مهمترین مطالب این قسمت :
– مهمترین ویژگیهای خط مشی یمانی زهرایی که عبد الحلیم الغِزّی ارائه کرده است
– نتیجه نهایی از برنامه تلویزیونی “پانورامای ظهور مهدوی” چیست؟
– قوانین حاکم بر نشانههای ظهور امام زمان علیه السلام
– نشانههای ظهوری که تا کنون تحقق یافته است
در تاریخ 23/اسفند/1402 – 13/3/2024م – 2/ماه رمضان/1445هـ
از شبکه ماهواره ای “القمر” به صورت زنده پخش شد
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi
www.instagram.com/alghezzi_farsi
متن این قسمت :
یا زهـــرا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر قائم آل محمد
سلام بر منتظران راستین او که دارای شناخت صادق و وفای به عهدند
سلام بر همه شما
پانورامای ظهور مهدوی، قسمت دوم
برنامه طلایی
این برنامهی دهکده ظاهر و امن است که بر اساس مكتب یمانی می باشد.
- برگرفته از آیه 18 سوره سبأ ﴿ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ﴾ –
خلاصه طلائی: امام خود را بشناس، و او را به دیگران بشناسان
شناخت طلایی: امام تو دین تو، و دین تو امام توست
عبادت طلایی: مثل یک سرباز آزاده در خدمت امام زمانت باش
برائت طلائی: طلاق بده مکتب دارندگان عمامههای بزرگ ابلیسی در نجف وکربلا، طلاقی بائن بدون بازگشت، اگر برای امام خود ارادت داشتی.
قسمت گذشته یعنی قسمت اول، مقدمهای برای معرفی برنامه بود، برای شما درباره عنوان و موضوع برنامه و اهمیت زمان آن، یعنی ماه رمضان سخن گفتم و درباره خط مشی ای که در این برنامه از آن پیروی خواهد شد صحبت کردم و گفتم که امور از طریق متضادشان شناخته میشوند، برایتان از خط مشی طوسی بتری و خط مشی یمانیِ زهرایی سخن گفتم، به مهمترین ویژگیها و خصوصیات خط مشی یمانیِ زهرایی اشاره کردم.
اول: فهم عمیق.
دوم: منظومه “روزهای خدا” در اعتقاد به معاد. “روزهای خدا” سه روزند: روز قائم، روز رجعت، و روز قیامت کبری. زیرا اعتقاد به معادِ محدود به قیامت کبری، اعتقادی بَتری است؛ که همان اعتقاد سقيفه بنیساعده است، سقیفه بنیطوسی نیز در این اعتقاد از آنان پیروی کرد، وقتی که “علم کلام” ناصبی را پایه و اساس اعتقادات خود قرار داد.
بنابراین ویژگی اول فهم عمیق و دوم منظومه “روزهای خدا” است.
سوم: “قانون آرزوها” است، چرا که شیعه با آرزوها تربیت شده و هنوز هم با آرزوها تربیت میشود. چهارم: زمینهسازی است. وقتی سخن از امام زمان باشد، مهم ترین عنوان برای ما زمینهسازی برای ظهور اوست، زمینهسازی اولین و آخرین وظیفهی اعتقادی و شرعی ماست؛ زمینهسازی برای برنامه بزرگ مهدوی، وظیفهای والاتر از همه وظایف است. هر کس به اندازهی خود.
در این زمینه به آنچه در توقیع شریف آمده اشاره کردم، در توقیع اسحاق بن یعقوب. این بخش دوم از کتاب “کمالالدین و تمامالنعمة” است، “کمال الدین و تمام النعمة” و خوانشی دیگر از عنوان این کتاب، “کمال الدین و إتمام النعمة” است که معنایش یکی است، نوشتهی شیخ صدوق، متوفی در سال 381 هجری. این نسخه مؤسسه شمس الضحی است. توقیع شریف، توقیع اسحاق بن یعقوب که آغازش در صفحهی 206 است.
این توقیع چهارم است، در صفحهی 208، در آخرین عبارتهای این توقیع آمده: «و برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، که آن فرج شماست». این فرمانی است صادر شده از امام زمان.
امام زمان به ما دستور میدهد که بسیار دعا کنیم برای تعجیل فرج. و طبق فرهنگ اهل بیت: «همانا دعای بدون عمل مانند کمان بیزه است» دعا باید همراه باشد با عملی که از جنس همان دعا باشد و عمل در موضوعی که اکنون در دست داریم، همان زمینهسازی است.
زمینهسازی سطوح متعددی دارد، بسته به سطح فکری شیعیان، تفاوت در درجات نیتها و تفاوت در امکانات موجود یا موانع موجود. همهی اینها باید در نظر گرفته شوند.
وقتی موضوع زمینهسازی مطرح است، مثالی کلی برایتان میزنم: زمینهسازیای هست که من دوست دارم آن را “زمینهسازی خراسانی” بنامم.
کتاب “غیبة النعمانی”، نعمانی متوفی در سال 360 هجری، این نسخه از انتشارات “أنوار الهدی” است، چاپ اول، قم مقدس، در صفحهی 281، حدیث 50 “حدیث مشرقیها” با سند نعمانی از ابوخالد کابلی از امام باقر صلوات الله علیه: «گویی مردمی را میبینم که از مشرق بیرون آمدهاند و حق را طلب میکنند اما به آنان داده نمیشود، سپس دوباره آن را طلب میکنند و باز هم به آنها داده نمیشود. پس چون چنین دیدند، شمشیرهایشان را بر دوش گذاشتند، و آنچه را خواستند به آنان داده می شود اما نمیپذیرند تا قیام کنند، و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند. کشتههایشان شهیدند»
این حدیث روشن و واضح و محکم است. بسیار دربارهاش سخن گفتهام. نمیخواهم در این قسمت دربارهی آن صحبت کنم اما این حدیث درباره دو نوع زمینه سازی سخن گفته است:
“زمینهسازی خراسانی” و “زمینهسازی یمانی”. این است “زمینهسازی خراسانی”: «تا قیام کنند و زمام امور را
جز به امام زمان نمی سپارند. کشتههایشان شهیدند»
“زمینهسازی یمانی” همان زمینهسازیای است که امام باقر صلوات الله علیه در اینجا از آن سخن میگوید: «آگاه باشید، اگر آن را درک میکردم (یعنی اگر زمان “زمینهسازی خراسانی” را درک میکردم) جان خود را برای امام زمان حفظ می کردم»
“حفظ کردن جان خود” فقط برای امام زمان، دعوتی یمانی و خالص برای امام زمان است. پس خط مشی یمانی، خط مشی ای است که فقط به امام زمان دعوت میکند، نه برای چیزی دیگر. و این همان چیزی است که زمینهسازی بر اساس خط مشی یمانی را از دیگر مراتب زمینهسازی متمایز میسازد.
پس “زمینهسازی خراسانی”، همانطور که گفتم، این اصطلاح را من برای تمایز بین این دو نوع زمینهسازی به کار میبرم «و زمام امور را جز به امام زمان نمی سپارند. کشتههایشان شهیدند» این همان “زمینهسازی خراسانی” است.
«آگاه باشید، اگر آن را درک میکردم، جان خود را برای امام زمان حفظ می کردم» این حفظ جان بهطور خالص برای امام زمان است و این همان چیزی است که ابو خالد کابلی از امام سجاد صلوات الله علیه برای ما نقل کرده است روایت کتاب “غیبة النعمانی” را نیز ابو خالد کابلی از امام باقر صلوات الله علیه نقل کرده است و روایت دو نوع از انواع زمینهسازی را بیان کرده: “زمینهسازی خراسانی” و “زمینهسازی یمانی”.
این جلد اول از کتاب “کمال الدین و اتمام النعمة” اثر شیخ صدوق، چاپ مؤسسه شمس الضحی ایران است، در صفحه 479، حدیث دوم از باب 31 که حدیثی طولانی است، با سند صدوق از ابو حمزه ثمالی از ابو خالد کابلی از امام سجاد صلوات الله علیه، تا آنجا که امام سجاد میفرماید: «ای ابو خالد، همانا اهل زمان غیبت او».
«آگاه باش اگر آن زمان (زمان زمینهسازی خراسانی) را درک میکردم، جان خود را برای امام زمان حفظ می کردم» سخن درباره غیبت است.
«ای ابو خالد، همانا اهل زمان غیبت او که به امامتش باور دارند و منتظر ظهورش هستند، برتر از اهل هر زماناند، زیرا خداوند تبارک و تعالی به آنان عقل و فهم و معرفتی عطا کرده به طوری که غیبت برایشان به منزله مشاهده شده است و آنان را در آن زمان همچون مجاهدان شمشیر به دست تحت فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار داده است»
روایت درباره “زمینهسازی خراسانی” میگوید: «کشتههایشان شهیدند» آنان «شمشیرهایشان را بلند کرده و بر شانههایشان نهادهاند» اما روایت درباره “زمینهسازی یمانی” چنین گفته: «و آنان را در آن زمان همچون مجاهدان شمشیر به دست تحت فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار داده».
آنان با شمشیر جهاد نمیکنند اما منزلتشان همچون منزلت کسانی است که با شمشیر تحت فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله جهاد کردند «همانا آنان مخلصان واقعیاند» این توصیف در روایت مشرقیها بهروشنی نیامده، و از همین رو امام باقر جان خود را بر اساس این خط مشی حفظ می کند.
این خط مشی امام باقر است، خط مشی ای محمدی، علوی و فاطمی «آنان مخلصان واقعیاند و شیعیان راستین ما هستند» ویژگی بارز آنان این است: «و دعوتکنندگان به دین خداوند عزوجل در نهان و آشکارند» آنان تقیه نمیکنند و حقایق را در برابر همگان نمایان می کنند.
و از همین رو ما در شبکه “القمر” تلاش میکنیم که به این خط مشی نزدیک شویم، تلاش میکنیم تا در حد توان حقایق را فاش کنیم.
پس دو خط مشی وجود دارد: زمینهسازی خراسانی: «کشتههایشان شهیدند»، و زمینهسازی یمانی: «آنان مخلصان واقعیاند و شیعیان راستین ما هستند و دعوتکنندگان به دین خداوند عزوجل در نهان و آشکارند» هیچ تقیهای نمی کنند، بلکه ندای حق را آشکارا سر می دهند و حقایق را بدون تعارف و سازش بیان می کنند.
آنان همان کسانی هستند که امام حسن عسکری در تفسیر شریفش دربارهشان سخن گفته است. از “تفسیر امام عسکری” می خوانم، چاپ انتشارات ذوی القربى قم مقدس، چاپ اول، صفحه 313، حدیث شماره 225، امام حسن عسکری از پدرش امام هادی صلوات الله علیهم نقل می کند. امام هادی فرمود: «اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت می کردند» آن دسته از علمایی که مردم را به سوی خودشان دعوت نمیکنند و شب و روزشان را صرف ساختن مرجعیتهایشان نمیکنند، علمایی که هم و غمشان فقط این باشد، اصلا جایی در این روایت ندارند. همچنین کسانی که منبر را وسیلهای برای کسب درآمد و امرار معاش قرار دادهاند، آنان کاملاً با این روایت شریف بیگانهاند.
«اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند» این ویژگی بارز آنان است، اینطور نیست که این امر در زندگیشان جنبه فرعی داشته باشد، بلکه ویژگی بارز آنان است و این ویژگی در هیچیک از مراجع نجف و کربلا وجود ندارد، نه در زمان ما، نه در زمانهای گذشته. پس بیایید درباره زمان خودمان صحبت کنیم.
«اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند و از دین او با حجتهای الهی دفاع می کردند» حجتهای الهی در قرآن امام زمان و در سخنان اولیای اوست. حجتهای الهی نه در علم اصول فقه هستند، نه در علم کلام و نه در هیچ چیز از خزعبلات حوزهی طوسی ملعون.
«اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند و از دین او با حجتهای الهی دفاع می کردند و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یارانش و از تلههای ناصبی ها نجات می دادند» منظور از ناصبی ها در اینجا ناصبی های “سقیفه بنی ساعده” نیست بلکه منظور، ناصبی های “سقیفه بنی طوسی” است.
تفسیر امام حسن عسکری، این موضوع را برای ما روشن میسازد، “روایت تقلید” که امام حسن عسکری از امام صادق صلوات الله علیهم برای ما نقل کرده است، در صفحه 274 از “تفسیر امام حسن عسکری”، درباره روایت تقلید بارها صحبت کردهام، این روایت طولانی است، بخش مورد نظر اینجاست، زمانی که امام صادق درباره اکثر مراجع تقلید شیعه در دوران غیبت کبری سخن میگوید و آنان را اینگونه توصیف میکند: «و آنان برای شیعیان ضعیف ما ضرر بیشتری دارند» اینان در عقل و اعتقاد ضعیف هستند، همانهایی که امام هادی دربارهشان گفت: «و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یارانش و از تلههای ناصبی ها نجات می دادند».
پس امام صادق اینجا چه میفرماید؟ «و آنان برای شیعیان ضعیف ما ضرر بیشتری دارند» اینان اکثریت مراجع تقلید شیعه هستند در دوران غیبت طولانی، روایت به طور گسترده و واضح در تفسیر امام حسن عسکری آمده است: «و آنان برای شیعیان ضعیف ما ضرر بیشتری دارند» شیعیان کاری به وهابیها یا علمای الازهر یا غیر آنها ندارند.
گمراهی شیعیان از آخوندهای نجف و کربلا سرچشمه گرفته است «و آنان برای شیعیان ضعیف ما ضرر بیشتری دارند تا لشکر یزید برای حسین بن علی و یارانش» تا اینکه امام صادق میفرماید: «و اینان علمای شرارت و بدی هستند، ناصبی هایی که خود را دوستدار ما نشان میدهند» آنان شما را فریب میدهند.
ای شیعیانِ فریبخورده، آنان شما را فریب میدهند «و اینان علمای شرارت و بدی هستند، ناصبی هایی که خود را دوستدار ما و دشمن دشمنانمان معرفی میکنند»
آنان شما را فریب میدهند. چنین وانمود می کنند اما واقعیت ندارد. «و اینان علمای شرارت هستند، ناصبی هایی که خود را دوستدار ما و دشمن دشمنانمان معرفی میکنند، به دلهای شیعیان ضعیف ما شک و شبهه وارد میکنند» شیعیانی که راه نجاتی ندارند مگر بوسیله علمای دعوتکننده به امام زمان «علمایی که مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند و از دین او با حجتهای الهی دفاع می کردند و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یارانش و از تلههای ناصبی ها نجات می دادند».
اینان همان نواصب ملعون هستند؛ مراجع نجف و کربلا «و اینان علمای شرارت هستند، ناصبی هایی که خود را دوستدار ما و دشمن دشمنانمان معرفی میکنند، به دلهای شیعیان ضعیف ما شک و شبهه وارد میکنند و آنان را گمراه می کنند و از راه حق بازمیدارند».
سپس امام صادق میفرماید: «بیشک، از میان عموم شیعه، آن که خداوند در دلش ببیند که جز حفظ دین خود و بزرگداشت ولی اش (امام زمان) را نمیخواهد، او را در دست این فریبکار کافر رها نمیکند» در دست مرجع اعلی، رجع اعلم! همانطور که خود را با این اوصاف بیاساس توصیف میکنند.
«بیشک، از میان عموم شیعه، آن که خداوند در دلش ببیند که جز حفظ دین خود و بزرگداشت ولی اش را نمیخواهد، او را در دست این فریبکار کافر رها نمیکند، بلکه مؤمنی (فقیهی مؤمن) را برایش قرار میدهد تا او را به راه حق راهنمایی کند، سپس خداوند به او توفیق می دهد تا سخن آن فقیه مؤمن را بپذیرد، و اینگونه خیر دنیا و آخرت را برایش می آورد و بر آنکه او را گمراه کرده است» یعنی مرجع اعلی، مرجع عادل تر، مرجع اعلم، مرجع کثیف تر. «و بر آنکه او را گمراه کرده است، لعن دنیا و عذاب آخرت را وارد می کند» اینان گروهی ملعون هستند، امامان آنان را لعنت کردهاند، نه من.
این روایات واضح و روشن هستند. شما که میگویید شیعه هستید، به کجا میروید؟ جای تعجب نیست چون شما جماعتی مسخره و مضحکهاید.
«اگر نبودند علمایی که پس از غیبت امام زمان باقی می ماندند و مردم را به سوی او دعوت و راهنمایی می کردند و از دین او با حجتهای الهی دفاع می کردند و بندگان ضعیف خدا را از دامهای ابلیس و یارانش و از تلههای ناصبی ها نجات می دادند» اینان همان نواصباند؛ مراجع نجف و کربلا. روایات واضح اند. مرا تکذیب کنید، اگر توانستید! حقایق بسیار روشن هستند.
برای ما روشن شد که:
1- فهم عمیق.
2- منظومه روزهای خدا.
3- قانون آرزوها.
4- زمینهسازی برای برنامه بزرگ مهدوی.
اینها مهمترین ویژگیهای خط مشی یمانیِ زهرایی هستند که در این برنامه از آن پیروی خواهد شد. با توجه به سخنانی که درباره زمینه سازی یمانی و خراسانی گفته شد، روشن است که زمینهسازی یمانی همان زمینهسازی حقایق است. زمینهسازی یمانی محل شکل گیری اندیشه ها، پایهگذار معرفت راستین و آشکار کننده حقایق است.
﴿همانا راه هدایت و گمراهی برای همه روشن شده؛ پس کسیکه به طاغوت کفر بورزد و به خدا ایمان آورد، به ریسمان محکمی چنگ زده که هرگز نخواهد گسست﴾
«هرگز راه هدایت را نخواهید شناخت مگر آنکه کسی را که آن را ترک کرده بشناسید» این، همان خط مشی یمانی روشن و واضح است. نمیخواهم بیش از این به این موضوع بپردازم، چون در برنامههای پیشین بارها و بارها دربارهاش سخن گفتهام.
آخرین نکته از مقدمه این برنامه (پانورامای ظهور مهدوی): نتیجه این برنامه چیست؟
بیننده ای که با دقت این برنامه را دنبال کند، به شناختی تفصیلی از قانون غیبت و ظهور خواهد رسید. در آیه 158 پس از بسم الله از سوره انعام آمده است: «روزی که برخی از آیات پروردگارت بیاید» در تفسیر اهل بیت صلوات الله علیهم
منظور از آن، امام زمان است «روزی که برخی از آیات پروردگارت بیاید، آن روز هیچ کس از ایمانش نفع نمی برد، اگر پیشتر ایمان نیاورده باشد یا در ایمانش خیری کسب نکرده باشد، بگو: شما در انتظار باشید ما هم در انتظار هستیم»
این مهمترین قانونی است که به امور غیبت مهدوی و ظهور مهدوی مربوط میشود «روزی که برخی از آیات پروردگارت بیاید، آن روز هیچ کس از ایمانش نفع نمی برد، اگر پیشتر ایمان نیاورده باشد» یعنی اگر شناختی نسبت به امور غیبت و ظهور نداشته باشد، و به امام زمان که منبع همه اینهاست ایمان نیاورده باشد. پس امور غیبت و ظهور چیزی جز حاشیهای در زمینه شناخت امام زمان صلوات الله علیه نیستند.
«روزی که برخی از آیات پروردگارت بیاید، آن روز هیچ کس از ایمانش نفع نمی برد، اگر پیشتر ایمان نیاورده باشد یا در ایمانش خیری کسب نکرده باشد» در اینجا، مقدمهی مختص معرفی این برنامه “پانورامای ظهور مهدوی” کامل میشود.
فکر میکنم تعریفی نسبتاً واضح و مفصل برای شما ارائه دادم تا با آن آشنا شوید. شما برنامهای را دنبال میکنید که اینها مضامین، عناوین و جزئیات آن هستند. به شما گفتم که عناوین اصلی این برنامه عبارتند از:
(1) مرحله نشانههای عمومی
(2) مرحله نشانههای حتمی
(3) مرحله مقدمات ظهور
(4) مرحله خودِ ظهور
پیش از آنکه وارد بحث درباره این عناوین شوم، حقیقتی هست که باید بیان شود؛ مرحله نشانههای عمومی، مرحله نشانههای حتمی و مرحله مقدمات ظهور. رویدادهایی که در این مراحل رخ میدهند، در چارچوب مجموعهای از قوانین اتفاق میافتند.
پس این سه مرحله: مرحله نشانههای عمومی، مرحله نشانههای حتمی، مرحله مقدمات ظهور. همه رویدادها در چارچوب مجموعهای از قوانین رخ میدهند که بهطور اجمالی به آنها اشاره میکنم. این قوانین بر هر سه مرحله به طور یکسان حاکم است.
(1) قانون امهال (مهلت دادن) است و نمیخواهم بهطور مفصل این قوانین را شرح دهم، بلکه فقط بهطور اجمالی ذکر میکنم چرا که بحث مفصل درباره آنها نیازمند چندین قسمت است و من قصد ندارم آن را در این برنامه مطرح کنم.
قانون امهال (مهلت دادن) است و این قانون بر افراد نزدیک به امام زمان و بر سایر مردم جاری است. این قوانین عمومی هستند، تمام رویدادها تابع این قوانین هستند.
قانون امهال (مهلت دادن) را میتوانم با این جمله برایتان خلاصه کنم: «کسی عجله میکند که از تلف شدن فرصت میترسد» پس در قوانین الهی نباید عجله ای باشد. «کسی عجله میکند که از تلف شدن فرصت میترسد» این همان قانون امهال است.
(2) قانون بداء (تغییر تقدیر و سرنوشت) است ﴿خداوند هرچه بخواهد محو میکند و هرچه بخواهد تقدیر میکند﴾ از طریق “وجه او” و “اسم اعظم او” که همان امام معصوم است.
پس قانونی به نام امهال داریم «کسی عجله میکند که از تلف شدن فرصت میترسد» و قانونی به نام بداء هم داریم، که ﴿خداوند هرچه بخواهد محو میکند و هرچه بخواهد تقدیر میکند﴾.
(3) قانونی به نام “توفیق و سلب توفیق” هست؛ اگر کار نیکی انجام شود – چه توسط یک فرد باشد، چه خانواده، چه جامعه، چه تمام بشریت – طبق قانون “توفیق و سلب توفیق” به سرعت پاداش میگیرد:
یا برای عمل نیک دیگری توفیق پیدا می کند یا از انجام عملی بد بازداشته میشود.
اما کسی که بدی کند، سلب توفیق خواهد شد از انجام عمل نیک و یا در عمل بد دیگری گرفتار میشود.
اینگونه قوانین بر افراد، خانوادهها، ملتها و بر تمام بشریت جاری هستند. پس:
(1) قانون امهال
(2) قانون بداء
(3) قانون توفیق و سلب توفیق وجود دارد و همچنین
(4) قانون میعاد یعنی ﴿خداوند وعدهاش را نقض نمیکند﴾
وعدهای که خداوند می دهد، تابع قوانین پیشین نیست؛ نه قانون امهال، نه قانون بداء، نه قانون توفیق و سلب توفیق. من درباره اصل وعده الهی (ظهور امام زمان) صحبت میکنم. ﴿خداوند وعدهاش را نقض نمیکند﴾ این قانون چهارم است.
(5) قانون نگاه نسبی به زمان ظهور، ﴿آنها آن (ظهور) را دور میبینند و ما آن را نزدیک میبینیم﴾ این منطق قرآن است و این قانون جاری است بر تمام رویدادها و وقایع مرتبط با نشانههای ظهور. رویدادهایی که رخ دادهاند و رویدادهایی که همچنان رخ میدهند و همچنین در مراحل آینده، یعنی مرحله نشانههای حتمی و مرحله مقدمات ظهور. تمام این قوانین بر همه رویدادها و وقایع حاکماند؛ چه آنهایی که رخ داده اند چه آنهایی که در آینده رخ خواهند داد.
قانون امهال، بداء، توفیق و سلب توفیق، میعاد و نگاه نسبی یعنی هر قدر که زمان ظهور عقب بیفتد، از دید خدا نزدیک است ﴿آنها آن (ظهور) را دور میبینند و ما آن را نزدیک میبینیم﴾.
(6) قانون مداوله (گردش) است. قرآن با بیانی بسیار روشن در سوره آل عمران از آیه 138 بعد از بسم الله و آیههای پس از آن درباره این قانون با ما سخن گفته است. پس از پایان این قسمت به آیات رجوع کرده و خودتان در آنها تدبر کنید.
﴿پیش از شما سنتهایی بودهاند؛ پس در زمین گردش کنید و بنگرید که سرانجام تکذیبکنندگان چگونه بوده است، این بیانی است برای مردم و هدایت و موعظهای برای پرهیزکاران﴾ این بیان چیست: ﴿و سست و اندوهگین نشوید، در حالی که شما برتر هستید، اگر ایمان داشته باشید اگر زخمی به شما رسیده، همانگونه زخمی به آن قوم نیز رسیده است﴾ از نظر تاریخی، این آیات، درباره جنگ اُحد سخن می گویند.
﴿و سست و اندوهگین نشوید، در حالی که شما برتر هستید اگر ایمان داشته باشید. اگر زخمی به شما رسیده، همانگونه زخمی به آن قوم نیز رسیده است و این روزها را میان مردم میگردانیم﴾ در بدر، پیروزی قاطع بود؛ اما در اُحد، همه صحابه فرار کردند، و حتی عثمان بن عفان تا مسافت بسیار زیادی به فرار خود ادامه داد.
﴿اگر زخمی به شما رسیده، همانگونه زخمی به آن قوم نیز رسیده است، و این روزها را میان مردم میگردانیم تا خداوند مؤمنان را بشناسد و از میان شما شهیدانی برگزیند، و خداوند ستمگران را دوست ندارد﴾ آیات ادامه مییابند تا اینکه در آیه 144 بعد از بسم الله از سوره آل عمران، میفرماید: ﴿محمد جز پیامبری نیست که پیش از او پیامبرانی آمدهاند، اگر بمیرد یا کشته شود، مرتد می شوید، و هر کس مرتد شود، هرگز به خدا زیانی نمیرساند، و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد﴾ این جزئیات و این رویدادهایی که در گذشته رخ دادهاند و در روزگار ما در مرحله نشانهها در جریاناند و آنچه در مرحله نشانههای حتمی و مقدمات ظهور خواهد آمد، تابع قانون مداوله و گردش هستند ﴿و این روزها را میان مردم میگردانیم﴾ همه تابع این قوانین هستند.
بنابراین (1) قانون امهال (2) قانون بداء (3) قانون توفیق و سلب توفیق (4) قانون میعاد (5) قانون نگاه نسبی ﴿آنها ظهور را دور میبینند و ما آن را نزدیک میبینیم﴾ (6) قانون مداوله و گردش ﴿و این روزها را میان مردم میگردانیم﴾.
(7) قانون دولت کوتاه و دولت طولانی، که سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را خلاصه کرده است: «باطل را دولتی کوتاه است و حق را دولتی طولانی» این قانونی بسیار گسترده است
(8) قانون تدافع، در سوره بقره در داستان جالوت و طالوت میخوانیم آیه 251 بعد از بسم الله از سوره بقره: ﴿پس آنان را به اذن خدا شکست دادند﴾ سربازان طالوت، جالوت و لشکرش را شکست دادند.
﴿پس آنان را به اذن خدا شکست دادند و داوود جالوت را کشت و خداوند به او ملک و حکمت داد﴾ پس از پایان حکومت طالوت، داوود پادشاه شد.
﴿پس آنان را به اذن خدا شکست دادند و داوود جالوت را کشت و خداوند به او ملک و حکمت داد و از آنچه خواست به او آموخت﴾ این مصداق “قانون تدافع” است، و این همان قانون است: ﴿و اگر خداوند مردم را به وسیله یکدیگر دفع نمیکرد زمین تباه میشد، ولی خداوند صاحب فضل بر جهانیان است﴾ این قانون، عمومی است و ربطی به مؤمن یا کافر ندارد، این تدافع ممکن است بین مؤمنان باشد، یا بین کافران، یا بین مؤمن و کافر. این قوانین بر رویدادها حاکماند ﴿و اگر خداوند مردم را به وسیله یکدیگر دفع نمیکرد، زمین تباه میشد﴾.
در سوره حج در آیه 40 بعد از بسم الله آمده است: ﴿و اگر خداوند مردم را به وسیله یکدیگر دفع نمیکرد، صومعه ها و کلیساها و مسجدهایی که نام خدا در آنها بسیار یاد میشود، ویران میشدند﴾. این آیه در سیاق آیاتی بسیار مهم آمده است: ﴿به کسانی که ستمکارانه مورد جنگ و هجوم قرار می گیرند، چون به آنها ستم شده اجازه جنگ داده شده است، و خداوند بر یاری آنان تواناست﴾ این آیه از یک جهت مربوط به زمان پیامبر است و از جهتی دیگر مربوط به زمان ظهور است.
﴿به کسانی که ستمکارانه مورد جنگ و هجوم قرار می گیرند، چون به آنها ستم شده اجازه جنگ داده شده است، و خداوند بر یاری آنان تواناست، کسانی که به ناحق از خانههایشان بیرون رانده شدند، جز اینکه بگویند: پروردگار ما خداست. و اگر خداوند مردم را به وسیله یکدیگر دفع نمیکرد صومعه ها و کلیساها و مسجدهایی که نام خدا در آنها بسیار یاد میشود، ویران میشدند و خداوند به کسانی که او را یاری می دهند یاری می رساند، بیگمان خداوند نیرومند و شکستناپذیر است﴾
آیه بعدی چه میگوید: ﴿کسانی که اگر در زمین به آنها قدرت و تمکین دهیم﴾ سخن از عصر قائم است، سخن از ظهور مهدوی است. تمکین کامل نه در زمان پیامبر تحقق یافت و نه پس از آن تا امروز ﴿کسانی که اگر در زمین به آنها قدرت دهیم، نماز را برپا میدارند، زکات میدهند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و سرانجام امور در اختیار خداست﴾ سرانجام کامل تنها در عصر مهدوی تحقق مییابد ﴿و اگر خداوند مردم را به وسیله یکدیگر دفع نمیکرد﴾ این همان قانون تدافع است.
این قوانینی که برایتان بیان کردم: (1) قانون امهال، (2) قانون بداء، (3) قانون توفیق و سلب توفیق، (4) قانون میعاد، (5) قانون نگاه نسبی، (6) قانون مداوله (7) قانون دولت کوتاه و دولت طولانی، (8) قانون تدافع. این قوانین حاکم اند بر همه رخدادها هم در گذشته و هم در ارتباط با موضوع این برنامه یعنی در مرحله نشانههای عمومی، در مرحله نشانههای حتمی و در مرحله مقدمات ظهور.
جهت اطلاع برای بهره علمی، آیهای در قرآن کریم وجود دارد که به طور خلاصه همه این قوانین را به صورت عملی نشان می دهد در آیه 77 بعد از بسم الله از سوره غافر خطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله: ﴿پس صبر کن، که وعده خدا حق است، پس یا برخی از آنچه را به آنان وعده میدهیم به تو نشان میدهیم یا تو را میمیرانیم، پس به سوی ما بازگردانده میشوند﴾ از زمان پدرمان آدم تا این لحظه و تا زمان ظهور همینگونه امور جاری شده و همینگونه تقدیر رقم خورده است.
﴿پس صبر کن که وعده خدا حق است، پس یا برخی از آنچه را به آنان وعده میدهیم به تو نشان میدهیم یا تو را میمیرانیم، پس به سوی ما بازگردانده میشوند﴾ آیه بعدی مطلب را به صورت مفصل بیان میکند: ﴿و همانا پیش از تو پیامبرانی فرستادیم، برخی را برایت بازگو کردیم و برخی را بازگو نکردیم، و هیچ پیامبری نمیتواند آیهای بیاورد مگر به اذن خدا – بر اساس همین قوانین – پس هنگامی که فرمان خدا آمد به حق داوری میشود و باطلگرایان در آنجا زیان میبینند﴾.
خلاصه سخن در ارتباط با این برنامه و موضوع آن: نشانههای عمومی، نشانههای حتمی، مقدمات ظهور. اینها مراحلی هستند که سخن دربارهشان در حاشیه موضوع خواهد بود، زیرا موضوع اصلی، خودِ ظهور است. در این مراحل همه وقایع و همه رخدادها در چارچوب این قوانین رخ میدهند. این به معنای آن نیست که این قوانین در مرحله ظهور غیر فعال میشوند. اینها قوانین خدا هستند، اینها سنتهای الهیاند و هیچ تغییری در سنتهای او رخ نمی دهد، فقط به گونهای دیگر اجرا خواهند شد.
پس قانون امهال و قانون بداء و سایر قوانین، در مرحله ظهور نیز فعال خواهند بود، اما بهگونهای که با آن مرحله تناسب داشته باشدلإ زیرا مرحله ظهور تفاوت زیادی خواهد داشت با مرحله نشانههای عمومی و مرحله نشانههای حتمی و مرحله مقدمات ظهور.
بنابراین، این قوانین فعال خواهند بود، اما به گونه ای دیگر، بهگونهای متفاوت نسبت به آنچه در مراحل پیش از ظهور رخ میداد. این مقدمه بسیار ضروری بود تا هنگام صحبت درباره نشانههای ظهور، در ذهن حاضر باشد.
نکته مهمی وجود دارد که میخواهم توجه شما را به آن جلب کنم پیش از آنکه وارد بحث نشانهها شوم: “قانون آرزوها” که به طور اجمالی در قسمت گذشته برایتان توضیح دادم. شیعیان در ارتباط با احادیث غیبت و ظهور با آرزوها تربیت و سرگرم شده اند. مجموعه این قوانین (از قانون امهال تا قانون تدافع) تشکیلدهنده فلسفه قانون آرزوها هستند. شیعیان میخواهند امور طبق خواسته شان پیش برود، اما امور طبق این قوانین پیش خواهد رفت.
از روی لطف در حق شیعیان، اهل بیت سیستمی روانی وضع کردند که مناسب بود برای رساندن اطلاعات و حقایق درباره مسائل غیبت و ظهور، بنابراین قانون آرزوها شکل گرفت، که ظاهر این قانون در احادیث غیبت و ظهور جلوه می کند اما در پشت پرده اش، حقایق قوانینی را که برایتان شرح دادم پنهان کرده است.
بازمیگردم به عنوان اول از عناوین این برنامه (پانورامای ظهور مهدوی): “ارهاصات” یعنی نشانههای عمومی ظهور. در آغاز، معنای “ارهاصات” را برایتان روشن میکنم. ارهاص یعنی پایهگذاری یا مقدمه سازی ترهیص برای بنا یعنی پایهگذاری برای ساختوساز، فرآیند ایجاد پایه برای بنا را ترهیص مینامند.
پس ارهاص ممکن است به معنای پایهگذاری باشد یا به معنای مقدمه سازی. برای مثال، در کشوری که باران کم است، وقتی باران در میانه پاییز آغاز میشود، میتوانیم بگوییم این باران پاییزی ارهاصی (مقدمهای) است برای باران زمستانی.
ارهاص ممکن است بنیانگذاری باشد، ممکن است مقدمه باشد، ممکن است دروازهای باشد. این است معنای ارهاص. مرحله ارهاصات (نشانههای عمومی ظهور) مرحلهای طولانی است، طولانی از دیدگاه ما. ﴿آنان آن را دور میبینند و ما آن را نزدیک﴾. مجموعهای از رویدادها که ممکن است از دیدگاه ما میان هر کدام از آنها، فاصله زمانی زیادی باشد، از دیدگاه امام زمان صلوات الله علیه اینگونه نیست.
در اینجا مجموعهای از نشانههای مهم ظهور را بیان می کنم، که از آغاز قرن بیستم میلادی تحقق یافتهاند:
بارها در برنامههای پیشین درباره حرکت تاریخ و سرعت آن با شما سخن گفتهام، و اینکه اگر تاریخ بشر را بررسی کنیم، خواهیم یافت که حرکت تاریخ در قرون گذشته بسیار کند بوده، اما از آغاز قرن بیستم میلادی حرکت تاریخ تغییر کرد و وارد دوره ای شدیم که در فرهنگ اهل بیت از آن به عنوان “دوره نزدیکی” یاد شده است.
به دلیل سرعت در حرکت رویدادها و سرعت در همه چیز پیرامون ما، این دوره را “دوره نزدیکی” نامگذاری کردند. مهمترین نشانههای ظهور که تا کنون تحقق یافته اند را برایتان می خوانم:
(1) دوره سرعت. میتوانیم نقطهای برای آغاز دوره سرعت تعیین کنیم: پس از اختراع خودرو و پیامدهای آن در آغاز قرن بیستم، وارد دوره سرعت شدیم و این سرعت بهتدریج افزایش یافت تا اینکه به نیمه قرن بیستم رسیدیم، یعنی پس از پایان جنگ جهانی دوم، میتوانید فناوری جنگ جهانی دوم را با فناوری جنگ جهانی اول مقایسه کنید و ببینید که چگونه در جنگ جهانی دوم پیشرفت کرد.
آغاز دوره سرعت در اوایل قرن بیستم بود و این سرعت بهتدریج افزایش یافت، در زمینه فناوری، کشاورزی، صنعت، و رویدادهای نظامی و سیاسی سرعت و شتاب در همه زمینه ها، زندگی انسان را بسیار سریع کرد. اما در نیمه دوم قرن بیستم به جنون سرعت رسیدیم.
انسان، دیوانه سرعت شد. سرعت از آغاز قرن بیستم شروع شد و تا نیمه آن افزایش یافت و از نیمه قرن بیستم تا پایان آن، انسان دیوانه سرعت شده بود. پس، از سرعت به جنون سرعت رسیدیم، اما وقتی وارد قرن بیست و یکم شدیم، و اکنون به پایان یک چهارم نخست آن نزدیک شدهایم، وارد وضعیت جدیدی شدیم: سرعت دیوانه وار. اگر انسان در نیمه دوم قرن بیستم دیوانه سرعت بود، اکنون خودِ سرعت دیوانه شده است.
جنون انسان در مقابل سرعت دیوانه وار محو شد، و این وضعیت همچنان ادامه دارد و شدت میگیرد. دوره سرعت، همان دوره نزدیکی است، جهان به هم نزدیک شد و بخشهای دور به هم رسیدند. مردم و ملتها به هم نزدیک شدند، صرف نظر از اینکه این نزدیکی مثبت یا منفی باشد، این نشانه مهمی است که در تاریخ بشر سابقه نداشته. این نشانه به ما میگوید که دنیا تغییر کرده و ما در آستانه اتفاق بزرگی هستیم و سرعت همچنان بیشتر و بیشتر می شود.
(2) در قرن بیستم و تا امروز، بشر همه چیز را تجربه کرد، چه در زمینه حکومتها، فلسفهها، ساختارها و سازمانها، چه سیاسی، چه اجتماعی، چه دینی و غیره، همه چیز را تجربه کردیم، همه خوراکها، همه نوشیدنیها.
هیچ دوره ای در تاریخ بشر مانند این دوره پر از تجربه نبوده است، تا جایی که بشریت به حالت بیتفاوتی رسیده است. ما اینجا در کشورهای غربی زندگی میکنیم و من شخصاً آنچه در جهان غرب میگذرد را بهطور کلی دنبال میکنم، ملتهای غربی اعتمادشان را به حکومتها از دست دادهاند. چرا؟ چون تجربه کردهاند.
ملتهای غربی اعتمادشان را به رسانه از دست دادهاند. رسانه در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی برای غربیها مقدس بود، امروز رسانه نهادی غیر قابل اعتماد شده است. ملتهای غربی اعتماد کاملی که روزی به حکومتهایشان داشتند را از دست دادهاند، ملتهای غربی اعتمادشان را به حکومتها، رسانهها و سیستم زندگی از دست دادهاند. و این همان چیزی است که ترامپ در ریاست جمهوری پیشین و در کمپین انتخاباتی کنونیاش بر آن تأکید میکند.
ملتهای غربی اعتمادشان را به حکومتها، رسانهها و سیستم زندگی از دست دادهاند، و این باعث شده اعتمادشان به خودشان را نیز از دست بدهند و بنابراین بیتفاوت شدهاند.
رویدادهای زیادی در کشورهای غربی رخ میدهد که اگر در دهههای ۶۰، ۷۰ یا حتی ۸۰ میلادی رخ میداد، جهان غرب زیر و رو می شد، اما اکنون رویدادها رخ میدهند اما مردم اهمیتی نمیدهند، چون اعتمادشان را به حکومت، رسانه و سیستم جهانی از دست دادهاند و این باعث شده اعتمادشان به خودشان را نیز از دست بدهند و وارد حالت بیتفاوتی شوند.
این مثالی است از آنچه لحظاتی پیش گفتم، اینکه بشریت همه چیز را آزموده است. و این در قرون گذشته پیش از قرن بیستم میلادی رخ نداده بود و آنچه نقش بزرگی در این تجربهها ایفا کرد، همین نزدیکی جهان بود که باعث شناخت نتایج تجربهها شد.
پس دوره سرعت، که همان دوره نزدیکی و همان دوره تجربههاست، زمانی است که بشریت همه چیز را آزمود و به مرزهایی رسید که ناامیدی در آن نفوذ کرده است
(3) سلطه و نفوذ منطق “حق با قدرتمند”. “حق با قدرتمند” در برابر “قدرت با حق”. منطقی که بر پایه “قدرت با حق” است به فراموشی سپرده شده، منطقی که اکنون بر جهان حاکم است، منطقی است که بر پایه “حق با قدرتمند” بنا شده است یعنی حق با قدرتمندان است، و این باعث شده معیارها از بین بروند. بنابراین، کشورها و گروههای ضعیف وقتی قدرتمندان را نقد میکنند میگویند که آنان با دو معیار قضاوت میکنند (یک بام و دو هوا).
معیارها ارزش خود را از دست داده اند، و این در همه زمینهها رخ میدهد، نظامی، سیاسی، اقتصادی، رسانهای و اجتماعی، هیمنه ای به این شکل، پیشتر در تاریخ بشر سابقه نداشته. چرا؟ چون بشر تا این حد به هم نزدیک نبوده است. در گذشته ملتها پراکنده بودند، قبایلی در گوشه و کنار جهان زندگی میکردند که هیچکس در دیگر نقاط جهان از آنها خبر نداشت. پس نشانه سوم، سلطه منطق حق با قدرتمند است. حق همیشه با قدرتمندان است، و ضعیفان باید سر خم کنند
(4) سلطه کامل و گسترده رسانه. رسانه اشکال بسیار متنوعی دارد. من نمیخواهم وارد جزئیات شوم چون ورود به جزئیات نیازمند چندین قسمت خواهد بود. سلطه کامل و گسترده رسانه بر ذهن بشر، بهگونهای بیسابقه.
چیزی مانند رسانه هایی که امروز وجود دارد، در تاریخ بشر وجود نداشته است. این روند از آغاز قرن بیستم شروع شد و به تدریج پیش رفت تا اینکه به امپراتوری رسانهای جهانی رسیدیم، امپراتوریای ترسناک و هولناک این نشانهها با یکدیگر مرتبط اند، از دوره سرعت تا دوره تجربههای عظیم بشری تا سلطه منطق حق با قدرتمند، تا سلطه کامل و گسترده رسانه بر ذهن بشر بهگونهای بیسابقه.
(5) اکنون در پایان یک چهارم نخست قرن بیست و یکم هستیم و زندگی در حال از دست دادن درخشش و رونق خود است، و این موضوعی نیست که فقط برخی افراد آن را حس کنند، بلکه به مسئلهای جهانی برای همه ملتها تبدیل شده است.
اگر به قرن بیستم بازگردیم، دهه شصت میلادی به عنوان عصر طلایی برای اروپاییها و آمریکاییها و جهان غرب شناخته میشد و این عصر طلایی تا دهههای هفتاد و هشتاد ادامه داشت، و دهه هفتاد برای کشورهای جهان سوم عصر طلایی محسوب میشد.
کشورهای جهان سوم همیشه با تأخیر نسبت به جهان اول حرکت میکنند. و کسانی که این تقسیمبندی جهان اول، دوم، سوم را نمیپذیرند، دچار عقده روانی هستند، واقعیت زندگی و آنچه در دنیا رخ میدهد، این تقسیمبندی را درست جلوه میدهد. در جهان، قدرتمندان و ضعیفان وجود دارند. اما معیار فعلی، منطق “حق با قدرتمند” است. از این رو جهان به اول، دوم و سوم تقسیم شد.
زندگی رونق داشت، طعمی ویژه داشت، فارغ از اینکه این امر واقعی بود یا نه، مردم آن را حس میکردند. اکنون در قرن بیست و یکم هستیم، آن جلوه و طعم زندگی رو به محو شدن است، و افسردگی جهانی بر جوامع انسانی سایه افکنده است. این نشانهای آشکار است که پیشتر در تاریخ بشر سابقه نداشته.
این نشانهها را کنار هم بگذارید. با در نظر گرفتن سرعت حرکت تاریخ در رویدادهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی. نتیجه روشن است: ما به سوی یک تحول بزرگ حرکت می کنیم.
(6) توجه جهانی در سطح رسانه، سیاست، حکومتها و ملتها به منطقه ظهور. منطقه ظهور همان منطقهای است که نشانههای حتمی در آن بهطور آشکار تحقق مییابد و هسته اولیه دولت مهدوی در آن شکل میگیرد.
منطقه ظهور عبارت است از ایران، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، اردن، ترکیه، مصر، عربستان، یمن و سایر کشورهای خلیج فارس. توجه جهانی به این منطقه کاملاً آشکار است. اگر اخبار را دنبال کنید، چه در شبکه های ماهوارهای منطقه ظهور چه در رسانههای آمریکایی، اروپایی، چینی و سایر رسانههای جهانی، خواهید دید که توجه اصلی معطوف است به آنچه در منطقه ظهور رخ میدهد. چرا؟ مسیر و حرکت تاریخ به تدریج در حال شکل گیری است، “قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود”.
توجه جهانی در سطح رسانه، سیاست، حکومتها و ملتها به منطقه ظهور کاملاً آشکار است. وقتی جنگ در فلسطین آغاز شد، جنگ اوکراین و روسیه در رسانهها بیاهمیت شد و دیگر توجهی به آن نشد. ملتها و حکومتها نگاهشان را به فلسطین دوختند. نه به خاطر اینکه فلسطین است، بلکه چون منطقه ظهور است.
توجه جهانی در سطح رسانه، سیاست، حکومتها و ملتها به منطقه ظهور. دو نکته وجود دارد که از طریق آنها میتوانید به درک مفهومی که برایتان مطرح می کنم نزدیک شوید:
رویدادها در بسیاری از نقاط جهان رخ میدهند، اما هیچ رویدادی را ندیدهایم که در منطقهای از جهان رخ دهد و تبدیل شود به یک رویداد جهانی. چرا هر رویدادی که در منطقه ظهور رخ میدهد، ایالات متحده و متحدانش آن را به یک رویداد جهانی تبدیل میکنند؟
به طور مثال، آنچه در “باب المندب” رخ میدهد، ایالات متحده آن را به یک رویداد جهانی تبدیل کرده است. چرا رویدادهای منطقه ظهور جهانی میشوند، اما رویدادهایی که شاید شدیدتر و گستردهتر باشند در دیگر مناطق جهان جهانی نمیشوند؟ چرا حق وِتو (حق رأی ویژه) همیشه در ارتباط با رویدادهای منطقه ظهور مطرح میشود؟
موضوع کاملاً روشن است. رویدادها رخ میدهند، وقایع اتفاق میافتند، برخی روی صحنه و برخی پشت پرده و آنچه پشتپرده است، بسیار بزرگتر از آن چیزی است که روی صحنه دیده میشود. همه این نشانهها و دیگر موارد به ما میگویند که به سوی روزی بزرگ در حرکتیم. این دنیا باردار است و باید زایمان کند.
(7) که نشانه ای آشکار و در عین حال مهم است، بخش بزرگی از نقشه منطقه ظهور در ارتباط با مرحله نشانههای حتمی شکل گرفته است. مرحله نشانههای حتمی نمیتواند در واقعیت تحقق یابد مگر اینکه زمینه مناسب آن کامل شود، و اکنون با چشمان خود میبینیم که نقشه در حال شکلگیری است. و این شکلگیری نه امروز، بلکه از سال 1948 آغاز شده، زمانی که دولت اسرائیل تأسیس شد و پیامدهایی که به دنبال داشت – من نمیخواهم وارد همه جزئیات شوم – تا زمانی که مقدمات تغییر در ایران آغاز شد، در اوایل دهه شصت میلادی، زمانی که انقلاب اسلامی آغاز شد، و در سال 1979 میلادی به نقطه اوج رسید، و پیامدهای آن تا امروز ادامه دارد.
همچنین تغییر رژیم بعثی به آن شکل عجیب و غریب، که جز در مسیر حرکت به سوی روز بزرگ نمیتوانست رخ دهد. بعثیهای مروانی رفتند و شیعیان عباسی آمدند (حکومت فعلی عراق) امور کاملاً روشن است، و نمیتوان کسی را منصف دانست اگر در همه این جزئیات دقت کند و به این نتایجی که من بیان می کنم نرسد.
تا فتنه شام و تا آنچه در یمن رخ میدهد و غیره، بخش بزرگی از نقشه منطقه ظهور در ارتباط با مرحله نشانههای حتمی شکل گرفته است.
(8) نشانه ای است که مستقیماً به خودِ ظهور مربوط میشود: ظهور آغاز نخواهد شد مگر اینکه حکومت های منطقه ظهور از هم گسسته شوند. وقتی امام زمان صلوات الله علیه ظهور کند و نخستین بیانیه را بین رکن و مقام در مکه صادر کند، حکومت های منطقه ظهور باید از هم گسسته شده باشند، هیچ حکومتی نباید توان مقابله با امام زمان را داشته باشد.
ممکن است با او مقابله کنند، ممکن است با او بجنگند، اما ضعیفاند، وضعیت منطقه ظهور این را تاکید می کند؛ عراق، یمن، سوریه، لبنان، فلسطین از هم گسسته اند و اردن نیز در آستانه از هم گسستگی است. این روند ادامه خواهد یافت.
ایران نیز درگیر بحران اجتماعی بزرگی شده است. شکاف اجتماعی بزرگی در ایران وجود دارد، میان دینداران و کسانی که دین را رد میکنند، من درباره جنبه سیاسی صحبت نمیکنم، دولت ایران قدرتمند است، بلکه منظورم جنبه اجتماعی است، شکاف اجتماعی آشکاری وجود دارد، و این آغاز از هم گسستگی است.
من درباره از هم گسستگی سیاسی صحبت نمیکنم، روایات به ما میگویند که در زمان ظهور، حکومت در ایران شیعی و دینی خواهد بود، بلکه از هم گسستگی در سطح اجتماعی رخ خواهد داد، و این آغاز آن است.
از هم گسستگی در سراسر منطقه ظهور یا به وضوح دیده می شود یا در آغاز راه است. ریشههای از هم گسستگی در ترکیه، در مصر و در عربستان کاملاً آشکارند، این نشانه آغاز شده و مقدمه های آن پدیدار شدهاند.
پس ما نباید انتظار داشته باشیم که ظهور در منطقهای رخ دهد که حکومتهای آن بسیار قدرتمند است. بلکه باید حکومتها ضعیف شده باشند، باید گروههای سیاسی و ملت ها در این منطقه دچار از هم گسستگی شده باشند.
نشانههای دیگری نیز وجود دارد، اما من به مهمترین آنها اشاره کردم. اگر این نشانهها را کنار هم بگذاریم، درمییابیم که زمینه در حال شکلگیری است تا بستری مناسب برای تحقق نشانههای حتمی فراهم شود. باید این نکته را در نظر داشته باشید که ما احادیث و رویدادها را بر اساس “قانون آرزوها” بررسی میکنیم، زیرا احادیث اهل بیت بر اساس همین قانون تنظیم شدهاند. هیچکس نمیتواند مفاهیم احادیث را درک کند مگر اینکه “قانون آرزوها” را در نظر بگیرد.
همانطور که پیشتر توضیح دادم، در پشتپرده این قانون، مجموعهای از قوانین نهفته است و این قوانین هستند که بر ما حاکماند، و بر اساس آنها رویدادها رخ می دهند. پس هیچ سخن قطعیای وجود ندارد. بله، این سخن، سخنی است که میتوان به آن اطمینان داشت، هیچ عاقلی نمیتواند بر اساس این دادهها و مقدماتی که در قسمت گذشته و این قسمت بیان شد، به نتایج قطعی برسد، زیرا دادهها متغیرند. از نظر من، این سخن قابل اطمینان است، بر اساس مقدماتی که در استخراج آن به کار گرفته شدهاند.
در اینجا سخن درباره نشانههای ظهور به پایان میرسد. زیرا همانطور که گفتم در موضوع نشانههای عمومی، نشانههای حتمی و مقدمات ظهور، بهصورت تفصیلی سخن نخواهم گفت. زیرا موضوع اصلی این برنامه، خودِ ظهور است.
فردا دیدار میکنیم ان شاء الله، با امید اینکه دلهای مان سرشار از شور خدمت به امام زمان صلوات الله علیه باشد با حکمتی یمانی و معرفتی زهرایی.
ما زهرایی هستیم و عشقمان زهرایی است
از همگی التماس دعا دارم
خدا حافظ

