیل است. قدرتمندترین کشورهای جهان از شما پشتیبانی می کنند و با تمام قدرت، خود را برای یاری شما بسیج می‌کنند. قدرتمندترین کشورهای جهان از نظر نظامی، اقتصادی، سیاسی، علمی، فناوری و… این همان معنای آیه است: ﴿و پشتیبانان شما را بیشتر کردیم﴾، آنان که برای یاری شما پیش‌قدم می‌شوند و خود، نیرو، سلاح و توانشان را بسیج می‌کنند؛ آنان نیرومند ترین‌های این زمین‌اند. واقعیت همین است.
پس نکته اول برتری دوم اسرائیل است.
نکته دوم قیام مشرقی‌ها (ایرانی ها) است؛ نمی‌خواهم درباره قیام مشرقی‌ها صحبت کنم، چرا که بارها درباره این موضوع سخن گفته‌ام، آنان مشرقی‌هایی هستند که زمام امور را به امام زمان خواهند سپرد. این رخدادها در یک بازه زمانی یکسان اتفاق می‌افتند و ما شاهد آن ها بودیم و هستیم. این موضوع در برنامه‌های پیشین مطرح شد. برنامه‌هایی که در آن‌ها با شما درباره نشانه هایی که به‌تازگی رخ داده‌اند و ما شاهد آن ها بودیم، صحبت کردم.
روایتی مطرح شد از محمد مهدی زین‌العابدین در کتاب “بیان الأئمة” و اکنون برایتان از جلد دوم آن می‌خوانم، روایتی که در کتاب خطی “جواهر القوانین” اثر محمدباقر یزدی، از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نقل شده:
«وقتی عین های چهارگانه (حاکمانی که اسم هایشان با حرف “عین” شروع می شود) در عراق پشت سر هم ظاهر شوند، منتظر ظهور قائم آل محمد باشید»، که این اتفاق افتاد و چهار حاکم پشت سر هم آمدند:
عین اول می‌آید و بلافاصله پس از آن عین دوم می آید، “عبدالکریم قاسم”، “عبدالسلام عارف”، “عبدالرحمن عارف” و “عفلق”. «پس وقتی دوره عین چهارم پایان یافت، منتظر عین پنجم باشید، که “عثمان بن عنبسه” است» روایت می‌گوید او “عثمان بن عنبسه” است.
روایت می‌گوید: «هنگام حکومت عین چهارم – یعنی عفلق – شاه از سرزمین کوهستان (ایران) می‌گریزد و سپس به علت اندوه شدید به هلاکت می رسد»، و همه این‌ها رخ داده‌اند. آیا این تعیین وقت است یا چارچوبی از روایات و احادیث؟ من درون این چارچوب‌ها حرکت می‌کنم. این وقایع یکدیگر را روشن می‌کنند.
در کتاب‌های اهل سنت نیز می‌خوانیم، در کتاب “الملاحم” اثر ابن المنادی، متوفی در سال 336 هجری، فصل 43، خطبه ای از خطبه‌های امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، نمی‌خواهم هر نکته کوچک و بزرگی را توضیح دهم. امام علی در این خطبه درباره شخصی سخن می‌گوید، که هیچ کس نمی تواند بگوید منظور از این شخص صدام نیست: «وای بر شیعیان جوان آل محمد از خلیفه‌ای ستمگر، متکبر، خوش‌گذران»، آنان شیعیان جوان عراق هستند که به آشیانه آل محمد (شهر قم) پناه بردند. اهل بیت خودشان به ما گفتند که قم آشیانه آنان است، قم آشیانه آل محمد است.
«وای بر شیعیان جوان آل محمد از خلیفه‌ای ستمگر، متکبر، خوش‌گذران و بی‌اعتنا به امامان بعد از من و به خدا سوگند که من تأویل پیام‌ها، تحقق وعده ها و تمام کلمات را دانسته‌ام و از اهل بیت من – در همان بازه زمانی – مردی (امام زمان) خواهد بود، که به فرمان خدا فرمان می‌دهد، نیرومند است و به حکم خدا حکم می‌راند، و این پس از زمانی تاریک و رسوا خواهد بود که بلا در آن شدت گرفته، امید قطع شده و رشوه‌خواری رواج یافته است؛ در آن زمان، خداوند مردی (صدام) را از ساحل دجله برای امور حزبش مبعوث می کند» چرا که پایتخت بغداد بر ساحل دجله قرار دارد، نه فرات.
«در آن زمان، خداوند مردی (صدام) را از ساحل دجله مبعوث می کند که اهل تکریت است» و شهر تکریت نیز بر ساحل دجله قرار دارد، نه فرات. «در آن زمان، خداوند مردی (صدام) را از ساحل دجله برای امر حزبش مبعوث می کند» و این (مبعوث شدن) نخستین عنوان در سلطنت و حکومت اوست یعنی حزب “بعث” «برای امر حزبش، او را کینه به خون‌ریزی سوق می‌دهد و او مخفی و پنهان بود» زمانی که صدام معاون رئیس‌ جمهور بود در دوران ریاست احمد حسن البکر، که پیش از صدام رئیس جمهور عراق بود.
«او مخفی و پنهان بود؛ مردمی را که بر آنان خشم و کینه داشت، می‌کشد، به روش بخت ‌نصّر» این همان فرهنگ بابلی است که صدام آن را رواج داد، بعثی‌ها صدام را به بخت ‌نصّر تشبیه می‌کردند، شخصی که به فلسطین رفت و یهودیان را کشت، اسیر کرد و به عراق آورد، این داستان بخت نصّر است که بعثی‌ها درباره صدام تبلیغ می‌کردند. «او مخفی و پنهان بود؛ مردمی را که بر آنان خشم و کینه داشت، می‌کشد، به روش بخت ‌نصر آنان را به خواری می‌کشاند و به هولناک ترین شکل شکنجه می دهد».
خطبه ادامه می‌یابد تا آنجا که امیرالمؤمنین به ما خبر می‌دهد که پس از مرگ صدام و پس از تعدادی از وقایع و رخدادها، امام زمان در آستانه ظهور خواهد بود: «او پس از مدتی – پس از همه آن جزئیات – قیام می کند، شهرها ساخته می‌شوند، گنجینه ها گشوده می‌شوند، ملت‌ها گرد هم می‌آیند» تا پایان آنچه در این خطبه آمده که البته از تحریف خالی نیست. من در برنامه‌های پیشین درباره این خطبه با شما صحبت کرده‌ام. نمی‌خواهم سخن را تکرار کنم به‌خاطر کمبود وقت. می‌بینید که وقایع و رخدادها در یک بازه زمانی اتفاق می‌افتند.
جلد 57 از “بحار الأنوار” اثر علامه مجلسی، متوفی در سال 1111 هجری، چاپ دار احیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، به بخش مورد نیاز می پردازم که در آن از امام صادق صلوات الله علیه روایت شده که: «زمانی خواهد آمد که شهر قم و مردم آن حجتی بر مردم جهان خواهند بود» قم در تمام تاریخش چنین جایگاهی نداشته که در زمان ما دارد. از زمانی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد، برای قم جایگاه دیگری رقم خورد. «زمانی خواهد آمد که شهر قم و مردم آن حجتی بر مردم جهان خواهند بود، و این در زمان غیبت امام زمان تا زمان ظهور اوست». یعنی جایگاه قم تا زمان ظهور امام باقی خواهد ماند. و این موضوع با روایت مشرقی‌ها مطابقت دارد که قیامشان ادامه خواهد یافت تا اینکه زمام امور را به امام زمان بسپارند. روایات واضح و روشن و غیر قابل انکارند.
چگونه از من انتظار دارند که سخن بگویم، در حالی که خود روایات تعیین وقت می‌کنند؟ من نمی‌گویم این تعیین وقت با عدد است بلکه تعیین وقت بر اساس واقعیت است. این حقایق پیش چشمان شماست، من چیزی از خود نیاورده‌ام، احادیث امامان بسیار روشن‌اند. در حدیث دیگری، امام صادق صلوات الله علیه درباره اینکه قم حجتی بر مردم خواهد بود، سخن می گوید، البته این اتفاق تنها پس از لغو جایگاه علمی نجف می افتد، لغو جایگاهش نزد امام زمان، نه در رسانه‌هایی که بر پایه جعل و دروغ بنا شده‌اند. پس قم حجت خواهد بود. این امر چه زمانی تحقق می‌یابد؟
امام صادق صلوات الله علیه می‌فرماید: «زمانی که ظهور امام زمان نزدیک شود، آنگاه خداوند قم و مردم آن را در جایگاه حجت قرار می‌دهد». روایت درباره جایگاه قم ادامه می‌یابد تا آنکه امام صادق صلوات الله علیه می‌فرماید: «سپس قائم ظهور می‌کند». چه زمانی قائم ظهور می‌کند؟ «زمانی که هیچ‌کس – از شیعیان – بر زمین باقی نمانده، مگر اینکه دین و علم به او رسیده باشد»، و این امر در گذشته تحقق نیافته؛ در گذشته نه ماهواره‌ای بود، نه اینترنت، نه چاپ و نشر به گستردگی امروز؛ جهان تغییر کرده است. اکنون شبکه های ماهواره‌ ای، اینترنت و چاپ در همه جا هست.
این مضامین که در کتاب‌های بسیار قدیمی نوشته شده‌اند، در هیچ دوره‌ای از قرون گذشته تحقق نیافته‌اند؛ ما اکنون شاهد آن‌ها هستیم. پس چگونه درباره امام زمان سخن بگوییم؟ و چگونه درباره زمان ظهورش سخن بگوییم؟ آیا این تعیین وقت است؟.

———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

www.instagram.com/alghezzi_farsi

www.t.me/alghezzi_farsi