بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 2 / عبد الحلیم الغزی
عبد الحلیم الغِزّی :
(5) نشانه پنجم: اکنون در پایان یک چهارم نخست قرن بیست و یکم هستیم و زندگی در حال از دست دادن درخشش و رونق خود است، و این موضوعی نیست که فقط برخی افراد آن را حس کنند، بلکه به مسئلهای جهانی برای همه ملتها تبدیل شده است. اگر به قرن بیستم بازگردیم، دهه شصت میلادی به عنوان عصر طلایی برای اروپاییها و آمریکاییها و جهان غرب شناخته میشد و این عصر طلایی تا دهههای هفتاد و هشتاد ادامه داشت.
و دهه هفتاد برای کشورهای جهان سوم عصر طلایی محسوب میشد. کشورهای جهان سوم همیشه با تأخیر نسبت به جهان اول حرکت میکنند، و کسانی که این تقسیمبندی جهان اول، دوم، سوم را نمیپذیرند، دچار عقده روانی هستند. واقعیت زندگی و آنچه در دنیا رخ میدهد، این تقسیمبندی را درست جلوه میدهد.
در جهان، قدرتمندان و ضعیفان وجود دارند. اما معیار فعلی، منطق “حق با قدرتمند” است. از این رو جهان به اول، دوم و سوم تقسیم شد. زندگی رونق داشت، طعمی ویژه داشت، فارغ از اینکه این امر واقعی بود یا نه، مردم آن را حس میکردند. اکنون در قرن بیست و یکم هستیم، آن جلوه و طعم زندگی رو به محو شدن است و افسردگی جهانی بر جوامع انسانی سایه افکنده است. این نشانه ای آشکار است که پیشتر در تاریخ بشر سابقه نداشته. این نشانه ها را کنار هم بگذارید. با در نظر گرفتن سرعت حرکت تاریخ در رویدادهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی. نتیجه روشن است: ما به سوی یک تحول بزرگ حرکت می کنیم.
(6) توجه جهانی در سطح رسانه، سیاست، حکومتها و ملتها به منطقه ظهور. منطقه ظهور همان منطقهای است که نشانه های حتمی در آن بهطور آشکار تحقق مییابد و هسته اولیه دولت مهدوی در آن شکل میگیرد.
منطقه ظهور عبارت است از ایران، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، اردن، ترکیه، مصر، عربستان، یمن و سایر کشورهای خلیج فارس. توجه جهانی به این منطقه کاملاً آشکار است. اگر اخبار را دنبال کنید، چه در شبکه های ماهواره ای منطقه ظهور چه در رسانههای آمریکایی، اروپایی، چینی و سایر رسانههای جهانی، خواهید دید که توجه اصلی معطوف است به آنچه در منطقه ظهور رخ میدهد. چرا؟ مسیر و حرکت تاریخ به تدریج در حال شکل گیری است، “قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود”.
توجه جهانی در سطح رسانه، سیاست، حکومتها و ملتها به منطقه ظهور کاملاً آشکار است. وقتی جنگ در فلسطین آغاز شد، جنگ اوکراین و روسیه در رسانهها بیاهمیت شد و دیگر توجهی به آن نشد. ملتها و حکومتها نگاهشان را به فلسطین دوختند. نه به خاطر اینکه فلسطین است، بلکه چون منطقه ظهور است. توجه جهانی در سطح رسانه، سیاست، حکومتها و ملتها به منطقه ظهور.
دو نکته وجود دارد که از طریق آنها میتوانید به درک مفهومی که برایتان مطرح می کنم نزدیک شوید:
رویدادها در بسیاری از نقاط جهان رخ میدهند، اما هیچ رویدادی را ندیدهایم که در منطقهای از جهان رخ دهد و تبدیل شود به یک رویداد جهانی، چرا هر رویدادی که در منطقه ظهور رخ میدهد، ایالات متحده و متحدانش آن را به یک رویداد جهانی تبدیل میکنند؟
به طور مثال، آنچه در “باب المندب” رخ میدهد، ایالات متحده آن را به یک رویداد جهانی تبدیل کرده است. چرا رویدادهای منطقه ظهور جهانی میشوند، اما رویدادهایی که شاید شدیدتر و گستردهتر باشند در دیگر مناطق جهان جهانی نمیشوند؟.
چرا حق وِتو (حق رأی ویژه) همیشه در ارتباط با رویدادهای منطقه ظهور مطرح میشود؟ موضوع کاملاً روشن است. رویدادها رخ میدهند، وقایع اتفاق میافتند، برخی روی صحنه و برخی پشت پرده، و آنچه پشتپرده است، بسیار بزرگتر از آن چیزی است که روی صحنه دیده میشود.
همه این نشانه ها و دیگر موارد به ما میگویند که به سوی روزی بزرگ در حرکتیم. این دنیا باردار است و باید زایمان کند.
(7) که نشانه ای آشکار و در عین حال مهم است، بخش بزرگی از نقشه منطقه ظهور در ارتباط با مرحله نشانه های حتمی شکل گرفته است. مرحله نشانه های حتمی نمیتواند در واقعیت تحقق یابد مگر اینکه زمینه مناسب آن کامل شود، و اکنون با چشمان خود میبینیم که نقشه در حال شکلگیری است، و این شکلگیری نه امروز، بلکه از سال 1948 آغاز شده، زمانی که دولت اسرائیل تأسیس شد و پیامدهایی که به دنبال داشت – من نمیخواهم وارد همه جزئیات شوم – تا زمانی که مقدمات تغییر در ایران آغاز شد، در اوایل دهه شصت میلادی، زمانی که انقلاب اسلامی آغاز شد و در سال 1979 میلادی به نقطه اوج رسید، و پیامدهای آن تا امروز ادامه دارد.
همچنین تغییر رژیم بعثی به آن شکل عجیب و غریب، که جز در مسیر حرکت به سوی روز بزرگ نمیتوانست رخ دهد
بعثیهای مروانی رفتند و شیعیان عباسی آمدند (حکومت فعلی عراق) امور کاملاً روشن است، و نمیتوان کسی را منصف دانست اگر در همه این جزئیات دقت کند و به این نتایجی که من بیان می کنم نرسد.
تا فتنه شام و تا آنچه در یمن رخ میدهد و غیره. بخش بزرگی از نقشه منطقه ظهور در ارتباط با مرحله نشانه های حتمی شکل گرفته است.
(8) نشانه ای است که مستقیماً به خودِ ظهور مربوط میشود: ظهور آغاز نخواهد شد مگر اینکه حکومت های منطقه ظهور از هم گسسته شوند. وقتی امام زمان صلوات الله علیه ظهور کند و نخستین بیانیه را بین رکن و مقام در مکه صادر کند، حکومت های منطقه ظهور باید از هم گسسته شده باشند، هیچ حکومتی نباید توان مقابله با امام زمان را داشته باشد. ممکن است با او مقابله کنند، ممکن است با او بجنگند، اما ضعیفاند، وضعیت منطقه ظهور این را تاکید می کند. عراق، یمن، سوریه، لبنان، فلسطین از هم گسسته اند و اردن نیز در آستانه از هم گسستگی است. این روند ادامه خواهد یافت.
ایران نیز درگیر بحران اجتماعی بزرگی شده است. شکاف اجتماعی بزرگی در ایران وجود دارد، میان دینداران و کسانی که دین را رد میکنند، من درباره جنبه سیاسی صحبت نمیکنم، دولت ایران قدرتمند است، بلکه منظورم جنبه اجتماعی است، شکاف اجتماعی آشکاری وجود دارد، و این آغاز از هم گسستگی است.
من درباره از هم گسستگی سیاسی صحبت نمیکنم، روایات به ما میگویند که در زمان ظهور، حکومت در ایران شیعی و دینی خواهد بود، بلکه از هم گسستگی در سطح اجتماعی رخ خواهد داد، و این آغاز آن است.
از هم گسستگی در سراسر منطقه ظهور یا به وضوح دیده می شود یا در آغاز راه است. ریشههای از هم گسستگی در ترکیه، در مصر و در عربستان کاملاً آشکارند. این نشانه آغاز شده و مقدمه های آن پدیدار شدهاند. پس ما نباید انتظار داشته باشیم که ظهور در منطقهای رخ دهد که حکومتهای آن بسیار قدرتمند است. بلکه باید حکومتها ضعیف شده باشند. باید گروههای سیاسی و ملت ها در این منطقه دچار از هم گسستگی شده باشند.
نشانه های دیگری نیز وجود دارد، اما من به مهمترین آنها اشاره کردم. اگر این نشانه ها را کنار هم بگذاریم، درمییابیم که زمینه در حال شکلگیری است تا بستری مناسب برای تحقق نشانه های حتمی فراهم شود. باید این نکته را در نظر داشته باشید که ما احادیث و رویداد ها را بر اساس “قانون آرزوها” بررسی میکنیم. زیرا احادیث اهل بیت بر اساس همین قانون تنظیم شدهاند. هیچکس نمیتواند مفاهیم احادیث را درک کند مگر اینکه “قانون آرزوها” را در نظر بگیرد. همانطور که پیشتر توضیح دادم، در پشتپرده این قانون، مجموعهای از قوانین نهفته است. و این قوانین هستند که بر ما حاکماند، و بر اساس آنها رویدادها رخ می دهند. پس هیچ سخن قطعیای وجود ندارد. بله، این سخن، سخنی است که میتوان به آن اطمینان داشت.
هیچ عاقلی نمیتواند بر اساس این دادهها و مقدماتی که در قسمت گذشته و این قسمت بیان شد، به نتایج قطعی برسد، زیرا دادهها متغیرند. از نظر من، این سخن قابل اطمینان است، بر اساس مقدماتی که در استخراج آن به کار گرفته شدهاند. در اینجا سخن درباره نشانه های ظهور به پایان میرسد.
زیرا همانطور که گفتم در موضوع نشانه ها، نشانه های حتمی و مقدمات ظهور، بهصورت تفصیلی سخن نخواهم گفت زیرا موضوع اصلی این برنامه، خودِ ظهور است.
فردا دیدار میکنیم ان شاء الله، با امید اینکه دلهای مان سرشار از شور خدمت به امام زمان صلوات الله علیه باشد، با حکمتی یمانی و معرفتی زهرایی.
ما زهرایی هستیم، و عشقمان زهرایی است.
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

