بحث مخصّص


بخشی از برنامه تلویزیونی ” الخاتمة ” – قسمت 102 / عبد الحلیم الغزی

عبد الحلیم الغِزّی :
باید به اسامی مدارس شیعی اشاره کنم: مدرسه اصولی یکی از این مدارس است، مدرسه اصولی در نجف در حال حاضر بر فضای دینی شیعه حاکم است و آنچه در مناطق مختلف سرزمین‌های شیعه منتشر شده، شاخه‌هایی از مدرسه اصولی نجف است.
ما مدرسه اصولی داریم، و آغاز این مدرسه به زمان شیخ طوسی بازمی‌گردد. اما اکنون مدرسه اصولی گسترده‌ترین مدرسه شیعه است، و همچنین این مدرسه دورترین مدرسه از خط مشی اهل بیت است، زیرا ترکیبی است از روش سندی رجالی بخاری، و اصول فقه شافعی و قواعد علم کلام معتزلی و تفسیر طبق روش عُمَری: “قرآن برای ما کافی است” نقضی آشکار بر بیعت غدیر، و این ترکیب بدترین ترکیبی است در تاریخ شیعه.
مدرسه اصولی دارای چندین گرایش است. برای مثال: گرایش وثاقت و گرایش وثوق. نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم، اما به‌طور کلی می‌گویم: گرایش وثاقت: کسانی هستند که به اسناد تکیه می‌کنند و به علم رجال بازمی‌گردند، این همان خط مشی بخاری خالص است.
اما گرایش وثوق: آن‌هایی هستند که به قرائن تکیه می‌کنند، مجموعه‌ای از قرائن، از جمله آنچه در اسناد آمده و آنچه در جزئیات علم رجال مطرح شده. اگرچه در ظاهر چنین می‌گویند، اما در نهایت و در عمل، به گرایش وثاقت بازمی‌گردند.
قطعاً مدرسه اصولی در برخی گرایش‌هایش فلسفه را به‌طور واضحی جذب کرده و ممکن است تصوف را نیز اضافه کرده باشد اما همه این گرایش‌ها زیر عنوان مدرسه اصولی قرار می‌گیرند.
اما مدرسه اَخباری یا اِخباری، شامل مدرسه اخباری محض است، مدرسه‌ای که به کتب حدیثی تکیه دارد بدون پاکسازی و ارزیابی مانند آنچه مدرسه دوم یا گرایش دوم انجام می‌دهد، یعنی مدرسه اخباری غیر محض. این تقسیم‌بندی‌ها میان علمای شیعه شناخته‌شده‌اند.
همچنین مدرسه عرفانی وجود دارد و در آن نیز گرایش‌هایی هست. من درباره مدرسه عرفانی حوزوی صحبت می‌کنم وگرنه صوفیان شیعه که به آن‌ها عرفا گفته می‌شود، گرایش‌ها و روش‌هایشان بسیار زیاد و متفاوت از یکدیگرند. از همین رو مدرسه عرفانی شیعه در فضای مدرسه اصولی شکل گرفت.
دو مدرسه یا دو گرایش عرفانی وجود دارد: مدرسه‌ حسین‌قلی همدانی که در عراق و در نجف شکل گرفت. همچنین مدرسه‌ای که در ایران پدید آمد، آن مدرسه قمی بود، مدرسه قاضی سعید قمی. هر مدرسه‌ای بزرگان، کتاب‌ها و ویژگی‌های خاص خود را دارد
و مدرسه شیخی نیز وجود دارد؛ مدرسه احمد احسائی. مدرسه شیخی یا احسائی که در آن گرایش‌هایی هست. در روزگار ما دو گرایش شناخته‌شده وجود دارد: گرایش احقاقی‌ها که مقر اصلی‌شان در کویت است و در نقاط مختلفی حضور دارند، حتی در کشورهای غربی نیز مراکز و مؤسساتی دارند.
همچنین گرایش کرمانی یا گرایش کریم‌خانی وجود دارد، که گاهی با عنوان رکنی‌ها یا مدرسه رکنی شناخته می‌شوند. مدرسه شیخی، هم از روش اصولی در فقه استفاده کرد و هم یک چیز جدید بنیان گذاری کرد که به “حکمت اهل‌بیتی” معروف شد، و بنیان‌گذار آن احمد احسائی است.
تأثیرپذیری او از فلسفه، تصوف و عرفان آشکار است اما مسیر خاص خود را برگزید. از همین رو، مدرسه اصولی از نظر اعتقادی با او مخالفت می‌کند اما از نظر فقهی و فتوایی با او مخالفت نمی‌کند، زیرا او نیز از روش بخاری و شافعی پیروی می‌کند. این همان روش اصولی در استنباط است.
این‌ها مدارس مشهور و شناخته‌شده در فضای شیعی ما هستند، اما موضوع فقط به این مدارس و گرایش‌ها محدود نمی‌شود. من درباره جزئیات صحبت نکردم، این سخنی اجمالی است.
همچنین مدرسه تفکیکی وجود دارد، که گاهی به مدرسه میرزا مهدی اصفهانی نامیده می‌شود، میرزا مهدی اصفهانی در سال 1365 هجری درگذشت. این مدرسه در شهر مشهد بنیان‌گذاری شد، برخی از بزرگان آن در قم، اصفهان و مناطق دیگر حضور دارند.
مدرسه تفکیکی، مدرسه‌ای است که نتایج حاصل از فلسفه و نتایجی که عرفا و فقهایی که در زمینه قرآن و حدیث تحقیق می‌کنند، به آن می‌رسند را از هم جدا می کند.
مدرسه گنابادی نیز وجود دارد، رئیس و بنیان‌گذار مدرسه گنابادی “سلطان علی‌شاه گنابادی” است، و این در واقع لقبی است که به او داده شده، وگرنه نام اصلی‌اش “محمد گنابادی” است، اما با این نام شناخته شده است: سلطان علی‌شاه گنابادی.
این یک مدرسه صوفی است که به‌طور آشکار، گسترده و بسیار عمیق تحت تأثیر خط مشی‌ای صوفی که به یک صوفی ایرانی تعلق دارد، قرار گرفته است به نام شاه نعمت‌الله ولی که در سال 820 هجری درگذشت، صوفی‌ای شناخته‌شده‌ای در ایران. برخی او را هم‌سطح ابن عربی می‌دانند. این‌گونه درباره‌اش می‌گویند. نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم. او در ایران مزاری شناخته‌شده دارد.
این مدرسه گنابادی ادامه‌ای از خط مشی شاه نعمت‌الله ولی است؛ خط مشی‌ای صوفی. و این شخص صوفی بود، نه کاملاً شیعه بود و نه کاملاً سنی. نعمت‌الله ولی میان آنچه نزد شیعه و سنی شناخته‌شده بود، ترکیب کرد و خط مشی خاص خود را پدید آورد. اما در نهایت نمی‌توان او را شیعه دانست.
مدرسه گنابادی نیز یکی از شاخه‌های مدرسه اصولی است و به‌طور آشکار و بسیار عمیق با خط مشی صوفی درآمیخته است.
می‌توانم بگویم این عناوین، برجسته‌ترین مدارس در فضای دینی شیعه هستند، البته گرایش‌ها و عناوین و مدارس دیگری نیز وجود دارند اما تأثیرشان به اندازه این عناوینی که به آن‌ها اشاره کردم نیست.
1- مدرسه اصولی با گرایش‌های مختلف
2- مدرسه اخباری با دو گرایش
3- مدرسه عرفانی اصولی با دو شاخه:
مدرسه حسین‌قلی همدانی و مدرسه سعید قمی
4- مدرسه شیخی با گرایش احقاقی و کریم‌خانی
5- مدرسه تفکیکی که مدرسه میرزا مهدی اصفهانی است
6- مدرسه گنابادی که به سلطان علی‌شاه گنابادی بازمی‌گردد که در سال 1327 هجری درگذشت.
اما خط مشی‌ای که من برگزیدم، هیچ ارتباطی با هیچ‌کدام از آن گرایش‌ها ندارد. من خود را اصولی، اخباری، عرفانی، شیخی، تفکیکی یا گنابادی نمی‌دانم.

———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

www.instagram.com/alghezzi_farsi

www.t.me/alghezzi_farsi