بخشی از برنامه تلویزیونی ” بانوراما الظهور المهدوي ” – قسمت 26 / عبد الحلیم الغزی
عبد الحلیم الغِزّی :
این کتاب «دلائل الامامة» نوشته محدّث طبری، از علمای شیعه در قرن پنجم هجری است، این نسخه مؤسسه البعثة در شهر مقدس قم چاپ شده است. قبلاً این حدیث را شرح دادم، اما آن را دوباره میخوانم تا شما را یادآوری کنم، به مضمون حدیث و ارتباط آن با موضوعی که دربارهاش صحبت میکنم، صفحه 455، شماره حدیث 435، حدیث از امام باقر صلوات الله علیه است، این حدیث طولانی است، اما من فقط بخش مورد نیاز را توضیح می دهم. قبلاً این حدیث را شرح دادم.
«سپس امام زمان وارد مسجد می شود» یعنی مسجد پیامبر، این حدیث در بخش قبلی با عنوان “مدینه و وقایع آن” آمده است. «سپس امام زمان وارد مسجد می شود و دیوار را تخریب می کند» دیواری که کنار قبوری است که آنها را نبش خواهد کرد «سپس امام زمان وارد مسجد می شود و دیوار را به طور کامل تخریب می کند، سپس ازرق و زریق را از قبر بیرون می کشد» ازرق ابوبکر است و زریق عمر، این عناوین در فرهنگ اهل بیت وجود دارد و محدود به این عنوان نیست. «سپس ازرق و زریق را از قبر بیرون می کشد» در حالی که جسدهایشان تازه است، با آنها سخن میگوید و پاسخ میدهند، در این هنگام منافقان دچار شک میشوند و میگویند: با مردگان سخن میگوید، سپس 500 نفر از آن ها را در داخل مسجد میکشد. سپس آن دو را با هیزمی که برای سوزاندن علی و فاطمه و حسن و حسین جمع کرده بودند، میسوزاند، آن هیزم نزد ما به ارث رسیده است، سپس قصر مدینه را ویران میکند» قصر مدینه همان مسجد پیامبر است که خلفا و پادشاهان و سلاطین آن را به قصر تبدیل کردند تا از آن استفاده کنند، این بنا را ویران خواهد کرد و آن را با معماریای که خدا میخواهد بازسازی خواهد کرد، البته بنای جدید مسجد عظیم تر و باشکوه تر خواهد بود.
روایت ادامه دارد: «سپس امام زمان به سوی کوفه حرکت می کند» این وقایع را امام باقر به صورت پیوسته ذکر کرده است زیرا میان آنها ارتباط وجود دارد، وگرنه حادثه بَتری های ملعون مربوط به بخش “عراق و وقایع آن” است؛(بَتری کسی است که از منزلت والای اهل بیت می کاهد ودشمنان آنان را بزرگ می شمارد).
«امام زمان به سوی کوفه حرکت میکند، سپس از داخل کوفه شانزده هزار نفر از بَتری ها خارج می شوند» اینها پیروان مذهب طوسی هستند «آنها تا دندان مسلح، قاریان قرآن، فقها در دین، پیشانیهایشان پینه بسته، آستین هایشان را بالا زدهاند، و نفاق بر آنان چیره شده است، همه میگویند: ای پسر فاطمه، برگرد، نیازی به تو نداریم. سپس شمشیر خود را می کشد و به آنان حمله می کند، در ناحیه پشت نجف، از عصر دوشنبه تا شب، و آنان را سریع تر از ذبح شتر میکشد، هیچ فردی از آنان نمیگریزد، و هیچ یک از یارانش آسیب نمیبیند، خونهای دشمنانش قربانی برای خداست. سپس وارد کوفه میشود و جنگجویان آن را میکشد تا خدا عز و جل راضی شود» این وضع مراجع نجف و کربلاست.
دیگر چه میخوانیم؟ این کتاب «منتخب الأنوار المضيئة» نوشته محدّث علی بن عبد الکریم نیلی از علمای عراق در قرن هشتم هجری، این نسخه، چاپ مؤسسه امام هادی صلوات الله علیه است، چاپ دوم سال 1430 هجری قمری، در شهر مقدس قم، صفحه 340، از ابوبصیر از امام باقر صلوات الله علیه:
«وقتی امام زمان به نجفِ کوفه برسد، قاریان (فقها) اهل کوفه به سوی او میآیند در حالی که قرآنها را به گردن و نوک نیزههایشان آویختهاند، میگویند: نیازی به تو نداریم ای پسر فاطمه، ما شما را آزمودهایم و خیری در شما نیافتیم، از همان جایی که آمدید بازگردید. سپس همه آنان را از دم به هلاکت می رساند».
در جلد 52 از «بحار الأنوار» اثر علامه مجلسی، چاپ دار احیاء التراث العربی، بیروت – لبنان، صفحه 343، بخشی از حدیثی طولانی را نقل میکنم که از امام جواد صلوات الله علیه روایت شده است، علامه مجلسی آن را از “تفسیر عیاشی” نقل کرده، که یکی از کتاب های حدیثی تفسیری ماست.
امام جواد صلوات الله علیه میفرماید: «گویا آنها را میبینم» یعنی امام زمان و یارانش، «گویا آنها را میبینم که از نجفِ کوفه بالا میروند، سیصد و اندی نفرند، گویا دلهایشان مانند قطعات آهن است، جبرائیل در سمت راست امام زمان و میکائیل در سمت چپ اوست وحشت و هراس پیش رویش به مدت یک ماه و پشت سرش به مدت یک ماه حرکت میکند» این همان جنگ روانی است که بسیار عظیم تر از جنگ فیزیکی می باشد. «وحشت و هراس پیش رویش به مدت یک ماه و پشت سرش به مدت یک ماه حرکت میکند، خداوند او را با پنج هزار فرشته عمامه سفید بر سر یاری میدهد» اینها همان فرشتگان جنگ بدر هستند «و وقتی به سوی نجف پیش می رود، به یارانش می گوید: امشب را به عبادت بگذرانید، پس آن شب را در حال رکوع و سجود سپری می کنند و به درگاه خداوند توسل می جویند و هنگام صبح می گوید: از مسیر نخیله برویم» نخیله، در زمان ما، همان منطقه کفل است «از مسیر نخیله برویم، در حالی که در اطراف کوفه، خندقی با استحکامات پیشرفته حفر شده» امروزه در اطراف نجف چنین خندقی وجود دارد که پیش از سال 2003 میلادی نبوده بلکه این خندق بعد از سقوط رژیم بعثی مروانی، و به قدرت رسیدن رژیم شیعی بَتری عباسی، احداث شد، «از مسیر نخیله برویم، در حالی که در اطراف کوفه، خندقی با استحکامات پیشرفته حفر شده. گفتم: خندقی با استحکامات پیشرفته حفر شده؟! گفت: به خدا قسم بله، تا اینکه به مسجد ابراهیم در نخیله برسد» که در زمان ما وجود دارد. «در آنجا دو رکعت نماز میگزارد، سپس از داخل کوفه مُرجئی ها به سوی او میآیند» همان مُرجئی هایی که قبلاً به آنان اشاره کردم. آنان همان بَتریها هستند؛ (بَتری کسی است که از منزلت والای اهل بیت می کاهد ودشمنانشان را بزرگ می شمارد).
«سپس افرادی از داخل کوفه، چه مُرجئی چه غیر مُرجئی از سربازان ارتش سفیانی، به سوی او می آیند» چرا؟ زیرا سفیانی در نجف مستقر شده. و این را از کتاب «غیبت طوسی» خواندم، متوفی در سال 460 هجری، این نسخه مؤسسه الأعلمی، بیروت – لبنان است، صفحه 279، با سند طوسی، از عمر بن أبان کلبی، از امام صادق صلوات الله علیه: «گویی فرستاده سفیانی تشکیلاتش را در میدان بزرگ کوفه گسترانده، و جارچی او فریاد می زند: هرکس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد، هزار درهم دریافت میکند، سپس همسایه به همسایه حمله می کند و فریاد می زند: این از آنان است، سپس گردن آن شیعه را میزند و پاداش را میگیرد» این است حال و روز نجف. آنان که گردن شیعیان علی را میزنند، همان مُرجئی ها که مقلد مراجع هستند، زیرا فرستاده سفیانی تشکیلاتش را در میدان بزرگ کوفه گسترانده و پایگاه خود را در مرکز شهر برپا کرده است. او دفتر خود را در آنجا قرار داده، زیرا احساس امنیت و آرامش میکند، چرا؟ چون مراجع تقلید با او بیعت می کنند و سپس شیعیان را نیز به بیعت با سفیانی وادار می کنند. روایاتی در این مورد در ادامه خواهد آمد.
«سپس افرادی از داخل کوفه، چه مُرجئی چه غیر مُرجئی از سربازان ارتش سفیانی، به سوی امام زمان می آیند، سپس امام به یاران خود میفرماید: تظاهر کنید که از آنها در حال فرارید» این یک ترفند جنگی است «سپس امام به یاران خود میفرماید: تظاهر کنید که از آنها در حال فرارید، سپس می فرماید: به آنها حمله کنید».
امام جواد فرمود: «به خدا قسم، هیچ یک از آنان زنده از خندق عبور نمی کند» تک تک آنها را سر می برند. لعنت خدا بر آنها باد. اینان مراجع نجف و پیروان و مقلدان هستند.
و همچنین در همان منبع، از امام سجاد صلوات الله علیه در صفحه 387 حدیث 204 می خوانیم، ابو خالد کابلی از امام سجاد صلوات الله علیه نقل میکند.
امام سجاد میفرماید: «سپس امام زمان حرکت میکند تا اینکه به قادسیه میرسد» مکانی در نزدیکی نجف «در حالیکه مردم در کوفه گرد آمدهاند و با سفیانی بیعت کردهاند» قادسیه منطقه ای است که در اطراف نجف است، و ممکن است به آن مناطق، اصطلاحاً “فرات میانه” گفته شود که در نزدیکی نجف قرار دارد.
«سپس امام زمان حرکت میکند تا اینکه به قادسیه میرسد، در حالیکه مردم در کوفه گرد آمدهاند و با سفیانی بیعت کردهاند» سفیانی شخصاً حضور ندارد بلکه نماینده او است که تشکیلاتش را در میدان بزرگ کوفه برپا کرده است و بیانیهای منتشر کرده که هرکس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد، هزار درهم دریافت میکند، و بَتریها و مُرجئی های نجف و کربلا برای قتل شیعیان علی می شتابند؛ شیعیان واقعی علی و آل علی، نه پیروان مراجع بتری ملعون. شیعیان عراق از طریق نماینده سفیانی یعنی فرمانده ارتش او که در نجف مستقر است، با سفیانی بیعت خواهند کرد.
«سپس امام زمان حرکت میکند تا اینکه به قادسیه میرسد، در حالیکه مردم در کوفه گرد آمدهاند و با سفیانی بیعت کردهاند» چه کسانی در کوفه و نجف گرد آمدهاند؟ شیعیان بصره، عماره، ناصریه، سماوه، دیوانیه، کوت، بغداد، بعقوبه، کربلا و نجف، همه آنان در کوفه گرد آمدهاند تا با سفیانی بیعت کنند، چون بی شک مراجع تقلید به آنها دستور دادهاند، آنها خودسرانه عمل نمی کنند، آنان خَرهای بیفکری هستند که فقط با چوب مراجع رانده می شوند. لطفاً “سند خریّت” را برایمان پخش کنید:
(سید کمال حیدری یک مرجع تقلید در قم، در جلسه درس می گوید:) من نمیخواهم نام کسی را بیاورم، یکی از مراجع بزرگ تقلید به من گفت: برای چه عجله داری؟
گفتم: نوبت مرجع شدن به من نخواهد رسید. گفت: «به تو می رسد، عجله نکن. مطمئنا سوار شیعیان می شوی و می گویی “بقش”».
به خدا قسم پنج سال پیش یکی از مراجع بزرگ دقیقا با همین الفاظ به من گفت: «عجله نکن، ببین دارم به تو چه می گویم، مطمئن باش که سوار شیعیان خواهی شد».
یعنی الاغه آقا می شینی، این مردم الاغن آقا می شینی، چی می گی به الاغ که حرکت بکنه؟ “بقش”.
“بقش” در عربی می شود “دیخ”. دقیقا همین را گفت. همه شما آن مرجع را می شناسید، نمی خواهم اسمش را بیاورم.
به عربی گفت: «سوار شیعیان می شوی همانطور که فلان مرجع بزرگ سوار آنها شد و به آنها گفت: “بقش”».
یکی از طلبه گفت: «دانش کلی دارد؟». کمال حیدری: «نه، دانش کلی نیست، این واقعیت شیعیان است، دارم می گویم به خدا قسم این واقعیت شیعیان است».
ادامه حدیث: «و مردم در کوفه گرد آمدهاند و با سفیانی بیعت کردهاند» این گفته امام سجاد صلوات الله علیه است.
حدیث شماره 205 از همان صفحه و همان منبع، از امام صادق صلوات الله علیه: «امام زمان پیش می رود تا به نجف برسد، سپس از کوفه ارتش سفیانی و دوستانش به سوی او بیرون میآیند» دوستانش چه کسانی هستند؟ مُرجئی ها، بَتریها. ارتش سفیانی از شام آمده، اما دوستانش چه کسانیاند؟ دوستانش در نجفاند، آنان مراجع نجفاند، حشد الشعبی مرجعیت و امثال آنها.
«امام زمان پیش می رود تا به نجف برسد، سپس از کوفه ارتش سفیانی و دوستانش همراه با مردم به سوی او بیرون میآیند» یعنی عموم شیعیان «و آن روز چهارشنبه است، پس امام آنان را فرا میخواند و حق خود را از آنان درخواست می کند و اعلام می کند که به او ظلم شده و حقش پایمال شده است، و میگوید: هر کس در خدا با من احتجاج کند، من سزاوارترین مردم به خدا هستم» تا پایان سخنش. حجتها را اقامه میکند و آنان را به منطق عقل و علم دعوت میکند.
در پاسخ میگویند: «از هر جایی که آمدهای بازگرد، نیازی به تو نداریم، ما شما را آزمودهایم و هیچ خیری در شما ندیدیم، سپس بدون جنگ پراکنده میشوند» امام به آنان فرصت میدهد اما آنان ملعون اند.
«پس چون روز جمعه فرا رسد، امام بازمیگردد، پس تیری میآید و مردی از “مسلمانان” را زخمی میکند» از مسلمانان یعنی از یاران امام.
این یعنی کسانی که با آنان روبرو میشوند از کافراناند، این سخن امام صادق است. اگر کسانی که با ارتش امام روبرو میشدند مسلمان بودند، امام میفرمود: تیری میآید و مردی از “یاران” امام را زخمی میکند. تا مطلب متمایز شود، اما امام چنین فرمود: «تیری میآید و مردی از “مسلمانان” را زخمی میکند» سفیانی کافر است، کافر به بیعت غدیر، و مراجع نجف نیز کافر به بیعت غدیرند، و پیروانشان نیز مانند آنان کافرند.
«پس چون روز جمعه فرا رسد، امام بازمیگردد، پس تیری میآید و مردی از مسلمانان را زخمی میکند و او را میکشد، پس گفته میشود که فلانی از یاران امام کشته شده، در آن هنگام امام زمان پرچم رسول خدا را برافراشته میکند». این همان پرچمی است که اگر برافراشته شود، بلا نازل میشود و شکست سنگین نصیب ارتشی که با آن پرچم روبروست می شود.
«امام زمان پرچم رسول خدا را برافراشته میکند، پس چون آن را برافراشت فرشتگان بدر بر او فرود میآیند، پس چون ظهر فرا رسد، باد به سود او وزیدن میگیرد، و خود امام بر آنان حمله میبرد» توجه کنید، در واقعه مکه امام به یارانش چه گفت؟
«من برای جنگ با آنان نمیروم زیرا من رحمت خدا هستم». اما اینجا خود او میجنگد.
«پس خود و یارانش بر دشمنان حمله میبرد، پس آنان فرار میکنند، سپس امام آنان را میکشد، تا اینکه دشمنانش را تعقیب و آنها را وارد خانههای کوفه کند، و جارچی او به سربازان ندا میدهد: هیچ فراری ای را دنبال نکنید و هیچ زخمی ای را نکشید» امام به آنان رحم میکند و با آنان همانگونه رفتار میکند که حضرت علی در جنگ جمل در بصره رفتار کرد.
روایتی هست که ابوالحسن مرندی در کتاب «نور الأنوار» نقل کرده، در واقع من منبع آن را نمیدانم، این روایت را در منابع قدیمیمان ندیدهام، اما مرندی آن را در کتاب «نور الأنوار» آورده، آن را برای شما نقل میکنم، دلیلی برای رد آن نمیبینم چون در همان سیاقی است که احادیث اهل بیت دربارهاش سخن گفتهاند، که در این قسمت و قسمت قبل برایتان خواندم.
در روایت مرندی چنین آمده:
«پس چون امام زمان از کربلا خارج شود و قصد نجف کند و مردم گرد او باشند، بین کربلا و نجف شانزده هزار فقیه را می کشد، پس منافقان اطرافش میگویند: او از فرزندان فاطمه نیست وگرنه به آنان رحم میکرد».
ای حرام زادگان! به او میگویند: «ای پسر فاطمه، از همان جایی که آمدهای بازگرد، نیازی به تو نداریم».
«پس چون وارد نجف شود و یک شب در آنجا بماند، از سمت نخَیله روبروی قبر هود و صالح…»
قبر هود و صالح در نجف معروف است «از سمت نخَیله روبروی قبر هود و صالح هفتاد هزار نفر از اهل کوفه به استقبالش میآیند تا او را بکشند».
اینها پیروان فقهایی هستند که امام زمان آنان را بین نجف و کربلا کشت، این ها مقلدان مراجع اند.
«می خواهند او را بکشند، سپس امام همه آنها را میکشد و هیچکس از آنان نجات نمییابد»
کشتارها و قتلها در عراق و برای شیعیان عراق خواهد بود، در سایر کشورها چنین چیزی رخ نمیدهد. همه دادهها و تمام روایات حاکی از این حقیقت اند.
———————–
ما را دنبال کنید :
www.youtube.com/@alghezzi_farsi


أضف تعليقك