بحث مخصّص



مهمترین مطالب این قسمت :
– تصویری کلی از فضایی که در آن نشانه‌های عمومی، نشانه‌های حتمی و مقدمات ظهور رخ خواهند داد:
(1) برتری دوم اسرائیل (2) تبدیل شدن قم به سرچمه علم ومعرفت اهل بیت (3) سقوط رژیم بعثی و زیارت میلیونی اربعین (4) فتنه شام که به خروج سفیانی منجر می شود (5) اختلاف فراگیر وافسردگی جهانی (6) سردرگمی شیعیان به خاطر پیروی از مراجع نجف

در تاریخ 29/اسفند/1402 – 19/3/2024م – 8/ماه رمضان/1445هـ
از شبکه ماهواره ای “القمر” به صورت زنده پخش شد

———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

www.instagram.com/alghezzi_farsi

www.t.me/alghezzi_farsi

متن این قسمت :

یا زهـــرا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر قائم آل محمد
سلام بر منتظران راستین او که دارای شناخت صادق و وفای به عهدند
سلام بر همه شما
پانورامای ظهور مهدوی، قسمت پنجم


برنامه طلایی
این برنامه‌ی دهکده ظاهر و امن است که بر اساس مكتب یمانی می باشد.

  • برگرفته از آیه 18 سوره سبأ ﴿ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ﴾ –
    خلاصه طلائی: امام خود را بشناس، و او را به دیگران بشناسان
    شناخت طلایی: امام تو دین تو، و دین تو امام توست
    عبادت طلایی: مثل یک سرباز آزاده در خدمت امام زمانت باش
    برائت طلائی: طلاق بده مکتب دارندگان عمامه‌های بزرگ ابلیسی در نجف وکربلا، طلاقی بائن بدون بازگشت، اگر برای امام خود ارادت داشتی.


در قسمت‌های گذشته درباره مرحله‌ نشانه‌های عمومی، و مرحله‌ نشانه‌های حتمی، و مرحله‌ مقدمه‌ی ظهور به صورت اجمالی سخن گفتم، نه به این دلیل که می‌خواهم از اهمیت این موضوعات بکاهم، این موضوعات بسیار مهم و ضروری هستند برای کسی که می‌خواهد امام زمانش را بشناسد.
این موضوعات بخش مهمی از شئون امام زمان ما، قائم آل محمد صلوات الله علیه هستند، و من درباره‌ این موضوعات بسیار سخن گفته‌ام و آنها را تکرار کرده‌ام، گاهی با تفصیل و شرح گسترده و گاهی به اختصار، در برنامه‌های پیشینم در شبکه “القمر” و همچنین در دسترس هستند بر روی پلتفرم‌های الکترونیکی ما در اینترنت.
درباره این موضوعات به‌صورت اجمالی صحبت کردم زیرا این عناوین در حاشیه‌ پانورامایی که در این برنامه ارائه می‌کنم، قرار دارند. مرکز این پانوراما: خود ظهور مهدوی است. این عناوین هرچند مهم هستند، اما در حاشیه پانوراما قرار دارند.
پانورامایی که در این برنامه ارائه می‌دهم بر موضوعی بسیار عمیق تمرکز دارد، و آن ظهور امام زمان ما صلوات الله علیه است، همان‌گونه که آیات قرآن برایمان بیان کرده‌اند، البته با تفسیر اهل بیت و همان‌گونه که روایات و احادیث‌شان برایمان گفته‌اند، البته بر اساس فهم ایشان صلوات الله علیهم اجمعین.
در این قسمت، یک نقشه به صورت اجمالی در اختیار شما قرار خواهم داد تا موضوع کامل شود، و برای اینکه این پانوراما شامل همه‌ی داده‌هایی باشد که به مرکز و اصل موضوع آن مربوط می‌شود، تصویری کلی در اختیار شما قرار خواهم داد از فضای منطقه‌ی ظهور یا سایر نقاط که در آن نشانه‌های عمومی رخ خواهد داد و همچمین نشانه‌های حتمی و مقدمات ظهور در فضای آن اتفاق خواهد افتاد.
موضوعاتی که درباره‌شان سخن خواهم گفت، به صورت اجمالی خواهد بود و از آیات و روایات فقط آنچه مربوط به موضوع است خواهم خواند، بدون ورود به جزئیات و اگر کسی بخواهد به جزئیات آگاه شود، من پیش‌تر در برنامه‌های گوناگون درباره‌ی این موضوعات سخن گفته‌ام.
پس قسمت امروز ما نقشه‌ای اجمالی است از فضایی که در آن نشانه‌های عمومی و نشانه‌های حتمی و مقدمات ظهور رخ خواهند داد.
مثال‌هایی سریع از اینجا و آنجا، میان آیات و احادیث.
1- برتری دوم اسرائیل: در سوره اسراء، آیه 4 بعد از بسم‌ الله: ﴿و ما در کتاب مقدّر کردیم که بنی اسرائیل دو بار در زمین فساد خواهند کرد، و قطعا به برتری بزرگی خواهند رسید﴾ بقیه آیات را نمی خوانم چون نمی‌خواهم درباره آنها صحبت کنم.
این‌ها اشاره‌هایی سریع هستند ﴿و ما در کتاب مقدّر کردیم که بنی اسرائیل دو بار در زمین فساد خواهند کرد﴾ آیه‌ای که از ابتدا تا انتها پر از تأکید است، این امر باید تحقق یابد ﴿و ما در کتاب مقدّر کردیم﴾ این تقدیری الهی است.
آیا تقدیر الهی به تأخیر می‌افتد؟ این تقدیر در کتاب تکوین است، اگر در کتاب‌های تدوینی اسرائیلی (تورات) چیزی درباره این موضوع وجود داشته باشد، این تنها بازتابی است از آنچه در کتاب تکوین تقدیر شده.
آیه درباره کتاب تکوین سخن می‌گوید ﴿و ما در کتاب مقدّر کردیم که بنی اسرائیل﴾ تقدیری است که در کتاب تکوین نوشته شده است ﴿و ما در کتاب مقدّر کردیم که بنی اسرائیل دو بار در زمین فساد خواهند کرد﴾ “لتفسدنّ” لام تأکید که در ابتدای فعل، و نون تأکید تشدید دار در انتهای فعل آمده، فعل مضارع “لتفسدن” فعلی است استمرار‌ی برای آنچه در آینده خواهد آمد، الآن شروع می شود و تا آینده ادامه می‌یابد.
فعل مضارع در زبان عربی فعل حال و آینده است، الآن شروع می شود و تا آینده ادامه می‌یابد، رخداد فساد با لام تأکید آغاز شده و با نون تأکید تشدید دار پایان یافته، نون تأکید تشدید دار، عبارت است از دو تأکید. نون تأکید بدون تشدید یک تأکید است، اما نون تأکید تشدید دار دو تأکید است.
این تقدیری الهی و کتابی تکوینی است که این تقدیر در آن نوشته شده. رخدادی با یک تأکید آغاز شده و با دو تأکید پایان یافته.
با دو تأکید پایان یافته برای تأکید بیشتر و بیشتر بر وقوع آن. ﴿و ما در کتاب مقدّر کردیم که بنی اسرائیل دو بار در زمین فساد خواهند کرد﴾ و دیگر چه؟ سوره اسراء چه می‌گوید؟ ﴿و قطعا به برتری بزرگی خواهند رسید﴾ “لتعلنّ” اینجا نیز لام تأکید و همچنین نون تأکید تشدید دار آمده اند، این تأکیدی عجیب است. این برتری، تأکیدی معنوی برای فساد است.
آیه می‌توانست بگوید ﴿دو بار در زمین فساد خواهند کرد﴾ و سخن پایان یابد، اما آیه می‌خواهد تأکید لفظی کند با تکرار لام تأکید و نون تأکید تشدید دار، و می‌خواهد تأکید معنوی کند که فساد به شدیدترین درجه اش خواهد رسید ﴿و قطعا به برتری بزرگی خواهند رسید﴾ “علواً” مفعول مطلق از همان ریشه فعل برای تأکید بر فعل است، وقتی مفعول مطلق از همان ریشه فعل می‌آید، برای تأکید بر رخداد فعل است، یعنی فساد به شدیدترین درجه ممکن خواهد رسید.
و دیگر چه؟ “علواً کبیراً” و این یک صفت است، که تأکید معنوی می‌کند بر آنچه در مفعول مطلق آمده. آیه از اولین حرف تا آخرین حرفش تأکید پشت تأکید است. تأکید در این آیه عجیب است ﴿و ما در کتاب مقدّر کردیم که بنی اسرائیل دو بار در زمین فساد خواهند کرد، و قطعا به برتری بزرگی خواهند رسید﴾.
نمی‌خواهم درباره بقیه آیات صحبت کنم. این‌ها اشاره‌هایی کوتاه و سریع بودند. برتری اول اسرائیل گذشت، و ما اکنون شاهد روزهای برتری دوم آن هستیم. در روزگار ما روشن شده که جهان در یک طرف است و اسرائیل در طرف دیگر. همه رویدادها به این اشاره دارند.
اسرائیل به چیزی اهمیت نمی‌دهد و به هیچ قانون بین المللی ای پایبند نیست، همچنان برتر و برتر خواهد شد، کسی جز امام زمان صلوات الله علیه به برتری آن خاتمه نخواهد داد.
ممکن است کسی بپرسد: چه کسی می گوید که اسرائیل در حال برتری دوم است؟ شاید هنوز در برتری اول باشد، چون آیه درباره دو برتری سخن گفته: ﴿و ما در کتاب مقدّر کردیم که بنی اسرائیل دو بار در زمین فساد خواهند کرد﴾ چه کسی گفته که اسرائیل در برتری دوم است؟ قرآن این را می‌گوید، نه من.
در سوره اسراء، در آیه 104 بعد از بسم‌ الله: ﴿و گفتیم پس از او (پس از به هلاکت رسیدن فرعون) به بنی‌اسرائیل: در زمین ساکن شوید، و چون وعده دوم فرا رسد شما را از همه جا گرد می‌آوریم﴾ این رخداد در تاریخ بنی‌اسرائیل رخ نداده بود، تا اینکه در آغاز قرن بیستم میلادی رخ داد، زمانی که دولت اسرائیل در سال 1948 میلادی تأسیس شد.
اگر به آیات ابتدایی سوره اسراء بازگردیم، در آیه 5 بعد از بسم ‌الله: ﴿پس اگر وعده اول شان فرا رسد﴾ این برتری اول است.
در آیه 7 بعد از بسم‌ الله: ﴿پس اگر وعده آخر فرا رسد﴾ سوره نگفت وعده دوم، بلکه گفت وعده آخر، عنوانی خاص قرار داد، همان عنوانی که در آیه 104 بعد از بسم ‌الله آمده: ﴿و گفتیم پس از او (پس از به هلاکت رسیدن فرعون) به بنی‌اسرائیل: در زمین ساکن شوید﴾ پس از این سکونت، سال‌ها گذشت و فساد اول رخ داد.
فساد دوم در آغاز سوره اسراء با عنوان “بار آخر” بیان شد و اینجا نیز دوباره تکرار شده: ﴿پس اگر وعده آخر فرا رسد شما را از همه جا گرد می‌آوریم﴾.
﴿شما را از همه جا گرد می‌آوریم﴾ یعنی از مکان‌های مختلف، از کشورهای گوناگون، این توصیفی دقیق از چگونگی تجمع یهودیان در فلسطین در نیمه اول قرن بیستم است ﴿و چون وعده آخر فرا رسد شما را از همه جا گرد می‌آوریم﴾ شما را از هر مکان گرد می آوردیم.
برنامه‌ای که جلوی چشمان ما در حال تحقق است، اما ما آن را حس نمی‌کنیم. حقایق بسیار روشن‌اند، اما مردم می‌خواهند رویدادها با سرعت پیش بروند، در حقیقت رویدادها با سرعت پیش می‌روند، اما بر اساس قانون “نگاه نسبی”، ﴿آن‌ها آن (ظهور) را دور می‌بینند و ما آن را نزدیک﴾.
بر اساس نگاه مهدوی، رویدادها با سرعت پیش می‌روند، اما ما نگاهی زمینی داریم. نگاه نوری، نگاه غیبی به اشیاء، همان نگاه مهدوی است ﴿آن‌ها آن را دور می‌بینند﴾ یعنی من و شما و امثال ما که نگاه‌مان زمینی است، اما امام زمان ﴿آن را نزدیک می‌بیند﴾.
قرآن تصویری روشن برای ما ترسیم می‌کند. قرآن درباره این واقعه به شکلی بسیار روشن با ما سخن می‌گوید، این برتری اسرائیل در فلسطین است و فلسطین بخشی از شام بزرگ است.
2- جایگزینی نجف با قم: در ایران، شهری به نام “قم” وجود دارد. از جلد 57 “بحار الأنوار” نوشته علامه مجلسی می‌خوانم، از چاپ دار احیاء التراث العربی، صفحه 213، حدیث 23:
«کوفه از مؤمنان خالی خواهد شد» این روایت در اصل به زبان عربی بود ولی به فارسی ترجمه شده است، درباره این موضوع قبلا صحبت کردم.
امام صادق صلوات الله علیه می‌فرمایند: «کوفه از مؤمنان خالی خواهد شد» در اینجا واژه‌ی «یأزر» آمده که بی‌معناست.
«یأزر» از «إزار» است، چه ارتباطی میان علم و «لُنگ» وجود دارد؟ صحیح‌اش «یأرز» است نه «یأزر»، «یأرز» یعنی جمع می‌شود مثل مار در حالت خواب زمستانی جمع می‌شود.
امام صادق می فرماید: «کوفه از مؤمنان خالی و علم در آنجا کم رنگ خواهد شد، همان‌گونه که مار در لانه‌اش جمع می شود، سپس علم در شهری به نام قم ظاهر می‌شود» قانون جایگزینی.
اگر به کتاب‌های سنی رجوع کنیم، تعداد زیادی از روایات را خواهیم یافت که به ما می‌گویند خداوند عرب‌ها را با عجم‌ها (غیر عرب) جایگزین خواهد کرد، به خصوص با ایرانی‌ها، و این روایات در کتاب‌های سنی بسیار زیادند.
نمی‌خواهم اکنون وارد این موضوع شوم، اما کسی که می‌خواهد این موضوع را پیگیری کند، کتاب‌های حدیث و تفسیرِ سقیفه بنی ساعده پر از روایات و احادیثی است که از پیامبر نقل شده‌اند، طبق سندهای خودشان که تاکید می‌کنند خداوند عرب‌ها را با عجم‌ها جایگزین خواهد کرد، و دینش و اولیائش را در میان ایرانی ها قرار خواهد داد.
این حرف من نیست، بلکه این احادیث به وفور در کتاب‌های سنی وجود دارد، اگر فرصت برای سخن گفتن درباره‌ی این موضوع بود، منابع را می‌آوردم و متن‌های فراوانی از کتاب‌هایشان برایتان می‌خواندم. این روایت درباره‌ی جایگزینی نجف با قم سخن می‌گوید.
من درباره‌ی نجفِ علی سخن نمی‌گویم، بلکه درباره‌ی نجفِ شیعیان علی سخن می‌گویم، وگرنه درست نیست که درباره‌ی نجفِ علی گفته شود که قانون جایگزینی بر آن جاری خواهد شد، علی بالاتر از قوانین است.
من از نجف از جهت علوی سخن نمی‌گویم، بلکه از نجف از جهت شیعی سخن می‌گویم، در آنجا جایگزینی رخ خواهد داد. این سخنِ صادق صلوات الله علیه است «کوفه از مؤمنان خالی خواهد شد و علم در آنجا کم رنگ خواهد شد، همان‌گونه که مار در لانه‌اش جمع می شود، سپس علم در شهری به نام قم ظاهر می‌شود».
البته صحبت از علم اصول فقه و علم کلام و این چرندیات نیست، چرا که این علوم در نجف کم رنگ نشده‌اند. سخن درباره علم و معرفت اهل بیت است وگرنه چرندیات طوسی‌ها هنوز در نجف وجود دارد و به هیچ وجه کم رنگ نشده است، از زمان تأسیس این حوزه طوسی شوم در سال 448 هجری.
شاید حوزه به شهر دیگری منتقل شود، ولی دنباله همان حوزه طوسی است. اما این به این معنا نیست که نجف کاملاً از چرندیات طوسی خالی شود. وقتی حوزه در گذشته به شهر حله، یا به کربلا، یا به سامرا منتقل شد، علما و آخوندهایی در نجف باقی می ماندند و همان خط مشی را ادامه می دادند.
سخن از علم اهل بیت است. در قسمت‌های آینده، روایاتی خواهیم داشت که بیان می‌کنند علم اهل بیت هیچگاه به طور کامل از بین نرفته است، ممکن است در برهه ای از زمان محدود شده باشد اما هرگز علم اهل بیت در زمان غیبت از بین نرفته، وگرنه قانون امامت نقض می شد.
برایتان آیات و احادیثی خواهم خواند که تاکید می کنند علم اهل بیت هرگز قطع نشده است، نه در زمان غیبت صغری و نه در زمان غیبت کبری و هرگز قطع نخواهد شد. این سخن من نیست، بلکه احادیث و روایات شان چنین می‌گویند، و ان‌ شاء الله آن‌ها را در قسمت‌های آینده برایتان ارائه خواهم داد.
پس این علمی که امام صادق درباره‌اش سخن می‌گوید، نه آن چرندیاتی است که در نجف و کربلا وجود دارد، و نه آن هایی که در حوزه طوسی در شهر قم است، این علم اهل بیت است، همان مکتب قمی است که پیشگامان آن: زکریا بن آدم، سعد اشعری قمی، ابراهیم بن هاشم قمی و فرزندش علی، کلینی و امثال آنان تا به امروز.
این همان علمی است که امام صادق صلوات الله علیه درباره‌اش سخن می‌گوید نه آن چرندیات طوسی که در نجف همیشه بوده و هست.
3- خط مشی قمی: روایت روشن است که علم به‌طور کامل جمع خواهد شد و به قم منتقل خواهد شد، و وقتی از قم سخن می‌گویم، منظورم حوزه طوسی نیست که شاخه ای کوچک از حوزه نجف است «کوفه از مؤمنان خالی خواهد شد و علم در آنجا کم رنگ خواهد شد، همان‌گونه که مار در لانه‌اش جمع می شود، سپس علم در شهری به نام قم ظاهر می‌شود و تبدیل به سرچشمه علم و فضل خواهد شد» من از بحار الأنوار می‌خوانم. مؤلف آن در سال 1111 درگذشته است، و این احادیث در نسخه‌های خطی بحار الانوار وجود دارد و مجلسی آن‌ها را از کتاب تاریخ قم نقل کرده است. مؤلف آن کتاب هم دوره شیخ صدوق بوده است.
شیخ صدوق در سال 381 هجری درگذشته است. مؤلف کتاب تاریخ قم ابتدا آن را به زبان عربی نوشته بود، اما نسخه عربی اکنون در دسترس ما نیست، نسخه موجود ترجمه فارسی آن است. این‌ها از احادیث کتاب‌های قدیمی ما هستند و هیچ ارتباطی با سیاست، انقلاب، حکومت یا جمهوری اسلامی ایران ندارند.
«کوفه از مؤمنان خالی خواهد شد و علم در آنجا کم رنگ خواهد شد، همان‌گونه که مار در لانه‌اش جمع می شود، سپس علم در شهری به نام قم ظاهر می‌شود و تبدیل به سرچشمه علم و فضل خواهد شد» بر اساس معیارهای اهل بیت، نه بر اساس معیارهای حوزه طوسی کثیف «و تبدیل به سرچشمه علم و فضل خواهد شد تا اینکه هیچ مستضعفی در دین در زمین باقی نماند» سخن درباره شیعیان است نه درباره مسیحی ها و نه درباره هندوها. هیچ شیعه‌ای باقی نمی‌ماند مگر اینکه حقایق به او برسد. این امر چگونه ممکن خواهد بود؟
این امر در زمانی مثل زمان ما که شبکه های ماهواره‌ای و اینترنت در دسترس همه است، امکان پذیر است. این‌گونه حقایق به مردم می‌رسند «تا اینکه هیچ مستضعفی در دین باقی نماند» مستضعف در دین، اصطلاحی دینی، شرعی و اعتقادی است یعنی کسی که دین اهل بیت را پیدا نمی کند، چون نمی‌تواند حق را از باطل تشخیص دهد.
این یعنی وسایل اطلاع رسانی در آن زمان برای همه فراهم خواهد بود، و از طریق این وسایل، حقایق دین به شیوه‌ای روشن و با ادله و اسناد قطعی بیان می شوند و همه می‌توانند به آن‌ها به آسانی دسترسی داشته باشند.
«سپس علم در شهری به نام قم ظاهر می‌شود، و تبدیل به سرچشمه علم و فضل خواهد شد تا اینکه هیچ مستضعفی در دین باقی نماند، حتی زنان محجوب در خانه هایشان، و این هنگام نزدیک شدن ظهور قائم مان خواهد بود» چه بشارتی! چه شادی‌ای! ما اكنون شاهد آن هستیم. ای کاش چنین باشد، همان‌گونه که من حدیث را می‌فهمم، و همان‌گونه که من و دیگر منتظران آرزو داریم.
«سپس علم در شهری به نام قم ظاهر می‌شود و تبدیل به سرچشمه علم و فضل خواهد شد تا اینکه هیچ مستضعفی در دین باقی نماند حتی زنان محجوب در خانه هایشان» چگونه دین حقیقی به زنان محجوب در خانه می‌رسد؟ این زنان در خانه‌هایشان و در اتاق‌های مخصوص‌شان هستند، مگر از طریق شبکه های ماهواره‌ای و اینترنت.
«تا هیچ مستضعفی در دین در زمین باقی نماند، حتی زنان محجوب در خانه هایشان. و این هنگام نزدیک شدن ظهور قائم مان خواهد بود، پس خداوند قم و مردم آن را در جایگاه حجت قرار می‌دهد – سخن درباره خط مشی قمی است، درباره خط مشی اهل بیت – و اگر چنین نبود زمین با مردم فرو (در گمراهی) می‌رفت و هیچ حجتی در زمین باقی نمی‌ماند. پس علم از آنجا به سایر کشورها در شرق و غرب جاری می‌شود» از طریق وسایل ارتباط جمعی.
چگونه علم از قم به سایر کشورها در شرق و غرب جاری می‌شود؟
آیا از طریق کتاب ها؟ یا از طریق افراد؟ باید وسایلی وجود داشته باشد که علم را به همه جا برساند. این وسایل شبکه های ماهوراه ای و اینترنت هستند «پس علم از قم به سایر کشورها در شرق و غرب جاری می‌شود و حجت خدا بر خلق تمام می شود تا اینکه هیچ‌کس (شیعیان) در زمین باقی نماند که دین و علم به او نرسیده باشد. سپس قائم ظهور می کند و سبب خشم و غضب خدا بر بندگان می‌شود، زیرا خداوند از بندگان انتقام نمی‌گیرد مگر پس از انکار حجت او» نمی‌خواهم وارد همه جزئیات شوم، اما تصویر روشن است.
امامان درباره معنای قم چنین سخن گفتند: چرا این شهر قم نامیده شد؟ «زیرا مردم آن با قائم آل محمد گرد می‌آیند».
این حدیث امام صادق صلوات الله علیه است «زیرا مردم آن با قائم آل محمد صلوات الله علیه گرد می‌آیند و با او قیام می‌کنند».
چه می‌خوانیم در “غیبت” نعمانی، متوفی در سال 360 هجری، چاپ انوار الهدی، قم مقدس، صفحه 281، حدیث 50، “روایت مشرقی‌ها” امام صادق در صفحه 216، حدیث 38، می فرماید که این شهر، قم نامیده شد «زیرا مردم آن دور امام زمان گرد می‌آیند، با او قیام می‌کنند و او را یاری می‌دهند».
حال حدیث مشرقی‌ها چه می‌گوید؟ این روایت ابوخالد کابلی از امام باقر است: «گویی مردمی را می‌بینم که در شرق (یعنی ایران) قیام کرده اند، و حق را طلب می‌کنند اما به آنان داده نمی‌شود، سپس دوباره طلب می‌کنند و باز به آنها داده نمی‌شود، پس وقتی این را می‌بینند شمشیرهایشان را بر شانه‌هایشان می‌گذارند، پس آنچه خواسته‌اند به آنان داده می‌شود اما نمی‌پذیرند، تا اینکه قیام کنند».
«زیرا مردم آن دور امام زمان گرد می‌آیند و با او قیام می‌کنند» هم پیش از ظهور برای آمادگی و زمینه‌سازی قیام می‌کنند، هم با او قیام می‌کنند وقتی ظهور رخ دهد.
«اما نمی‌پذیرند، تا اینکه قیام کنند و زمام امور را جز به امام زمان نمی‌سپارند، کشته‌هایشان شهیدند».
«مردم قم دور امام زمان گرد می‌آیند، با او قیام می‌کنند، و او را یاری می‌کنند».
حدیث 43، صفحه 217، از معصومین علیهم ‌السلام روایت شده است: «اگر قمی‌ها نبودند، دین از بین می‌رفت».
صفحه 218، حدیث 48، حدیثی طولانی است، به بخش مورد نیاز آن اشاره می کنم، امام صادق می‎‌فرماید که اهل قم آمرزیده‌اند. پس مردی از اصحاب امام برخاست و گفت: ای فرزند رسول خدا، آیا این فقط مخصوص اهل قم است؟ فرمود: «آری، و هر کس از خط مشی شان پیروی کند».
سخن درباره موقعیت مکانی نیست، سخن درباره مردم قم و خط مشی قمی است، و هر کس که از این خط مشی پیروی کند. سخن درباره موقعیت مکانی نیست و همه این‌ها را با چشمان خود دیده‌ایم و همچنان می‌بینیم.
4- سقوط بعثی‌ها در عراق وزیارت میلیونی اربعین:
برایتان از جلد 41 “بحار الأنوار” اثر علامه مجلسی می‌خوانم، چاپ دار احیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، در صفحه 287، حدیث 9، از امام رضا از پدرانش از امیرالمؤمنین صلوات ‌الله علیهم اجمعین.
این سخن را امیرالمؤمنین زمانی گفت که در کوفه بود: «گویا قصرهایی را می‌بینم که اطراف قبر حسین ساخته شده‌اند» در زمان این حدیث امام حسین و امام حسن هنوز شهید نشده بودند. معاویه لعنت‌ الله علیه هنوز امام حسن را نکشته بود. در آن زمان امیرالمؤمنین هنوز شهید نشده بود.
امیرالمؤمنین: «گویا قصرهایی را می‌بینم که اطراف قبر حسین ساخته شده‌اند» وقتی امام حسین شهید شد، کربلا سرزمینی خالی بود، سخن درباره مکانی است که سید الشهدا در آن شهید شد، نه قصری بود و نه بنایی.
«گویا قصرهایی را می‌بینم که اطراف قبر حسین ساخته شده‌اند» این یعنی خود قبر حسین نیز به زیبایی بنا شده است وگرنه قصرها اطراف خرابه یا زمین خالی ساخته نمی‌شوند.
این تاکیدی است از امیرالمؤمنین بر ساخت حرم امام حسین و بزرگداشت آن. انتظار نمی‌رود قصرها اطراف خرابه‌ یا زمین خالی ساخته شوند، زیرا سخن اینجا درباره امام حسین و قبر اوست. ممکن است قصرها در هر جایی ساخته شوند، اما من درباره این روایت و جزئیاتش سخن می‌گویم، نمی‌توان قصرها را ساخت بدون اینکه بنایی باشکوه برای قبر امام حسین وجود داشته باشد.
«گویی قصرهایی اطراف قبر حسین ساخته شده‌اند، و گویی کجاوه هایی از کوفه به سوی قبر او حرکت می کنند» کجاوه وسیله‌ نقلیه راحتی بود که تاجران و زنان با آن سفر می‌کردند، کجاوه بهترین وسیله نقلیه در زمان این روایت بود.
«و گویی کجاوه هایی از کوفه به سوی قبر او حرکت می کنند» چه کسانی در این کجاوه ها هستند؟ زنان، کودکان و حتی مردان بیمار، مردان ثروتمند و معروف «و گویی کجاوه هایی از کوفه به سوی قبر او حرکت می کنند،و شب‌ها و روزها نمی‌گذرند تا اینکه مردم از تمام افق ها به سوی حسین حرکت کنند» امام حسین هنوز شهید نشده بود و قبری نداشت.
قرن‌ها گذشته‌اند و آنچه امیرالمؤمنین درباره‌اش سخن گفت را ندیدیم، جز در این سال‌ها، در زیارت اربعین پس از پایان حکومت بعثی‌ها «و شب‌ها و روزها نمی‌گذرند تا اینکه مردم از تمام افق‌ها به سوی او حرکت کنند» از افق‌های عراق، از افق‌های کشورهای همسایه، و از افق‌های دیگر کشورهای جهان، و این چه زمانی تحقق می یابد؟ «پس از سقوط حکومت بنی مروان (بعثی ها)».
وقتی حکومت اول بنی مروان با کشته شدن آخرین خلیفه اموی یعنی “مروان الاغ” پایان یافت، در کتاب‌های تاریخ او را الاغ نامیدند. مروان الاغ را عباسیان کشتند، در آن زمان این اتفاق نیفتاد. زائران به سوی قبر امام حسین رفتند اما نه از همه افق‌ها و هنوز قصرها در آنجا ساخته نشده بودند، زیارتی که در آن زمان رخ می داد، محدود بود. این توصیف که در روایت شریف آمده، جز در زمان ما تحقق نیافته است، مروانی‌های دوم (بعثی ها) از میان رفتند، و پس از آن چه خواهد شد؟
5- حکومت عباسی دوم: از کتاب “غیبت” نعمانی می خوانم، از همان نسخه، صفحه 271، حدیث 24، با سند نعمانی از ابو ‌بصیر از امام صادق صلوات‌ الله علیه: «اگر عباسی حکومت را پس از مروانی به دست بگیرد، فروپاشی حکومت ‌عباسی به تدریج رخ خواهد داد» یعنی حکومت عباسیان در درون خود حامل علت فروپاشی است.
این در حکومت عباسی اول تحقق نیافت، زیرا آن حکومت مدت زیادی دوام داشت. این در حکومت عباسی دوم تحقق می‌یابد، و نشانه روشن است، در ادامه روایت می خوانیم: «باید آتشی از آذربایجان برخیزد که چیزی در برابرش تاب نیاورد، پس اگر چنین شد، در خانه‌هایتان بمانید و آرام باشید، و هنگامی که نماینده ما (یمانی) شروع به حرکت کرد، به سوی او بشتابید حتی اگر سینه خیز باشد، به خدا سوگند گویی امام زمان را میان رکن و مقام می‌بینم».
سخن درباره زمان ظهور است، حکومت عباسی اول هیچ ارتباطی با ظهور امام زمان ندارد. حکومت عباسی دوم در بغداد است که با ظهور امام زمان مرتبط است زیرا نزدیک به زمان ظهور خواهد بود.
امام صادق در اینجا درباره حکومت عباسی دوم سخن می‌گوید: «اگر عباسی حکومت را پس از مروانی به دست بگیرد، فروپاشی حکومت ‌عباسی به تدریج رخ خواهد داد» پس این حکومت عباسی دلایل فروپاشی اش را در درون خود دارد، البته تا زمان سفیانی باقی خواهد ماند، روایات چنین به ما خبر داده‌اند که حکومت عباسی دوم در بغداد تا زمان سفیانی باقی خواهد ماند، و من درباره این موضوعات در برنامه‌های قبلی‌ام با جزئیات سخن گفته‌ام.
«شب‌ها و روزها نمی گذرند» ای امیرالمؤمنین، شب‌ها و روزها گذشتند، به خاک پایت سوگند شب‌ها و روزها گذشتند و تو می گویی «تا از افق‌ها به سوی او حرکت شود» و مردم از افق‌ها پیاده به سوی او رفتند «و این پس از سقوط حکومت بنی مروان رخ می دهد» مروانی‌ها نیز سقوط کردند ای امیر المؤمنین.
ما ستمشان را چشیدیم و سقوطشان را دیدیم، و اینک عباسیان روی تخت آنها نشسته‌اند. این‌ها احادیث و روایات و کلمات شما هستند که در برابر چشمان ما تحقق می یابند.
در جلد 98 “بحار الأنوار” اثر علامه مجلسی، چاپ دار احیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، صفحه 114، حدیث 36، از امام رضا، از پدرانش، از زین ‌العابدین و سید الساجدین، از صاحب اشک‌های فراوان، از امام پاک و مطهّر، امام سجاد صلوات‌ الله علیهم اجمعین: «گویا قصرهایی را می‌بینم که اطراف قبر حسین ساخته شده‌اند» به نظر می رسد این حدیث پس از شهادت امام حسین گفته شده باشد، و شاید هنگام بازگشت امام سجاد همراه با سرهای شهدا برای زیارت اربعین امام حسین گفته شده باشد، زیرا سخن با این مناسبت هماهنگ است، چون پس از آن، زائران امام حسین در روز اربعین به سوی او پیاده رفتند.
«گویا قصرهایی را می‌بینم که اطراف قبر امام حسین ساخته شده‌اند، و گویا بازارهایی اطراف قبرش شکل گرفته‌اند» به تو قسم ای امام سجاد، قصرها ساخته شده‌اند و بازارها اطراف قبر پدرت حسین شکل گرفته‌اند.
«گویا قصرهایی را می‌بینم که اطراف قبر امام حسین ساخته شده‌اند، و گویا بازارهایی اطراف قبرش شکل گرفته‌اند» این تأکیدی است بر ساختن بنایی باشکوه بر قبر حسین از سوی امامی دیگر «پس شب‌ها و روزها نمی‌گذرند تا از افق‌ها به سوی او حرکت شود» مردم از افق‌ها به سوی او رفتند ای فرزند حسین شهید «و این، هنگام سقوط حکومت بنی مروان (بعثی ها) رخ می دهد» و حکومت شان سقوط کرد.
میان برتری اسرائیل، تا قمی‌ها و گسترش علمِ قمی از طریق ابزارهای انتشار، درباره‌ی شیعیان در نقاط مختلف جهان سخن می‌گویم، حقیقت قمی به شیوه‌ای صریح، به همه جا رسیده است، روایات روشن‌اند. تا حرکت میلیونی مردم به سوی کربلا و حرم حسین «و آن، هنگام سقوط حکومت بنی‌مروان خواهد بود» حکومتشان پایان یافت، و عباسیان بر منبر مروانی‌ها نشستند، و روزها می‌گذرند.
دو بیت زیبا از “ابوالعلاء معری” به یاد بیاورید:
روزگار هر زشتی را انجام می‌دهد *** ولی من شگفت‌زده نمی‌شوم
مگر قریش شما نبود که حسین را کشت *** و یزید خلیفه شما بود؟!
این است دنیا و روزگار همان است.
6- فتنه عجیب شام را با چشمان خود می‌بینیم؛ آنچه در فلسطین میان خودِ فلسطینی‌های عرب رخ می‌دهد، تحولات و فتنه‌هایی که اکنون میان خودِ فلسطینی‌ها در جریان است، نتایج آن در روزهای آینده آشکار خواهد شد، و آنچه میان یهودیان و عرب‌های فلسطینی رخ می‌دهد، و آنچه در لبنان در جریان است.
اما فتنه بزرگ، در شام کوچک، یعنی سوریه است؛ فتنه‌ای عجیب که هیچ فتنه‌ای در دنیا مانند آن نیست، تمام جهان در این کشور کوچک جمع شده است؛ کشورهای بزرگ و کشورهای عربی با وجود اختلاف در گرایش‌هایشان، کشورهای همسایه و احزاب و گروهک های تروریستی، عرب‌ها و کُردها، مسلمانان و غیرمسلمانان، شیعه و سنی، همه گرایش‌ها.
موضوعی عجیب است؛ این همان فتنه شامی فراگیر است که زاییده بهار عربی است. بهار عربی شاخه ها و میوه‌های خود را در همه کشورهای عربی منتشر کرد؛ و یکی از میوه‌های بهار عربی، آن است در سوریه رخ داد.
در کتاب “غیبت” نعمانی آمده است، همان نسخه ای که لحظاتی پیش به آن اشاره کردم، در صفحه 288، حدیث 65، با سند نعمانی از جابر جعفی، از امام باقر صلوات الله علیه: «ای جابر، قائم ظهور نمی‌کند تا اینکه مردم شام را فتنه‌ای فرا گیرد که راه خروج از آن را بجویند، ولی آن را نیابند» روایت جزئیاتی درباره کوفه و آنچه در آن رخ می‌دهد دارد، اما نمی‌خواهم در این فرصت کوتاه درباره همه چیز صحبت کنم.
«ای جابر، قائم ظهور نمی‌کند تا اینکه مردم شام را فتنه‌ای فرا گیرد که راه خروج از آن را بجویند، ولی آن را نیابند» چرا؟ چون احادیث به ما خبر داده‌اند که فتنه شام «هرگاه از یک سو آرام گیرد، از سوی دیگر شعله‌ور می‌شود» و این همان چیزی است که شاهد آن هستیم.
هیچ راه خروجی از این فتنه نیست، همه تلاش کردند ولی نتوانستند به نتیجه‌ای برسند، هم از داخل سوریه و هم از خارج سوریه، اما هیچ ثمری نداشت. این فتنه پابرجا خواهد ماند و از دل این فتنه، سفیانی ملعون خارج خواهد شد. تمام شواهد و قرائن به این حقیقت اشاره دارند.
اما اینکه این امر چه زمانی رخ خواهد داد، امری است که فقط امام زمان صلوات الله علیه از آن آگاه است.
برتری اسرائیل، انقلاب سیاسیِ قمی و علم قمی در میان شیعیان در همه‌ی نقاط جهان منتشر می‌شود، باید ابزارهایی فراهم شود که به این امر کمک کند، این عصرِ ماهواره‌هاست، این عصرِ اینترنت است، این عصرِ نزدیکی است.
در نشانه‌های عمومی برایتان از عصر سرعت و از جنون سرعت و از سرعت دیوانه‌وار سخن گفتم، و اکنون ما در روزهای سرعت دیوانه‌وار زندگی می‌کنیم.
تا پایان حکومت مروانی‌ها، شیعیان و کردهای عراق، آنهایی که بعثی‌ها آنان را بسیار شکنجه دادند، هرگز تصور نمی‌کردند روزی فرا برسد که صدام را روی صفحه‌ی تلویزیون نبینند و انتظار داشتند که او تا مرگش باقی بماند، و اگر صدام بمیرد، فرزندانش پس از او بیایند، و پس از فرزندانش نوه‌هایش بیایند.
و این یک حقیقت بود، همه‌ی داده‌ها به این نتیجه اشاره داشتند، اما تقدیر نه در دست صدام بود، نه در دست شیعیان، نه در دست کردها، تقدیر در دست حجت بن الحسن است. نیروهای نظامی آمدند از همه جا، از مکان‌های دور و از مکان‌های نزدیک و آمریکایی‌ها آمدند، و اگر آمریکایی‌ها نبودند، صدام به زباله‌دان تاریخ نمی‌رفت.
مروانیان رفتند و عباسیان آمدند، سال‌ها گذشت و ناگهان بهار عربی بر سرزمین‌های عرب سایه افکند و عرب‌ها در این کشور یا آن کشور به حرکت درآمدند، و فتنه‌ی شام فراگیر شد، ما هنوز در این فضا زندگی می‌کنیم، همه‌ی این رخدادها را تجربه کردیم، اما فراوانی و پیاپی بودن حوادث باعث شد به آنچه پیرامونمان می‌گذرد بی‌توجه شویم.
7- همه‌ی اینها همراه است با سلطه‌ی برنامه‌ی شیطانی: فراموش نکنیم که ما در دوران باطل، در دولت ابلیس هستیم بر اساس فرهنگ اهل بیت، زیرا از روزی که پدرمان آدم و مادرمان حوا همراه با ابلیس به زمین آمد، از آن روز تا روز رستگاری، روز ظهور حجت بن الحسن، این مقطع زمانی از زندگی و تاریخ بشر در فرهنگ اهل بیت به دوران باطل و به دولت ابلیس شناخته می‌شود.
همه‌ی رویدادهایی که ذکر شد، رخ داده و رخ می‌دهد، درحالیکه سلطه‌ی برنامه‌ی شیطانی وجود دارد و این سلطه هرچه به روز ظهور نزدیک‌تر می‌شویم بیشتر می‌شود.
در دعای زیارت امام حسن عسکری صلوات الله علیه در مفاتیح الجنان نوشته محدث قمی چنین می‌خوانیم: «خدایا، ابلیسِ سرکشِ ملعون از تو مهلت خواست تا مخلوقاتت را فریب دهد، و تو به او مهلت دادی، و برای گمراهی بندگانت از تو فرصت خواست و تو به او فرصت دادی، بر اساس علم پیشینت درباره‌ی او، و او ریشه دوانده، و سپاهیانش بسیار شدند، و لشکرهایش انبوه شدند و دعوت‌کنندگانش در سراسر زمین منتشر شدند».
ماهواره‌ها، رسانه‌ها به همه‌ی شکل‌هایشان و از خطرناک‌ترین آنها سینما و اینترنت، سهمی که ابلیس و سپاهیانش در همه‌ی اینها دارند بسیار بزرگ است، در حالی که سهم حق در رسانه‌ها بسیار اندک و ضعیف است و امکاناتش تقریباً معدوم است، در حالی که سهم ابلیس در امور دینی یا امور دنیوی بسیار بزرگ، عظیم و گسترده است.
«ریشه دوانده و سپاهیانش بسیار شده‌اند، و لشکرهایش انبوه شده‌اند، و دعوت‌کنندگانش در سراسر زمین منتشر شده‌اند» دعوت‌کنندگانش از انسان‌ها پیش از دعوت‌کنندگانش از جن «و دعوت‌کنندگانش در سراسر زمین منتشر شدند، پس بندگانت را گمراه کردند و دینت را فاسد کردند، و کلماتت را از جایگاهشان منحرف کردند» و بارزترین مصداق آن، علمای دین در همه‌ی ادیان هستند، نهادهای دینی در همه‌ی ادیان این نقش را ایفا می‌کنند.
«خدایا ابلیسِ سرکشِ ملعون از تو مهلت خواست تا مخلوقاتت را فریب دهده، و تو به او مهلت دادی، و برای گمراهی بندگانت از تو فرصت خواست و تو به او فرصت دادی، بر اساس علم پیشینت درباره‌ی او، او ریشه دوانده و سپاهیانش بسیار شدند و لشکرهایش انبوه شدند و دعوت‌کنندگانش در سراسر زمین منتشر شدند، پس بندگانت را گمراه کردند و دینت را فاسد کردند و کلماتت را از جایگاهشان منحرف کردند و بندگانت را به دسته‌های پراکنده و احزاب سرکش تبدیل کردند، و تو وعده دادی که بنیان او را ویران کنی و صفوفش را پاره کنی، پس فرزندان و سپاهیانش را نابود کن، و سرزمینت را از بدعه‌هایش و اختلافات او پاک گردان، و بندگانت را از مذاهب و قیاسات او آسوده ساز» این تنها با ظهور امام زمان ما خواهد بود.
دعا طولانی است، و من نمی‌خواهم وارد همه‌ی جزئیات آن شوم زیرا ناچار خواهم شد عبارات نامفهومش را شرح دهم و این زمان زیادی خواهد گرفت، در حالی که مطالب فراوانی برای بیان دارم.
این اشاره‌ای گذرا است از اینکه تمام وقایع و رخدادهایی که پیش‌تر ذکر شد، در زمانی است که سلطه برنامه ابلیسی آشکار و شدید است و روشن‌ترین نشانه آن رسانه‌های گسترده و متنوعی است که در خدمت ابلیس هستند در همه زمینه ها، در ظاهر امور و باطن آن‌ها، چه در امور دینی و چه در امور دنیوی، در پوشش ما، خوراک ما، نوشیدنی ما، و در همه چیز مرتبط با زندگی ما.
نهادهای دینی در همه ادیان، همان مراکز ابلیسی هستند که گمراهی و فساد را با شیوه‌ای دینی و فریبنده منتشر می‌کنند. این حقیقت است. و دیگر چه؟
8- اختلاف جهانی در همه جا و در همه زمینه ها گسترش یافته:
نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم. از کتاب “غیبت” نعمانی می‌خوانم، از صفحه 289، حدیث 67، حدیثی طولانی است که بخش مورد نیاز آن را می خوانم، از جابر جعفی از امام باقر صلوات ‌الله ‌علیه، از جمله سخنانی که امام باقر در این حدیث طولانی به جابر فرمودند، در حالیکه درباره برخی نشانه های عمومی ظهور سخن می گفتند:
«و پیمان شکنان روم به شهر رمله خواهند آمد» پیش از این رویداد، رویدادهای زیادی رخ خواهند داد، اما نمی‌خواهم درباره آن‌ها سخن بگویم «و پیمان شکنان روم خواهند آمد…» روم یعنی اروپایی‌ها، غربی‌ها، آمریکایی‌ها، این اصطلاح به‌درستی بر آن‌ها صدق می کند. تمام این ملت‌ها و اقوام در آداب و تمدن‌شان به تمدن روم بازمی‌گردند. این موضوعی مفصل است که اکنون قصد پرداختن به آن را ندارم.
فرهنگ و تمدن روم همچنان بر این ملت‌ها حاکم است، تا همین لحظه «و پیمان شکنان روم به شهر رمله خواهند آمد» “رمله” ممکن است در فلسطین باشد یا در کشورهای دیگر. شهری به نام “رمله” در بسیاری از کشورهای عربی در منطقه خاورمیانه وجود دارد.
«و پیمان شکنان روم به شهر “رمله” خواهند آمد، ای جابر، آن سال» از سال‌های مرحله نشانه های عمومی است اما در روزهای پایانی آن، زیرا نشانه‌های حتمی ظهور نزدیک شده‌اند. «آن سال، ای جابر، سالی پر از اختلاف است در سراسر جهان، از سمت غرب. پس نخستین سرزمینی که ویران می‌شود، سرزمین شام است» و شام ویران شده است. پس از این جزئیات «سپس سه گروه با یکدیگر اختلاف خواهند کرد: گروه اصهب، گروه ابقع و گروه سفیانی. سفیانی با ابقع رو در رو می‌شود، می‌جنگند، و سفیانی او و پیروانش را می‌کشد. سپس اصهب را نیز می‌کشد، و دیگر هیچ هدفی ندارد جز حرکت به سوی عراق» همان‌ هدفی که یمانی و خراسانی نیز دارند، زیرا عراق مرکز رویدادهای مهم است.
نمی‌خواهم تمام روایت و جزئیات فراوان آن را بخوانم، بلکه فقط می‌خواستم این بخش را ذکر کنم که درباره ویرانی شام و اختلاف در همه جا سخن می‌گوید.
این یکی از روایات است، اهل بیت به ما خبر می دهند در حدیثی طولانی از امام باقر است، حدیث از صفحه 262 آغاز می‌شود، حدیث شماره 13، از ابو ‌بصیر از امام باقر صلوات ‌الله ‌علیه.
به بخش مورد نیاز از سخن امام می‌پردازم: امام می‌فرماید: «قائم قیام نمی‌کند مگر اینکه مردم در حال ترس شدید و درگیر زلزله‌ها و فتنه ها باشند» این زلزله‌ها، هم زلزله‌های مادی هستند، و هم زلزله‌های معنوی، زیرا سخن در سیاق ترس و فتنه آمده است. روایات درباره فراوانی زلزله‌های زمینی نیز سخن گفته‌اند اما اینجا صحبت درباره زلزله‌ قلب‌ها و زلزله‌ جان‌هاست.
«قائم قیام نمی‌کند مگر اینکه مردم در حال ترس شدید و درگیر زلزله‌ها و فتنه ها باشند و بلایی مردم را فراگیرد، و پیش از آن طاعون باشد» روایات درباره دو نوع طاعون سخن گفته‌اند: طاعون سفید، یعنی بیماری‌ و اپیدمی‌، و طاعون سرخ، یعنی جنگ‌ و خون‌ریزی‌.
«قائم قیام نمی‌کند مگر اینکه مردم در حال ترس شدید و درگیر زلزله‌ها و فتنه ها باشند و بلایی مردم را فراگیرد، و پیش از آن طاعون باشد، و شمشیری بُرنده میان عرب‌ها، و اختلاف شدید میان مردم در همه جا و پراکندگی در دین‌شان، و دگرگونی در حال‌شان، تا آنجا که انسان صبح و شب آرزوی مرگ کند، از شدت درندگی مردم، و خوردن یکدیگر» و این خوردن، خوردن معنوی است، نه اینکه مردم یکدیگر را با دندان بخورند بلکه درندگی مردم هنگامی است که ارزش‌ها از بین می روند، و دیگر معنایی برایشان باقی نمی‌ماند، و آداب کم کم از میان می‌روند.
آداب و اخلاق تبدیل به تشریفات در برخی مناسبت‌ها می‌شوند؛ و این همان چیزی است که اکنون در زندگی ما رخ می دهد «تا آنجا که انسان صبح و شب آرزوی مرگ کند، از شدت درندگی مردم و خوردن یکدیگر، پس ظهور امام زمان در زمانی خواهد بود که ناامیدی شدید از امکان وجود راه چاره فراگیر شده باشد» این همان افسردگی جهانی است که شروع به ریشه دواندن در همه نقاط جهان کرده است.
آیا ما در این وضعیت زندگی نمی‌کنیم؟ دست‌کم درباره خودم و کسانی که می‌شناسم سخن می‌گویم؛ ما در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته زندگی می‌کنیم، اینجا در اروپا وقتی زندگی مردم را بررسی می کنیم، درباره خودم و امثال خودم سخن نمی‌گویم بلکه درباره خود اروپایی‌ها سخن می‌گویم. این نتیجه‌گیری من نیست، بلکه خودشان درباره آن سخن می‌گویند و این سخن در اینترنت موجود است.
9- افسردگی عمومی، زندگی مردم اروپا و تمام جهان را فرا گرفته زیرا الآن مردم فقط می‌خواهند زمان بگذرد. با زبان خود می‌گویند که زندگی دیگر طعمی ندارد.
اینجا در انگلستان، در آلمان، در فرانسه، و در دیگر کشورهای اروپایی، اندیشمندان می‌گویند که دوران لذت و راحتی و رفاه رخت بربسته است، می‌گویند ما از زندگی‌مان لذت بردیم، آن‌هایی که در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد میلادی زندگی کردند می‌گویند اکنون زندگی ناامید کننده شده است، فرزندان و نوه‌های ما از زندگی‌شان لذت نخواهند برد.
این سخن را یک نفر نمی‌گوید، و نه افراد ساده، این سخن بزرگان است، سخن اهل اندیشه، سخن اهل سیاست، سخن آگاهان از شرایطی که در جهان غرب و در دیگر کشورها جریان دارد.
افسردگی جهانی شروع به ریشه دواندن در همه نقاط جهان کرده است، موضوع به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ این تنها آغاز کار است، روایات درباره افسردگی کُشنده سخن گفته‌اند، درباره یأس و ناامیدی که بالاترین درجه افسردگی و فلاکت روانی است.
«پس ظهور امام زمان در زمانی خواهد بود که ناامیدی شدید از امکان وجود راه چاره فراگیر شده باشد. خوشا به حال کسی که او را درک کند و از یارانش باشد، و وای بر کسی که با او دشمنی کند، و با او مخالفت کند، و از دشمنانش باشد، هنگامی که ظهور می کند، با امری جدید و دستورالعملی جدید قیام خواهد کرد».
اشاره به دستورالعمل جدید در روایاتی که در قسمت گذشته خواندم آمده بود، اینکه دستورالعمل جدید را محمد و علی صلوات ‌الله‌ علیهما به امام زمان تحویل خواهند داد «هنگامی که ظهور می کند، با امری جدید و دستورالعملی جدید، و سنتی جدید، و قضایی جدید که بر عرب‌ شدید خواهد بود، قیام خواهد کرد» زیرا عرب‌ها ناصبی اند. و به همین دلیل، ایرانی ها جایگزین عرب‌ها شدند، و همان‌طور که لحظاتی پیش گفتم احادیثِ جایگزینی در کتاب‌های سنی فراوان‌اند، تا حجتی بر آنان باشد.
10- سردرگمی شیعیان، بسیار شدید است و ما اکنون شاهد آن هستیم. این سردرگمی به‌طور رسمی از زمانی آغاز شد که طوسی حوزه ملعونش را در نجف در سال 448 هجری تأسیس کرد، و این سردرگمی روز به روز بیشتر می‌شود.
و هرگاه مرجعی طوسی‌ مسلک و بَتری همراه با گمراهی‌اش از دنیا می‌رود، مرجعی جدید از همان قماش، با گمراهی بیشتر، جای او را می‌گیرد، این همان چیزی است که تجربه کرده‌ایم و از نزدیک لمس کرده‌ایم، چه در زمان خودمان و چه هنگام بررسی تاریخ مرجعیت شیعه در طول قرون گذشته.
این کتاب “کافی”، جلد هشتم، از کلینی است که در سال 328 هجری درگذشت، این چاپ دار التعارف، بیروت – لبنان است، خطبه‌ای است که امیر المؤمنین در مدینه ایراد کرده است، برایتان از صفحه 58 می‌خوانم، این خطبه شماره 22 است که در صفحه 57 آغاز می‌شود، روایت از امام صادق صلوات ‌الله ‌علیه است.
فرمود: «امیر المؤمنین در مدینه خطبه‌ای ایراد کرد» پیش از آنکه به عراق برود، او درباره شیعیانش سخن می‌گوید، نه درباره سایر مردم. می‌فرماید: «افسوس…» درباره آینده شیعیانش سخن می‌گوید، نه درباره روزگاری که در آن بود، در آن روزگار، تعداد شیعیان بسیار اندک بود، اما او درباره روزهای آینده سخن می‌گوید.
«افسوس می خورم از دست شیعیانم که چگونه در آینده…» در روزگار او، نیکان اندک بودند «افسوس می خورم از دست شیعیانم که چگونه در آینده یکدیگر را تحقیر خواهند کرد و چگونه یکدیگر را خواهند کُشت» ما این را به چشم دیدیم، دست‌کم در عراق پس از سقوط رژیم بعثی در سال 2003 میلادی، شاهد قتل‌های خونین میان شیعیان بودیم که میان پیروان مقتدی صدر و پیروان محمد باقر حکیم رخ داد.
عراقی‌ها شاهد بودند که چگونه کسانی که می‌گفتند “ما شیعه‌ایم” خون یکدیگر را می ریختند، قبرهای بی نامی که در عراق هستند و فقط شماره دارند، این‌ها قبرهای شیعیانی بودند که با سلاح‌های شیعی کشته شدند، خون‌ها میان صدری‌ها و حکیمی‌ها ریخته شد، و این خون‌ها در شهرهای شیعه‌نشین عراق، جاری شد.
«افسوس…» این بدان معنا نیست که ماجرا فقط به همین مورد محدود می‌شود. من فقط مثالی آوردم، اگر تاریخ را بررسی کنیم نمونه‌های بسیاری در تاریخ شیعه وجود دارد، و روزهای آینده نیز پر از کشتار میان شیعیان خواهد بود، این را احادیث به ما گفته اند.
«افسوس می خورم از دست شیعیانم که چگونه در آینده یکدیگر را تحقیر خواهند کرد و چگونه یکدیگر را خواهند کُشت» امیر همچنان درباره شیعیانش سخن می‌گوید که یکدیگر را می‌کشند «آن‌ها در آینده از اصل دوری خواهند کرد» یعنی از امام زمان.
و این همان چیزی است که رخ داده، هر گروهی از شیعیان گوساله‌ای (مرجع تقلید) را برگزیده و آن را امام خود قرار داده است. این وضعیت فعلی شیعه‌ است که اکنون شاهد آن هستیم، امیر المؤمنین درباره همین اوضاع سخن می‌گوید.
«آن‌ها در آینده از اصل دوری خواهند کرد و به فرع چنگ خواهند زد» برای خود مراجعی منصوب کرده اند و آن‌ها را فرع نامیده‌اند، اما در واقع با آن‌ها همچون اصل رفتار می‌کنند.
«آن‌ها در آینده از اصل دوری خواهند کرد و به فرع چنگ خواهند زد. آنان انتظار پیروزی از سمت نادرست دارند، هر گروه از آن‌ها شاخه‌ای را گرفته، و هر جا که شاخه خم شود، با آن خم می‌شوند».
گویی شاعر “دُرَید بن صمّ” درباره همین‌ها سخن می‌گوید، گرچه در دوران جاهلیت این شعر را سراییده بود:
من از قبیله غَزِیّه‌ام، اگر گمراه شود، من نیز با آن گمراه می‌شوم
و اگر هدایت شود، من نیز با آن هدایت می‌شوم
«آن‌ها در آینده از اصل دوری خواهند کرد و به فرع چنگ خواهند زد. آنان انتظار پیروزی از سمت نادرست دارند، هر گروه از آن‌ها شاخه‌ای را گرفته، و هر جا که شاخه خم شود، با آن خم می‌شوند» تا آنکه امیر المؤمنین می‌فرماید: «به جانم قسم که سردرگمی شما پس از من، چند برابر سردرگمی بنی‌اسرائیل خواهد شد» امام قسم می‌خورد و می‌فرماید: «به جانم قسم»، سپس از “لام” تأکید و همچنین “نون” تأکید تشدید دار استفاده می‌کند، «ولعَمری» این قسم است، «لیُضاعفنّ» همراه با “لام” تأکید و “نون” تأکید تشدید دار.
«به جانم قسم که سردرگمی شما پس از من، چند برابر سردرگمی بنی‌اسرائیل خواهد شد» امام درباره زمان ما یعنی زمان غیبت سخن می‌گوید، زیرا در ادامه می‌فرماید: «وعده نزدیک شده، مدت پایان یافته، و ستاره دنباله دار از سمت شرق برایتان نمایان شده» همه این‌ها از نشانه‌های ظهور امام زمان است.
سخن درباره زمان غیبت کبری است؛ در این غیبت، «سردرگمی شیعه چند برابر سردرگمی بنی‌اسرائیل خواهد شد» این چیز عجیبی نیست.
ما در “غیبت” نعمانی صفحه 213 می‌خوانیم، حدیث شماره 9، با سند نعمانی از عُمَیره بنت نفیل، که گفت: شنیدم حسین بن علی صلوات ‌الله‌ علیه می‌فرماید:
«ظهور رخ نخواهد داد تا آنکه از یکدیگر برائت بجویید» این همان چیزی است که اکنون انجام می‌دهیم؛ من شیعه‌ام، از شیعه‌ای دیگر برائت می جویم، و آن‌ها نیز از من برائت می جویند و همین‌طور ادامه دارد.
«ظهور رخ نخواهد داد تا آنکه از یکدیگر برائت بجویید، و در صورت یکدیگر تف کنید، و به کفر یکدیگر شهادت دهید، و یکدیگر را لعنت کنید» این چیزی است که من و دیگران عملا انجام می‌دهیم؛ این حال و روز ماست.
عمیره بنت نفیل به امام حسین صلوات‌ الله‌ ‌علیه گفت: در آن زمان خیری نیست.
امام حسین فرمود: «تمام خیر در آن زمان است» چرا؟ آیا خیر در این است که یکدیگر را لعنت کنیم؟ قطعاً خیر در این نیست. امام حسین منظور دیگری دارد.
امام حسین: «تمام خیر در آن زمان است» آن خیر چیست، ای ابو عبد الله؟
امام حسین: «قائم ما قیام می‌کند و همه آن را از میان می‌برد».
ما در زمان نزدیک به ظهور هستیم. من درباره یکی دو سال سخن نمی‌گویم، چرا که به آن باور ندارم. این امر دست امام زمان است، اما من درباره این حقایق و رویدادها سخن می‌گویم که از سوی اهل بیت به ما رسیده، و از کتاب‌های حدیث اصلی‌ و قدیمی و صحیحی که یقین داریم شامل احادیث اهل بیت است، برایتان می‌خوانم.
عمیره بنت نفیل گفت: شنیدم حسین بن علی می‌فرمود: «ظهور رخ نخواهد داد تا آنکه از یکدیگر برائت بجویید و در صورت یکدیگر تف کنید، و به کفر یکدیگر شهادت دهید، و یکدیگر را لعنت کنید».
گفتم: در آن زمان خیری نیست.
امام حسین فرمود: «تمام خیر در آن زمان است؛ قائم ما قیام می‌کند و همه آن را از میان می‌برد».
10- چگونه شیعیان دچار این سردرگمی شدند؟ امام صادق برایمان از امیرالمؤمنین و از رسول خدا نقل می کند، درود و سلام خدا بر رسول خدا و بر امیر المؤمنین و بر امام صادق و بر همه امامان باد: «زمانی خواهد آمد که از قرآن جز نوشته آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند. به مردم، مسلمان‌ گفته می‌شود در حالی که از اسلام به دورند، مساجدشان آباد است، اما از هدایت ویران‌اند» آباد از نظر ساختمان. سردرگمی ما از اینجا نشأت می گیرد: «فقهای آن زمان، بدترین فقها هستند، فتنه از آنان برخاسته و به آنان بازمی‌گردد».
مشکل ما همین‌ فقهاست. «فقهای آن زمان، بدترین فقها هستند، فتنه از آنان برخاسته و به آنان بازمی‌گردد»
بحث ادامه دارد.
فردا دیدار خواهیم کرد، ان ‌شاء الله تعالی به امید آن‌که دل‌های ما سرشار از شور و اشتیاق برای خدمت به امام زمانمان صلوات ‌الله‌ علیه باشد، با حکمتی یمانی و معرفتی زهرایی.
ما زهرایی هستیم، و عشق‌مان زهرایی است
از همگی التماس دعا دارم
خدا حافظ