بخشی از برنامه تلویزیونی ” البيان الزهرائي 17 صفر 1447هـ ” / عبد الحلیم الغزی
عبد الحلیم الغِزّی :
زمانی که در احادیث مربوط به امام زمان صلوات الله علیه تأمل میکنیم، و در کتاب “غیبت نعمانی” میخوانیم، نعمانی که در سال 360 هجری قمری درگذشت، همان منبعی که لحظاتی پیش از آن برایتان خواندم، صفحه 316، حدیث 14 با سند نعمانی از حارث همدانی، جزو اصحاب خاص امیر المؤمنین، از امیر المؤمنین صلوات الله علیه نقل شده است در حالیکه در مورد امام زمان صحبت می کرد:
«امام مهدی، اقبَل، جعِد، و خالی در صورتش هست» “اقبل” یعنی خوش سیما و “جعد” یعنی موهایش لَخت نیست. اینها ویژگیهای جسمانیاند، که نمیخواهم بر آن ها تمرکز کنم. نکتهای که میخواهم به آن اشاره کنم اینجاست: «امام مهدی، اقبل، جعد، و خالی در صورتش هست، از سمت شرق خواهد بود».
«از سمت شرق خواهد بود» قطعا امیر المؤمنین صلوات الله علیه در اینجا درباره مکه و مدینه صحبت نمیکند، و درباره عراق هم صحبت نمیکند، او از شرق صحبت میکند. طبق فرهنگ اهل بیت، شرق یعنی ایران. به سخن دیگران کاری ندارم، من درباره فرهنگ اهل بیت با شما سخن میگویم، این موضوع از روشنترین مسائل است که “مشرق” ذکرشده در احادیث غیبت و ظهور، ایران است. مشرق یعنی ایران.
«او از سمت شرق خواهد بود» به جملهی بعدی با دقت نگاه کنید: «اگر چنین شود – یعنی امر او از شرق آغاز شود – سفیانی خروج خواهد کرد» یعنی اینکه امر امام زمان وجود خواهد داشت، ظاهر خواهد بود. من درباره شخص امام صحبت نمیکنم، بلکه درباره حرکت برنامه اش صحبت میکنم. حرکت زمینهسازی از مشرق آغاز خواهد شد، و پیش از سفیانی خواهد بود. به همین دلیل همیشه روی “روایت مشرقی ها” تاکید می کنم و اینکه قیام مشرقی ها مهمترین نشانه ظهور در فرهنگ مهدوی و در دین اهل بیت است.
پس زمینهسازی وجود دارد، و این زمینهسازی آشکار خواهد بود. این زمینهسازی، از شرق آغاز خواهد شد. همین موضوع بود که مرا واداشت تا خطاب به خراسانیها بگویم: ما را دریابید. خودتان را دریابید، و ما را نیز دریابید
بس است دیگر این همه سردرگمی که دور است از مسیر زمینهسازی ای که امام زمان میخواهد، بس است دیگر این همه سردرگمی! چرا که اگر این امر محقق نشود، همه چیز از بین خواهد رفت و تقدیر تغییر خواهد کرد. هنوز فرصتی که در روایات ذکر شده از دست نرفته است. اما شما ای خراسانیها، اگر همچنان سردرگم باقی بمانید، همانطور که در سالهای گذشته سردرگم بودید و هنوز هم هستید، همه چیزاز دست خواهد رفت.
آنان مشرقی ها هستند. در “غیبت نعمانی” از همان منبع، در صفحه 281، حدیث 50 “روایت مشرقی ها” که مهمترین روایت مربوط به برنامه زمینهسازی برای ظهور امام زمان با سند نعمانی از ابوخالد کابلی از امام باقر صلوات الله علیه:
«گویا قومی را میبینم که در شرق (ایران) قیام کرده اند» همینها پایهگذار زمینهسازی برای ظهور امام زمان هستند، که «امر او از سمت شرق خواهد بود» این سخن مربوط به پیش از ظهور و پیش از سفیانی است، همانطور که پیش تر اشاره شد.
«گویا قومی را میبینم که در شرق (ایران) قیام کرده اند، و حق را طلب میکنند اما به آنان داده نمیشود، سپس دوباره طلب میکنند و باز به آنها داده نمیشود، پس وقتی این را میبینند، شمشیرهایشان را بر شانههایشان میگذارند، آنگاه آنچه خواستهاند به آنان داده میشود اما نمیپذیرند، تا اینکه قیام کنند» این همان قیام مشرقی ها است.
«تا اینکه قیام کنند، و زمام امور را جز به امام زمان نمیسپارند، کشتههایشان شهیدند» تا این قسمت از روایت، درباره مسیر اول “انقلاب داغ” صحبت شده، یعنی قیام امام خمینی.
امام باقر ادامه میدهد و میفرماید: «اگر من آن زمان را درک میکردم، خود را برای امام زمان نگه میداشتم» این مسیر دوم است. از خراسانیها انتظار میرود .. من درباره همهٔ آنها سخن نمیگویم، بلکه طبیعیست که برخی میان آنها به دنبال مسیر بهتر بگردند، و از آنان انتظار میرود که به این مسیر بپیوندند. این انقلاب دوم است؛ “انقلاب نرم”. و به همین دلیل، در سخنان امام باقر از واژه “استبقاء” استفاده شده نه “ابقاء”، چرا که امام نگفت: «اگر من آن زمان را درک میکردم، از خودم نگهداری می کردم» بلکه فرمود: «اگر من آن زمان را درک میکردم، خود را برای امام زمان نگه میداشتم» “استبقاء” یعنی زمینهسازی. زمینهسازی برای نفس خود، برای دیگران و برای جامعه شیعیای که در آن زندگی میکنیم.
در حقیقت، دو انقلاب وجود دارد: یکی “انقلاب داغ” که در سال 1979 میلادی (1357 هـ ش) تحقق یافت، و دیگری انقلابی است که پس از آن خواهد آمد، انقلابی نرم و آرام، “انقلاب استبقاء” انقلابی برای ساخت اندیشه و عقل. روایات به ما گفتهاند که شهر قم از نظر اندیشه و اعتقاد حجتی بر مردم در امور دین خواهد بود.
سؤالی پیش می آید؛ از زمان “انقلاب داغ” تاکنون، گروههای زیادی از قم بیرون آمدهاند: گروهی بیرون آمدهاند که با جنگها و دخالت در امور کشورها مرتبط اند، از قم کسانی بیرون آمدند که احزاب، تشکیلات و میلیشیاها تأسیس کردند
از قم بسیاری از عمامهداران بیرون آمدند، و سخنوران متعددی روی صحنه ظاهر شدند، و از جمله این صداهایی که از قم بلند شد، همین صداییست که اکنون میشنوید؛ صدای “القمر” (به خودش اشاره می کند) این یک صدای قمی است، و این فرهنگی که در “شبکه ماهواره ی القمر” ارائه می شود، فرهنگی منحصر به فرد است. و این صدا، صدایی شیعی است که مشابهی در تاریخ شیعه ندارد.
و آن بخشی از مسیر رویدادها است در افقهای آشکار و نهانش. نمیخواهم وارد جزئیات همهچیز شوم.
افرادی هستند که مقدر شده است اثر عظیمی بر جای گذارند در ارتباط با برنامه بزرگ مهدوی. اثر عظیمی بر جای می گذارند و این اثر ممکن است مثبت باشد یا منفی.
آیا تعجبآور است که انقلاب شیعه در ایران صدای آن از پاریس بلند شود؟ آیا تعجبآور است که صدای زهرایی از شهر لندن برخیزد؟ آیا این عجیب است؟ اصلا هم عجیب نیست زیرا امور اینگونه رخ دادهاند و اینگونه رخ خواهند داد.
نجف، صدای بَتری در آن بلند شده، پرچمهای بَتری در نجف برفراشته اند، در زمان ما و در زمانهای آینده.
اما صدای “دین زهرایی” از شهر لندن و از اروپا طنینانداز میشود، از طریق “شبکه القمر”
تعجبآور نیست که صدای انقلاب شیعه ایران از پاریس برخیزد. امور اینگونه پیش رفتهاند و اینگونه پیش میروند.
همه این جزئیاتی که برایتان در این موضوع ذکر کردم، مرا به نکته چهارم میرسانند: خطابی به خراسانیها.
مشکل بزرگی در سالهای گذشته رخ داده است: رابطهی شما ای خراسانیها با شیعیان به درستی پایهریزی نشده است. بنابراین باید رابطهتان را با شیعیان به طور کلی، و به طور خاص با شیعیان عراق بازسازی کنید. این نکتهای بنیادین است و این امر باید بر اساس این ضوابط انجام شود:
اول: این رابطه باید عقیدتی باشد، دور از سیاست و آلودگیهای آن. این نکته بسیار مهمی است، اگر واقعاً درصدد زمینهسازی برای برنامه مهدوی هستید. پس رابطه باید کاملاً عقیدتی باشد، دور از سیاست و آلودگیهایش، وگرنه این خیانتی به امام زمان است.
دوم: نشانه بارز برای شناسایی دشمنان امام زمان صلوات الله علیه در زمان حاضر. اکنون، نشانهی بارز برای شناسایی آنها، اینکه مقایسه می کنند میان غزه و مظلومیت حضرت زهرا چه از میان مراجع، سخنرانان، رسانهنگاران، شعراء، روضهخوانها یا هر صنف دیگری باشند. آنهایی که غزه را با مظلومیت حضرت زهرا، و غزه را با کربلا، و غزه را با امام زمان مقایسه میکنند. از چنین افرادی حتما باید برائت جست و بر آنها لعنت فرستاد، مگر آنکه توبه کنند و به “دین زهرایی” اصیل بازگردند. اینگونه رابطهی صحیح با شیعیان شکل میگیرد، اگر بخواهیم از زمینهسازان برنامه عظیم مهدوی باشیم.
سوم: به شیعیان عراق مربوط می شود. آنان فاقد فرهنگ زهراییاند، به دلیل مقدس شمردن مراجع طوسی نجف و کربلا، همه آنها بدون استثناء مراجعی بَتری بسیار کثیفی هستند.
چهارم: مراجع طوسی در نجف و کربلا، مراجعی بَتری، ملعون و خائن هستند. این واقعیت آنهاست، و در عین حال، مراجعی به درد نخور، بیاثر، درمانده، عقبافتاده، ناموفق و سطحی هستند. و این را پیروانشان بهتر از دیگران میدانند. مقلدان آنها آرزو می کنند که مراجعشان اینگونه نبودند،اما آنها عیب های مراجعشان را توجیه می کنند. کار دیگری نمیتوانند بکنند!
مراجعی به درد نخور، بیاثر، درمانده، عقبافتاده، ناموفق، سطحی و فاسد تا بالاترین حد ممکن.
پنجم: مربوط به عراق و وضعیت سیاسی آن است: حشد الشعبی مطلقاً هیچ ارتباطی با برنامه عظیم مهدوی ندارد، نه از نزدیک و نه از دور بلکه یک موضوع سیاسی و دنیوی است، مبتنی بر منافع شخصی در درجه نخست و برگرفته از اندیشه “قطبی” ملعون. مگر آنکه حشد الشعبی، دین طوسی و قطبی را ترک کند و “دین زهرایی” اصیل را بپذیرد؛ آنگاه موضوع بحث تغییر خواهد یافت.
ششم: این نکته برگرفته از واقعیت زندگیمان در هر لحظه از لحظات حرکت تاریخ در این جهان است. نکته ششم: آن است که هیچ کشوری نمیتواند با نظام سیاسی جهانی مخالفت کند، بدون آنکه وارد چرخهای از مشکلات پیچیده شود، که مانع از ثبات و پیشرفت خواهد بود. بنابراین، مسیر پراگماتیستی (مصلحت گرایانه) در تأسیس روابط با دیگر کشورها مسیری مطمئن برای رسیدن به ثبات سیاسی در درجه اول، نظامی در درجه دوم و اقتصادی در درجه سوم است. ستیزهجویی سیاسی با کشورهای دیگر، ما را در وضعیتی قرار میدهد که دورترین حالت ممکن را از مسیر زمینهسازی برای برنامه امام زمان پیدا کنیم، حتی در ساده ترین مراتب این زمینه سازی.
اگر به آیات قرآن بازگردیم، مییابیم که ما را به صلح با همگان امر می کنند، در پرتو همین روابط پراتگماتیستی که درباره آن ها سخن میگویم
هفتم: عنوانش «ساعت صفر» است. باید بدانیم که ساعت صفرِ حرکت مهدویِ شیعی از طریق رخدادهای فتنه شامی در سوریه تشخیص داده میشود. در کتاب “غیبت نعمانی” همان نسخهای که لحظاتی پیش از آن برایتان خواندم، صفحه 318، حدیث 17 امام صادق صلوات الله علیه میفرماید: «هنگامی که سفیانی خروج کند…» البته خروج او پس از آن خواهد بود که برنامه زمینهسازی مشرِقی ها (ایرانی ها) کامل شود.
همانگونه که به شما گفتم، انقلاب نخست (انقلاب داغ) در روایت مشرقی ها به انجام رسیده و ما در انتظار انقلاب دوم (انقلاب نرم) مشرقی ها هستیم، این است “دین زهرایی” و فرهنگ زهرایی.
«هنگامی که سفیانی خروج کند، ارتشی به سوی ما و ارتشی به سوی شما میفرستد. پس اگر چنین شد…» ارتشی به سوی ما، یعنی به سوی حجاز، و ارتشی به سوی شما، یعنی به سوی عراق «هنگامی که سفیانی خروج کند، ارتشی به سوی ما و ارتشی به سوی شما میفرستد. پس اگر چنین شد با هر وسیله نقلیه به سوی ما بیایید» «ذَلول» یعنی چهارپایانی که سواری بر آنها آسان است، و «صَعب» یعنی چهارپایانی که سواری بر آنها دشوار است.
در کتاب “کافی” نوشته کلینی رضوان الله تعالی علیه، از جلد هشتم می خوانم، صفحه 210، حدیث 381 از امام صادق صلوات الله علیه: «و برای شما، سفیانی علامتی بسنده است» و در حدیثی دیگر، امام صادق به سدیر صیرفی میفرماید: «ای سدیر، در خانهات بمان و چون فرشی از فرشهای آن باش؛ آرام بگیر تا زمانی که شب و روز آراماند (خودت را درگیر نکن). پس اگر به تو خبر رسید که سفیانی خروج کرده است، به سوی ما بشتاب، حتی اگر پیاده باشد» اگر روایت پیشین که از “غیبت نعمانی” خواندم، به ما فرمان میداد که با هر وسیله نقلیه سفر کنیم، در اینجا روایت میگوید: با پای پیاده بیایید.
و در صفحه 219 همان کتاب “کافی”، حدیث شماره 412، امام صادق به فضلِ کاتب میفرماید: «ای فضل، همان جایی که هستی بمان تا سفیانی خروج کند» این، ساعت صفر است.
«ای فضل، همان جایی که هستی بمان تا سفیانی خروج کند. پس چون سفیانی خروج کرد، به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید، به سوی ما بیایید، و این امر حتمی است»
هشتم: مسئولیت عقیدتی نسلهای معاصر شیعه – نسل من و نسلهای بعد از من – بسیار بزرگتر از نسلهای پیشین است، به دلایل متعدد که مهمترینشان اینهاست: اول: همعصری با قیامِ مشرِقی ها (انقلاب داغ). این نسلها قیام مشرِقیِ نخست را درک کردهاند، همعصرِی قیام مشرِقی ها، قیامی که نشانه ای بسیار روشن و سرنوشت ساز برای ظهور است. از اینرو، مسئولیت این نسل ها سنگین تر است. دوم: سقوط حکومت بعثی مروانیان در بغداد و دوباره روی کار آمدن حکومت عباسی، و به دنبال آن تغییرات بزرگی که در منطقه ظهور رخ داده است. سوم: آشکار شدن فرهنگ زهرایی با تمام وضوح و شکوفاییاش، با وجود هزاران کتاب حدیث و هزاران کتاب علمای شیعه از آغاز غیبت کبری تا این لحظه، فرهنگ زهرایی جز از طریق “مؤسسه فرهنگی و رسانه ای القمر” در دوران ما پدیدار نشده است.
آشکار شدن فرهنگ زهرایی با تمام وضوح و شکوفاییاش، به شیوهای که در سراسر تاریخ غیبت کبری سابقه نداشته است، غیبتی که هنوز روزهای طولانیش را سپری می کنیم. آشکار شدن فرهنگ زهرایی و اثبات حقایق آن به وسیله آسانی ارتباطات ماهواره ای و اینترنتی امکان پذیر بوده است.
ما منتظر غرش صدای شما هستیم، ای زهرایی های خراسان، که پیش قراولانتان اندک اندک از ایران برمیخیزند و اعتقادات زهرایی – قمی خود را اعلام میکنند. اگر در این نسل نباشد، در نسل آینده ان شاء الله.
گویی روزی را می بینم که زهرایی های عراق و زهرایی های خراسان بر کرانه فراتِ اندوهگین جمع شده اند و بیعت صادقانهشان را به امام زمان صلوات الله علیه اعلام می کنند، آنگاه که ظهورش را میانِ رکن و مقام اعلام میکند، و زبانِ حالشان این است: ما زهرایی هستیم، ای بقیة الله، و عقلهایمان بیعت و تسلیم و انتظارند.
ما زهرایی هستیم، ای بقیةالله، و دلهایمان محبت و اشک و خونخواهیاند.
ما زهرایی هستیم، ای بقیةالله، و عشقمان کربلایی است. ما زهرایی هستیم، و عشقمان زهرایی است.
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi

