بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 5 / عبد الحلیم الغزی
عبد الحلیم الغِزّی :
این اشارهای گذرا است از اینکه تمام وقایع و رخدادهایی که پیشتر ذکر شد، در زمانی است که سلطه برنامه ابلیسی آشکار و شدید است، و روشنترین نشانه آن رسانههای گسترده و متنوعی است که در خدمت ابلیس هستند، در همه زمینه ها، در ظاهر امور و باطن آنها، چه در امور دینی و چه در امور دنیوی، در پوشش ما، خوراک ما، نوشیدنی ما، و در همه چیز مرتبط با زندگی ما، نهادهای دینی در همه ادیان، همان مراکز ابلیسی هستند که گمراهی و فساد را با شیوهای دینی و فریبنده منتشر میکنند. این حقیقت است. و دیگر چه؟ در همین حال، اختلاف جهانی در همه جا و در همه زمینه ها گسترش یافته، نمیخواهم وارد جزئیات شوم.
از کتاب “غیبت” نعمانی میخوانم، از صفحه 289، حدیث 67، حدیثی طولانی است که بخش مورد نیاز آن را می خوانم، از جابر جعفی از امام باقر صلوات الله علیه، از جمله سخنانی که امام باقر در این حدیث طولانی به جابر فرمودند، در حالیکه درباره برخی نشانه های عمومی ظهور سخن می گفتند: «و پیمان شکنان روم به شهر رمله خواهند آمد» پیش از این رویداد، رویدادهای زیادی رخ خواهند داد، اما نمیخواهم درباره آنها سخن بگویم «و پیمان شکنان روم خواهند آمد…» روم یعنی اروپاییها، غربیها، آمریکاییها، این اصطلاح بهدرستی بر آنها صدق می کند. تمام این ملتها و اقوام در آداب و تمدنشان به تمدن روم بازمیگردند. این موضوعی مفصل است که اکنون قصد پرداختن به آن را ندارم. فرهنگ و تمدن روم همچنان بر این ملتها حاکم است، تا همین لحظه.
«و پیمان شکنان روم به شهر رمله خواهند آمد» “رمله” ممکن است در فلسطین باشد یا در کشورهای دیگر، شهری به نام “رمله” در بسیاری از کشورهای عربی در منطقه خاورمیانه وجود دارد. «و پیمان شکنان روم به شهر “رمله” خواهند آمد، ای جابر، آن سال» از سالهای مرحله نشانه های عمومی است، اما در روزهای پایانی آن، زیرا نشانههای حتمی ظهور نزدیک شدهاند. «آن سال، ای جابر، سالی پر از اختلاف است در سراسر جهان، از سمت غرب. پس نخستین سرزمینی که ویران میشود، سرزمین شام است» و شام ویران شده است.
پس از این جزئیات «سپس سه گروه با یکدیگر اختلاف خواهند کرد: گروه اصهب، گروه ابقع و گروه سفیانی. سفیانی با ابقع رو در رو میشود، میجنگند، و سفیانی او و پیروانش را میکشد. سپس اصهب را نیز میکشد، و دیگر هیچ هدفی ندارد جز حرکت به سوی عراق» همان هدفی که یمانی و خراسانی نیز دارند، زیرا عراق مرکز رویدادهای مهم است. نمیخواهم تمام روایت و جزئیات فراوان آن را بخوانم، بلکه فقط میخواستم این بخش را ذکر کنم که درباره ویرانی شام و اختلاف در همه جا سخن میگوید. این یکی از روایات است.
اهل بیت به ما خبر می دهند در حدیثی طولانی از امام باقر است، حدیث از صفحه 262 آغاز میشود، حدیث شماره 13، از ابو بصیر از امام باقر صلوات الله علیه. به بخش مورد نیاز از سخن امام میپردازم:
امام میفرماید: «قائم قیام نمیکند مگر اینکه مردم در حال ترس شدید و درگیر زلزلهها و فتنه ها باشند» این زلزلهها، هم زلزلههای مادی هستند، و هم زلزلههای معنوی، زیرا سخن در سیاق ترس و فتنه آمده است. روایات درباره فراوانی زلزلههای زمینی نیز سخن گفتهاند اما اینجا صحبت درباره زلزله قلبها و زلزله جانهاست. «قائم قیام نمیکند مگر اینکه مردم در حال ترس شدید و درگیر زلزلهها و فتنه ها باشند، و بلایی مردم را فراگیرد، و پیش از آن طاعون باشد» روایات درباره دو نوع طاعون سخن گفتهاند: طاعون سفید، یعنی بیماری و اپیدمی، و طاعون سرخ، یعنی جنگ و خونریزی.
«قائم قیام نمیکند مگر اینکه مردم در حال ترس شدید و درگیر زلزلهها و فتنه ها باشند، و بلایی مردم را فراگیرد، و پیش از آن طاعون باشد، و شمشیری بُرنده میان عربها، و اختلاف شدید میان مردم در همه جا، و پراکندگی در دینشان، و دگرگونی در حالشان، تا آنجا که انسان صبح و شب آرزوی مرگ کند، از شدت درندگی مردم، و خوردن یکدیگر» و این خوردن، خوردن معنوی است، نه اینکه مردم یکدیگر را با دندان بخورند، بلکه درندگی مردم هنگامی است که ارزشها از بین می روند، و دیگر معنایی برایشان باقی نمیماند، و آداب کم کم از میان میروند. آداب و اخلاق تبدیل به تشریفات در برخی مناسبتها میشوند؛ و این همان چیزی است که اکنون در زندگی ما رخ می دهد.
«تا آنجا که انسان صبح و شب آرزوی مرگ کند، از شدت درندگی مردم و خوردن یکدیگر، پس ظهور امام زمان در زمانی خواهد بود که ناامیدی شدید از امکان وجود راه چاره فراگیر شده باشد» این همان افسردگی جهانی است که شروع به ریشه دواندن در همه نقاط جهان کرده است. آیا ما در این وضعیت زندگی نمیکنیم؟ دستکم درباره خودم و کسانی که میشناسم سخن میگویم؛ ما در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته زندگی میکنیم. اینجا در اروپا وقتی زندگی مردم را بررسی می کنیم، درباره خودم و امثال خودم سخن نمیگویم بلکه درباره خود اروپاییها سخن میگویم. این نتیجهگیری من نیست، بلکه خودشان درباره آن سخن میگویند، و این سخن در اینترنت موجود است.
افسردگی عمومی زندگی مردم اروپا و تمام جهان را فرا گرفته، زیرا الآن مردم فقط میخواهند زمان بگذرد. با زبان خود میگویند که زندگی دیگر طعمی ندارد. اینجا در انگلستان، در آلمان، در فرانسه، و در دیگر کشورهای اروپایی، اندیشمندان میگویند که دوران لذت و راحتی و رفاه رخت بربسته است. میگویند ما از زندگیمان لذت بردیم، آنهایی که در دهههای شصت، هفتاد و هشتاد میلادی زندگی کردند، میگویند اکنون زندگی ناامید کننده شده است، فرزندان و نوههای ما از زندگیشان لذت نخواهند برد. این سخن را یک نفر نمیگوید، و نه افراد ساده، این سخن بزرگان است، سخن اهل اندیشه، سخن اهل سیاست، سخن آگاهان از شرایطی که در جهان غرب و در دیگر کشورها جریان دارد.
افسردگی جهانی شروع به ریشه دواندن در همه نقاط جهان کرده است. موضوع به همینجا ختم نمیشود؛ این تنها آغاز کار است، روایات درباره افسردگی کُشنده سخن گفتهاند. درباره یأس و ناامیدی که بالاترین درجه افسردگی و فلاکت روانی است «پس ظهور امام زمان در زمانی خواهد بود که ناامیدی شدید از امکان وجود راه چاره فراگیر شده باشد. خوشا به حال کسی که او را درک کند و از یارانش باشد. و وای بر کسی که با او دشمنی کند، و با او مخالفت کند، و از دشمنانش باشد. هنگامی که ظهور می کند، با امری جدید و دستورالعملی جدید قیام خواهد کرد».
اشاره به دستورالعمل جدید در روایاتی که در قسمت گذشته خواندم آمده بود اینکه دستورالعمل جدید را محمد و علی صلوات اللهعلیهما به امام زمان تحویل خواهند داد. «هنگامی که ظهور می کند، با امری جدید و دستورالعملی جدید، و سنتی جدید، و قضایی جدید که بر عرب شدید خواهد بود، قیام خواهد کرد» زیرا عربها ناصبی اند. و به همین دلیل، ایرانی ها جایگزین عربها شدند و همانطور که لحظاتی پیش گفتم احادیثِ جایگزینی در کتابهای سنی فراواناند، تا حجتی بر آنان باشد.
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

