بحث مخصّص



مهمترین مطالب این قسمت :
– تصویری کلی از فضایی که در آن نشانه‌های عمومی، نشانه‌های حتمی و مقدمات ظهور رخ خواهند داد:
(7) پایان حکومت عباسی به دست خراسانی و سفیانی (8) فساد مراجع بَتری نجف (9) رسول خدا به فقهای آخر الزمان لعنت می فرستد (10) مراجع نجف با دین اهل بیت مخالفت می کنند (11) پرچم های شبهه دار در عراق علیرغم وضوح امر اهل بیت (12) مراجع نجف با امام زمان خواهند جنگید (13) مراجع نجف با سفیانی بیعت خواهند کرد

در تاریخ 1/فروردین/1403 – 20/3/2024م – 9/ماه رمضان/1445هـ
از شبکه ماهواره ای “القمر” به صورت زنده پخش شد

———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

www.instagram.com/alghezzi_farsi

www.t.me/alghezzi_farsi

متن این قسمت :

یا زهـــرا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر قائم آل محمد
سلام بر منتظران راستین او که دارای شناخت صادق و وفای به عهدند
سلام بر همه شما
پانورامای ظهور مهدوی، قسمت ششم


برنامه طلایی
این برنامه‌ی دهکده ظاهر و امن است که بر اساس مكتب یمانی می باشد.

  • برگرفته از آیه 18 سوره سبأ ﴿ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ﴾ –
    خلاصه طلائی: امام خود را بشناس، و او را به دیگران بشناسان
    شناخت طلایی: امام تو دین تو، و دین تو امام توست
    عبادت طلایی: مثل یک سرباز آزاده در خدمت امام زمانت باش
    برائت طلائی: طلاق بده مکتب دارندگان عمامه‌های بزرگ ابلیسی در نجف وکربلا، طلاقی بائن بدون بازگشت، اگر برای امام خود ارادت داشتی.


در قسمت گذشته نقشه‌ای برای شما ترسیم کردم درباره فضای عمومی که در منطقه ظهور و در سراسر جهان خواهد بود، این همان فضایی است که وقایع در آن رخ می‌دهد و جریان‌ها در آن اتفاق می‌افتد.
درباره مرحله نشانه‌های عمومی و مرحله نشانه‌های حتمی و مرحله مقدمات ظهور، درباره همه این عناوین به صورت کلی و فشرده سخن گفته شد.
در قسمت گذشته به طور سریع و اجمالی مجموعه‌ای از عناوین را مطرح کردم:
(1) درباره برتری اسرائیل در منطقه ظهور.
(2) و درباره قم و “قمی‌ها” و اینکه قمی‌ها با قائم قیام می‌کنند و با او ثابت قدم می‌مانند و یاری‌اش می‌کنند. و منظور از آن را به طور اجمالی بیان کردم. هر کس جزئیات بخواهد باید به برنامه‌های مفصل پیشین مراجعه کند.
(3) و درباره زوال حکومت مروانی‌ها که همان بعثی‌ها هستند با شما سخن گفتم. قرائن روشن است، عباسیان پس از آنان خواهند آمد، آنها عباسیان بغداد و نجف هستند.
(4) و درباره فتنه شام سخن گفتم که مردم راه گریزی از آن نمی‌یابند، هرگاه از یک سو آرام گیرد از سوی دیگر شعله‌ور و آشکار می‌شود و گسترش می‌یابد.
(5) و همچنین درباره سلطه برنامه ابلیسی در سراسر جهان با شما سخن گفتم، ما در عصر جولان باطل هستیم، در عصر دولت ابلیس.
(6) و درباره اختلاف گسترده در سراسر جهان در هر سمت‌و‌سو با شما سخن گفتم.
(7) و درباره افسردگی جهانی که در همه نقاط زمین سایه افکنده است.
(8) و درباره سرگردانی شیعه سخن گفتم، و اینکه چندین برابر سرگردانی بنی‌اسرائیل خواهد بود، همان‌گونه که امیر المؤمنین صلوات الله علیه فرمود، و نتیجه آن پراکندگی و از هم گسیختگی شیعیان خواهد بود.
(9) در پایان قسمت گذشته به این روایت رسیدم که آن را از کافی شریف، جلد هشتم صفحه 243 برای شما خواندم، حدیث شماره 479، چاپ دارالتعارف بیروت – لبنان، با سند کلینی از امام صادق از امیر المؤمنین، به نقل از رسول الله صلوات الله علیهم اجمعین.
پیامبر اعظم فرمود: «زمانی بر مردم خواهد آمد» که این همان زمان ماست، زمان غیبت طولانی که از سال 329 هجری آغاز شد و تا امروز ادامه دارد، و ما اکنون در سال 1445 هجری هستیم.
«زمانی بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز رسم آن باقی نماند و از اسلام جز نام آن، به آن نامیده می‌شوند» یعنی به آنان مسلمان گفته می‌شود و کتابشان قرآن است اما چیزی از قرآن نمی‌دانند، درباره بزرگان قوم سخن می‌گویم، درباره عمامه داران در سقيفه بنی‌ساعده و درباره آیات الله العظمى در سقيفه بنی‌طوسی.
«زمانی بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز رسم آن باقی نماند و از اسلام جز نام آن، به آن نامیده می‌شوند و دورترین مردم از آن هستند، مساجدشان آباد است» حوزه‌هایشان و دفاتر مرجعیتشان آباد است، آباد از دروغ‌ها و افتراها و خندیدن به ریش مردم.
«مساجدشان آباد است اما از هدایت ویران، فقهای آن زمان بدترین فقها زیر آسمان هستند، از آنان فتنه بیرون آمد و به آنان بازمی‌گردد» مشکل ما همین‌جاست: صاحبان عمامه، همان جذام و کثافت و بیماری و گمراهی و جهل و سفاهت و… هستند.
این واقعیت ماست، این حالت در دیگر مؤسسات دینی نیز وجود دارد، در میان اهل سنت، مسیحیان، یهودیان و دیگر ادیان. آخوندها فرزندان ابلیس‌اند، یاران ابلیس‌اند، و در حوزه طوسی نائبان او هستند، درباره مراجع بزرگ سخن می‌گویم، اینان همان «فقهای آن زمان، بدترین فقها زیر آسمان، از آنان فتنه بیرون آمد و به آنان بازمی‌گردد».
(10) این روایت مرا به واژه‌ای مهم از واژگان این نقشه که با شما درباره‌اش سخن می‌گویم، می‌رساند: “بَتری‌ها”، من اینجا درباره بَتری‌های عراق سخن می‌گویم، به‌ویژه درباره بَتری‌های نجف، این واژه از واژگان مهمی است که باید دست‌کم به طور اجمالی مروری بر آن داشته باشم، بارها در برنامه‌های پیشین درباره آن سخن گفته‌ام، زیرا بخش مهمی از این نقشه را تشکیل می‌دهد، و این روایت برای ما دری گشود تا سخنی درباره این فقیهان بَتری و پیروان آنان داشته باشیم.
هنگامی که حکومت مروانیان (بعثی‌ها) در بغداد سقوط کند، آنگاه عباسیان حکومت را در دست خواهند گرفت، باید بدانید که اگر به عباسیان در مرحله نخست بازگردیم، نمی‌توانیم آنان را شیعه بنامیم و نمی‌توانیم آنان را سنی بنامیم، بر اساس اصطلاحات رایج در روزگارمان.
عباسیان بَتری‌اند به تمام معنای کلمه، و بنابراین عباسیان در مرحله دوم که نزدیک به زمان ظهور امام زمان صلوات الله علیه است، همان‌ها هستند. آنان بتری‌های مرجئی‌اند به تمام معنای کلمه، و من با حجت‌ها و براهین و دلایل فراوان آن‌ را ثابت کرده‌ام، همچنین شواهد و اسناد و قرائن را در صدها ساعت از برنامه‌هایم ارائه کرده‌ام، می‌توانید به آن برنامه‌ها بازگردید تا بر این حقایق واقف شوید.
از کتاب “غیبت” نعمانی می خوانم، نعمانی در سال 360 هجری قمری وفات یافت، در زمان غیبت صغری زندگی می کرد. این چاپ انوار الهدی، قم مقدس است، چاپ اول، در صفحه 267، حدیث شماره 18 با سند نعمانی از ابوبکر حضرمی از امام باقر صلوات الله علیه: «ناگزیر است که عباسیان حکومت کنند پس وقتی حکومت کنند و اختلاف پیدا کنند…» این اختلاف در پایان دوره حکومتشان خواهد بود و نزدیک به زمان خروج سفیانی خواهد بود.
حکومت عباسی در عراق از دو جهت نابود خواهد شد: از یک سو خراسانی و از سوی دیگر سفیانی، زیرا حکومت عباسی در عراق حکومتی آشفته است، حکومتی نیست که در دست یک فرد یا یک گروه باشد، هر گروهی بخشی از حکومت و منافع آن را در اختیار دارد.
«ناگزیر است که عباسیان حکومت کنند، پس وقتی حکومت کنند و اختلاف پیدا کنند و حکومتشان پراکنده شود، خراسانی و سفیانی بر آنان خروج خواهند کرد، این از شرق – خراسانی از شرق عراق یعنی ایران – و آن از غرب – سفیانی از غرب عراق یعنی سوریه -».
«خراسانی و سفیانی بر آنان خروج می‌کنند، این از شرق و آن از غرب، مانند دو اسب مسابقه به سوی کوفه می‌شتابند» عراق خط پایان میدان مسابقه است، همه گروه ها به سوی عراق حرکت می‌کنند «مانند دو اسب مسابقه».
سفیانی و یمانی «مانند دو اسب مسابقه‌اند»، و سفیانی و خراسانی «مانند دو اسب مسابقه‌اند»، و همچنین یمانی و خراسانی «مانند دو اسب مسابقه‌اند»، هر سه به همین شکل هستند، روایات و احادیث آنان را چنین توصیف کرده‌اند.
هدف همه عراق است. چرا؟ چون عراق مرکز رویدادهای مرحله نشانه های ظهور و مرحله مقدمات ظهور است، و پس از آن عراق و به ‌ویژه کوفه پایتخت خواهد شد، عراق پایتخت بزرگ دولت مهدوی عظیم خواهد بود، و از این رو گروه ها و پرچم ها به سوی آن حرکت خواهند کرد.
این از یک سو، از سوی دیگر؛ نجف که پایتخت بَتری‌ها (مراجع) است، از یک جهت زمینه را برای سفیانی فراهم می‌کند و از جهت دیگر با امام زمان می‌جنگند. این است شأن بَتری‌ها در نجف، لعنت خدا بر آنان باد، آنان دشمنان امام زمان‌اند.
«ناگزیر است که عباسیان حکومت کنند، پس وقتی حکومت کنند و اختلاف پیدا کنند و حکومتشان پراکنده شود، خراسانی و سفیانی بر آنان خروج خواهند کرد، این از شرق و آن از غرب، مانند دو اسب مسابقه به سوی کوفه می‌شتابند، این از این طرف (شرق) و آن از آن طرف (غرب)، تا نابودی آنان (عباسیان) به دست این دو (خراسانی و سفیانی) رقم بخورد» سخن درباره عباسیان بغداد است.
«تا نابودی آنان به دست این دو رقم بخورد» ضمیر در اینجا به سفیانی و خراسانی بازمی‌گردد «آن دو هیچ‌کس را از آنان (عباسیان) باقی نمی‌گذارند» این یک امر قطعی است، پایان حتمی حکومت عباسی دوم، به دست سفیانی و خراسانی تحقق خواهد یافت.
فکر کنم که تصویر روشن شده‌است، عباسی‌ها همان بَتری‌ها هستند و بَتری‌ها همان مراجع نجف و کربلا و آخوندها هستند و همچنین احزاب و گروه‌های شیعی با گرایش‌های مختلف که بر بغداد حکومت می‌کنند؛ این‌ها همه بَتری هستند. مرکز بَتری‌ها نجف است و رهبران بَتری‌ها همان صاحبان عمامه‌های بزرگ سیاه و سفید هستند.
این‌ها همان کسانی‌اند که امام صادق صلوات الله علیه در “روایت تقلید” درباره آنها سخن گفته است، روایت معروفی که بارها و بارها در برنامه‌های قبلی‌ام برایتان نقل کرده‌ام.
از تفسیر امام حسن عسکری صلوات الله علیه برایتان می‌خوانم، چاپ ذوی القربی، چاپ اول، قم مقدس است. “روایت تقلید” را که امام حسن عسکری از امام صادق صلوات الله علیهما برایمان نقل کرده، روایتی طولانی است که در صفحه 271 آغاز می‌شود و در صفحه 275 پایان می‌یابد، حدیث 143، به بخش مورد نیاز در ارتباط با موضوع این قسمت می روم.
هنگامی که امام صادق درباره بیشتر مراجع تقلید شیعه در زمان غیبت کبری، سخن می‌گوید، آن‌ها را چنین توصیف می‌کند: «دروغ‌گو هستند».
نمی‌خواهم تمام آنچه در روایت شریف آمده را بخوانم، بلکه این فقط یک اشاره سریع است. امام صادق آن‌ها را دروغ‌گو توصیف می‌کند؛ آنها به اهل بیت افترا می کنند، این نتیجه‌ای بسیار روشن است. امام صادق می‌فرماید که آن‌ها «به ما دروغ می‌گویند» دروغ‌های بسیار زیاد.
سپس آن‌ها را چنین توصیف می‌کند که «ضررشان بر شیعیان بیشتر از ضرر لشکر یزید بر حسین بن علی و یارانش است» سپس می‌فرماید: «و این علمای بد در حقیقت ناصبی‌ هستند که تظاهر به پیروی از ما اهل بیت می کنند» اما در واقع پیرو ما نیستند، زیرا دینی جدید ساخته‌اند؛ این همان دین طوسی ملعون است که مراجع حوزه نجف بر آن هستند. هیچ ارتباطی میان دین مراجع حوزه نجف و کربلا و دین اهل بیت نیست وگرنه چگونه ممکن است ضررشان بر شیعه بیشتر از ضرر لشکر یزید بر حسین بن علی و یارانش باشد؟!
«و این علمای بد در حقیقت ناصبی‌ هستند که تظاهر به پیروی از ما و دشمنی با دشمنان ما می کنند اما شک و شبهه را در دل ضعیفان شیعه ما می اندازند، آن‌ها را گمراه می‌سازند و مانع از رسیدنشان به حق می شوند»
سپس امام صادق چگونه آن‌ها را توصیف می‌کند؟ «که آن‌ها حقّه باز و کافرند» این‌ها همان مراجع شیعه هستند، این سخن بر همه مراجع صدق می‌کند، زیرا هیچ تفاوتی در خط مشی میان آن‌ها نیست. امام صادق درباره خط مشی گمراه‌شان سخن می‌گوید، مراجع زنده و معاصر، همه بر یک خط مشی اند. اگر همه از نیکان و مورد رضایت امام زمان بودند، پس اکثریتِ گمراهی که امام صادق درباره آن‌ها سخن می‌گوید، کجا هستند؟
کجا هستند؟ و خط مشی شان چیست؟ این اوصاف بر مراجع معاصر صدق می‌کند، زیرا همه بر یک خط مشی اند. امام آن‌ها را حقّه باز و کافر توصیف می‌کند، و سپس در پایان روایت، امام صادق آن‌ها را لعنت می‌کند. این‌ها همان بَتری‌ها هستند، و قطعاً پیروانشان نیز بَتری خواهند بود.
این جلد 74 از کتاب “بحار الأنوار” است اثر علامه مجلسی، چاپ دار احیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، وصیت و موعظه پیامبر صلی‌ الله علیه و آله به ابن مسعود، در صفحه 98: پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با ابن‌مسعود سخن می‌گوید تا این حدیث به ما برسد، او درباره علمای آخر الزمان سخن می‌گوید و ما در آخر الزمان هستیم «ای ابن‌مسعود، علمای آنان و فقیهانشان خائن و فاجرند».
برخی بر من ایراد می‌گیرند که چرا شیعیان عراق را در برخی سخنانم “خائن و فاجر” می‌نامم، من این وصف را از اینجا گرفته‌ام، مراجعشان این وصف را دارند، رسول خدا آنان را خائن و فاجر وصف کرده است، و آنان پیروان این مراجعند، پس آنها نیز خائن و فاجرند.
«ای ابن‌مسعود، علمای آنان» رسول خدا درباره زمان ما سخن می‌گوید «ای ابن مسعود، روزگاری فرا خواهد رسید که نگه‌ داشتن دین، همچون در دست گرفتن زغالی گداخته خواهد بود» این زمان غیبت کبری است «ای ابن مسعود، روزگاری فرا خواهد رسید که نگه‌داشتن دین، همچون در دست گرفتن زغالی گداخته خواهد بود».
تا اینکه فرمود: «ای ابن مسعود، علما و فقهایشان خائن و فاسدند. آگاه باش که آنان بدترین خلق خدا هستند» البته پیامبر درباره بدترین گروه سخن می‌گوید، بدترین گروه از فقها، مراجع شیعه‌اند، نه علمای اهل سنت، به این دلیل که امام صادق صلوات ‌الله علیه فرمود ضرر مراجع شیعه بر شیعه بیشتر از ضرر لشکر یزید است.
علمای اهل سنت در سطح لشکر یزیدند، اما علمای شیعه زیان‌بارتر از لشکر یزیدند، پس پیامبر اعظم در اینجا درباره بدترین گروه از فقها سخن می‌گوید، درباره کثیف ترین گروه. احادیث اهل بیت یکدیگر را شرح می‌دهند.
این است خط مشی شبکه “القمر”: تفسیر قرآن با تفسیر اهل بیت و فهم احادیث با فهم اهل بیت. این حقایق در مقابل شماست. پیامبر اعظم فرمود: «ای ابن مسعود، علما و فقهایشان خائن و فاسدند. آگاه باش که آنان بدترین خلق خدا هستند و همچنین پیروانشان» این توصیف را از حدیث رسول خدا گرفتم، «و همچنین پیروانشان، و کسانی که با آنان رفت و آمد دارند» یعنی نزد این علما و پیروانشان می‌روند. «و کسانی که با آنان رفت و آمد دارند، از آنها پیروی می کنند، و آنان را دوست دارند و با آنان همنشین می‌شوند، و با آنان مشورت می‌کنند، بدترین خلق خدا هستند. خداوند آنان را وارد آتش جهنم می‌کند. کر و لال و کورند، و بازنمی‌گردند».
این سخن رسول خداست. این فقها همان بَتری‌ها هستند. اینان چه کسانی‌اند؟
سخن رسول خدا و سخن امام صادق صلوات‌ الله علیه در “روایت تقلید” را کنار هم بگذارید، حدیث محمد و آل محمد ساختاری واحد، کامل و یکپارچه دارد.
تا آنجا که پیامبر می فرماید: «ای ابن مسعود، با آنان در مجالس ننشینید، در بازارها با آنان معامله نکنید، و راه را به آنان نشان ندهید، و به آنان آب ندهید» این سخن رسول خداست، نه سخن من «ای ابن مسعود، گرفتاری امت من دشمنی، کینه و جدال میان آنان است» باعث همه این‌ها علمای فاسد است، ما دیدیم که پیروان مراجع چه رفتاری با یکدیگر دارند.
«ای ابن مسعود، گرفتاری امت من دشمنی، کینه و جدال میان آنان است. آنان (علمای فاسد) خوارشدگان این امت هستند» آنان در برابر علمای ناصبی، حاکمان و ثروتمندان ذلیل اند.
در حدیثی دیگر آمده: «هرگاه فقیهی برای ثروتمندی به خاطر ثروتش تملق کند، یک‌ سوم دینش را از دست می دهد» البته اگر دینی داشته باشد! این فقهای بَتری‌ اساسا دین ندارند.
بار دیگر کلمات رسول خدا را برای شما می‌خوانم، و آن را با آنچه از تفسیر امام حسن عسکری خواندم جمع کنید، هنگامی که امام صادق درباره بیشتر مراجع تقلید شیعه در زمان غیبت کبری سخن می‌گوید که آنان ضررشان بر شیعیان بیشتر از سپاه یزید بر حسین بن علی و یارانش است، و آنان دروغگو هستند، و آنان ناصبی هستند، آنان متقلب و کافرند، آنان ملعونند. به خدا همین‌گونه امام صادق صلوات الله علیه درباره آنان سخن گفت.
و این سخن رسول خداست «ای ابن‌مسعود، علمای آنان و فقیهانشان خائن و فاجرند، آگاه باشید که آنان بدترین آفریده‌های خدا هستند و کسانی که نزد آنان می‌روند و از آنان می‌گیرند و آنان را دوست دارند و با آنان می‌نشینند و با آنان مشورت می‌کنند، آنان بدترین آفریده‌های خدا هستند، خداوند آنان را وارد آتش جهنم می‌کند، کر و لال و نابینا هستند، آنان بازنمی‌گردند»
اگر هم بخواهید این را بر واقعیت فعلی تطبیق دهید از مرجع اعلی تا مرجع کوچک، این صفت در آنان آشکار است «کر و لال و نابینا هستند، آنان بازنمی‌گردند».
«ای ابن‌مسعود، با آنان در جمع ننشینید و در بازار با آنان معامله نکنید و راه را به آنان نشان ندهید و به آنان آب ندهید، ای ابن‌مسعود، مصیبت امت من همان دشمنی و کینه و جدال میان آنان است. آنان، خوارشدگان این امت در دنیا هستند»
پیامبر صلی‌الله علیه و آله در اینجا قسم می‌خورد: «قسم به آنکه مرا به حق فرستاد، خداوند آنان را نابود خواهد کرد» از لام تأکید و نون تأکید تشدید دار استفاده کرد، و این نوع تاکید را در احادیث غیبت و ظهور در قسمت گذشته دیدیم، هم در احادیث اهل بیت و هم در قرآن.
«قسم به آنکه مرا به حق فرستاد، خداوند آنان را نابود خواهد کرد، و آنان را به صورت میمون و خوک مسخ خواهد کرد» این توصیفی است برای علما و مراجع. قرآن گاهی آنان را سگ توصیف می‌کند مانند آنچه در داستان بلعم بن باعورا در سوره اعراف آمده، و گاهی آنان را الاغ توصیف می‌کند مانند آنچه در سوره جمعه آمده، و موارد دیگر.
و اینجا پیامبر اعظم حقیقت آنان را آشکار می‌کند که آنان میمون و خوک هستند. «قسم به آنکه مرا به حق فرستاد، خداوند آنان را نابود خواهد کرد» این نابودی در عقل‌ها، زبان‌ها و دل‌های آنان است. اینان قومی هستند که نابود شده‌اند، و حقیقتشان همین است.
«و خداوند آنان را به صورت میمون و خوک مسخ خواهد کرد» آیا مرا تکذیب می کنید؟ آیا احادیث امام صادق و احادیث رسول خدا را تکذیب می کنید! اگر این حقایق را بر اوضاع فعلی تطبیق دهید، خواهید دید که هر حرف از این سخن حقیقت دارد.
امیر المؤمنین صلوات ‌الله علیه در خطبه‌ای که در کوفه ایراد کرد، شیعیان کوفه را خطاب قرار داد، کوفه مرکز شیعه و مهد تشیع است. برایتان از جلد سوم کتاب “عوالم المهدی” همراه با مستدرکاتش می‌خوانم.
کتاب “عوالم” اثر محدث عبدالله بحرانی است و مستدرکاتش را مؤسسه امام مهدی اضافه کرده است، چاپ مؤسسه امام مهدی، صفحه 317، حدیث 1804، امیر المؤمنین در کوفه خطبه‌ای ایراد فرمود: «ای مردم…» این سخن خطاب به شیعیان اوست، نه غیر شیعیان که به سخنش اهمیت نمی دهند، از شیعیان انتظار می رود که به سخن امیرالمؤمنین اهمیت دهند.
«ای مردم، پس از من خود را درگیر هیچ جریانی نکنید، و از دشمنان آل محمد برحذر باشید زیرا دشمنانی از آل محمد خروج خواهند کرد و با ناکامی مواجه خواهند شد به‌خاطر سرپیچی از فرمان من و پشت کردن به پیمان من» کدام پیمان؟ پیمان غدیر. حوزه نجف از زمان تأسیس توسط شیخ طوسی، بیعت غدیر را نقض کرد، کتاب‌های تفسیرشان دلیل بر آن است. دلیل دیگر، کتاب‌های اعتقاداتشان است.
قرآن را برخلاف قواعد تفسیر علی تفسیر می کنند، اعتقاداتشان را از معتزلی ها و اشعری ها می گیرند و همچنین از علم کلام ناصبی بر اساس اصول فقه شافعی احکام را استنباط می کنند، حدیث اهل بیت را با علم رجال ناصبی نابود کردند، بیعت غدیر را نقض کردند، و ما عهد کردیم که تفسیر قرآن را جز از علی نگیریم، عهد کردیم که بر اساس منطق علی عمل کنیم «این علی است که پس از من شما را تفهیم می‌کند» بر همین اساس در غدیر بیعت کردیم.
«ای مردم، پس از من خود را درگیر هیچ جریانی نکنید، و از دشمنان آل محمد برحذر باشید زیرا دشمنانی از آل محمد خروج خواهند کرد و با ناکامی مواجه خواهند شد به‌خاطر سرپیچی از فرمان من و پشت کردن به پیمان من» و منظور از خروج، فقط خروج برای جنگ نیست، یا برای جنگ خروج می کنند یا برای رهبری مردم و سخنگویی به نام اهل بیت و می گویند: ما آیت الله هستیم، ما نائب امام زمان هستیم.
به شیعه می گویند: بیایید اموال امام زمان را به ما بدهید و از رساله‌های عملی ما پیروی کنید «و پرچمی از نسل حسین در کوفه ظاهر می‌شود با حمایت اُموی‌ها» این را بر زمان ما تطبیق دهید. کدام مرجع تقلید توسط ناصبی ها حمایت می‌شود؟! کدام مرجع تقلید در زمان ما توسط ناصبی ها ستایش می‌شود؟ کدام مرجع؟ برای همه معروف و بسیار شناخته‌شده است.
«و پرچمی از نسل حسین در کوفه ظاهر می‌شود با حمایت اُموی‌ها» تا اینکه امیر المؤمنین صلوات‌ الله علیه می‌فرماید: «برحذر باشید از دجال‌ها…» از کدام دجال‌ها سخن می‌گوید؟ «برحذر باشید از دجال‌هایی از نسل فاطمه» از صاحبان عمامه‌های سیاه «برحذر باشید از دجال‌هایی از نسل فاطمه، زیرا از نسل فاطمه دجال‌هایی هستند. و دجالی از رود دجله در بصره خروج می‌کند».
ما نمی‌توانیم با قاطعیت بگوییم که این سخن درباره زمان ماست اما اگر تمام قرائنی که ذکر شده را کنار هم بگذاریم به این نتیجه می رسیم که این اوصاف بر زمان ما صدق می کند، برجسته‌ترین دجال بصره در زمان ما همان کسی که ادعا می‌کند یمانی است، او “احمد اسماعیل” است. «و دجالی از رود دجله در بصره خروج می‌کند، او از من نیست» یعنی نه از نسل من است و نه اعتقاد و دین و ولایتش از من است «و او مقدمه همه دجال‌هاست» او برجسته‌ترین دجالی است که در سال‌های اخیر ظهور کرده.
«برحذر باشید از دجال‌هایی از نسل فاطمه، زیرا از نسل فاطمه دجال‌هایی هستند» اما دجال بصره از نسل فاطمه نیست، زیرا امام می‌فرماید: «او از من نیست» یعنی نه از نسل من است و نه اعتقاد و دین و ولایتش از من است، این احادیث فقط نمونه‌ هستند. روایات فراوانی از رسول خدا و اهل بیت نقل شده‌اند که ما را از بَتری‌ها برحذر می کنند، یعنی همان مراجع بَتری ملعون در نجف و کربلا و پیروانشان.
کتاب “کافی” شریف، جلد اول، چاپ دارالأسوة، تهران – ایران، در صفحه 380، حدیث 11، حدیث “پرچم‌های شبهه دار”، این‌ پرچم ها پیرو مراجع بَتری در نجف هستند و برخی از این پرچم‌ها، پرچم‌های نجف‌اند.
با سند کلینی از مفضل بن عمر، از امام صادق صلوات ‌الله علیه، به بخش مورد نیاز از حدیث می پردازم چون حدیث طولانی است، این روایت و امثال آن را در برنامه‌های پیشینم به طور مکرر مطرح کرده‌ام.
«دوازده پرچم شبهه دار برافراشته خواهد شد که هيچ کس نمی تواند حق از باطل آنها را تشخيص دهد» مفضل می‌گوید: آنگاه گریه کردم.
امام صادق فرمود: «ای ابو عبد الله، چه چیز تو را به گریه انداخت؟» این کنیه مفضل است.
مفضل می‌گوید: فدایت شوم، چگونه گریه نکنم در حالی که تو می‌گویی: دوازده پرچم شبهه دار برافراشته خواهد شد که هيچ کس نمی تواند حق از باطل آنها را تشخيص دهد.
چرا مفضل گریه کرد؟ چون امام درباره اروپا سخن نمی‌گفت، بلکه درباره عراق و به‌ویژه کوفه سخن می‌گفت، چون خود مفضل عراقی بود و از اهل کوفه و امام صادق درباره وضعیت شیعیان در عراق و در کوفه سخن می‌گفت. از شدت این وضعیت، مفضل گریه کرد.
«دوازده پرچم شبهه دار برافراشته خواهد شد که هيچ کس نمی تواند حق از باطل آنها را تشخيص دهد» چون این‌ پرچم ها از مراجع تقلید پیروی می‌کنند. کمی پیش برایتان توضیح دادم که تمام مراجع بر یک خط مشی اند، و اوصافی که در نکوهش و لعنت آنان در “روایت تقلید” از امام صادق آمده، بر همه آن‌ها صدق می کند.
هیچ تفاوتی در خط مشی ها‌یشان نیست، نه از نظر اعتقادی، نه از نظر تفسیری، نه در روش تحلیل تاریخ، نه در آداب و رسوم، و نه در روش استنباط احکام شرعی، آن‌ مراجع طوسی‌مسلک‌اند، طوسی‌مسلک‌اند، طوسی‌مسلک‌اند به ‌تمامی معنا. به همین خاطر، هيچ کس نمی تواند حق از باطل آنها را تشخيص دهد.
رساله‌های عملی مراجع نجف و کربلا را بررسی کنید، همه کپی یک نسخه اند. اکنون نمی‌خواهم درباره این موضوع صحبت کنم.
«دوازده پرچم شبهه دار برافراشته خواهد شد که هيچ کس نمی تواند حق از باطل آنها را تشخيص دهد».
مفضل گفت: گریه کردم.
امام صادق صلوات ‌الله علیه فرمود: «ای ابا عبد الله، چه چیز تو را به گریه انداخت؟»
مفضل گفت: فدایت شوم، چگونه گریه نکنم در حالی که تو می‌گویی دوازده پرچم شبهه دار برافراشته خواهد شد که هيچ کس نمی تواند حق از باطل آنها را تشخيص دهد.
پرچم شبهه دار یعنی پرچمی که ادعای حق دارد اما به آن عمل نمی‌کند، اندیشه‌ای را مطرح می‌کند که در آن حق و باطل در هم آمیخته است. آنها نه شیعه‌اند، نه سنی‌اند. این حقیقت حوزه نجف است، و این حقیقت احزاب شیعه است هم در عراق و هم در کشورهای دیگر. اما سخن اینجا درباره عراق است.
دولت شیعی بغداد، این‌گونه درباره‌اش می‌گویند: نمی‌شود آن را شیعی بنامیم، و نمی‌شود آن را سنی بنامیم. نه شیعه‌اند، نه سنی. مشکل در آن‌ها نیست، مشکل در پیروی آنها از خط مشی نجف و کربلا است. مذهب طوسی، نه مذهب شیعی است، نه مذهب سنی، بنابراین، هيچ کس نمی تواند حق از باطل آنها را تشخيص دهد، امور شبهه دار است.
«مفضل می‌گوید: در مجلس امام صادق روزنه‌ای بود که نور خورشید از آن وارد می‌شد.
پس امام از مفضل پرسید: آیا این نور آشکار است؟ آیا نور خورشید از این روزنه آشکار است؟
گفتم: بله.
فرمود: امر ما از این خورشید آشکارتر است».
امر اهل بیت را چگونه بشناسیم؟ وقتی با تمام این خط مشی ها و این پرچم‌ها تفاوت نشان می‌دهد، آن را می شناسیم، بگردید دنبال خط مشی‌ای که با همه این پرچم‌ها و همه این مراجع مخالفت می کند، این همان چیزی است که امام صادق می‌فرماید: «امر ما از این خورشید آشکارتر است».
کلینی در “کافی” این حدیث را در صفحه 377 آورده است، در پایان حدیث، امام صادق به مفضل می‌فرماید: «به خدا قسم، امر ما از این خورشید آشکارتر است» حدیثی که لحظاتی پیش برایتان خواندم، فاقد لفظ قسم بود.
«به خدا قسم، امر ما از این خورشید آشکارتر است» چگونه آن را تشخیص می‌دهید؟ آن همان خط مشی‌ای است که با همه این پرچم های شبهه دار متفاوت است، این حقیقتی آشکار است.
«به خدا سوگند امر ما روشن‌تر از این خورشید است» شاید کسی بگوید که کمونیست‌ها کاملاً با این پرچم‌ها اختلاف دارند، این سخن بیهوده است، ما درباره محیط یک خانه سخن می‌گوییم، در محیطی که اهل آن می‌گویند ما شیعه متدین هستیم، در محیطی که اهلش می‌گویند ما شیعه‌ای متشرع هستیم و به امامت قائم آل محمد پایبندیم.
سخن در این فضاست، مفضل بن عمر گریست زیرا سخن در این فضا بود، نه درباره خوارج یا اشاعره یا معتزله یا دیگر فرقه‌ها، سخن درباره کسانی است که می‌گویند ما شیعه‌ای متدین و متشرع هستیم، محمد و آل محمد را دوست داریم و از دشمنانشان برائت می‌جوییم، سخن درباره اینان است.
و به همین دلیل معلوم نمی‌شود کدام از کدام است، پرچم‌ها مشتبه‌اند، زیرا همه با یک زبان سخن می‌گویند، زبان‌هایی مشابه نزدیک به هم، اینها همان بَتری‌ها هستند.
واقعیت را بررسی کنید، واقعیت چیزی نیست که من ساخته باشم، خودتان واقعیت را بررسی کنید و این احادیث را در نظر بگیرید، این احادیث چیزی نیست که من ساخته باشم، این احادیث در زمان ما ساخته نشده‌اند، من از کتاب کافی برای شما می‌خوانم، کلینی در سال 328 هجری درگذشت، قطعاً کتابش را پیش از این تاریخ نوشته است، و ما اکنون در سال 1445 هجری زندگی می‌کنیم، واقعیت پیش روی شماست، آن را بررسی کنید، و حدیث اهل بیت در برابر شماست، آن را بخوانید و در آن تدبر کنید، و با نگاه دقیق و عمیق به آن بنگرید، تا به نتیجه روشن و درست برسید.
این‌ها همان کسانی هستند که امام باقر صلوات ‌الله علیه در روایتی طولانی درباره‌شان سخن گفته است. من بخش مورد نظر را برایتان می‌خوانم، از کتاب “دلائل الامامة” اثر محدث طبری امامی، از بزرگان قرن پنجم هجری برایتان می‌خوانم، این نسخه، چاپ مؤسسه البعثه در قم مقدس است، صفحه 455، شماره حدیث 435، حدیث امام باقر صلوات‌ الله علیه درباره امام زمان می‌فرماید: «به سوی کوفه حرکت می‌کند» از سمت عربستان می آید، در زمان ظهور مبارکش «به سوی کوفه حرکت می‌کند و از آن…» کوفه یعنی نجف، کوفه در زمان ما تابع نجف شده است «به سوی کوفه حرکت می‌کند، و از آن شانزده هزار نفر از بَتری‌ها خارج می‌شوند».
این‌ها همان بَتری‌هایی هستند که حدیث ثقلین را بریدند، قرآن را از حدیث اهل بیت جدا کردند، و آن را بر اساس روش ناصبی‌ها و نگاه احمقانه خود تفسیر کردند و سلیقه خبیث آنان، درباره سلیقه مراجع نجف و کربلا سخن می‌گویم، بر اساس سلیقه خبیث، کریه، متعفن و کثیف آنان سپس بازگشتند به حدیث اهل بیت و آن را انکار کردند، نزدیک به 95% از احادیث محمد و آل محمد صلوات الله علیهم را نابود کردند و انکار نمودند و تضعیف کردند، لعنت خدا بر حوزه آنان و بر دینشان و خط مشی‌شان و علم رجالشان.
اینان همان کسانی هستند که حقیقت را بریدند و دین را بریدند و عقیده ولایت را از عقیده برائت جدا کردند، پس نزد آنان برائتی وجود ندارد، برائت حقیقی در میانشان نیست، من درباره برائت فکری سخن می‌گویم، نه درباره لعن کردن زبانی یا اظهار برائت لفظی، برائت حقیقی همان برائت فکری است، برائت اعتقادی، برائت استنباطی برای استنباط اعتقادات و استنباط تفسیر و استنباط احکام، این همان برائت حقیقی است که در حوزه نجف از زمان تأسیس آن به دست طوسی شوم تا این لحظه وجود نداشته است، کتاب‌هایشان بر آن دلالت دارد، درس‌هایشان بر آن دلالت دارد، افکارشان، عقایدشان، سیره‌شان، تاریخشان، حال و روز فعلی‌شان، مواضع سیاسی، عقیدتی، اجتماعی آنان، همه چیز. اگر دقت کنید، خواهید یافت که این سخن صد در صد بر واقعیت آنان صدق می‌کند، اینها همان بَتری‌ها هستند.
«امام زمان به سوی کوفه حرکت می‌کند، و از آن شانزده هزار نفر از بَتری‌ها خارج می‌شوند» اگر ظهور در زمان ما باشد، این‌ها همان مراجع و آخوندهای معاصرند و اگر ظهور در آینده باشد، این‌ها دست پروردگان مراجع و آخوندهای فعلی خواهند بود.
«و به سوی کوفه حرکت می‌کند، و از آن شانزده هزار نفر از بَتری‌های تا دندان مسلح خارج می‌شوند» آن‌ها با تمام سلاح‌هایشان آمده‌اند، این‌ها چه کسانی هستند؟ «قاریان قرآن و فقهای دین» و قاریان قرآن در زمان ما، از قاریان سقيفه بنی‌ساعده تقلید می‌کنند، در صوت، لحن، لفظ، در حرکات بدن‌شان و حتی در حالات چهره، در فهم و تفسیر و عرف و سلیقه، و همه این‌ها با تأیید مراجع بَتری در نجف و کربلاست.
«این ها قاریان قرآن و فقهای دین هستند» این‌ها مراجع نجف و کربلاند «آن‌ها پیشانی‌هایشان را زخم کرده‌اند» این‌ زخم ها نشانه‌ سجده است «پیشانی‌هایشان را زخم کرده‌اند، لباس‌هایشان را بالا زده‌اند» این آثار سجود، ممکن است برای برخی حقیقی باشد، اما برای بیشتر آخوندها حقیقی نیست.
آنان اثر روی پیشانی را از طریق داغ کردن بادمجان ایجاد می‌کنند، بادمجان را داغ می‌کنند و سپس پیشانی‌هایشان را با تهِ بادمجان داغ می‌زنند، برای چند روز تا این علامت بر پیشانی‌های کثیفشان ظاهر شود، «پیشانی‌هایشان را زخم کرده‌اند» و عبارت اینجا به این موضوع اشاره دارد که خودشان پیشانی‌هایشان را زخم کرده‌اند و نه بر اثر سجود، خود آنان هستند که پیشانی‌هایشان را زخم کرده‌اند.
برخی از آنان سیب‌زمینی را آب پز می‌کنند و سپس آن را بر پیشانی‌شان می‌گذارند، برخی دیگر تربت را بر پیشانی‌شان می‌بندند هنگامی که می‌خوابند تا اثری بر پیشانی نجس‌شان باقی بگذارد، اینان همان آخوندها و فقها در نجف هستند.
«قاریان قرآن، فقیهان دین، پیشانی‌هایشان را زخم کرده‌اند» با این روش‌ها آن را زخم کرده‌اند، ممکن است برخی از آنان آثار سجود بر پیشانی‌شان به سبب سجود ظاهر شده باشد، این را نمی‌توانم انکار کنم.
«پیشانی‌هایشان را زخم کرده‌اند، لباس‌هایشان را بالا زده‌اند» یعنی با همت بالا آماده‌ شده اند تا با امام زمان بجنگند «و نفاق بر آن‌ها چیره شده است» آنها از ریشه منافق اند «و همه‌ می‌گویند: ای پسر فاطمه، برگرد، نیازی به تو نداریم، پس امام شمشیر را بر آن‌ها فرود می‌آورد، در پشت نجف، عصر دوشنبه تا شب، و آن‌ها را سریع‌تر از ذبح شتر می‌کشد هیچ‌کس از آن‌ها نمی‌گریزد، و هیچ‌یک از یاران امام آسیب نمی‌بیند، خون‌هایشان قربانی در راه خداست. سپس امام وارد کوفه می‌شود و جنگجویان آن را می‌کشد» یعنی پیروان‌ مراجع که در کوفه مانده‌اند، کسانی که دفاتر و مؤسسات‌شان را اداره می‌کنند. «سپس وارد کوفه می‌شود و جنگجویان آن را می‌کشد تا خداوند عزوجل راضی شود».
این روایت را بار دیگر برایتان می‌خوانم، عبرت بگیرید، این حدیث اهل بیت است، این نه سخن من است و نه شایعاتی که در اینترنت پخش شده باشد. شایعه پراکنی کار آنان است، اما صداقت، نزد اهل بیت صلوات الله علیهم است.
امام باقر می‌فرماید: «قائم به سوی کوفه حرکت می‌کند، پس از آن شانزده هزار نفر از بَتری‌ها خارج می‌شوند، تا دندان مسلح، قاریان قرآن، فقیهان در دین، پیشانی‌هایشان را – با بادمجان یا سیب‌زمینی پخته – زخم کرده‌اند – لعنت خدا بر آنان – و لباس‌هایشان را بالا زده‌اند و نفاق آنان را فرا گرفته است، و همگی می‌گویند: ای پسر فاطمه، بازگرد، ما نیازی به تو نداریم، پس شمشیر خود را بر آنان می‌کشد در پشت نجف، در عصر روز دوشنبه تا شب، آنان را سریع‌تر از ذبح شتر می‌کشد، هیچ‌یک از آنان نمی‌گریزد و هیچ‌یک از یارانش آسیب نمی‌بیند، خون‌هایشان قربانی برای خداست» لعنت خدا بر آنان «سپس وارد کوفه می‌شود و جنگجویانش را می‌کشد تا خداوند راضی شود».
این ها پیروان آن مراجع رذل هستند این اعتقادات بَتری یک‌باره پدید نمی‌آید، بلکه امتدادی است از خط مشی طوسی بَتری که در نجف پایه‌گذاری شد. زمانی که شیخ طوسی مذهب ملعون و حوزه ملعونش را در نجف تأسیس کرد، از آن روز تا این لحظه، مراجع بَتری‌ شیعیان را تحت کنترل خود قرار دادند، اگر اینگونه نبود، چرا پرچم هدایت شده‌تر از یمن می‌آید؟ چرا پرچم هدایت شده از ایران می‌آید؟ چرا از نجف جز بَتری‌ها کسی خارج نمی‌شود؟
چرا؟ چون حقیقت همین است که برایتان شرح دادم، چیز دیگری وجود ندارد. قطعاً آن‌ها سخن مرا رد خواهند کرد، و همچنین پیروان‌شان، و این طبیعی است. اما حقیقت ارزش خود را دارد، این احادیث روشن‌اند، و من هیچ‌گونه تحریفی در آن‌ها نکرده‌ام، نه در لفظ و نه در معنا. عربی من بسیار واضح است.
حال و روز فعلی را من نساختم. تاریخ موجود است، و من همه حقایق را با دلایل، شواهد و اسناد در برنامه‌های پیشین ارائه کرده‌ام، اگر به دنبال حقیقت هستید، به آن‌ها مراجعه کنید.
این‌ها بَتری‌ها هستند، حوزه نجف، حوزه کربلا و درکل حوزه طوسی، حوزه ای بَتری و مُرجئی است تا مغز استخوان، این عین حقیقت است، بدون تعارف.
همیشه می‌گویم که نجف، منظورم نجف طوسی است، نجف چیزی جز چهار قبرستان نیست، قبرستانی برای اجساد، و این امر شناخته‌شده است که دفن مرده‌ها در زمین نجف مستحب است، و قبرستانی برای ترشی، زیرا ترشی نجفی در زمین دفن می‌شود تا کهنه شود و قبرستانی برای بطری‌های خالی شراب، زیرا بسیاری از نجفی‌ها از صاحبان عمامه و غیر آنان شراب می‌نوشند.
شراب در نجف به صورت پنهانی فروخته می‌شود، و کسانی را به کار می‌گیرند تا بطری‌های خالی شراب را جمع کنند و بیرون نجف دفن کنند تا رسوا نشوند.
پس در نجف، قبرستانی برای اجساد هست.
قبرستانی برای ترشی کهنه.
قبرستانی برای بطری‌های خالی شراب.
و قبرستانی چهارم وجود دارد که خطرناک‌تر است، قبرستان عقل، جایی که عقل شیعیان دفن می‌شود و بر آن می‌خندند از طریق این خط مشی بَتری کثیف.
پیش‌تر گفتم که هدایت شده‌ترین پرچم از یمن می‌آید، و پرچم هدایت‌شده از ایران می‌آید، و اینکه سفیانی به نجف می‌آید و نجفی‌ها با او بیعت می‌کنند، شیعیان عراق به طور کلی با سفیانی بیعت خواهند کرد، این را روایت‌ها می‌گویند، این سخن من نیست، این احادیث اهل بیت است، و بَتری‌ها از نجف بیرون می‌آیند، اگر در نجف خیری باشد، پس کجاست؟
خیری در نجف نیست، من درباره نجفِ مراجع سخن می‌گویم، نه درباره نجفِ امیر المؤمنین، من درباره نجفِ مراجع طوسیِ بتری سخن می‌گویم، درباره نجف لواط، عراقی‌ها می‌دانند که مشهورترین شهر عراق در زمینه لواط نجف است، عراقی‌ها این را می‌دانند، چه شیعه و چه سنی، و نجفی‌ها می‌دانند که بیشترین لواط در میان حوزه و میان آخوندها رواج دارد.
این موضوع را با ادله و اسناد و حقایق بیان کرده‌ام، زیرا انحراف جنسی نشانه‌ای آشکار از مذهب طوسی است، و علت آن این است که مذهب طوسی، مذهبی عباسی است، و همه مذاهب عباسی آشکارترین نشانه‌شان انحراف جنسی است، کتاب‌ها و اسناد و فتواها و آنچه در واقعیت فعلی است همه بر این گواهی می‌دهند.
قسمت‌های 386 تا 398 از برنامه “خاتمه” که در ماه رمضان سال گذشته تقدیم کردم، شامل بسیاری از حقایق و اسناد بود، ما از امروز آن را مجددا بازپخش خواهیم کرد، کسانی که می‌خواهند حقیقت را بدانند، دنبال کنند، از امروز دوباره قسمت‌هایی را پخش خواهیم کرد که مربوط به موضوع انحراف جنسی در مذهب طوسی ملعون است.
این همان نجف، مرجعیت، عمامه‌ها، لواط و فساد در سطح کتاب‌ها، در سطح فتواها، و در سطح واقعیت فعلی است، این قسمت‌ها را دنبال کنید، بر اساس وقت نجف، پخش در ساعت هشت شب خواهد بود، و بر اساس وقت گرینویچ پخش در ساعت پنج عصر خواهد بود.
مذهب طوسی، مذهبی عباسی کثیف است، و به همین دلیل انحراف جنسی ویژگی‌ای آشکار از ویژگی‌های آن است و این را با ادله ثابت کرده‌ام، قسمت‌هایی که از امروز پخش خواهد شد، آن را روزانه بر شبکه ماهواره “القمرگ دنبال کنید، تا حقیقت را بدانید، زیرا انحراف جنسی بخشی از واقعیت بَتری عباسی ملعون است.
یمانی، هدایت شده‌ترین پرچم از یمن می‌آید، و پرچم هدایت‌شده خراسانی از ایران می‌آید، اما نجف جایی است که لواط در آن رواج دارد، و بَتری‌ها از آن برای جنگ با امام زمان بیرون می‌آیند، و نائب سفیانی در آنجا مستقر می‌شود، و نجفی‌ها و شیعیان عراق به فرمان مراجع نجف با او بیعت می‌کنند.
چه خیری در نجف است؟ من درباره نجفِ طوسی‌ها سخن می‌گویم نه درباره نجفِ امیر المؤمنین.
این جلد هشتم “کافی” شریف کلینی است، که در سال 328 درگذشت، چاپی که اندکی پیش از آن برایتان خواندم، در صفحه 35، حدیثی طولانی که حمران بن اعین برادر زراره آن را برای ما نقل می‌کند، از امام صادق صلوات الله علیه.
حدیث بسیار طولانی است، اما من به بخش مورد نیاز می‌روم، هنگامی که امام صادق درباره انحراف جنسی در فضای عباسی ملعون سخن گفت، در حکومت نخست و همچنین در حکومت دوم.
امام صادق به حمران می‌گوید: «و می‌بینی که فسق آشکار شد، و مردان به مردان، و زنان به زنان اکتفا کردند» این امر در عصر عباسی نخست رایج بود و در عهد عباسی دوم نیز خواهد بود، و در حقیقت این امر ملازم خط مشی بَتری است، و به همین دلیل لواط در میان حوزه نجف و کربلا رواج دارد.
«و می‌بینی که فسق آشکار شد، و مردان به مردان، و زنان به زنان اکتفا کردند» هنگامی که لواط رواج می‌یابد، سحاق نیز رواج خواهد یافت، این امر کاملاً طبیعی است «و می‌بینی که مرد همان چیزی را می‌دهد که زن می‌دهد» همان‌چیزی که زن از نظر جنسی می‌دهد، مردان نیز چنین می‌کنند «و می‌بینی که مرد همان چیزی را می‌دهد که زن می‌دهد، و می‌بینی که زنان با زنان ازدواج می‌کنند».
تا آنجا که امام صادق صلوات الله علیه می‌فرماید: «و می‌بینی که مردان خود را برای مردان و زنان خود را برای زنان آماده می‌کنند». «یتسمّنون» یعنی وضعیتشان را تغییر می‌دهند، عمل‌های بزرگ‌کردن باسن انجام می‌دهند، اکنون این کار را برای مردان و زنان انجام می‌دهند.
«و می‌بینی که مردان خود را برای مردان و زنان خود را برای زنان آماده می‌کنند، و می‌بینی که مرد زندگی‌اش را از دُبُرش می‌گذراند و زندگی زن از فرجش، و می‌بینی که زنان مجالس می‌گیرند چنان‌که مردان می‌گیرند» این مجالس فسق و فجور است «و می‌بینی که مردان بنی عباس، تغییر جنسیت می دهند، آرایش می کنند و همانند زن برای شوهرش شانه می زنند و به مردان برای فروجشان پول دادند، و بر سر مرد رقابت کردند و بر او غیرت ورزیدند».
و باور کنید، شواهد بسیاری در میان حوزه وجود دارد که این مضامین بر آن صد در صد منطبق است، من این سخن را بی‌اساس نمی‌گویم بلکه بر اساس شناخت دقیق از واقعیت حوزه طوسی در نجف و کربلا و در دیگر مناطقی که حوزه طوسی ملعون بر آن حاکم است، و همه اینها در محیط نزدیک به دفاتر مراجع و خانه‌های مراجع، بلکه در داخل این دفاتر و خانه‌هاست، این سخن را می‌گویم و به آن صد در صد یقین دارم، و بسیاری از آخوندها که برنامه مرا دنبال می‌کنند، این حقایق را می‌دانند و نمی‌توانند آن را تکذیب کنند، این امور در میان حوزه شناخته‌شده است، و در محیط نجف و کربلا.
قسمت‌های ویژه این موضوع را که از امروز پخش خواهد شد دنبال کنید.
سخنان امام صادق صلوات الله علیه در این زمینه ادامه دارد، نمی‌خواهم وارد جزئیات این موضوع شوم، می‌توانید به تفصیلی که در چندین قسمت‌ از برنامه “خاتمه” بیان کرده‌ام بازگردید. یادآوری می‌کنم که این قسمت‌ها از امروز دوباره پخش خواهد شد، اگر می‌خواهید حقیقت را به طور کامل و با ادله و براهین و اسناد بدانید آن را دنبال کنید.
و دیگر چه؟
کتاب “غیبت” طوسی، او بنیان‌گذار مذهب طوسی است که در سال 460 هجری قمری درگذشت. این نسخه چاپ مؤسسه الأعلمی در بیروت است، در صفحه 279 روایت از عمر بن أبان کلبی نقل شده از امام صادق صلوات‌ الله علیه: «گویا سفیانی یا فرستاده سفیانی را می‌بینم» قطعاً این تردید از راوی است، نه از امام، امام در بیان حقیقت دچار تردید نمی‌شود، و آنچه محتمل‌تر است این است که امام از سفیانی نام نبرده، بلکه از فرستاده سفیانی یاد کرده.
بر اساس قرائن دیگر، چرا که کسی که وارد عراق می‌شود، طبق روایات دیگر، فرستاده سفیانی است، یکی از فرماندهان او، و همین شخص وارد نجف می‌شود.
«گویا فرستاده سفیانی بار خود را در رحبه‌ی شما در کوفه افکنده است» رحبه، میدان وسیع و باز در مرکز شهر است، رحبه‌ی کوفه کنار مسجد کوفه قرار داشت، بخشی از آن تا امروز باز است و هیچ بنایی بر آن ساخته نشده، زمین پشت مسجد کوفه از سمت قبله، به سمت خانه‌ی امیرالمؤمنین و قبر میثم تمار، همان رحبه‌ی کوفه در زمان امیرالمؤمنین است.
اما سخن درباره‌ی این محدوده نیست، شاید هم باشد، ولی ما احادیث را این‌گونه لفظی و محدود به واژه‌ها نمی‌فهمیم، کوفه در اینجا یعنی نجف، و سخن از میدان بزرگی در این شهر است «گویا فرستاده سفیانی بار خود را افکنده است» این تعبیر کنایی یعنی او دفتر و مقر فرماندهی‌اش را اینجا قرار داده، چون احساس امنیت و آرامش دارد؛ زیرا مردم با او بیعت کرده‌اند.
روایتی از امام سجاد خواهیم داشت که این موضوع را روشن می‌کند.
«گویا فرستاده سفیانی بار خود را در رحبه‌ی شما در کوفه افکنده، و جارچی او ندا می‌دهد: هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد، هزار درهم پاداش دارد» یعنی مردمی که در نجف‌اند، شیعه‌ی علی نیستند. این‌ها بَتری هستند، کسانی که واجب بودن شهادت سوم را در اذان و اقامه رد می‌کنند، اذان و اقامه را باطل می‌دانند، و ذکر شهادت سوم را در تشهد اول و آخر نماز، حتی به عنوان بخشی مستحب، رد می‌کنند، و می‌گویند نماز با ذکر نام علی باطل می‌شود. این‌ها همان کسانی هستند که بیعت غدیر علوی را نقض کردند. این‌ها شیعه علی نیستند، نه قرآن را با تفسیر علی تفسیر کردند، نه عقاید را با فهم علی استخراج کردند، نه احکام را با روش علی.
این‌ها شیعه‌ی علی نیستند، همان‌طور که امام صادق در روایت تقلید آن‌ها را توصیف کرده: «تظاهر می کنند که پیرو ما هستند و با دشمنان ما دشمن اند» این‌ها اصحاب پرچم‌های شبهه دار که معلوم نیست کدام از کدام است. هیچ ارتباطی با علی ندارند، نه از نزدیک و نه از دور.
و بنابراین جارچی سفیانی در نجف ندا می‌دهد: «هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد، هزار درهم پاداش دارد. آنگاه همسایه به همسایه حمله می کند، و می‌گوید: این از آن‌هاست. گردنش را می‌زند و هزار درهم می‌گیرد» یا خودش گردن او را می‌زند یا توسط سفیانی‌ها کشته می‌شود، و هزار درهم را می‌گیرد. تا پایان آنچه در روایت آمده، که در برنامه‌های قبلی‌ام به‌طور مفصل شرح داده‌ام.
این است حال و روز نجف در زمان ظهور شریف، در دوره‌ی نزدیک به علائم حتمی و در زمان علائم حتمی، ما درباره‌ی همین دوره سخن می‌گوییم، چون فرستاده سفیانی بار خود را در رحبه‌ی کوفه افکنده است. این است وضعیت نجف، همان‌طور که امامان ما صلوات ‌الله علیهم برایمان روایت کرده‌اند.
کدام نجف؟ من درباره‌ی نجف مرجعیت سخن می‌گویم، درباره‌ی نجف آخوندهای عباسی و ابلیسی و پلید، نه درباره‌ی نجف امیرالمؤمنین، نه درباره‌ی نجف قائم آل محمد، من درباره‌ی نجف این پَست‌ فطرت ها سخن می‌گویم.
و دیگر چه می‌خوانیم؟
این جلد 52 “بحار الأنوار” اثر علامه مجلسی، چاپ دار احیاء التراث العربی، صفحه 387، حدیث 204، ابوخالد کابلی از امام سجاد صلوات‌ الله علیه نقل می‌کند، می روم سراغ بخش مورد نیاز حدیث.
امام سجاد می‌فرماید: «سپس قائم صلوات ‌الله علیه حرکت می‌کند» از حجاز به سوی عراق «تا اینکه به قادسیه برسد» منطقه‌ای نزدیک نجف، در کنار فرات وسطی «تا به قادسیه برسد، و مردم در کوفه گرد آمده‌اند» این‌ها که گرد آمده‌اند چه کسانی هستند؟ آیا کُردهای کردستان‌اند؟ یا اهل سنت شهر موصل و انبار؟ این‌ها شیعیان بصره‌اند، شیعیان عماره، شیعیان ناصریه و سماوه، شیعیان بغداد و نجف، شیعیان کربلا «مردم در کوفه گرد آمده‌اند و با سفیانی بیعت کرده‌اند» از طریق فرستاده‌اش، از طریق نماینده‌اش.
مردم چگونه گرد آمدند و با سفیانی بیعت کردند اگر مراجع با او بیعت نکرده بودند؟ اگر مراجع فتوی به بیعت با او نداده بودند؟ این‌ها همان بَتری‌هایی هستند که به امام زمان ما می‌گویند: «ای پسر فاطمه، برگرد، نیازی به تو نداریم» و با سفیانی دست می دهند و با او بیعت می‌کنند.
این عین حقیقت است، این سخن امامان شماست، اگر به امامان‌تان ایمان دارید، یا اگر این‌ها امامان شما هستند.
امام سجاد است که می‌فرماید: «سپس قائم حرکت می‌کند تا به قادسیه برسد، و مردم در کوفه گرد آمده‌اند و با سفیانی بیعت کرده‌اند» آن‌ها شتاب کردند پیش از آنکه قائم به نجف برسد، مراجع نجف شیعیان عراق را واداشتند تا با سفیانی بیعت کنند، تا با امام زمان بجنگند.
و این همان چیزی است که رخ خواهد داد. از این رو، من شیعیان عراق را خائن و کافر توصیف می‌کنم، چون پیرو مراجعی هستند که رسول خدا در وصیتش به ابن مسعود آن ها را «خائن و کافر» توصیف کرد، این است حقیقت کامل، داده‌ها در اختیار شماست، واقعیت گواه آن است.
زمان این برنامه رو به پایان است، سخن را با آنچه در کتاب غیبت نعمانی روایت شده است خاتمه می‌دهم، همان چاپی که اندکی پیش ذکر شد، باب نوزدهم، حدیث دوم است، با سند نعمانی از ابوبصیر از امام صادق صلوات الله و سلامه علیه، حدیث طولانی است، به بخش مورد نیاز می‌روم.
سپس امام صادق فرمود: «ای ابا محمد» این کنیه ابوبصیر است، ابوبصیر به این کنیه خوانده می‌شد زیرا نابینا بود، کنیه اصلی او ابو محمد است.
امام به او فرمود: «ای ابا محمد، قائم آل محمد ظهور می‌کند در حالی که مظلوم، خشمگین و اندوهگین است به سبب غضب خدا بر این خلق، بر تن او پیراهن رسول خداست که در روز جنگ اُحُد بر تن داشت» همان پیراهن رسول خدا که به خون او آغشته شد، و خون رسول خدا همچنان در آن پیراهن باقی است، و هنگامی که امام زمان آن را بپوشد، مردم اثر خون رسول خدا را بر آن پیراهن خواهند دید.
برخی از بَتری‌ها در فتاوا و کتاب‌هایشان می‌گویند که خون رسول خدا نجس است، این یعنی امام زمان احکام طهارت و نجاست را نمی‌داند و پیراهنی آلوده به خون رسول خدا می‌پوشد. این است مسخره دین طوسی، این است نجاست دین مراجع نجف و کربلا.
«ای ابا محمد، او ظهور می‌کند درحالی که مظلوم، خشمگین و اندوهگین است، به سبب غضب خدا بر این خلق، بر تن او پیراهن رسول خداست که در روز اُحُد بر تن داشت، و نام عمامه‌اش سحاب است، و زرهش زره کامل رسول خداست، و شمشیرش شمشیر رسول خداست، ذوالفقار» ذوالفقار شمشیر رسول خدا و شمشیر علی است، علی همان محمد است و محمد همان علی است.
«هشت ماه شمشیر را بر دوش می‌گیرد و می‌جنگد» یعنی گروه‌های بسیاری کشته خواهند شد «نخست در مکه از بنی‌شیبه آغاز می‌کند» آنان کلیدداران کعبه هستند تا به امروز، بنی‌شیبه کلیدداران کعبه از عصر جاهلی تا امروز بوده‌اند «پس نخست از بنی‌شیبه آغاز می‌کند، دست‌هایشان را قطع می‌کند و آنها را بر کعبه می‌آویزد، و منادی او ندا می‌دهد: اینها از خدا دزدی کردند».
مراجع نجف و کربلا این را از طریق رسانه‌ها خواهند دید، و متوجه خواهند شد که نوبت بعدی به آنان می‌رسد، و به همین دلیل هرچه در توان دارند برای بیعت با سفیانی شتاب می‌کنند و برای گردآوری گروه‌های بَتری، و برای فرمان دادن به شیعیان که با سفیانی بیعت کنند، و هنگامی که امام به نجف برسد، خواهند گفت: ای پسر فاطمه، بازگرد، ما نیازی به تو نداریم.
«سپس به سراغ قریش می‌رود، و جز شمشیر چیزی از آنان نمی‌گیرد، و جز شمشیر چیزی به آنان نمی‌دهد، و قائم خروج نمی‌کند تا اینکه دو بیانیه خوانده شوند. بیانیه‌ای در بصره و بیانیه‌ای در کوفه» بصره شیعی است و کوفه شیعی است. روایت نگفت که مثلاً در اعظمیه بغداد یا در فلوجه انبار خوانده می شوند که شهرهای سنی نشین اند.
«و قائم خروج نمی‌کند تا اینکه دو بیانیه به برائت از علی خوانده شوند، بیانیه‌ای در بصره و بیانیه‌ای در کوفه» در جامعه ای شیعی، مراجع از امام علی برائت می جویند هنگامی که فتواهای کثیف و نجس صادر می‌کنند که ذکر علی در تشهد، نماز را باطل می‌کند، این فتواها همان بیانیه های برائت از علی هستند. آنان از علی برائت می‌جویند اما به شیوه‌ای دیگر که شما را ‌فریب دهند.
«تا اینکه دو بیانیه در برائت از علی خوانده شوند، بیانیه‌ای در بصره و بیانیه‌ای در کوفه» همانطور در حدیثی دیگر: «جارچی سفیانی در نجف ندا می‌دهد: هر کس سر مردی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش دارد» این فضای عراق در زمان ظهور است. پرچم هدایت شده از کجا می‌آید؟ هدایت برای شیعیان عراق از کجا می‌آید؟
پرچم هدایت شده‌تر از یمن می‌آید و پرچم هدایت‌ شده از خراسان یعنی ایران، اما نجف پایتخت بتری‌هاست، آن فقهای بتری با تمام قوایشان بیرون می‌آیند و به امام می‌گویند: ای پسر فاطمه، از همان‌جا که آمدی بازگرد، ما نیازی به تو نداریم. در برخی نسخه ها می گویند: ما شما را آزمودیم و خیری در شما نیافتیم.
احادیث اهل بیت این را به ما گفته اند، آنان به امام زمان می‌گویند: ما شما را آزمودیم و خیری در شما نیافتیم، و دو بیانیه در برائت از علی در بصره و کوفه صادر می شوند، در بصره شیعی و کوفه شیعی.
ای شیعیان عراق در این حقایق تدبر کنید، این سخن من نیست و نه از پدر یا جد یا مادر یا خاله‌ام آورده‌ام، این احادیث اهل بیت است، این کتاب‌های قدیمی و اصلی ماست، این کلمات معصومین است.
تا چه زمانی برای این بتری‌ها، این پست‌ها، مضحکه باقی می‌مانید، همان‌هایی که آنان را آیات الله العظمى و نواب امام زمان می‌نامید.
زمان این برنامه پایان یافت، و بدین‌گونه نقشه‌ای اجمالی از فضای عمومی در منطقه ظهور در اختیار شما قرار دادم و به‌ویژه در عراق، در پایتخت بتری‌های ملعون، نقشه‌ای اجمالی از فضای عمومی در برابر شما نهادم که در آن وقایع مرحله نشانه های عمومی، مرحله نشانه‌های حتمی و مرحله مقدمات ظهور رخ خواهد داد و جریان خواهد یافت.
فردا دیدار می‌کنیم ان شاء الله تعالی، به امید آنکه دل‌هایمان سرشار از شور خدمت به امام زمان باشد، با حکمتی یمانی و معرفتی زهرایی.
ما زهرایی هستیم، و عشقمان زهرایی است
از همگی التماس دعا دارم
خداحافظ