بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 5 / عبد الحلیم الغزی
عبد الحلیم الغِزّی :
سردرگمی شیعیان، بسیار شدید است و ما اکنون شاهد آن هستیم. این سردرگمی بهطور رسمی از زمانی آغاز شد که طوسی حوزه ملعونش را در نجف در سال 448 هجری تأسیس کرد، و این سردرگمی روز به روز بیشتر میشود. و هرگاه مرجعی طوسی مسلک و بَتری همراه با گمراهیاش از دنیا میرود، مرجعی جدید از همان قماش، با گمراهی بیشتر، جای او را میگیرد. و این همان چیزی است که تجربه کردهایم و از نزدیک لمس کردهایم، چه در زمان خودمان و چه هنگام بررسی تاریخ مرجعیت شیعه در طول قرون گذشته.
این کتاب “کافی”، جلد هشتم، از کلینی است که در سال 328 هجری درگذشت. این چاپ دار التعارف، بیروت – لبنان است، خطبهای است که امیر المؤمنین در مدینه ایراد کرده است. برایتان از صفحه 58 میخوانم، این خطبه شماره 22 است که در صفحه 57 آغاز میشود. روایت از امام صادق صلوات الله علیه است. فرمود: «امیر المؤمنین در مدینه خطبهای ایراد کرد» پیش از آنکه به عراق برود، او درباره شیعیانش سخن میگوید، نه درباره سایر مردم. میفرماید: «افسوس…» درباره آینده شیعیانش سخن میگوید، نه درباره روزگاری که در آن بود. در آن روزگار، تعداد شیعیان بسیار اندک بود. اما او درباره روزهای آینده سخن میگوید.
«افسوس می خورم از دست شیعیانم که چگونه در آینده…» در روزگار او، نیکان اندک بودند «افسوس می خورم از دست شیعیانم که چگونه در آینده یکدیگر را تحقیر خواهند کرد و چگونه یکدیگر را خواهند کُشت» ما این را به چشم دیدیم، دستکم در عراق پس از سقوط رژیم بعثی در سال 2003 میلادی، شاهد قتلهای خونین میان شیعیان بودیم که میان پیروان مقتدی صدر و پیروان محمد باقر حکیم رخ داد. عراقیها شاهد بودند که چگونه کسانی که میگفتند “ما شیعهایم” خون یکدیگر را می ریختند. قبرهای بی نامی که در عراق هستند و فقط شماره دارند، اینها قبرهای شیعیانی بودند که با سلاحهای شیعی کشته شدند، خونها میان صدریها و حکیمیها ریخته شد، و این خونها در شهرهای شیعهنشین عراق، جاری شد.
«افسوس…» این بدان معنا نیست که ماجرا فقط به همین مورد محدود میشود. من فقط مثالی آوردم، اگر تاریخ را بررسی کنیم، نمونههای بسیاری در تاریخ شیعه وجود دارد. و روزهای آینده نیز پر از کشتار میان شیعیان خواهد بود، این را احادیث به ما گفته اند.
«افسوس می خورم از دست شیعیانم که چگونه در آینده یکدیگر را تحقیر خواهند کرد و چگونه یکدیگر را خواهند کُشت» امیر همچنان درباره شیعیانش سخن میگوید که یکدیگر را میکشند «آنها در آینده از اصل دوری خواهند کرد» یعنی از امام زمان. و این همان چیزی است که رخ داده. هر گروهی از شیعیان گوسالهای (مرجع تقلید) را برگزیده و آن را امام خود قرار داده است. این وضعیت فعلی شیعه است که اکنون شاهد آن هستیم. امیر المؤمنین درباره همین اوضاع سخن میگوید.
«آنها در آینده از اصل دوری خواهند کرد و به فرع چنگ خواهند زد» برای خود مراجعی منصوب کرده اند و آنها را فرع نامیدهاند، اما در واقع با آنها همچون اصل رفتار میکنند «آنها در آینده از اصل دوری خواهند کرد و به فرع چنگ خواهند زد. آنان انتظار پیروزی از سمت نادرست دارند، هر گروه از آنها شاخهای را گرفته، و هر جا که شاخه خم شود، با آن خم میشوند».
گویی شاعر “دُرَید بن صمّ” درباره همینها سخن میگوید، گرچه در دوران جاهلیت این شعر را سراییده بود:
من از قبیله غَزِیّهام، اگر گمراه شود، من نیز با آن گمراه میشوم *** و اگر هدایت شود، من نیز با آن هدایت میشوم
«آنها در آینده از اصل دوری خواهند کرد و به فرع چنگ خواهند زد. آنان انتظار پیروزی از سمت نادرست دارند، هر گروه از آنها شاخهای را گرفته، و هر جا که شاخه خم شود، با آن خم میشوند».
تا آنکه امیر المؤمنین میفرماید: «به جانم قسم که سردرگمی شما پس از من، چند برابر سردرگمی بنیاسرائیل خواهد شد» امام قسم میخورد و میفرماید: «به جانم قسم»، سپس از “لام” تأکید و همچنین “نون” تأکید تشدید دار استفاده میکند. «ولعَمری» این قسم است «لیُضاعفنّ» همراه با “لام” تأکید و “نون” تأکید تشدید دار «به جانم قسم که سردرگمی شما پس از من، چند برابر سردرگمی بنیاسرائیل خواهد شد».
امام درباره زمان ما یعنی زمان غیبت سخن میگوید، زیرا در ادامه میفرماید: «وعده نزدیک شده، مدت پایان یافته، و ستاره دنباله دار از سمت شرق برایتان نمایان شده» همه اینها از نشانههای ظهور امام زمان است، سخن درباره زمان غیبت کبری است؛ در این غیبت «سردرگمی شیعه چند برابر سردرگمی بنیاسرائیل خواهد شد».
این چیز عجیبی نیست. ما در “غیبت” نعمانی صفحه 213 میخوانیم، حدیث شماره 9، با سند نعمانی از عُمَیره بنت نفیل، که گفت: شنیدم حسین بن علی صلوات الله علیه میفرماید: «ظهور رخ نخواهد داد تا آنکه از یکدیگر برائت بجویید» این همان چیزی است که اکنون انجام میدهیم؛ من شیعهام، از شیعهای دیگر برائت می جویم، و آنها نیز از من برائت می جویند و همینطور ادامه دارد «ظهور رخ نخواهد داد تا آنکه از یکدیگر برائت بجویید، و در صورت یکدیگر تف کنید، و به کفر یکدیگر شهادت دهید، و یکدیگر را لعنت کنید» این چیزی است که من و دیگران عملا انجام میدهیم؛ این حال و روز ماست.
عمیره بنت نفیل به امام حسین صلوات الله علیه گفت: در آن زمان خیری نیست. امام حسین فرمود: «تمام خیر در آن زمان است» چرا؟ آیا خیر در این است که یکدیگر را لعنت کنیم؟ قطعاً خیر در این نیست. امام حسین منظور دیگری دارد.
امام حسین: «تمام خیر در آن زمان است» آن خیر چیست، ای ابو عبد الله؟ امام حسین: «قائم ما قیام میکند و همه آن را از میان میبرد» ما در زمان نزدیک به ظهور هستیم. من درباره یکی دو سال سخن نمیگویم، چرا که به آن باور ندارم. این امر دست امام زمان است. اما من درباره این حقایق و رویدادها سخن میگویم که از سوی اهل بیت به ما رسیده، و از کتابهای حدیث اصلی و قدیمی و صحیحی که یقین داریم شامل احادیث اهل بیت است، برایتان میخوانم.
عمیره بنت نفیل گفت: شنیدم حسین بن علی میفرمود: «ظهور رخ نخواهد داد تا آنکه از یکدیگر برائت بجویید و در صورت یکدیگر تف کنید، و به کفر یکدیگر شهادت دهید، و یکدیگر را لعنت کنید» گقتم: در آن زمان خیری نیست. امام حسین فرمود: «تمام خیر در آن زمان است؛ قائم ما قیام میکند و همه آن را از میان میبرد».
چگونه شیعیان دچار این سردرگمی شدند؟ امام صادق برایمان از امیرالمؤمنین و از رسول خدا نقل می کند. درود و سلام خدا بر رسول خدا و بر امیر المؤمنین و بر امام صادق و بر همه امامان باد. «زمانی خواهد آمد که از قرآن جز نوشته آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند. به مردم مسلمان گفته میشود در حالی که از اسلام به دورند، مساجدشان آباد است، اما از هدایت ویراناند» آباد از نظر ساختمان. سردرگمی ما از اینجا نشأت می گیرد: «فقهای آن زمان، بدترین فقها هستند، فتنه از آنان برخاسته و به آنان بازمیگردد».
مشکل ما همین فقهاست. «فقهای آن زمان، بدترین فقها هستند، فتنه از آنان برخاسته و به آنان بازمیگردد».
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

