ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi
www.instagram.com/alghezzi_farsi
عبد الحلیم الغِزّی :
یا زهراء
از سؤالهای زائران زیارت اربعین 1448هـ ق، 2026م
سؤال دوم: سؤالی از نجف، سؤال کنندهای از نجف میگوید: من نجفی هستم، پدرانم و اجدادم و اجدادِ اجدادم، همگی نجفیاند، ما میدانیم در فضای حوزه نجف چه میگذرد. نمیخواهم وارد جزئیات نامهاش شوم، تلاش میکنم پاسخ را کوتاه کنم.
او میگوید: وقت ندارم برنامههای طولانی که از شبکه “القمر” پخش میشود دنبال کنم، من به همه آنچه در این شبکه مطرح میشود معتقدم، اما برنامهها بسیار طولانیاند، و بسیاری از سخنان تخصصی برایم سودی ندارد.
سؤال من درباره دلیلی کوتاه و مختصر برای خودم و خانوادهام است، نمیخواهم با دیگران بحث کنم. من دلیلی کوتاه و سریع برای خودم و خانوادهام میخواهم بر انحراف “مذهب طوسی”.
برای کسانی که نمی دانند “مذهب طوسی” مذهب مراجع نجف و کربلاست، و مذهبی است که محمد بن الحسن الطوسی در سال 448 هـ ق آن را تأسیس کرد.
شیعیانی که میگویند ما بر مذهب اهل بیت هستیم؛ اهل بیت صلوات الله علیهم هیچ مذهبی ندارند، سخنم درباره مذاهب اصطلاحی است وگرنه معنی واژه مذهب، راه است، و هنگامی که از مذاهب سخن میگویند، معنای واژگانی را قصد نمیکنند، بلکه مقصودشان معنای اصطلاحی آن است.
اهل بیت مذهبی ندارند، خدا یک دین دارد، و این دین واحد، فقط دین اهل بیت است. اما مذاهب، اینها دینهای مردماند که خود ساختهاند، ما کاری به آنان نداریم.
طوسی در یک خانواده و محله شیعه متولد شد اما بر فرهنگ شافعی بزرگ شد، او در عقل و قلب و وجدانش شافعی بود، سپس از شاگردان “شیخ مفید” و “سید مرتضی” شد. داستان طولانی است، نمیخواهم وارد جزئیات آن بشوم. میتوانید به برنامههای مختص این موضوع مراجعه کنید.
سؤال کننده نجفی عزیز درباره دلیلی کوتاه و مختصر بر انحراف مذهب طوسی میپرسد. بهطور سریع، چند نکته کوتاه برایت میگویم، ای برادر عزیز:
نکته اول: «فاطمه صلوات الله علیها خدا به رضای او راضی میشود و به غضب او غضب میکند» این یکی از بدیهیّاتی است که هم تو میدانی و هم من میدانم. نمیخواهم زیاد درباره اش صحبت کنم.
نکته دوم: فاطمه مظلوم شد، فاطمه کشته شد، فاطمه شکنجه شد و… واین را من میدانم و تو میدانی، کاری به گفتههای مراجع نجف و کربلا نداریم.
نکته سوم: من میدانم و تو میدانی که فاطمه وصیت کرد که این امت ملعون بر او نماز نخواند، منظور صحابه است. وصیتش این بود که صحابه بر او نماز نخوانند، جز گروه فاطمی زهرایی یعنی سلمان محمدی و یارانش، آنان فقط هفت نفر بودند که در تشییع فاطمه حاضر شدند و بر او نماز خواندند و همراه امیر المؤمنین در دفن او شرکت کردند.
فاطمه حکم به ارتداد این امت داد، و از روشنترین مصداقهای آن، جواب سلام ندادن او به ابوبکر و عمر است هنگامی که بر او سلام کردند. این موضوع در کتابهای شیعه و سنی ذکر شده.
فاطمه بانوی معصوم، ممکن نیست از جواب سلام به این دو مرد خودداری کند مگر اینکه معتقد باشد آن دو مسلمان نیستند، موضوع بسیار روشن است.
مقصود فاطمه از همه اینها چه بود؟ فاطمه میخواهد بگوید که از این امت بیزار است، از خط مشی و دین این امت یعنی دینِ ارتداد از بیعت غدیر، بیزار است. این مفاهیم از بدیهیّات فرهنگ اهل بیت هستند. گمان میکنم ای برادر عزیز، این امور برایت روشن است.
نکته چهارم: اگر در “مذهب طوسی” دقت کنیم، چه مییابیم؟ بهویژه، موضع مذهب طوسی نسبت به حضرت زهرا از زمان تأسیس این مذهب در سال 448 هـ ق تا امروز، چیست؟ من این موضوع را مفصل توضیح دادهام و نمیخواهم اینجا تفصیل دهم.
کسانی که میخواهند نام مراجع، عنوان کتابهایشان، متن سخنانشان و اسنادی را که در برنامههای ویژه این موضوع ارائه کردهام ببینند، میتوانند به برنامههای شبکه “القمر” مراجعه کنند، چه در تلویزیون چه در اینترنت.
اما بهطور کلی میگویم:
(1) گروهی از مراجع مذهب طوسی در آنچه بر سر فاطمه آمد، آنچه در احادیث و روایات آمده، شک می اندازند. بعضی ها در آنچه بر سر حضرت زهرا آمد، شک می اندازند.
(2) و بعضی ها تا جایی که می توانند مظلومیت او را کوچک و کماهمیت جلوه میدهند، و اگر برایشان ممکن بود، همه چیز را انکار میکردند، اما تلاشی شیطانی میکنند برای تضعیف کردن و کمارزش جلوه دادن هر آنچه درباره مظلومیت حضرت زهرا ذکر شده.
(3) و بعضی ها مجرمانی را که او را کشتند تبرئه میکنند و آنان را غیر ناصبی می خوانند، و میگویند آنان اهل بیت را دوست داشتند.
(4) و بعضی ها اصل موضوع را انکار میکنند، بلکه ادعا میکنند صحابه، فاطمه را دوست داشتند و او را گرامی میداشتند.
(5) و بعضی ها در مقامات و شئون غیبی او و در ولایت تکوینی و ولایت تشریعی او شک می اندازند.
(6) و بعضی ها امامت او را انکار میکنند و…
(7) و بعضی ها از شأن او کم می کنند.
همه اینها بر اساس خط مشی اجتهادیای است که طوسی برای آنان بنا نهاد، اینها بر اساس علم رجال ناصبی و علم اصول ناصبی است، با تمسک جستن به “روش سنَدی” و با استناد به اعتقادات علم کلامِ ناصبی.
حتی کسانی که مظلومیت او را میپذیرند، امامت او را رد میکنند، و هیچ ترتیب اثری بر پذیرش مظلومیت او از جهت اعتقاد به کفر دشمنانش و نجاست آنان و کفر پیروانشان نمی دهند.
همه اینها تعارض دارد با برنامه و خط مشی فاطمه، با آنچه فاطمه صلوات الله علیها برنامه ریزی کرد؛ از عدم نماز این امت بر او و عدم حضور آن در تشییع او گرفته تا دستور او به پنهان کردن قبرش.
این دو آیه را کنار هم بگذارید: ﴿و دین اسلام را برایتان پسندیدم﴾ این آیه 3 پس از بسم الله از سوره مائده است، و آنچه در آیه 5 پس از بسم الله در سوره بیّنه آمده: ﴿و آن دین قیّمه است﴾ در احادیث اهل بیت، دین قیّمه همان دین فاطمه و دین قائم است.
مذهب طوسی در جهت مخالف آنچه فاطمه میخواهد حرکت میکند، در جهت مخالف خط مشی فاطمه. و این روشنترین دلیل بر گمراهی این مذهب و دوری آن از فاطمه و آل فاطمه صلوات الله علیهم اجمعین است.
از شما درخواست دعا و زیارت دارم.

