بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 85 / عبد الحلیم الغزی
عبد الحلیم الغِزّی :
حدیث اول: آنچه در کتاب “غیبت نعمانی” نقل شده، نویسندهای که در سال 360 هجری درگذشته است، این نسخه از انتشارات انوار الهدی است، چاپ اول، قم مقدس، صفحه 281، حدیث پنجاهم با سند نعمانی از ابوخالد کابلی از امام باقر صلوات الله علیه “حدیث مشرقیها”.
امام باقر میفرماید: “گویی مردمی را میبینم که در شرق (یعنی ایران) قیام کرده اند و حق را طلب میکنند اما به آنان داده نمیشود” (در سال 1342 هـ ش) “سپس دوباره طلب میکنند و باز به آنها داده نمیشود” (در سال 1357 هـ ش) “پس وقتی این را میبینند شمشیرهایشان را بر شانههایشان میگذارند پس آنچه خواستهاند به آنان داده میشود اما نمیپذیرند، تا قیام کنند و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند، کشتههایشان شهیدند، اگر من آن زمان را درک میکردم، خود را برای امام زمان نگه میداشتم”.
این حدیث را بهطور مختصر و مفید شرح خواهم داد بسته به فرصتی که فراهم شود، بهطور کلی، روایت درباره شیعیان ایران است، نمیخواهم وارد بحثهای فرعی و بیارزش شوم که با وضوح و روشنی کلمات امام باقر صلوات الله علیه در تضاد است. امام باقر در مدینه بود و درباره شرق حجاز سخن میگفت، درباره شرق کشوری که در آن زندگی میکرد، و گاهی امامان با عراقیها سخن میگفتند، زیرا شیعیانشان از عراق میآمدند، پس وقتی با آنان سخن میگفتند، درباره شرق عراق سخن میگفتند، شرق عراق و شرق مدینه یکی است. مکانی که به عنوان شرق اشاره شده، ایران است، دست کم بر اساس آنچه از تمام متون و روایات و احادیث میفهمم، من فقط درباره یک حدیث صحبت نمیکنم. روایت روشن است.
پس آنان ایرانیان شیعه ای هستند که به امامت امام دوازدهم در سلسله امامان معصوم دوازده گانه اعتقاد دارند “و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند” چون به امامت او اعتقاد دارند، چون منتظر او هستند. اینان شیعهاند، شیعهای که به امامت امام زمان اعتقاد دارند و منتظر او هستند.
سپس روایت چه میگوید؟ “کشتههایشان شهیدند” این توصیف امام باقر نمی تواند بر ناصبی های سقیفه بنی ساعده صدق کند. پس ایرانیان شیعه ای واقعی اند، به امامت امام دوازدهم اعتقاد دارند و منتظر او هستند و آنان در انتظارشان صادقاند. امام باقر میفرماید: “و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند”
پس آنان در شرق حجاز هستند، اگر سخن درباره شرق حجاز باشد، جایی که امام باقر در مدینه منوره بود، یا آنان در شرق عراق هستند، اگر سخن به شیعیان عراق خطاب شده باشد، شرق حجاز و شرق عراق یکی است، پس اینان در شرقاند، و اینان شیعهاند، به امامت امام زمان اعتقاد دارند و منتظر او هستند، و کشته خواهند داد، چه در مرحله مطالبه حق (قبل از پیروزی انقلاب) چه پس از آن (بعد از پیروزی انقلاب)، تا زمان ظهور، چون روایت چنین گفته: “کشتههایشان شهیدند” پس از همه این جزئیات. امام باقر وضعیت آنان را شرح داده که چنین و چنان بر آنان خواهد گذشت تا آنکه فرمود: “و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند، کشتههایشان شهیدند” آنان پیش از پیروزی و پس از پیروزی کشته خواهند داد، و قتل در میانشان باقی خواهد ماند تا زمان ظهور. این چیزی است که در روایت بهطور واضح آمده است. این مضمون بر شیعیان ایران در زمان ما صدق می کند یا نه، شما چه میگویید؟
جدای از موضع سیاسی که با آن موافق یا مخالف باشیم، جدای از یک کلمه اینجا یا آنجا، جدای از این شخص یا آن شخص، من درباره یک ساختار و تشکیلات صحبت میکنم، جنبشی که بسیاری از افراد با گرایشهای مختلف در آن مشارکت دارند، این همان ساختار و تشکیلات مشرقی است که امام باقر صلوات الله علیه در این روایت بسیار روشن و منسجم از آن سخن میگوید. این یک حدیث متین و هماهنگ در الفاظ و اصطلاحات و مضمون است.
اگر متن این حدیث را با متونی که با همین مضمون در کتابهای مخالفان آمده مقایسه کنم، متون آنان ضعیف و سستاند. من این را در برنامههای قبلیام توضیح دادهام، در اینجا نمیخواهم وارد همه جزئیات شوم، کسی که جزئیات کامل را میخواهد، به برنامههای قبلی و قسمتهای مختص شرح و بیان مضمون این روایت مراجعه کند، من در اینجا درباره چکیده صحبت میکنم، درباره خلاصهای از آنچه این روایت به آن اشاره دارد.
پس آنها مشرقی اند، در شرق حجاز و شرق عراق اند، و آنها شیعه اند که به امام زمان اعتقاد دارند و منتظر او هستند و در اعتقاداتشان صادقاند، لذا روایت میگوید: “و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند”، آنان پیش از پیروزی و پس از پیروزی تا زمان ظهور در معرض قتل قرار دارند، روایت چنین میگوید: “کشتههایشان شهیدند”، اینان مسیر خود را دارند، ساختار خود را دارند، راه خود را دارند.
اشتباهات و درستیهای خود را دارند، و این امری طبیعی است. احادیث به ما خبر دادهاند که هیچ گروهی، هیچ گرایشی، هیچ حزبی، هیچ جریانی، هیچ مکتبی نیست مگر اینکه پیروان آن حکومت خواهند کرد، و حکومتشان عادلانه نخواهد بود، بلکه عدالت و ظلم در آن آمیخته خواهد بود. عدالت فقط در زمان امام زمان برقرار میشود، اصلاح نیز فقط در زمان امام زمان برقرار میشود. من نمیخواهم وارد جزئیات و نکات ریز شوم و نمیخواهم درگیر جزئیات فرعی و تبعات آنها شوم، بلکه میخواهم روی این نشانهی ظهور بسیار واضح تمرکز کنم، من فقط دربارهی نکات کلی صحبت میکنم.
ولی آنچه گفتم مبنی بر اینکه آنان شیعهاند، و اینکه در طول مسیرشان کشته میشوند، این ها در روایت روشن است، و در مورد ایرانیان معاصر نیز مشهود است. از این رو انقلاب اسلامی ایران را در میان نشانههای مهمی که در زمان ما تحقق پیدا کردن، ذکر کردم.
این یک شرح کلی است. حال بازمیگردم به روایت و آنچه امام باقر فرمود: «گویی مردمی را میبینم که در شرق (یعنی ایران) قیام کرده اند» اکنون برای ما روشن شده است که منظور از “شرق” و آن “مردم” چیست، دست کم با کسانی صحبت می کنم که با این فهم موافقاند. ممکن است کسی بگوید که این روایت می تواند بر قومی در آینده صدق کند. از نگاه عقلی محض، این گفته امکانپذیر است، ولی من از این زاویه سخن نمیگویم، من بر اساس دادههای در دسترس و مطابق با زمانمان سخن میگویم، این روایت به تنهایی نیامده بلکه در بستر تمام روایات آمده، و قبلاً دربارهی سایر روایاتی که در همین موضوع اند صحبت کردیم، نمیخواهم مطالب قبلی را تکرار کنم.
«گویی مردمی در شرق قیام کرده اند» آنان شیعههای مشرقیاند، و به عبارتی روشنتر: ایرانیان «حق را طلب میکنند اما به آنان داده نمیشود»، سپس چه؟ کلمه «سپس» همانطور که میگویند، نشاندهندهی فاصلهی زمانی است. پس آن مشرقیها «حق را طلب میکنند ولی به آنها داده نمیشود» (سال 1342 هـ ش) این مرحله اول است.
سپس مرحلهی دوم میآید «سپس دوباره طلب میکنند و باز به آنها داده نمیشود» (سال 1357 هـ ش) پس اینجا فاصلهی زمانی وجود دارد.
ملاحظه می کنید که فعالیت اول: «حق را طلب میکنند ولی به آنها داده نمیشود» (سال 1342 هـ ش) این فعالیت پایان میپذیرد. سپس بعد از مدتی دوباره همان فعالیت را آغاز میکنند و حق را مطالبه می کنند اما به آنها داده نمیشود (سال 1357 هـ ش). در فعالیت دوم، زمانی که به همان نتیجه میرسند که حق را مطالبه میکنند ولی به آنها داده نمیشود، آنگاه وارد فعالیت سوم میشوند «پس وقتی این را میبینند، شمشیرهایشان را بر شانههایشان میگذارند»، هنوز جنگی آشکار نیست، اما آنان خود را برای نبرد آماده میکنند، برخی وقایع در این مرحله رخ داد اما ویژگی اصلی این مرحله این نبود که از سلاح استفاده کنند. شاید در برخی رخدادهای محدود از سلاح استفاده کردند، اما ویژگی کلی این بود که انقلاب مسالمتآمیز بود. انقلاب اسلامی از راه تظاهرات، اعتراضها و اعتصابها پیش رفت. این شیوهای بود که انقلاب اسلامی آن را در پیش گرفت. خشونت، سلاح و برخورد با دولت به صورت محدود در برخی نقاط رخ داد، اما ویژگی اصلی این انقلاب: تظاهرات، پخش اعلامیه، اعتصاب، اعتراض و از این قبیل بود «پس وقتی این را میبینند، شمشیرهایشان را بر شانههایشان میگذارند» گذاشتن شمشیر بر شانه یعنی آمادگی برای جنگ، آمادگی برای استفاده از سلاح «آنگاه آنچه خواستهاند به آنان داده میشود» در این مرحله «به آنان داده میشود اما نمیپذیرند» براورد شدن خواسته هایشان را نمیپذیرند «تا اینکه قیام کنند» آنان به قیامشان ادامه میدهند تا قدرت به دستشان بیفتد، دولتی تشکیل خواهد شد، این معنای «تا اینکه قیام کنند، و زمام امور را به امام زمان بسپارند» است.
چگونه زمام امور را به امام زمان می سپارند در حالی که هنوز دولت تشکیل ندادهاند؟
«و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند، کشتههایشان شهیدند، اگر من آن زمان را درک میکردم، خود را برای امام زمان نگه میداشتم» این همان مسیری است که امام باقر ترجیح میدهد، مسیر یمانی (نگه داشتن خود برای امام زمان).
من تاریخ ایران را بررسی کردم و هیچ دوره ای را نیافتم که چنین جزئیاتی در آن رخ داده باشد و وقتی در جزئیات انقلاب اسلامی ایران دقت میکنم، با اینکه همهچیز را بهدلیل عجله بیان نکردم میبینم که روایت کاملاً بر وقایع این انقلاب تطابق دارد.
«گویا مردمی را میبینم که در شرق (ایران) قیام کرده اند، و حق را طلب میکنند اما به آنان داده نمیشود، سپس دوباره طلب میکنند و باز به آنها داده نمیشود، پس وقتی این را میبینند، شمشیرهایشان را بر شانههایشان میگذارند، آنگاه آنچه خواستهاند به آنان داده میشود اما نمیپذیرند، تا اینکه قیام کنند، و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند».
ما در جو تحقق این نشانه قرار داریم، این همان چیزیست که برای ما اهمیت دارد؛ اینکه گروهی از مردم از ایران حمایت یا با آن مخالفت می کنند، موضوع بحث ما نیست، این مسأله مربوط به کسانیست که به جستجوی این موارد میپردازند، اما من در مسیری تحقیق میکنم که مرا به امامم هدایت کند، با مسیرهای دیگر کاری ندارم.
این یک نشانه است، و اگر به آن اهمیت میدهم، بهاین خاطر است که مرا به سوی امامم هدایت میکند، به مسائل دیگر اهمیت نمی دهم.
«آنگاه آنچه خواستهاند به آنان داده میشود اما نمیپذیرند، تا اینکه قیام کنند، و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند، کشتههایشان شهیدند، اگر من آن زمان را درک میکردم، خود را برای امام زمان نگه میداشتم»
دو مسیر وجود دارد: مسیر مشرقی ها (ایرانی ها) که همه چیزشان را به امام زمان تحویل خواهند داد «و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند، کشتههایشان شهیدند».
مسیر دوم: مسیر امام باقر صلوات الله علیه که همان مسیر یمانی است (نگه داشتن خود برای امام زمان). من در اینجا درباره مسیر یمانی صحبت نمیکنم، چون قبلاً در قسمتهای پیشین سخن گفتم.
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi


أضف تعليقك