بحث مخصّص


بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 23 / عبد الحلیم الغزی

عبد الحلیم الغِزّی :
«ای پیامبر آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده را ابلاغ کن، و اگر چنین نکنی، رسالت او را نرسانده‌ای، و خدا تو را از مردم حفظ می‌کند» آیه 67 سوره مائده. که محمد صلی ‌الله ‌علیه‌ و آله ابلاغ کرده است، و بیعت غدیر را برگزار کرد.
بیعت غدیر پیش از آنکه در گردن‌های ما ثابت باشد، در ذهن‌های ما ثابت است، پیش از آنکه در دست‌های ما ثابت باشد، در دل‌های ما ثابت است، پیش از آنکه در گفتار ما باشد، در وجدان ما ثابت است، پیش از آنکه در اعمال ما باشد، در فطرت ما ثابت است.
«و اگر چنین نکنی، رسالت او را نرسانده‌ای، و خدا تو را از مردم حفظ می‌کند. خداوند قوم کافر را هدایت نمی‌کند» آیه 67 سوره مائده. اینان قوم کافرند؛ آیه سوم پس از بسم ‌الله از سوره مائده درباره آنان سخن می‌گوید: «امروز کافران از دین تان ناامید شدند» این کافران که همان سقیفه بنی‌ساعده اند، کاملا به بیعت غدیر کفر ورزیدند، اما سقیفه بنی‌ طوسی (علمایی که بر مذهب طوسی اند) لفظاً ادعای ایمان به بیعت غدیر دارند و جشن غدیر را برگزار می‌کنند اما در واقع قرآن را برخلاف پیمان‌های بیعت غدیر تفسیر می‌کنند، احکام را برخلاف آن استخراج می‌کنند، اعتقادات را برخلاف منطق علی که در بیعت غدیر با او بیعت کردیم، استخراج می‌کنند. دینی جدید می سازند که صد درصد با دین بیعت غدیر تفاوت دارد. اینان ملعون تر اند.
وقتی “دین زهرایی” مطرح می شود آنان پیمان های بیعت غدیر را نقض می کنند. وگرنه این پیمان ها جز با ظهور امام زمان به طور کامل تحقق نمی یابند آن هم بعد از آشکار شدن حقایق.
منطق می‌گوید در زمان نزدیک به ظهور امام زمان حقایق باید آشکار می شود، جدای از داده‌های موجود، منطق می‌گوید باید زمینه تاریخی فراهم شود. سنت‌های تاریخ اقتضا می‌کنند که حقایق به تدریج پیش از ظهور آشکار شوند.
امیدوارم با آشکارسازی حقایق برای کسانی که با صداقت و اخلاص به دنبال حقیقت‌اند، بتوانم زمینه تاریخی فراهم کنم.
«امروز کافران از دین تان ناامید شدند» اگر بخواهم از شاخه‌های این معنا تصویری جزئی بگیرم، به “زهرایی‌هایی” که حقیقت مراجع نجف را شناختند و به دین زهرائی ناب ایمان آوردند، می‌گویم: اگر مراجع نجف بدانند که شما چنین اعتقادی پیدا کردید، از اینکه شما روزی به آنان بازگردید، ناامید می شوند، چون می‌دانند شما حقیقت را شناخته‌اید، و کسی که حقیقت را بشناسد از آن روی‌گردان نمی‌شود. حقیقت او را وادار می‌کند که به آن بچسبد، حتی اگر به حقیقت خیانت کند، در عمل و زبان خیانت می‌کند اما نمی‌تواند در عقل و قلب خیانت کند، چون در ذهن و دلش ریشه دوانده است. نمی‌تواند از آن خلاص شود و نمی‌تواند از آن فرار کند.
«امروز کافران از دین تان ناامید شدند، پس از آنان نترسید، بلکه از من بترسید» به آنان اعتنا نکنید، هیچ ارزشی ندارند.
سخنم از همین جا نشأت می گیرد، از همین حقایق، «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم، و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» آیه 3 سوره مائده.
وقتی “دین زهرایی” را بپذیریم، یعنی به مرحله تأویل تدریجی چنگ زده‌ایم، به امامت امام زمان تمسک جسته‌ایم. و این همان چیزی است که همیشه بر آن تأکید دارم که بیعت غدیر یکی نیست. بلکه بیعت ما، بیعت دو غدیر است: غدیر علی و غدیر امام زمان.
و به همین دلیل، از روز نهم ربیع ‌الاول در فرهنگ اهل بیت، به عنوان روز اول رسمی و ظاهری امامت امام زمان یاد شده است، از آن به عنوان غدیر دوم یاد شده است.
دو بیعت وجود دارد: بیعت غدیر اول برای علی است، و آن بیعتی است برای خدا، محمد، علی، فاطمه، و فرزندان فاطمه از امام مجتبی تا قائم.
اما بیعت دیگری نیز باید زینت‌بخش گردن‌هایمان باشد، باید ذهن‌هایمان را پاک کند، باید دل‌هایمان را مقدس بدارد، باید در عشق و دلدادگی در آن ذوب شویم، آن بیعت غدیر دوم است. آن غدیر امام زمان صلوات‌ الله‌ علیه است.
و در آن هنگام، این معانی به طور کامل تحقق می‌یابند، دست‌کم در درون خودمان احساس می‌کنیم که مراجع نجف از دین ما ناامید شده‌اند.
«امروز کافران از دینتان ناامید شدند. پس از آنان نترسید، از من بترسید. امروز دینتان را کامل کردم، و نعمت خود را بر شما تمام کردم، و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم»
و اینجا بخش پایانی رسالت تحقق می‌یابد. برنامه غدیر که برنامه خداست، بخش پایانی از علت شکل‌ گیری رسالت را تشکیل می دهد، از آغاز تا پایان رسالت بخش های متعددی دارد از زمان حضرت آدم، بیعت غدیر بخش پایانی آن است.
این است برنامه الهی کامل. کامل‌شده نه در متون و الفاظش، بلکه در وجود علی و فاطمه و خاندانشان. کمال دین ما در متن قرآن نیست، در متن احادیث نیست.
کمال دین ما در وجود امام زمان است. این است کمال دین ما. متون قابل تحریف‌اند. متن‌های قرآن و حدیث قابل تحریف‌اند، قابل فراموشی‌اند، ممکن است معانی آنها را درک نکنیم و در واژگانشان محدودند. اگر امر وابسته به متون باشد، پس دین ناقص است، ناقص و ناقص و ناقص است، چون متن‌ها ناقص‌اند.
کمال قرآن در ارتباطش با امام معصوم است و کمال حدیث نیز در ارتباطش با امام معصوم. بدون امام معصوم، قرآن کتابی محدود می ماند.

———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

www.instagram.com/alghezzi_farsi

www.t.me/alghezzi_farsi

أضف تعليقك

لن يتم نشر عنوان بريدك الإلكتروني.