بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 2 / عبد الحلیم الغزی
عبد الحلیم الغِزّی :
بازمیگردم به عنوان اول از عناوین این برنامه (پانورامای ظهور مهدوی): “ارهاصات” یعنی نشانه های ظهور.
در آغاز، معنای “ارهاصات” را برایتان روشن میکنم. ارهاص یعنی پایهگذاری یا مقدمه سازی. ترهیص برای بنا یعنی پایهگذاری برای ساختوساز. فرآیند ایجاد پایه برای بنا را ترهیص مینامند. پس ارهاص ممکن است به معنای پایهگذاری باشد یا به معنای مقدمه سازی.
برای مثال، در کشوری که باران کم است، وقتی باران در میانه پاییز آغاز میشود، میتوانیم بگوییم این باران پاییزی ارهاصی (مقدمه ای) است برای باران زمستانی. ارهاص ممکن است بنیانگذاری باشد، ممکن است مقدمه باشد، ممکن است دروازهای باشد. این است معنای ارهاص.
مرحله ارهاصات (نشانه های ظهور) مرحلهای طولانی است، طولانی از دیدگاه ما. ﴿آنان آن را دور میبینند و ما آن را نزدیک﴾. مجموعهای از رویدادها که ممکن است از دیدگاه ما میان هر کدام از آنها، فاصله زمانی زیادی باشد، از دیدگاه امام زمان صلوات الله علیه اینگونه نیست.
در اینجا مجموعهای از نشانه های مهم ظهور را بیان می کنم، که از آغاز قرن بیستم میلادی تحقق یافتهاند. بارها در برنامههای پیشین درباره حرکت تاریخ و سرعت آن با شما سخن گفتهام، و اینکه اگر تاریخ بشر را بررسی کنیم، خواهیم یافت که حرکت تاریخ در قرون گذشته بسیار کند بوده، اما از آغاز قرن بیستم میلادی حرکت تاریخ تغییر کرد و وارد دوره ای شدیم که در فرهنگ اهل بیت از آن به عنوان “دوره نزدیکی” یاد شده است. به دلیل سرعت در حرکت رویدادها و سرعت در همه چیز پیرامون ما، این دوره را “دوره نزدیکی” نامگذاری کردند.
مهمترین نشانه های ظهور که تا کنون تحقق یافته اند را برایتان می خوانم:
(1) دوره سرعت. میتوانیم نقطهای برای آغاز دوره سرعت تعیین کنیم: پس از اختراع خودرو و پیامدهای آن، در آغاز قرن بیستم، وارد دوره سرعت شدیم و این سرعت بهتدریج افزایش یافت تا اینکه به نیمه قرن بیستم رسیدیم، یعنی پس از پایان جنگ جهانی دوم، میتوانید فناوری جنگ جهانی دوم را با فناوری جنگ جهانی اول مقایسه کنید و ببینید که چگونه در جنگ جهانی دوم پیشرفت کرد.
آغاز دوره سرعت در اوایل قرن بیستم بود و این سرعت بهتدریج افزایش یافت؛ در زمینه فناوری، کشاورزی، صنعت، و رویدادهای نظامی و سیاسی. سرعت و شتاب در همه زمینه ها، زندگی انسان را بسیار سریع کرد. اما در نیمه دوم قرن بیستم به جنون سرعت رسیدیم. انسان، دیوانه سرعت شد. سرعت از آغاز قرن بیستم شروع شد و تا نیمه آن افزایش یافت و از نیمه قرن بیستم تا پایان آن، انسان دیوانه سرعت شده بود. پس، از سرعت به جنون سرعت رسیدیم، اما وقتی وارد قرن بیست و یکم شدیم، و اکنون به پایان یک چهارم نخست آن نزدیک شدهایم، وارد وضعیت جدیدی شدیم: سرعت دیوانه وار. اگر انسان در نیمه دوم قرن بیستم دیوانه سرعت بود، اکنون خودِ سرعت دیوانه شده است. جنون انسان در مقابل سرعت دیوانه وار محو شد. و این وضعیت همچنان ادامه دارد و شدت میگیرد.
دوره سرعت، همان دوره نزدیکی است، جهان به هم نزدیک شد و بخشهای دور به هم رسیدند، مردم و ملتها به هم نزدیک شدند، صرف نظر از اینکه این نزدیکی مثبت یا منفی باشد. این نشانه مهمی است که در تاریخ بشر سابقه نداشته. این نشانه به ما میگوید که دنیا تغییر کرده و ما در آستانه اتفاق بزرگی هستیم، و سرعت همچنان بیشتر و بیشتر می شود
(2) در قرن بیستم و تا امروز، بشر همه چیز را تجربه کرد، چه در زمینه حکومتها، فلسفهها، ساختارها و سازمانها، چه سیاسی، چه اجتماعی، چه دینی و غیره. همه چیز را تجربه کردیم، همه خوراکها، همه نوشیدنیها. هیچ دوره ای در تاریخ بشر مانند این دوره پر از تجربه نبوده است، تا جایی که بشریت به حالت بیتفاوتی رسیده است.
ما اینجا در کشورهای غربی زندگی میکنیم، و من شخصاً آنچه در جهان غرب میگذرد را بهطور کلی دنبال میکنم. ملتهای غربی اعتمادشان را به حکومتها از دست دادهاند. چرا؟ چون تجربه کردهاند.
ملتهای غربی اعتمادشان را به رسانه از دست دادهاند. رسانه در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی برای غربیها مقدس بود. امروز رسانه نهادی غیر قابل اعتماد شده است. ملتهای غربی اعتماد کاملی که روزی به حکومتهایشان داشتند را از دست دادهاند. ملتهای غربی اعتمادشان را به حکومتها، رسانهها و سیستم زندگی از دست دادهاند. و این همان چیزی است که ترامپ در ریاست جمهوری پیشین و در کمپین انتخاباتی کنونیاش بر آن تأکید میکند.
ملتهای غربی اعتمادشان را به حکومتها، رسانهها و سیستم زندگی از دست دادهاند، و این باعث شده اعتمادشان به خودشان را نیز از دست بدهند و بنابراین بیتفاوت شدهاند. رویدادهای زیادی در کشورهای غربی رخ میدهد که اگر در دهههای ۶۰، ۷۰ یا حتی ۸۰ میلادی رخ میداد، جهان غرب زیر و رو می شد. اما اکنون رویدادها رخ میدهند اما مردم اهمیتی نمیدهند، چون اعتمادشان را به حکومت، رسانه و سیستم جهانی از دست دادهاند و این باعث شده اعتمادشان به خودشان را نیز از دست بدهند و وارد حالت بیتفاوتی شوند.
این مثالی است از آنچه لحظاتی پیش گفتم، اینکه بشریت همه چیز را آزموده است. و این در قرون گذشته پیش از قرن بیستم میلادی رخ نداده بود. و آنچه نقش بزرگی در این تجربهها ایفا کرد، همین نزدیکی جهان بود که باعث شناخت نتایج تجربهها شد. پس دوره سرعت، که همان دوره نزدیکی و همان دوره تجربههاست، زمانی است که بشریت همه چیز را آزمود و به مرزهایی رسید که ناامیدی در آن نفوذ کرده است
(3) سلطه و نفوذ منطق “حق با قدرتمند”. “حقِ با قدرتمند” در برابر “قدرت با حق”. منطقی که بر پایه “قدرت با حق” است به فراموشی سپرده شده. منطقی که اکنون بر جهان حاکم است، منطقی است که بر پایه “حق با قدرتمند” بنا شده است یعنی حق با قدرتمندان است و این باعث شده معیارها از بین بروند. بنابراین، کشورها و گروههای ضعیف وقتی قدرتمندان را نقد میکنند، میگویند که آنان با دو معیار قضاوت میکنند (یک بام و دو هوا). معیارها ارزش خود را از دست داده اند، و این در همه زمینهها رخ میدهد، نظامی، سیاسی، اقتصادی، رسانهای و اجتماعی.
هیمنه ای به این شکل، پیشتر در تاریخ بشر سابقه نداشته. چرا؟ چون بشر تا این حد به هم نزدیک نبوده است. در گذشته ملتها پراکنده بودند، قبایلی در گوشه و کنار جهان زندگی میکردند که هیچکس در دیگر نقاط جهان از آنها خبر نداشت. پس نشانه سوم، سلطه منطق حق با قدرتمند است. حق همیشه با قدرتمندان است، و ضعیفان باید سر خم کنند.
(4) سلطه کامل و گسترده رسانه. رسانه اشکال بسیار متنوعی دارد. من نمیخواهم وارد جزئیات شوم چون ورود به جزئیات نیازمند چندین قسمت خواهد بود. سلطه کامل و گسترده رسانه بر ذهن بشر، بهگونهای بیسابقه چیزی مانند رسانه هایی که امروز وجود دارد، در تاریخ بشر وجود نداشته است. این روند از آغاز قرن بیستم شروع شد و به تدریج پیش رفت تا اینکه به امپراتوری رسانهای جهانی رسیدیم، امپراتوریای ترسناک و هولناک.
این نشانه ها با یکدیگر مرتبط اند، از دوره سرعت تا دوره تجربههای عظیم بشری تا سلطه منطق حق با قدرتمند، تا سلطه کامل و گسترده رسانه بر ذهن بشر بهگونهای بیسابقه.
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

